تبليغاتX
همه جوره
همه جوره
نوشته شده در تاريخ شنبه بیست و نهم دی 1386 توسط  |

شارژر خورشیدی باتری laptop


تنوع محصولات عجیب و غریب موجود در نمایشگاه آنقدر زیاد بود که از وسایل جانبی مربوط به موبایلها و laptop ها غافل شدیم.یکی از ویژگی های حائز اهمیت همه نوت بوک ها شرایط باتری آنهاست.مدت زمان کار آنها و عمر مفید از فاکتورهاییست که بسیار در موقع انتخاب یک مجموعه به آن توجه می شود. به این کیف لپ تاپ زیبا نگاه کنید. این کیف می تواند نیاز شما را به شارژهای مکرر باتری و یا خرید باتری های اضافه برای لپ تاپ بی نیاز سازد. تنها کافیست برای مدت زمانی نه چندان طولانی در معرض تابش نور خورشید باشد تا بتواند با استفاده از انرژی خورشیدی پنل خود را برای شارژ باتریهایی نظیر باتری لپ تاپ و حتی موبایل آماده کند. اگر به مدت 24 ساعت در معرض تابش نور باشد می تواند انرژی معادل 14.7 وات را در پنل خود ایجاد و ذخیره کند. فقط پرداخت قیمت 599$ آن کمی برایمان سخت بود. وگرنه جستجوی طاقت فرسا برای پیدا کردن باتری یدکی نوت بوکمان را فراموش می کردیم!

نوشته شده در تاريخ شنبه بیست و نهم دی 1386 توسط  |

Science Magazine
11 ژانويه

جديدترين شماره از هفته نامه
Science

تاریخ انتشار: 11 ژانويه 2008
تعداد صفحات مجله: 94
حجم فایل: 23 مگابايت
رمز فايل: www.mobin-group.com

برای دانلود مستقيم مجله، اینجا را کلیک کنید


 

نوشته شده در تاريخ شنبه بیست و نهم دی 1386 توسط  |

كنسرت موسيقي سنتي ايران؛ نوروز87 در اسپانيا

به نقل از اداره كل روابط عمومي و اطلاع‌رساني سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي، رايزن فرهنگي ايران در ملاقات با رئيس مركز فرهنگي و موزه شهر مادريد، هدف از برگزاري برنامه‌هاي فرهنگي در اين موزه را معرفي هر چه بهتر فرهنگ ايراني بيان كرد.
وي گفت: با توجه به پيشينه فرهنگي و تاريخي دو ملت ايران و اسپانيا، مي‌توان اذعان داشت كه اين دو كشور از بسياري جهات به هم نزديكند و همين امر باعث شده تا از مشابهت‌هاي زيادي برخوردار شوند.
رايزن فرهنگي ايران گفت: تجربه برگزاري فعاليت‌هاي فرهنگي در كشور اسپانيا ثابت كرده كه در اين كشور رويكرد و علاقه زيادي به سمت فرهنگ و تمدن ايراني وجود دارد و همچنين در ايران بويژه زبان و ادبيات اسپانيايي جاي خود را به خوبي باز كرده است و وجود دپارتمان‌هاي آموزش زبان و ادبيات اسپانيايي در دانشگاه‌هاي مهم ايران گواه اين مدعاست.
وي گفت: بر اساس طرح‌هايي كه آماده كرده‌ايم، برآنيم تا بيش از پيش موجبات اين حضور و همكاري‌ها را در آينده فراهم آوريم. برگزاري كنگره‌هاي علمي و فرهنگي، برگزاري نمايشگاه‌هاي عكس و نقاشي، اجراي برنامه‌هاي نمايشي و كنسرت‌هاي موسيقي، تبادل آثار هنري و موزه‌اي و تهيه موجبات سفر مسئولان فرهنگي دو كشور از جمله برنامه‌هايي است كه درصدد اجراي آنها هستيم.
وي افزود: دو برنامه مهم قابل عرضه است كه يكي اجراي كنسرت موسيقي سنتي ايراني به مناسبت نوروز 1387 و ديگري برگزاري هفته فرهنگي ايران، شامل نمايش آثار هنري، صنايع دستي، نمايش فيلم، نمايش كتاب، نمايش عكس و عرضه محصولات فرهنگي است كه مي‌توان آن را با همكاري سازمان فرهنگي- هنري شهرداري تهران و موزه شهر مادريد در سال 2008 انجام داد.
خوسه نيه تو، رئيس مركز فرهنگي و موزه شهر مادريد، گفت: فعاليت‌هايي كه تاكنون در اين مركز انجام داده‌ايد با توفيق زيادي همراه بوده و براي شركت‌كنندگان و يا بازديدكنندگان اعم از ايراني و اسپانيايي خاطره‌انگيز بوده است.
وي افزود: من نيز از انجام اين قبيل برنامه‌ها با همكاري رايزني فرهنگي بسيار خوشحالم و اميدوارم كه به رغم مشكلات موجود و نبود فضاي كافي براي پاسخگويي به همه نيازها، در آينده بتوانيم هرچه بيشتر به معرفي فرهنگ و هنر ايراني بپردازيم.

