تبليغاتX
همه جوره
همه جوره
نوشته شده در تاريخ شنبه سی و یکم شهریور 1386 توسط  |

پورت USB با نمایشگر LCD

تنوع Flash card  ها و پورت های USB بیشتر در نوع اتصال- متفاوت بودن پروتکل ها و همچنین حجم حافظه دیده میشود. این بار شرکتCoMo Gadget's توانست پورتی را به بازار عرضه کند که دارای صفحه نمایشگر LCD است. این نمایشگر به شما این امکان را می دهد که بتوانید عکس های متفاوت با حجم و فرمت دلخواهی را به عنوان لوگو انتخاب کرده تا بر روی نمایشگر آن نمایش دهد.مدل این پورت CM-1022 می باشد و دارای 4 گیگا بایت حجم حافظه است. منبع

نوشته شده در تاريخ جمعه سی ام شهریور 1386 توسط  |

چراغ راهنمایی برای کنترل
 ترافیک کامپیوتر 



 

یا تا حالا پیش آمده در حین کار با کامپیوتر کسی مزاحم شما شود؟این دستگاه چراغ راهنمایی برای کنترل ترافیک کامپیوتر شماست.این دستگاه برای کامپیوترهایی که از سیستم Mac استفاده می کنند طراحی شده است این امکان را به شما می دهد در هر لحظه رنگ چراغ آن را کنترل کنید و یکی از رنگها را روشن نمایید تا دوستان و خانواده مزاحم کار شما نشوند.
اطلاعات بیشتر
 

نوشته شده در تاريخ جمعه سی ام شهریور 1386 توسط  |

نوشته شده در تاريخ جمعه سی ام شهریور 1386 توسط  |
از ساعت مچی خود به عنوان یک قطب نما
استفاده کنید!
سلام
در سایت لایف هکر به پستی برخوردم که روشی را توضیح داده بود که شما می توانید از ساعت مچی خود به عنوان قطب نما استفاده کنید. این مطلب به نقل از این سایت آورده شده بود که ترجمه آن را در زیر مشاهده می کنید. بنابراین اگر دوست دارید از ساعت مچی خود به عنوان قطب نما هم استفاده کنید این مطلب می توانید برای شما مفید واقع شود.
برای این کار ابتدا همانطور که در شکل می بینید ساعت خود را روی کف دست خود قرار می دهید بطوریکه ساعت ۱۲ به سمت چپ باشد.حالا دست خود را چرخانده تا عقریه ساعت شمار رو به سمت خورشید قرار گیرد. اکنون مکانی بین عدد ساعت ۱۲ و عقربه ساعت شمار قطب جنوب را نشان می دهد. (مطابق شکل)



 

نکته مهم: اگر شما در نیمکره جنوبی هستید مکان بین عقربه ساعت شمار و عدد ساعت ۱۲ قطب شمال را نشان می دهد.
با این کار شما به راحتی و تنها با داشتن یک عدد ساعت مچی و یک عدد خورشید ! قطب ها را می توانید تشخیص دهید.

منبع: سایت لایف هکر و Wired

نوشته شده در تاريخ جمعه سی ام شهریور 1386 توسط  |

Mobin_s2004@yahoo.com

Mobin_s2004@yahoo.com

 

29 شهريور / 20 سپتامبر

Mobin_s2004@yahoo.com
29 شهريور ماه هجري خورشيدي
Mobin_s2004@yahoo.com
دولت ايران و كشتي دو ـ بادبانه

تاريخ كشتي سازي و دريانوردي نشان مي دهد كه در آستانه پاييز (اواخر سپتامبر) سال 442 پيش از ميلاد، اردشير يكم (به نوشته مورخان يونان باستان: اردشير درازدست) شاه وقت ايران از دودمان هخامنشيان اعتبار لازم براي ساختن كشتي دو ـ بادبانه را از خزانه دولت در اختيار كشتي سازان فنيقي (سوري ـ لبناني) قرارداد تا در كارگاههاي كشتي سازي (شيپ يارد) بندر صور (تير) چنين كشتي هايي را بسازند. اردشير اين تصميم را هنگامي اتخاذ كرد كه اطلاع يافته بود مهاجران يوناني مقيم جنوب ايتاليا سه سال پيش از آن (سال 450 پيش از ميلاد)، اين نوع كشتي را اختراع كرده بودند كه نياز به پاروزن نداشت و در خلاف جهت وزش باد هم مي توانست حركت كند، زيرا كه بادبان (Mast) بزرگتر باد را مي گرفت و با فشار زياد به بادبان كوچكتر پس مي فرستاد و كشتي در خلاف جهت باد حركت مي كرد. چهار سال طول كشيد تا فنيقي ها (در آن زمان از اتباع ايران) كشتي دو ـ بادنانه براي ايران ساختند. اين كشتي ها در فاصله زماني ميان صلح ايران با اتحاديه يوناني ها و آغاز جنگ پلوپونز (جنگ داخلي يوناني ها) آماده شدند كه دولت ايران تعدادي از آنها را در اختيار اسپارت قرار داد تا آتني ها را بشكند و با اين مداخله، مورخان يوناني در تاليفات خود ايران را «امپرياليست» لقب دادند كه اين اصطلاح از همان زمان باقي مانده و دولت هاي برتري طلب و مداخله گر با آن صفت خطاب مي شوند.

 

سازش ايران و عثماني بر سر بغداد

سلطان مراد چهارم كه يك سال پس از مصالحه بر سر بغداد درگذشت

20 سپتامبر سال 1638 ميلادي مراد چهارم سلطان عثماني كه بغداد را به محاصره گرفته بود از نيروهاي ايراني مدافع شهر خواست كه تسليم شوند كه فرمانده اين نيروها درخواست سلطان عثماني را رد كرد و تاكيد كرد كه جنگ دفاعي خود را تا آخرين نفر ادامه خواهد داد و سه ماه روي اين تعهد خود ايستادگي كرد. سرانجام سلطان عثماني كه اصرار داشت همه سرزمينهاي عربي را تصرف كند و وجود نيروهاي ايراني را در بغداد سدي در برابر اين هدف خود مي ديد از طريق سياسي وارد عمل شد و روز 24 دسامبر سال 1638 ضمن قراردادي با شاه صفي، تعهد سپرد كه اگر بغداد از نيروهاي ايراني تخليه شود، وي شهر "ايروان" را به عنوان جزئي از قلمرو ايران به رسميت خواهد شناخت و تعرض ديگري به قفقاز نخواهد كرد. و در پي امضاي اين قرارداد بود كه شاه صفوي از اصفهان به فرمانده پادگان بغداد اطلاع داد كه شهر را ترك گويد و با نيروهاي خود به همدان منتقل شود.

 

پيش بيني مارگارت تاچر در آستانه جنگ عراق با ايران

تاچر

بيستم سپتامبر 1980 و در آستانه حمله نظامي تمام عيار عراق به ايران، احتمال اين جنگ در ديدار مارگارت تاچر نخست وزير انگلستان با وزير امورخارجه كابينه اش مطرح و بررسي شد. تاچر در صفحه 91 كتاب خاطرات خود درباره اين ملاقات نوشته است: به وزير امور خارجه گفتم كه در اين نظر كه ايران در مدتي كوتاه از پاي درخواهد آمد شريك نيستم و دليل آوردم كه ايران داراي يك نيروي هوايي موثر است، مردمي مقاوم دارد و ارتش فروپاشيده آن در جريان انقلاب، در اندك مدتي تمركز خواهد يافت و دست به حمله متقابل خواهد زد. ارزيابي و محاسبات صدام حسين از فروپاشيدگي ارتش ايران درست نيست زيرا كه افراد و سلاحهاي اين ارتش باقي هستند و .... هشت سال بعد نظر من تاييد شد زيرا كه عراق جز در هفته هاي اول جنگ پيشرفتي نداشت و مقروض و زمينگير شد.

Mobin_s2004@yahoo.com
20 سپتامبر ميلادي
Mobin_s2004@yahoo.com
زادروز اسكندر

20 سپتامبر سال 356 پيش از ميلاد زاد روز اسكندر مقدوني است كه در 20 سالگي در پي ترور پدرش فيليپ دوم كه موفق به تصرف همه يونان شده بود جانشين او گرديد. اسكندر كه در نوجواني شاگرد ارسطو بود ، در 16 سالگي يك سوار جنگي بنام بود. وي تا 32 سالگي كه در بابل (عراق جنوبي) درگذشت تمامي خاورميانه و آسياي جنوبي و ميانه را متصرف شده بود. پاره اي از مورخان سال تولد او را 357 ذكر كرده اند.

 

انقلاب فرانسه طلاق را آزاد كرد

مجلس ملي فرانسه در دوران انقلاب اين كشور در جلسه 20 سپتامبر سال 1792 خود "طلاق" را در آن كشور آزاد كرد. فرانسه يك كشور كاتوليك مذهب است و طلاق در مذهب كاتوليك و ازدواج مجدد ممنوع بوده است، كه انقلاب فرانسه اين سد را به صورت مدني آن شكست. دويست و ده سال طول كشيد تا ساير كشورهاي كاتوليك مذهب از جمله اسپانيا، ايتاليا و ممالك آمريكاي لاتين و ايرلند طلاق را طي شرايط سختي به تدريج آزاد كرده اند. با وجود اين كليساي كاتوليك هنوز طلاق را مطابق شرع نمي داند و بر آن صحه نمي گذارد.

برخي ديگر از رويدادهاي 20 سپتامبر

622:   طبق تقويم ميلادي، در اين روز حضرت محمد (ص) به شهر يثرب (مدينه) مهاجرت كردند كه مبداء تقويم هجري قرار گرفته است.

1664:   دولت مهاجر نشين انگليسي « مريلند » آمريكا ازدواج زنان سفيد پوس با سياهپوستان را غير قانوني و ممنوع اعلام داشت.

1797:   يك كشتي جنگي از نوع "فري گيت" به نام "كانستيتوشن" در بندرگاه بوستون آمريكا به آب افكنده شد كه هنوز نگهداري مي شود و قادر به دريا پيمائي و شليك توپ است. اين كشتي در جنگ با انگلستان يك كشتي انگليسي را غرق كرد.

1945:   پس از شكست آلمان در جنگ جهاني دوم، بيستم سپتامبر 1945 دولت آمريكا به عنوان يكي از فاتحان جنگ و اشغال كنندگان آلمان، آن گروه از مهندسان موشك سازو اتمي اين كشور را كه به دست آورده بود از جمله مهندس "فون براون" را به آمريكا انتقال داد كه براي اين كشور موشك بسازند و به اين كار هم موفق شدند. پس از سقوط آلمان، بر سر سرقت دانشمندان موشكي ـ اتمي اين كشور ميان فاتحان رقابت شديدي به چشم مي خورد.

نوشته شده در تاريخ جمعه سی ام شهریور 1386 توسط  |

این پیام که چندروزیست به دست فرهنگ دوستان رد و بدل می شود نوشته ای کوتاه و قابل ستایشی است:

ایمیل ارسالی
• در تصاویر حكاكی شده بر سنگهای تخت جمشید هیچكس عصبانی نیست.

• هیچكس سوار بر اسب نیست. هیچكس را در حال تعظیم نمیبینید.

• هیچكس سر افكنده و شكست خورده نیست.

• هیچ قومی بر قوم دیگر برتر نیست و هیچ تصویر خشنی در آن وجود ندارد.

• از افتخارهای ایرانیان این است كه هیچگاه برده داری در ایران مرسوم نبوده است در بین صدها پیكره تراشیده شده بر سنگهای تخت جمشید حتی یك تصویر برهنه و عریان وجود ندارد

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیست و نهم شهریور 1386 توسط  |

رنگ زندگي
 


نویسنده: سيد احمد زرهاني
تعداد صفحات: 104
قيمت: 1000 تومان
شابک: 6-146-506-964
قطع: رقعي
نوبت چاپ: اول: 1385
شمارگان: 2200

معرفی کتاب: رنگ زندگي، داستاني است در 10 بخش، با عناويني مانند موافقت اصولي، يك مرد و دو حزب، جنگ رواني، تبليغات مدرن، كاسه‌اي زير نيم‌كاسه، چه كسي آدم‌رباست؟ بيگانه‌اي در خانه، تدبير كله‌گنده‌ها، خط سوم و پنجره.
اين كتاب درباره زندگي زن و مردي به نام‌هاي منيژه و سعيد است. سعيد انساني صادق و ساده است كه بي‌تكلف زندگي مي‌كند و همين بي‌تكلفي باعث‌شده ثروت و مقامي نداشته باشد، اما منيژه همسر او از اين وضع خسته است. او شوهر پولدار و معروف مي‌خواهد. بنابراين به سعيد مي‌قبولاند كه مي‌تواند مرد فوق‌العاده‌اي بشود. سعيد چندان به اين حرف‌ها اعتقادي ندارد، اما مجبور است به خاطر رضايت همسرش، دست به هر كاري بزند. منيژه براي معروف شدن سعيد يك فكر فوق‌العاده در سر دارد. زمان برگزاري انتخابات رياست‌جمهوري است. از بين صد و ده نفر كانديدا، دو نفر به رياست‌جمهوري نزديك‌ترند. منيژه سعيد را ترغيب مي‌كند با اين دو طرح دوستي بريزد.
رنگ زندگي، 104 صفحه دارد و در قطع رقعي منتشر شده است.

نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و هفتم شهریور 1386 توسط  |

Mobin_s2004@yahoo.com

Mobin_s2004@yahoo.com

 

27 شهريور / 18 سپتامبر / 6 رمضان

Mobin_s2004@yahoo.com
27 شهريور ماه هجري خورشيدي
Mobin_s2004@yahoo.com
تصميم تزار به تصرف قلمرو ايران در قفقاز

الکساندر اول

الكساندر يكم تزار روسيه، در دومين سال سلطنت خود به فکر جهانگشايي در جنوب و شرق آن كشور افتاد و در جلسه 18 سپتامبر سال 1802 ژنرالهاي خود، موضوع را مطرح ساخت. در مرحله نخست، هدف تزار تصرف گرجستان و قسمت هاي ديگري از قفقاز و نيز همه آلاسكا و غرب كاناداي امروز و شمال غربي ايالات متحده بود. در اين جلسه، تزار علاقه مندي زيادي به پيشروي در مركز اروپا نشان نداد. در اروپاي مركزي، الكساندر يكم گاهي با ناپلئون در حالت جنگ و زماني در وضعيت صلح بود. الكساندر يكم 23 مارس سال 1801 پس از قتل پدرش «پل»، تزار روسيه شده بود.
     در اجراي تصميم 18 سپتامبر 1802 تزار، ژنرال «سي سيانوف» شهر تفليس را كه در قلمرو ايران بود تصرف كرد و چندي بعد پيشروي خود را به سوي جنوب دنبال كرد كه منجر به آغاز جنگ اول ايران و روسيه در سال بعد شد. سي سيانوف سپس به خواست ايران، با طرح نقشه اي كشته شد كه ژنرالهاي بعدي موفق شدند هدفهاي تزار را تامين كنند و سرانجام در سال 1828 مرز جنوبي امپراتوري روسيه در غرب درياي مازندران، رود ارس تعيين شد.
     دو جنگ معروف روسيه با ايران در زمان پادشاهي فتحعليشاه قاجار روي داده بودند. اين پادشاه مغول تبار و دولت او به سبب بي اطلاعي از اوضاع و تحولات جهان و نداشتن مهارت در ديپلماسي تازه، دستاويز قدرت هاي اروپايي (انگلستان، فرانسه و روسيه) شده بودند. به علاوه، شخص فتحعليشاه ذاتا مردي خسيس بود و اين خصلت او وسيعا به زيان وطن ما تمام شد.

 

 روز بزرگداشت استاد سيد محمد حسين شهريار و روز شعر و ادب فارسي

27 شهريور - «استادمحمدحسين شهريار» بزرگترين غزل سراي معاصرايران بدرودحيات گفت و در«مقبره الشعراء» تبريز بخاك سپرده شد. ايام كودكي استاد شهريار مقارن با انقلاب مشروطه بود. او پس از تحصيلات متوسطه ؛ در دارالفنون تهران به تحصيل دررشته طب مشغول شد اما بعدازچندسال اين رشته را رهاكرد و به زادگاهش تبريز بازگشت . استادشهرياردر23سالگي نخستين مجموعه شعرخودرامنتشركرد . وي درانواع قالبهاي شعري اعم از غزل، قصيده، قطعه، رباعي و حتّي به شيوه شعرنونيز شعرسروده است. اما بيشتراشعارش درقالب غزل است. ديوان اشعار و منظومه زيباي حيدربابايه سلام به زبان تركي ازمعروفترين و زيباترين آثار استاد محمدحسين شهريار بشمار ميروند.

 

 آغاز عمليات شهيد مدني

27 شهريور 1360 - ارتش جمهوري اسلامي و سپاه پاسداران انقلاب اسلامي عمليات شهيد مدني رادرمنطقه عملياتي سوسنگرد آغاز كردند. درعمليات شهيد مدني قواي اسلام بيش از2كيلومترمربع پيشروي كردند و ضربات سختي بر ارتش عراق وارد آوردند.

 

 آغاز عمليات« ظفر1»

27 شهريور 1366 - عمليات« ظفر1» را  نيروي زميني سپاه پاسداران انقلاب اسلامي آغازكردند. عمليات ظفر1 درمنطقه عملياتي دهوك و استان سليمانيه اجراء شد . هدف ازاجراي اين عمليات منحدم كردن مراكز نظامي دشمن دروسعتي حدود30كيلومترمربع بود . درعمليات ظفر1 پايگاههاي حفاظتي دشمن در سليمانيه ؛ مقرگردان 19خفيفه و دهها دستگاه تانك و نفربر ارتش عراق منهدم شد.

Mobin_s2004@yahoo.com
18 سپتامبر ميلادي
Mobin_s2004@yahoo.com
نخستين امپراتور خوب روم

نروا

نروا

 18سپتامبر سال 96 ميلاديدر پي ترور دوميتيانDomitian امپراتور روم به دست «بادي گارد» سابق برادر زاده اش (ژوليا دختر تيتوس)، سناي روم «ماركوس نرواMarcus Cocceius Nerva» 68 ساله را به عنوان امپراتور تازه انتخاب كرد. مورخان، نروا را يكي از پنج امپراتور خوب روم بشمار آورده اند، زيرا كه وي اموال مصادر شده از سالهاي قبل و حتي دهها سال پيش از امپراتور شدنش را به صاحبان آنها و يا وراثشان پس داد، اعلام كرد كه طرحهاي دولتي را قبلا به اطلاع مردم خواهد رساند تا در «فوروم» درباره آنها بحث كنند، ماموران او نتيجه اين بحث ها را به اطلاعش برسانند و سپس به اتفاق سنا درباره آنها تصميم بگيرد. وي همچنين اعلام كرد كه متهمان سياسي و افرادي كه مورد سوء ظن خيانت به كشور قرار مي گيرند نبايد تا به آوردن سند و مدرك قابل قبول بازداشت شوند. وي كه داراي فرزند نبود، به پيشنهاد افسران ارتش، ژنرال تراژان را به فرزند خواندگي پذيرفت كه پس از او امپراتور شد و در جنگ سال 117 با ايران جان سپرد (بيشتر مورخان نوشته اند كه در جنگ منطقه «هاتراHatra» زخمي شد و درگذشت و برخي ديگر مرگ او را بر اثر گرما و خستگي در ميدان جنگ و بيهوشي ناشي از آن نوشته اند كه به نظر درست نمي آيد). هادريان جانشين تراژان از همه دعاوي روم نسبت به قلمرو ايران صرفنظر كرد تا صلح ميان دو امپراتوري برقرار شود. اختلاف بر سر تعيين رئيس دولت ارمنستان، جنگ تراژان با خسرو شاه اشكاني ايران شده بود.
    