 

نوشته شده در تاريخ شنبه بیست و نهم دی 1386 توسط  |

Mobin_s2004@yahoo.com

Mobin_s2004@yahoo.com

 

28 دي / 18 ژانويه

Mobin_s2004@yahoo.com
28 دي ماه هجري خورشيدي
Mobin_s2004@yahoo.com
پيش از تولد شاه شد و عربان را به انتقام مهاجرت و تصرف بحرين به ريسمان كشيد

شاپور دوم

شاپور دوم

هجدهم ژانويه سال 311 ميلادي بحراني كه بر سر مسئله رياست كشور، در ايران پديد آمده بود و كار تصميمگيري هاي دولتي را مختل كرده بود رفع شد. در اين روز بزرگان ايران پس از چند جلسه مذاكره سرانجام تصميم گرفتند كه فرزند به دنيا نيامده شاه متوفا را به شاهي بر گزينند، زيرا كه يك موبد (روحاني زرتشتي) كه پزشكي هم مي دانست پس از مصاحبه با همسر شاه متوفا نظر داده بود كه به احتمال زياد، نوزاد، پسر خواهد بود. پس از اين تصميم که با حضور همسر شاه متوفا گرفته شد نايب السلطنه هم در همان جلسه تعيين گرديد. به اين ترتيب شاپور دوم (ذوالاكتاف) كه از هفده سالگي، خود زمام امور را به دست گرفت تنها پادشاهي است كه دوران سلطنت او بيش از طول عمرش به حساب آمده است. يکي از مسائل دوره �بحران ناشي از امروز و فردا کردن بزرگان بر سر تعيين شاه تازه� آهنگ مهاجرت يك قبيله عرب از صحرا به بحرين و تصرف آنجا از سوي اين عربان بود که لزوم تعيين هرچه زودتر رئيس كشور را ايجاب مي كرد.
    شاپور دوم كه از كودكي كينه عربان را به دل گرفته بود به سخترين وجهي آنان را سركوب كرد و به نوشته برخي از مورخان، با سوراخ كردن شانه هاي اسيران عرب، آنان را به ريسمان كشيد و عربان به همين لحاظ وي را ذوالاکتاف خوانده اند. ولي مورخان رومي وقت نوشته اند که اين لقب به اين دليل بوده که شاپور دوم شانه هاي پهن داشته بود (اصطلاحا،چهار شانه بود).

 

حادثه يا تعمد؟
سقوط هواپيماي انگليسي حامل افسران ايران

دراين روز، 28 دي ماه در سال 1321 (18 ژانويه 1943) هواپيماي انگليسي حامل افسران ايراني از جمله يك سرتيپ و دو سرهنگ كه به دعوت دولت انگلستان براي بازديد از محل و قوع جنگهاي شمال آفريقا عازم مصر شده بودند در نزديكي قزوين، ظاهرا به دليل نقص فني سرنگون شد و همه سر نشينان آن كشته شدند.
     اين هواپيما كه درباره سقوط آن شايعه هاي متعدد درافواه وجود داشت كمتر از يك ساعت پس از برخاستن از فرودگاه نظامي قلعه مرغي تهران سرنگون شده بود.