 

كره اي هاي كشتي زره دار ساختند و ژاپني ها شكست دادند

 16 سپتامبر سال 1597 يي سون ـ سينYi Sun _ Sin، درياسالار كره، با 12 كشتي اختراعي خود معروف به سنگ پشتKobukson
133 كشتي مهاجم ژاپني ها را شكست داد. در اين جنگ دريايي 31 كشتي ژاپني غرق شدند. ژاپن از دير زمان درصد تصرف كره و از اين طريق تصرف قسمتي از خاك چين بود. كره تا دهه اول قرن بيستم از متحدان و وابستگان چين بود كه پس از پيروزي ژاپني ها بر روسيه در جنگ سالهاي 1904 ـ 1905 كره را هم متصرف شدند كه تا 1945 در كنترل آنها بود. كشتي هاي اختراعي درياسالار يي سون پوشش پولادين داشتند و به اين ترتيب كره اي ها نخستين كساني هستند كه زره دار دريايي ساختند و در جنگ از آن استفاده كردند. عكس، المثناي زره دارهاي كره اي سال 1597 را نشان مي دهد كه مهندسان كره اي اخيرا با استفاده از طرحهاي يي سون آنها را به منظور نمايش ساخته اند. يي سون پس از پيروزي بر ژاپني ها لقب قهرمان ملي همه كره را به دست آورد.
    

 

تصرف فلسطين توسط انگليسي ها

18 سپتامبر 1918 حمله تازه نيروهاي انگليسي به فرماندهي ژنرال "آلن بي Allenby" به اعماق فلسطين، پس از پيروزي آنان در جنگ "مجيدو" آغاز شد كه در اين حمله، اين نيروها تا 23 سپتامبر شهرهاي "ناصره" و "حيفا" را تصرف كردند. در آن زمان فلسطين قسمتي از قلمرو عثماني بود و عثماني ها از آن دفاع مي کردند. همين نيروهاي انگليسي اول اكتبر 1918 شهر دمشق را هم متصرف شدند و در اينجا هفت هزار سرباز عثماني را به اسارت گرفتند. بيت المقدس (اورشليم) نيز يازدهم دسامبر 1918 به تصرف انگلستان درآمد که از اين شهر به مدت 30 سال بر فلسطين حکومت کردند. تصرف فلسطين توسط انگليسي ها آغاز مسئله اي شده است كه هنوز ادامه دارد و هر روز هم بر پيچيدگي آن افزوده مي شود.
     عثماني در جريان جنگ جهاني اول از متحدان آلمان بود كه باشكست آلمان، امپراتوري عثماني نيز كه خود را جانشين امپراتوري عباسيان مي دانست پس از قرنها از ميان رفت.

 

زادروز نيويورك تايمز

18 سپتامبر (روزي چون امروز) در سال 1851 «نيويورك ديلي تايمز» كه توسط جاروس ريموند Jarvis Raymond تاسيس شده بود كار انتشار خود را آغاز كرد كه بعدا به نيويورك تايمز تغيير نام داد. ريموند در سال 1856 با تني چند از ناشران روزنامه هاي آمريكا، خبرگزاري اسوشيتدپرس را تاسيس كرد. در قرن نوزدهم، سالها بهاي هر نسخه نيويورك تايمز در تكفروشي ها دو پني (دو صدم يك دلار = 19 تومان) بود. اين روزنامه در سال 1896 توسط «آدولف اوكس Adolph Ochs» كه در آمريكا در يك خانواده از مهاجران يهودي آلماني به دنيا آمده بود خريداري شد و همچنان در دست اين خانواده است. نيويورك تايمز اينك مالك چند رسانه ديگر از جمله بوستون گلوب ونيويورك هرالد تريبيون و راديو تلويزيون است.

برخي ديگر از رويدادهاي 18 سپتامبر

1739:   امپراتوري اتريش كه توان ادامه جنگ با عثماني را نداشت به انعقاد قرارداد تسليم شهر بلگراد به عثماني تن داد.

1759:   شهر فرانسوي نشين «کوبک Qu,bec » در كانادا به تصرف نيروهاي انگليسي درآمد ولي از آن زمان تاكنون، مردم ايالت كوبك كه زبان و فرهنگ فرانسه را حفظ كرده اند همچنان خواهان استقلال هستند.

1810:   شيليايي ها روز اعلام استقلاخود ( 18 سپتامبر 1810 ) را - گرچه اين استقلال بعدا تحقق يافت " روز ملي " اعلام کردند.

1850:   كنگره آمريكا قانون «بردگان فراري» را تصويب كرد. طبق اين قانون اگر ماموران پليس در دستگيري بردگان فراري و بازگرداندن آنان به صاحبانشان كوتاهي كنند به هزار دلار جريمه نقدي و چنانچه مردم به اين فراريان پناه دهند هركدام به شش ماه زندان و هزار دلار جريمه نقدي محكوم مي شدند. در آن زمان، دلار به صورت سكه طلا بود. سبب تصويب اين قانون اين بود كه بردگان سياه از ايالات جنوبي (برده دار) فرار مي كردند و به ايالات شمالي كه برده داري را لغو كرده بودند پناه مي بردند.

1906:   يك توفان دريايي( از نوع سونامي) ده هزار تن از ساكنان هنگ كنگ را بي جان ساخت.

1919:   يک توفان دريايي که از خليج مکزيک برخاسته بود در سواحل جنوبي ايالات متحده 280 تن را کشت. توفانهاي دريايي هر سال در اواخر تابستان و نيز پاييز به سواحل جنوبي و شرقي ايالات متحده وارد مي شوند.

1926:   توفان دريايي 250 تن را در منطقه ميامي ايالت فلوريداي آمريکا بي جان ساخت.

1927:   سي بي اس ( كلمبيا برادكستينگ سيستم) در نيويورك آغاز بكار كرد كه با «ان بي سي» و «ا.بي. سي» سه شبكه بزرگ راديو تلويزيوني آمريكا هستند. اخبار سي بي اس بيطرفانه تر تنظيم مي شود.

1934:   شوروي كه سالها با عضويت آن اتحاديه در جامعه ملل مخالفت مي شد به عضويت اين جامعه درآمد.

1942:   كمپاني سخن پراكني كانادا (سي بي سي) آغاز بكار كرد.

1939:   يک زير دريايي آلماني ناو هواپيمابر انگليسي Courageous را در اقيانوس اطلس غرق کرد و دست کم 500 تن کشته شدند.

1949:   ارزش برابري پاوند انگلستان 30 درصد پايين آمد كه سرآغاز سقوطهاي سياسي و اقتصادي ديگري بود كه در پي آن آمد.

1980:   "کاترين آن پورتر" داستان نگار آمريکايي در 90 سالگي درگذشت.

نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و هفتم شهریور 1386 توسط  |

نوشته شده در تاريخ جمعه دوم شهریور 1386 توسط  |

سعدي


درباره سعدي چه مي‏توان گفت؟ شاعري بزرگ در عرصه اجمال و راز يا نويسنده‏اي نوآور و خلاق! مردي فرهيخته و فرهنگمند كه سوداي معرفتش از كويي به كويي و از شهري به شهري مي‏كشاند و درد دوري و اشتياق ديدار غزلخوانش مي‏كند! و يا سياحي كه آرزومند ديدار آثار بديع جهان است و طبعي خوش و روحي سركش دارد!... باري... سعدي نيز زندگي را در سايه نام دوست محو كرده است...