 

 

 

Mobin_s2004@yahoo.com
18 ژانويه ميلادي
Mobin_s2004@yahoo.com
مبارزه تبليغاتي آلمان بر ضد استعمار انگلستان و فرانسه

سه سال پس از به قدرت رسيدن هيتلر در آلمان، مبارزه اين دولت با سياست استعماري انگلستان و فرانسه و سلطه طولاني اين دو دولت بر كشورهاي دور دست به ويژه خاورميانه و افريقا آغاز شد، و يك روز پس از نطق گوبلز وزير تبليغات هيتلر در اجتماع اعضاي حزب حاكم سوسياليست ملي (نازي) كه شديدا به سياست هاي استثماري انگلستان و فرانسه حمله كرد، (18 ژانويه 1936) اين كاريكاتور در روزنامه هاي آلمان به چاپ رسيد كه نشان مي دهد دو دولت استعمارگر (انگلستان و فرانسه) با كشتن افريقائيان، كرسي سلطه خود را بر ستوني از كله هاي آنان (مردم افريقا) قرار داده اند و به زمين و زمان فخر و افاده مي كنند .

 

صدور جانيان انگلستان به استراليا براي ايجاد مهاجر نشين!

نخستين دسته مهاجران انگليسي، عمدتا جانيان زنداني و بدكاره ها 18 ژانويه 1787 وارد استراليا شدند و با ازميان بردن بسياري از بوميان اين سرزمين جاي آنان را گرفتند و استراليا را به صورت يك مهاجرنشين انگليسي در آوردند. استراليا كه از اوايل قرن 20 يك دومينيون مشترك المنافع انگلستان شده است پادشاه اين كشور را رئيس استراليا مي داند.
     جغرافيون غرب در همان زمان با هدف كاهش اعتراض آسيايي ها به مهاجرت انگليسي ها به استراليا و نيوزيلند، اين دو سرزمين و جزاير متصرفه ديگر را، قاره �اقيانوسيه� ناميدند که باقي مانده است. با وجود اين، اعتراض پايان نيافته است و خطر �سياسي ـ نظامي� در اين منطقه همچنان باقي است. مي دانيم كه از آغاز قرن 21، انتقال قدرت از غرب به آسيا و اوراسيا (اورازيا) شروع شده است.

 

زورگويي تمام عيار ژاپن به چين

دولت ژاپن 18 ژانويه 1915 يك فهرست بلند بالا مركب از 21 دستور به دولت وقت چين داد كه بي شباهت به خواستهاي دولت انگلستان از ايران نبود كه در قرارداد به تصويب نرسيده سال 1919 معروف به قرارداد وثوق الدوله منعكس است. اگر فهرست دولت ژاپن مورد موافقت چين كه تازه جمهوري شده بود قرار مي گرفت اين كشور تحت الحمايه ژاپن مي شد.
     طبق اين فهرست، دولت چين بايد همه امتيازهايي را كه پيش از آغاز جنگ (جنگ جهاني اول در دومين سال خود بود) به آلمان داده بود به ژاپن مي داد و از آن پس با نظر ژاپن به خريد اسلحه و ساخت آن اقدام مي كرد و مستشاران نظامي چين بايد تنها افسران ژاپني باشند و محافظت از بنادر چين مشتركا توسط ژاپن و چين صورت گيرد و ....

برخي ديگر از رويدادهاي 18 ژانويه

1941:   تعرض نيروهاي انگلستان به اريتره آغاز شد.

1962:   نيروهاي آمريكايي به جنگلهاي جنوب ويتنام از هوا مواد شيميايي پاشيدند كه طبق اعلام خودشان نوعي سم آفت نباتي بوده تا كمونيستها از آنجا خارج شوند!.

1962:   نيروهاي آمريكايي به جنگلهاي جنوب ويتنام از هوا مواد شيميايي پاشيدند كه طبق اعلام خودشان نوعي سم آفت نباتي بوده تا كمونيستها از آنجا خارج شوند!.