سعدي تخلص و شهرت «ابوعبدالله مشرف به مصلح» يا «مشرف الدين بن مصلح الدين»، مشهور به «شيخ سعدي» يا «شيخ شيراز» و يا «شيخ» و همچنين معروف به «افصح المتكلمين» است.

درباره نام و نام پدر شاعر و همچنين تاريخ تولد سعدي اختلاف بسيار است. سال تولد او را از 571 تا 606 هجري قمري احتمال داده‏اند و درباره تاريخ درگذشتش هم سالهاي 690 تا 695 را نوشته‏اند.

سعدي در شيراز پاي به دايره هستي نهاد. هنوز كودكي بيش نبود كه پدرش درگذشت. آن چه مسلم است اين كه اغلب افراد خانواده وي اهل علم و دين و دانش بودند. سعدي پس از تحصيل مقدمات علوم از شيراز به بغداد رفت و در مدرسه نظاميه به تكميل دانش خود پرداخت.

از محضر ابوالفرج بن الجوزي و همچنين شهاب الدين عمر سهروردي استفاده‏ها سپس به حجاز و شام رفت و زيارت حج به جا آورد. در شهر شام به وعظ و سياحت و عبادت پرداخت. در روزگار سلطنت اتابك ابوبكر بن سعد به شيراز بازگشت و در همين ايام دو اثر جاودان بوستان و گلستان را آفريد و به نام «اتابك» و پسرش سعد بن ابوبكر كرد.

پس از زوال حكومت سلغريان، سعدي بار ديگر از شيراز خارج شد و به بغداد و حجاز رفت. در بازگشت به شيراز، با آن كه مورد احترام و تكريم بزرگان فارس بود، بنابر مشهور عزلت گزيد و در زاويه‏اي به خلوت و رياضت مشغول شد.

آثار سعدي بسيارند و اغلب در مجموعه‏اي كه كليات ديوان سعدي ناميده مي‏شود؛ به چاپ رسيده است. بوستان، گلستان و ديوان غزليات و قصايد از معروفترين آنها به شمار مي‏روند.


سعدي، شاعر جهانديده، جهانگرد و سالك سرزمينهاي دور و غريب بود؛ او خود را با تاجران ادويه و كالا و زوار اماكن مقدس همراه مي‏كرد. از پادشاهان حكايتها شنيده و روزگار را با آنان به مدارا مي‏گذراند.

سفاكي و سخاوتمندان را نيك مي‏شناخت و گاه عطايشان را به لقايشان مي‏بخشيد. با عاشقان و پهلوانان و مدعيان و شيوخ و صوفيان و رندان به جبر و اختيار همنشين مي‏شدو خامي روزگار جواني را به تجربه سفره‏هاي مكرر به پختگي دوران پيري پيوند مي‏زد.

سفرهاي سعدي تنها جستجوي تنوع، طلب دانش و آگاهي از رسوم و فرهنگهاي مختلف نبود؛ بلكه هر سفر تجربه‏اي معنوي نيز به شمار مي‏آمد.

سنت تصوف اسلامي همواره مبتني بر سير و سلوك عارف در جهان آفاق و انفس بود و سالك، مسافري است كه بايد در هر دو وادي، سيري درخور استعداد داشته باشد؛ يعني سفري در درون و سفري در بيرون.

وارد شدن سعدي به حلقه شيخ شهاب الدين عمر سهروردي خود گواه اين مدعاست.

ره‏آورد اين سفرها براي شاعر، علاوه بر تجارت معنوي و دنيوي، انبوهي از روايات، قصه‏ها و مشاهدات بود كه ريشه در واقعيت زندگي داشت؛ چنان كه هر حكايت گلستان، پنجره‏اي رو به زندگي مي‏گشايد و گويي هر عبارتش از پس هزاران تجربه و آزمايش به شيوه‏اي يقيني بيان مي‏شود. گويي، هر حكايت پيش از آن كه وابسته به دنياي تخيل و نظر باشد، حاصل دنياي تجارب عملي است.

شايد يكي از مهمترين عوامل دلنشيني پندها و اندرزهاي سعدي در ميان عوام و خواص، وجه عيني بودن آنهاست. اگر چه لحن كلام و نحوه بيان هنرمندانه آنها نيز سهمي عمده در ماندگاري اين نوع از آثارش دارد.

از سويي، بنا بر روايت خود سعدي، خلق آثار جاوداني همچون گلستان و بوستان در چند ماه، بيانگر اين نكته است كه اين شاعر بزرگ از چه مايه دانايي، توانايي، تجارب اجتماعي و عرفاني و ادبي برخوردار بوده است.

باري، آثار سعدي علاوه بر آن كه عصاره و چكيده انديشه‏ها و تأملات عرفاني و ا جتماعي و تربيتي وي است، آيينه خصايل و خلق و خوي و منش ملتي كهنسال است و از همين رو هيچ وقت شكوه و درخشش خود را از دست نخواهد داد.

شعر سعدي، شعر استحكام و ظرافت و استواري و زيبايي است. زبان فاخر سعدي هيچ گاه كمال خود را به رخ مخاطبانش نمي‏كشد. همچون سالاري بلند منزلت، در عين كمال و برتري متواضع و خاشع است و به همين دليل دل هر صاحبدلي را مي‏ربايد و در گوشه خاطر هر كسي، جايي براي خويش باز مي‏كند.

شعرش به ديدار اول، ساده و صميمي و بي‏تكلف جلوه مي‏كند؛ روان و زلال است و بي‏هيچ تمهيد و مقدمه‏اي، برقراري ارتباط با ديگران را جستجو مي‏كند.

فخر نمي‏فروشد و تكبر نمي‏ورزد. دست دوستي و ارادت به سويمان دراز مي‏كند و سلام مي‏دهد...

اما چون پرده احساس را به كنار مي‏زنيم و از سر عقل و تأمل در اشعارش ـ كه عاطفه محضند!ـ درنگ ميكنيم، درمي‏يابيم كه شفافيت عنصر زبان در شعر او سهل و ساده امكان وجود نيافته است؛ بلكه صيقل مداوم شعر، كوشش بي‏وقفه در عرصه زبان، و استفاده از تمام عناصر كه تعالي شعر را دامن مي‏زنند، به آثار او چنين سلامت و رواني سحرآفرين بخشيده است.

توفيق سعدي و اكسير شعر او در اين دقيقه نهفته است؛ يعني در تلفيق صنايع لفظي و بياني با حال و احساس دروني در طبيعي‏ترين حالت ممكن. سعدي مبدع و آغازگر اين راه نيست، بلكه از استادان و كاملان چنين سبكي در شعر است.