1964:   امروز ( 28 دي ماه ) اعلام شد كه فردا پتروشيمي آبادان آغاز بكار خواهد كرد.

1966:   يك روز پس از اعلام موافقت ايران و عراق به مذاكره براي حل اختلافهاي مرزي دو كشور ، كردهاي عراقي به چند شهر شمالي عراق حمله مسلحانه بردند.

1967:   مجلس شوراي ملي قانون منع ازدواج كاركنان وزارت خارجه ايران با اتباع بيگانه را تصويب كرد.

نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و سوم دی 1386 توسط  |

معماي هوش الكترونيك‌

جستاري در تاريخچه، مباني و شاخه‌هاي
علم هوش مصنوعي


اشاره :
بيش از نيم قرن پيش، هنگامي كه هنوز هيچ تراشه سيليكوني‌اي ساخته نشده بود، آلن تورينگ، يكي از بحث‌انگيزترين پرسش‌هاي فلسفي تاريخ را پرسيد. او گفت <آيا ماشين مي‌تواند فكر كند؟> و اندكي بعد كوشيد به پيروي از اين قاعده كه <هر ادعاي علمي بايد از بوته آزمايش سربلند بيرون بيايد>، پرسش فلسفي خود را با يك آزمايش ساده و در عين حال پيچيده جايگزين كند. او پرسيد: آيا يك ماشين - يك كامپيوتر - مي‌تواند آزمون <بازي تقليد> را با موفقيت پشت سر بگذارد؟ آيا ماشين مي‌تواند از انسان چنان تقليد كند كه در يك آزمون محاوره‌اي نتوانيم تفاوت انسان و ماشين را تشخيص دهيم؟ او در سال1950 بر اساس محاسباتي تخمين زد كه پنجاه سال بعد، كامپيوتري با يك ميليارد بيت حافظه خواهد توانست به موفقيت‌هايي در اين زمينه دست پيدا كند. اكنون كه در آستانه سال 2007 ميلادي هستيم، حتي هفت سال بيشتر از زماني كه او لازم دانسته بود، هنوز هيچ ماشيني نتوانسته‌است از بوته آزمون تورينگ با موفقيت خارج شود. اما همين پرسش كافي بود تا بشر در نيم قرن اخير به دستاوردهاي شگرفي در زمينه هوش مصنوعي برسد. دست كم يكي از پيش‌بيني‌هاي تورينگ درست از آب درآمد: در سال 2000 مفهوم <هوش مصنوعي> براي هيچ‌كس غيرقابل‌باور نبود. در اين مقاله نگاهي داريم به سير تحولاتي كه پس از اين پرسش تاريخي در دنياي علم و مهندسي به وقوع پيوستند.