پيش از وي، غزل فارسي در كوره تلاش شاعراني همچون فرخي، سنايي، خاقاني، انوري و عطار گداخته بود، اما سعدي آن را چنان آبديده و صيقلي كرد كه نه پيش از وي قرينه و مشابهي برايش مي‏توان يافت و نه بعد از وي، كسي گامي بيشتر و پيشتر نهاد.

ويژگيهاي سبكي زبان شعر سعدي و هر شاعر ديگري را تنها با تأمل و تفكر در اشعارش مي‏توان كشف كرد، آموخت و به كار برد. آثار هنري بر اساس فرمول و اصولي ثابت و مشخص پديد نمي‏آيند تا هنگام نياز به آثار جديد بتوان به آنها رجوع كرد.

با اين همه، برخي از ويژگيها به خاطر تكرار مكرر در آثار هنرمند ما را به بعضي از خصوصيات مشترك آن آثار و به تبع آن به نوع برخورد و بهره‏گيريهاي هنرمند از آن عناصر رهنمون مي‏شوند. با توجه به چنين پيش زمينه‏اي، معدودي از ويژگيهاي سبكي شعر سعدي چنينند:

1 ـ ساختار نحوي جملات در ابيات به صحيح‏ترين شكل ممكن است. عنصر وزن و موسيقي، منجر به نقص يا پيش و پس شدن حاد دستوري در جملات نمي‏شود و سعدي به ظريفترين و طبيعي‏ترين حالت ممكن در لحن و زبان، با وجود تنگناي وزن، از عهده اين مهم برآيد.

ديوان غزليات سعدي را به تفال باز مي‏كنيم:

اي كه گفتي هيچ مشكل چون فراق يار نيست

گر اميد وصل باشد، همچنان دشوار نيست

نوك مژگانم به سرخي بر بياض روي زرد

قصه دل مي‏نويسد حاجت گفتار نيست


در آن نفس كه بميرم در آرزوي تو باشم

بدان اميد دهم جان كه خاك كوي تو باشم

به وقت صبح قيامت، كه سر ز خاك برآرم

به گفتگوي تو خيزم، به جستجوي تو باشم

حديث روضه نگويم، گل بهشت نبويم

جمال حور نجويم، دوان به سوي تو باشم

2 ـ ايجاز و يا پيراستن شعر از كلمات زايد و اضافي و دوري از عبارت پردازيهاي بيهوده‏اي كه نه تنها نقش خاصي در ساختار كلي شعر ندارند، بلكه باعث پريشاني در روابط كلمات با يكديگر و نهايتاً جملات مي‏شوند و به نحو چشمگيري از زيبايي كلام مي‏كاهند، در شعر و كلام سعدي نقش ويژه‏اي دارد.

ساختار شعر سعدي كم كردن يا افزودن كلمه‏اي را خارج از قاعده و بي‏توجه به بافت كلي كلام برنمي‏تابد. از سويي اين ايجاز كه در نهايت زيبايي و اعتدال است، منجر به اغراقهاي ظريف تخيلي و تغزلي مي‏شود و زبان شعر را از غنايي بيشتر برخوردار مي‏كند:

گفتم آهن دلي كنم چندي

ندهم دل به هيچ دلبندي

به دلت كز دلت به در نكنم

سخت‏تر زين مخواه سوگندي

ريش فرهاد بهترك مي‏بود

گر نه شيرين نمك پراكندي

كاشكي خاك بودمي در راه

تا مگر سايه بر من افكندي...

ايجاز سعدي، ايجاز ميان تهي و سبك نيست، بلكه پرمايه و گرانبار از انديشه و درد است. بي‏‏فايده نيست اگر حكايتي را از «گلستان» نيز نقل كنيم و به عيان ببينيم كه خداوند سخن چه مايه از معني را در چه مقدار از سخن مي‏گنجاند:

حكايت: پادشاهي پارسايي را ديد، گفت: «هيچت از ما ياد آيد؟» گفت: «بلي، وقتي كه خدا را فراموش مي‏كنم.»


حكايت: هندويي نفط اندازي همي آموخت. حكيمي گفت: «تو را كه خانه نئين است، بازي نه اين است.»

3 ـ سعدي از موسيقي و عوامل موسيقي ساز در سبك و زبان اشعارش سود مي‏جويد. وي اغلب از اوزان عروضي جويباري مدد مي‏گيرد؛ اوزاني كه لطافت موسيقيايي در آنها بر ضربي بودن آن مي‏چربد.

علاوه بر اوزان عروضي، شاعر به شيوه مؤثري از عواملي بهره مي‏برد كه هر كدام به نوعي موسيقي كلام او را افزايش مي‏دهند، عواملي همچون انواع جناس، همحروفيهاي آشكار و پنهان، واج آرايي، تكرار كلمات، تكيه‏هاي مناسب، موازنه‏هاي هماهنگ لفظي در ابيات و لف و نشرهاي مرتب و ...

همان طور كه پيشتر يادآور شديم، استفاده از اين عناصر به گونه‏اي هنرمندانه و زيركانه صورت مي‏گيرد كه شنونده يا خواننده شعر او پيش از آن كه متوجه صنايع به كار رفته در شعر او شود، مسحور زيبايي و هماهنگي و لطافت آنها مي‏شود.

در غزلي كه آورده‏ايم، سعدي نهايت استفاده را از عوامل موسيقي‏زاي زبان برده است، بي‏آن كه سخنش رنگ تكلف و تصنع به خود بگيرد. تكرارهاي هنرمندانه كلمات، همحروفيها و وزن مناسب شعر و همچنين لحن عاطفي و تغزلي همچون شكري هستند كه در اين شعر و اشعار ديگر او به صورت شربتي گوارا درمي‏آيند تا ما جز شيريني كلام، چيز ديگر ننوشيم:

بگذار تا مقابل روي تو بگذريم

دزديده در شمايل خوب تو بنگريم

شوق است در جدايي و جور است در نظر

هم جور به كه طاقت شوقت نياوريم

روي ار به روي ما نكني حكم از آن تست

بازآ كه روي در قدمانت بگستريم

ما را سري است با تو كه گر خلق روزگار

دشمن شوند و سر برود، هم بر آن سريم

گفتي ز خاك بيشتر نه كه از خاك كمتريم

ما با توايم و با تو نه‏ايم اينت بوالعجب

در حلقه‏ايم با تو و چون حلقه بر دريم

از دشمنان شكايت برند به دوستان

چون دوست دشمن است شكايت كجا بريم؟

4 ـ طنز و ظرافت جايگاه ويژه‏اي در ساختار سبكي آثار سعدي دارد. البته خاستگاه اين طنز به نوع نگاه و تفكر اين شاعر بزرگ برمي‏گردد. طنز سعدي، سرشار از روح حيات و سرزندگي است.