آيا كامپيوتر مي‌تواند فكر كند؟
يكي از جالب‌ترين و هيجان‌انگيزترين پرسش‌هايي كه تاكنون تاريخ فلسفه به خود ديده، پرسشي است كه آلن تورينگ، فيلسوف و رياضيدان انگليسي در سال 1950 طي مقاله‌اي به نام Computing Machinery and Intelligenceيا <ماشين محاسباتي و هوشمندي> مطرح كرد. او پرسيد: <آيا ماشين مي‌تواند فكر كند؟> و براي اين‌كه ذهن مخاطب را از پريشاني درباره ماهيت اين ماشين برهاند، توضيح داد كه منظور او از ماشين، يك كامپيوتر است؛ ماشيني كه قادر به انجام محاسبات نرم‌افزاري است. به اين ترتيب براي اولين بار اين پرسش در ذهن نوع بشر پديد آمد كه: <آيا كامپيوتر مي‌تواند فكر كند؟>
خود تورينگ نتوانست پاسخ قطعي اين پرسش را پيدا كند، اما براي يافتن پاسخ مناسب در آينده، يك راهبرد خلاقانه پيشنهاد كرد. او آزموني طراحي كرد كه خود آن را <بازي تقليد> ناميد. تورينگ پرسيد: <آيا يك ماشين، يعني يك كامپيوتر، مي‌تواند آزمون تقليد را با موفقيت پشت سربگذارد؟> آيا يك كامپيوتر مي‌تواند با يك انسان چنان گفت‌وگو كند كه او فريب بخورد و تصور كند در حال گفت‌وگو با يك انسان است؟
او آزمون بازي تقليد را چنين شرح داد: يك پرسشگر - يك انسان - همزمان در حال گفت‌وگو با دو نفر است. هر يك از اين دو نفر در اتاق‌هاي جداگانه‌اي قرارگرفته‌اند و پرسشگر نمي‌تواند هيچ‌يك از آن‌ها را ببيند. يكي از اين دو نفر يك انسان است و ديگري يك ماشين؛ يعني يك كامپيوتر. پرسشگر بايد با اين دو نفر شروع به گفت‌وگو كند و بكوشد بفهمد كدام‌يك از اين دو انسان است و كدام‌يك ماشين. اگر كامپيوتر بتواند طوري جواب دهد كه پرسشگر نتواند انسان را از ماشين تميز دهد، آنگاه مي‌توان ادعا كرد كه اين ماشين هوشمند است.
تورينگ براي آسان‌تركردن شرايط اين آزمون و پرهيز از پيچيدگي‌هاي اضافي، آن را به محاوره‌اي متني و روي كاغذ محدود كرد تا مجبور به درگير شدن با مسائل انحرافي مانند تبديل متن به گفتار شفاهي و تنظيم تُن صدا و لهجه نباشيم. او همچنين براساس يك سري محاسبات، پيش‌بيني كرد كه پنجاه سال بعد، يعني در سال 2000 انسان قادر خواهد بود كامپيوترهايي بسازد كه در يك گفت‌وگوي پنج دقيقه‌اي، فقط هفتاد درصد پرسشگرها بتوانند كشف كنند كه در حال گفت‌وگو با يك انسان هستند يا يك ماشين. او برخورداري از يك ميليارد بيت حافظه (125 ميليون بايت - حدود 120 مگابايت) را يكي از مشخصه‌هاي اصلي اين كامپيوتر دانست.
تورينگ همچنين در اين مقاله يك سري استدلال‌هاي مخالف با نظريه و آزمون خود را مطرح كرد و كوشيد به آن‌ها پاسخ دهد. نخست، تصور اين‌كه ماشين‌هاي هوشمندي ساخته شوند كه بتوانند فكر كنند، وحشتناك است. تورينگ در پاسخ مي‌گويد: اين نكته‌اي انحرافي است؛ زيرا بحث اصلي او بايدها و نبايدها نيست، بلكه بحث درباره ممكن‌ها است. ديگر اين‌كه، ادعا مي‌شود محدوديت‌هايي درباره نوع پرسش‌هايي كه مي‌توان از كامپيوتر پرسيد وجود دارد؛ زيرا كامپيوتر از منطق خاصي پيروي مي‌كند. اما تورينگ در پاسخ مي‌گويد: خود انسان هنگام گفت‌وگو پرغلط ظاهر مي‌شود و نمي‌توان گفتار هر انساني را لزوماً منطقي كرد. او پيش‌بيني كرد كه منشا اصلي هوشمندي ماشينِ فرضي او، حافظه بسيار زياد و سريعي است كه يك كامپيوتر مي‌تواند داشته باشد. بنابراين، از نگاه تورينگ، ماشيني همچون كامپيوتر Deep Blue كه كاسپاروف، قهرمان شطرنج را شكست داد، مي‌توان يك ماشين هوشمند تلقي كرد.
در عين حال تورينگ اين نظر را كه <آزمون مورد بحث معتبر نيست؛ زيرا انسان داراي احساسات است و مثلاً موسيقي دراماتيك مي‌سازد> رد كرد و گفت: هنوز هيچ سند قابل قبولي وجود ندارد كه ثابت كند فقط ما انسان‌ها داراي احساسات هستيم؛ زيرا مشخص نيست مفهوم دقيق اين واژه به لحاظ علمي چيست.
در سال 1956 جان مك‌كارتي، يكي از نظريه‌پردازان پيشگام اين نظريه در آن زمان، اصطلاح <هوش مصنوعي> را براي اولين بار در نخستين كنفرانسي كه به اين موضوع اختصاص يافته بود، به‌ كار برد. او همچنين زبان برنامه‌نويسي ‌Lisp را ابداع كرد كه در همين زمينه كاربرد دارد. دانشمندان بعداً اين تاريخ را به عنوان تاريخ تولد علم هوش مصنوعي انتخاب كردند. تقريباً در همان زمان جان فون نيومان <نظريه بازي‌ها> را معرفي كرد. اين نظريه بديع و درخشان كه بعداً در اكثر حوزه‌هاي علم، از جمله جامعه‌شناسي، اقتصاد و سياست كاربردهايي پيدا كرد، نقش مؤثري در پيشبرد جنبه‌هاي نظري و عملي هوش مصنوعي داشت. چند سال بعد، در 1968، آرتور سي كلارك، در رمان معروف خود، يعني اوديسه فضايي 2001 اصطلاح <آزمون تورينگ> را به جاي <بازي تقليد> سرزبان‌ها انداخت. از زماني كه تورينگ اين فرضيه را مطرح كرده است، هزاران دانشمند با هدف ساختن ماشيني كه بتواند آزمون تورينگ را با موفقيت تمام كند، دست به كار شده‌اند. اما هنوز هيچ‌كس موفق نشده است چنين ماشيني بسازد و پيش‌بيني تورينگ هم درست از آب درنيامده است.