سعدي به ياري لحن طنز، عبوسي و خشكي را از كلام خويش پس مي‏زند و شور و حركت را بدان بازمي‏گرداند. با همين طنز، تيغ كلامش را تيز و برنده و اثرگذار مي‏كند. طنز، نيش همراه با نوش است؛ زخمي در كنار مرهم. سالها بعد، لسان‏الغيب، حافظ شيرازي ابعاد عميق ديگري به طنز شاعرانه بخشيد و از آن در زبان شعر خود استفاده‏ها برد:

با محتسب شهر بگوييد كه زنهار

در مجلس ما سنگ مينداز كه جام است


كسان عتاب كنندم كه ترك عشق بگوي

به نقد اگر نكشد عشقم، اين سخن بكشد


يارا! بهشت، صحبت ياران همدم است

ديدار يار نامتناسب جهنم است

آن است آدمي كه درو حسن سيرتي

يا لطف صورتي است، دگر حشو عالم است


اين حكايات را نيز از گلستان سعدي برمي‏چينيم، به اميد بوييدن رايحه طنز و ظرافت از آنها: حكايت: يكي از صاحبدلان، زورآزمايي را ديد برآمده و كف بر دماغ انداخته. گفت:«اين چه حالت است؟» گفتند: «فلان، دشنام دادش». گفت: «اين فرومايه هزار من سنگ برمي‏دارد و طاقت سخني نمي‏آرد؟»


حكايت: يكي از ملوك بي‏انصاف، پارسايي را پرسيد: «از عبادتها كدام فاضلتر است؟» گفت: «تو را خواب نيمروز، تا در آن يك نفس خلق را نيازاري.»


سعدي به روايت آثارش، گاه ناصحي دردمند است كه كجراهان ظلمت انديش را به راستي و درستي مي‏خواند و گاه منتقدي اجتماعي است كه به انتقاد از زمانه بدكنش مي‏پردازد. اگر به ناگزير مداح شاهان روزگار بوده، تا آن جا كه توانسته به حق سخن گفته و همواره مستبدان لاقيد را به تفكر در مرگ و عدل و انصاف ترغيب كرده است. غم زمانه، غم دائمي و مشغله ذهني سعدي بوده است:

غم زمانه خورم يا فراق يار كشم

به طاقتي كه ندارم كدام بار كشم

سعدي كه سوداي اصلاح و تربيت دارد، با تكيه بر زبان طنز، رياكاران نيرنگ‏باز و زاهدان دو رو و گندم نمايان جو فروش را رسوا مي‏كند و بر مال‏اندوزان حريص و تنگ چشم و بخيل طعنه مي‏زند.

لاف زنان و مدعيان ناپارسا را به سخره مي‏گيرد و به اقتضاي جوهر هنرمندي و قلندري خود به اندازه‏اي كه بشايد، در گفتن حقايق و تاختن به علل مصايب، جسور و گستاخ و دلاور است. همان قدر كه در بيان انتقاد به كار و كيا و منش ملوك بي‏انصاف جرأت مي‏ورزد، درويشي و قناعت و آزردگي و پارسايي را مي‏ستايد و با جماعت بي‏ريايي درويشان كه دلي جز براي حق ندارند، هم رأي و هم عقيده مي‏شوند.

با تظاهر و ريا نسبتي ندارد و آن را كفر مضاعف مي‏داند. با قشرياني كه از دين جز پوست و ظاهر آن را نديده‏اند و نمي‏فهمند، همان قدر در نزاع است كه با اهل تساهل و آسان گير در امر دين.

تعبد قشريان را كودكانه و ساده‏انگارانه مي‏يابد و تساهل مدعيان را در امر شريعت از سر تنبلي و بي‏ايماني و در گريز از تعهد عملي دين.

زبان سعدي در انتقاد، زباني گزيده و گزنده است. با اين همه، از نزاع و صلح همواره صلح را برمي‏گزيند و پند پيران پارسا را خاطرنشان مي‏كند كه فاسدان را بايد به صلاح و نيك‏رفتاري با آنان خجل كرد.


عشق سعدي، نفس پرستي نيست، بلكه او در گريز از شيطان اماره به عشق رو مي‏كند؛ عشقي كه او را از مايي و مني و به قول عارفان از «انانيت» «نحنانيت» برمي‏كشد و رستن و رهايي را براي وي به ارمغان مي‏آورد.

در افق سعدي: هر كسي را نتوان گفت كه صاحبنظر است، عشق بازي دگر و نفس پرستي دگر است. عاشق پاكباز تعالي را در عشق مي‏جويد و همين بهانه برايش كافي است تا جان و تن را به تمامي فداي مهر نگاه معشوق كند.

در اين معامله، عاشق نه به فكر سود و زيان خويش كه در سوداي رضايت يار است:

حرام باد بر آن كس نشست با معشوق

كه از سر همه برخاستن نمي‏يارد

شاعر، شور ديدار دارد و هر موجودي در منظر او جلوه‏اي از وجود حقيقت عالم است. شاعر، تاب فراق ندارد، پس به تماشاي هر جلوه‏اي از آن جمال، ازخود به در مي‏شود و هر مشاهده‏اي او را از جهاني به جهاني ديگر سير مي‏دهد:

از در درآمدي و من از خود به در شدم

گويي از اين جهان به جهاني دگر شدم

كثرت مخلوقات اگر به چشم وحدت بين ديده آيد، نه تنها حايل ديدار نيست، بلكه جلوه‏زار ناپيدا كران است و عارف عاشق از همين روي خرسند و خرم است و دم به دم در تماشايي تازه سلوك مي‏كند؛ چرا كه هستي موجودات را در حقيقت هستي، يعني وجود حضرت حق مستحيل مي‏بيند:

به جهان خرم از آنم كه جهان خرم از اوست

عاشقم بر همه عالم كه همه عالم از اوست

سيماي معشوق در غزل سعدي در هاله‏اي از نورانيت و روحانيت محصور است.

اگر چه يار گاهي به صورت ملموس و در دسترس و در صورت تعينات عالم جسماني ظاهر مي‏شود، اما در حقيقت شاهد سعدي به صورتي مثالي در غزلهاي وي ظاهر مي‏شود و گاه پيوند با معشوق ازلي و ابدي:

دمادم حوريان از خلد رضوان مي‏فرستندت

كه اي حوري انساني، دمي در باغ رضوان آي


دريچه‏اي ز بهشتش به روي بگشايي

كه بامداد پگاهش تو روي بنمايي

سعدي از آن تنگ چشماني نيست كه فقط ناظر ميوه باشد، بلكه وي به بوستان نظر دارد و همواره براي تفسير جزء، به كل مي‏انديشد. او عاشق زيباييها و نيكوييهاست و در اين عشق بيش از آن كه حظ نفساني و مورد نظر وي باشد، طالب لذات روحاني است:

گفتم اي بوستان روحاني

ديدن ميوه چون گزيدن نيست

گفت سعدي خيال خيره مبند

سيب سيمين براي چيدن نيست

باري، سرود سعدي، سرود مهر و مهرباني و محبت و يگانگي و يكرنگي است…
نمونه اثر
چه نماز باشد آن را، كه تو در خيال باشي؟
شب عاشقان بيدل، چه شبي دراز باشد

تو بيا كز اول شب، در صبح باز باشد

عجب است اگر توانم، كه سفر كنم ز دستت

به كجا رود كبوتر، كه اسير باز باشد؟

ز محبتت نخواهم، كه نظر كنم به رويت

كه محبت صادق آن است كه پاكباز باشد

به كرشمه عنايت، نگهي به سوي ما كن

كه دعاي دردمندان، ز سر نياز باشد

سخني كه نيست طاقت، كه ز خويشتن بپوشم

به كدام دوست گويم، كه محل راز باشد؟

چه نماز باشد آن را، كه تو در خيال باشي؟

تو صنم نمي‏گذاري، كه مرا نماز باشد

نه چنين حساب كردم، چو تو دوست مي‏گرفتم

كه ثنا و حمد گوييم و، جفا و ناز باشد

دگرش چو بازبيني، غم دل مگوي سعدي

كه شب وصال كوتاه و، سخن دراز باشد
قدمي كه برگرفتي، به وفا و عهد ياران

اگر از بلا بترسي، قدم مجاز باشد!


در ادامه:
شيخ مصلح الدين سعدي شيرازي يكي از بزرگترين شعراي ايران است كه بعد از فردوسي آسمان زيباي ادبيات فارسي را با نور خود روشن ساخت و او نه تنها يكي از بزرگترين شعراي ايران بلكه يكي از بزرگترين سخنوران جهان مي باشد . ولادت سعدي در سالهاي اول سده هفتم هجري حدودا در سال 606 ه.ق در شهر شيراز ميباشد .

خانواده اش از عالمان دين بودند و پدرش از كاركنان دربار اتابك بوده كه سعدي نيز از همان دوران كودكي تحت تعليم و تربيت پدرش قرار گرفت ولي در همان دوران كودكي پدرش را از دست داد و تحت تكفل جد مادري خود قرار گرفت .او مقدمات علوم شرعي و ادبي را در شيراز آموخت و سپس در دوران جواني به بغداد رفت كه اين سفرآغاز سفرهاي طولاني سعدي بود .او در بغداد در مدرسه نظاميه مشغول به تحصيل شد كه در همين شهر بود كه به محضر درس جمال الدين ابوالفرج عبدالرحمن محتسب رسيد و از او به عنوان مربي و شيخ ياد مي كند . پس از چند سال كه او در بغداد به تحصيل مشغول بود شروع به سفرهاي طولاني خود كرد كه از حجاز گرفته تا روم و بارها با پاي پياده به حج رفت . سعدي سفرهاي خود را تقريبا در سال 621 - 620 آغاز و حدود سال 655 با بازگشت به شيراز به اتمام رساند كه البته درخصوص كشورهايي كه شيخ به آنجا سفر كرده علاوه بر عراق ،شام ، حجاز كه كاملا درست بوده ،‌هندوستان ،‌غزنين ، تركستان و آذربايجان و بيت المقدس و يمن و آفريقاي شمالي كه ذكر كرده اند و اكثر اين مطالب را از گفته هاي خود شيخ استنباط نموده اند وليكن بنا بر نظر بسياري از محققين به درستي آن نمي توان اطمينان كرد بخصوص اينكه بعضي از آن گفته ها با شواهد تاريخي و دلايل عقلي سازگار نيست . شيخ شيراز دوستي محكمي با دو برادر معروف به صاحب ديوان يعني شمس الدين محمد و علاء الدين عطا ملك جويني وزراي دانشمند مغول داشته و آن طور كه از سخنان شيخ معلوم است او به تصوف و عرفان اعتقاد داشته و شايد در سلسله متصوفه داخل شده وهم چنين گفته اند كه محلي كه امروز مقبره او مي باشد خانقاهش بوده است .نكته مهمي كه بايد ذكر شود شهرت بسياري است كه اين شاعر بزرگ هم در حيات خود داشت و هم بعد از وفاتش كه البته اين نكته تازگي نداشته و در مورد شعراي ديگري نيز بوده است . اما آنچه كه قابل توجه و ذكر است اين است كه معروفيت سعدي فقط مختص به ايران نبوده حتي در زمان خودش به مرزهاي خارج ازا يرا ن مانند هندوستان ،آسياي صغير نيز رسيده بود و خودش در چند جا به اين شهرت اشاره داشته كه اين شهرت سعدي معلول چند خاصيت است اول اينكه او زبان شيواي خود را وقف مدح و احساسات عاشقانه نكرده ، دوم اينكه او شاعري جهانگرد بود و گرم و سرد روزگار را چشيده و تجارب خود را براي ديگران با زيبايي و شيريني بيان كرده و هم چنين وي در سخنان خود چه از نظر نثر و چه نظم از امثال و حكايات دلپذير استفاده نموده است و ديگر اينكه سعدي به شاعري شوخ طبع و بذله گو معروف است كه خواننده را مجذوب مي كند و همه اينها دست به دست هم داده و سبب شهرت او گرديده است .شيخ شيراز در دوران شاعري خود افراد معدودي را مدح كرده كه بيشتر اتابكان سلغري و وزراء فارس و چند تن از رجال معروف زمانش مي باشد و بزرگترين ممدوح سعدي از ميان سلغريان اتابك مظفر الدين ابوبكر بن سعد بن زنگي است كه سعدي در روزگار اين پادشاه به شيراز بازگشته بود و ممدوح ديگر سعد بن ابوبكر مي باشد كه سعدي گلستان را در سال 656 ه. ق به او تقديم مي كند و دو مرثيه نيز در مرگ اين شخص نيز سروده است و از ميان ممدوحان ، سعدي شمس الدين محمد و برادرش علاءالدين عطا ملك جويني را بيش از همه مورد ستايش قرار داده كه مدايح او هيچ شباهت به ستايشهاي ديگر شاعران ندارد چون نه تملق مي گويد و نه مبالغه مي كند . بلكه تمام گفتارش موعظه و اندرز است و متملقان را سرزنش مي كند و ممدوحان خود را به دادرسي و مهرباني و دلجويي از فقرا و ضعفا و ترس از خدا و تهيه توشه آخرت و بدست آوردن نام نيك تشويق و ترغيب مي كند .اين شاعر بزرگ در زماني دار فاني را وداع گفت كه از خود شهرتي پايدار به جا نهاد . سال وفات او را بعضي 691 ه. ق ذكر كرده اند و گروهي معتقدند كه او در سال 690 ه. ق وفات يافته كه مقبره او در باغي كه محل آن نزديك به سرچشمه نهر ركن آباد شيراز است قرار دارد !

نوشته شده در تاريخ جمعه دوم شهریور 1386 توسط  |