چالش‌هاي بنيادين هوش‌مصنوعي‌
البته امروزه هوش مصنوعي به واقعيت نزديك شده است و تقريباً مي‌توان گفت وجود دارد، اما دلايل اساسي متعددي وجود دارند كه نشان مي‌دهند چرا هنوز شكل تكامل يافته‌ هوشي كه تورينگ تصور مي‌كرد، به وقوع نپيوسته است. به طور كلي خود نظريه تورينگ مخالفاني جدي دارد. بعضي از اين منتقدان اصلا‌ً هوش ماشيني را قبول ندارند و برخي ديگر صرفاً كارآمدي آزمون تورينگ را براي اثبات هوشمندي زير سؤال مي‌برند. يكي از مهم‌ترين مباحث مطرح در اين زمينه، موضوع شبيه‌سازي است. غالباً پرسيده مي‌شود آيا صرف اين‌كه ماشيني بتواند نحوه صحبت كردن انسان را شبيه‌سازي كند، به معني آن است كه هوشمند است؟ به عنوان مثال، شايد شما هم درباره روبات‌هاي نرم‌افزاري كه مي‌توانند چت كنند (Chatter Bots) چيزهايي شنيده باشيد.(1) اين روبات‌ها از روش‌هاي تقليدي استفاده مي‌كنند و به تعبيري، نمونه مدرن و اينترنتي آزمون تورينگ هستند.
مثلاً روبات ELIZA يكي از اين‌هاست. اين روبات را ژوزف وايزن بام، يكي ديگر از پژوهشگران‌ نامدار اين حوزه اختراع كرد. اليزا در برخي مكالمات ساده مي‌تواند طرف مقابل خود را به اشتباه بيندازد. طوري كه مخاطب ممكن است فكر كند درحال گپ زدن با يك انسان است. البته اليزا هنوز نتوانسته است آزمون تورينگ را با موفقيت پشت سر بگذارد. با اين حال تكنيك‌هاي شبيه‌سازي مورد انتقاد گروهي از دانشمندان است. يكي از مشهورترين انتقادات در اين زمينه را فيلسوفي به نام جان سيرل (John Searle) مطرح كرده است. او معتقد است بحث هوشمندي ماشين‌هاي غيربيولوژيك اساساً بي‌ربط است و براي اثبات ادعاي خود مثالي مي‌آورد كه در مباحث تئوريك هوش مصنوعي <بحث اتاق چيني> ناميده مي‌شود. سيرل ابتدا نقد خود درباره هوش ماشيني را در 1980 مطرح كرد و سپس آن در مقاله كامل‌تري كه در 1990 منتشر كرد، بسط داد.
ماجراي اتاق چيني به اين صورت است: فرض كنيد داخل اتاقي يك نفر نشسته است و كتابي از قواعد سمبول‌هاي زبان چيني در اختيار دارد. براي اين فرد عبارات - سمبول‌‌هاي - چيني روي كاغذ نوشته مي‌شود و از زير درِ اتاق به داخل فرستاده مي‌شود. او بايد با مراجعه به كتاب قواعد پاسخ مناسب را تهيه كند و روي كاغذ پس بفرستد. اگر فرض كنيم كتاب مرجع مورد نظر به اندازه كافي كامل است، اين فرد مي‌تواند بدون اين‌كه حتي معني يك نماد از سمبول‌هاي زبان چيني را بفهمد، به پرسش‌ها پاسخ دهد. آيا مي‌توان به اين ترتيب نتيجه گرفت كه پاسخ دهنده هوشمند است؟
استدلال اصلي اين منتقد و ديگر منتقدان موضوع شبيه‌سازي اين است كه مي‌توان ماشيني ساخت (مثلاً يك نرم‌افزار لغتنامه) كه عبارات و اصطلاحات را ترجمه كند. يعني ماشيني كه كلمات و سمبول‌هاي ورودي را دريافت و سمبول‌ها و كلمات خروجي را توليد كند؛ بدون اين‌كه خود ماشين معني و مفهوم اين سمبول‌ها را درك كند. بنابراين آزمون تورينگ حتي در صورت موفقيت نيز نمي‌تواند ثابت كند كه يك ماشين هوشمند است.
در مقابل اين انتقاد دو نظر وجود دارد: يك دسته از دانشمندان كه بيشتر به نظريه تورينگ معتقدند، مي‌گويند اساساً چه دليلي وجود دارد كه باور نكنيم (دست‌كم) بخش بزرگي از آنچه را كه هوشمندي انسان تلقي مي‌كنيم، معلومات تقليدي تشكيل داده باشد؟ در واقع تمام سندي كه ما درباره متفكر بودن انسان داريم رفتاري است كه انديشه او پديد مي‌آورد، ولي درباره ماهيت و ساختار اين انديشه چيز زيادي نمي‌دانيم. دسته دوم، كساني هستند كه معتقدند اگر ماشين‌ها بتوانند با دنياي پيرامون خود كنش و واكنش داشته باشند، آنگاه مي‌توانند فكر كنند. منظور اين است كه كامپيوترها نيز مانند ما داراي حس بينايي، شنوايي، لامسه و حس‌هاي ديگر باشند. در اين صورت، تركيب همزمان <پاسخ‌هاي تقليدي> با <واكنش مناسب به محيط> يعني همان <هوشمندي>. اتفاقاً كسي مانند جان سيرل نيز تفكرات مشابهي دارد؛ با اين تفاوت كه به طور خاص او شكل ايده‌آل كنش و واكنش مورد نياز را همان تعامل بيولوژيكي مي‌داند.
انتقادات ديگري نيز به آزمون تورينگ وارد مي‌شود. ازجمله اين‌كه ممكن است يك ماشين هوشمند باشد، ولي نتواند همچون انسان ارتباط برقرار كند. ديگر اين‌كه، در آزمون تورينگ فرض مي‌شود كه انسان مورد آزمايش - يكي از دو نفري كه داخل اتاق در بسته به سؤالات پاسخ مي‌دهد - به اندازه كافي هوشمند است. در حالي كه با استناد به استدلال خود تورينگ مي‌توان نتيجه گرفت كه خيلي از افراد مانند بچه‌ها و افراد بيسواد در اين آزمون مردود مي‌شوند؛ نه به دليل هوشمندي ماشين، بلكه به دليل نداشتن مهارت كافي در ارتباط‌گيري از طريق مكاتبه.
مسئله ديگري كه در بحث هوش مصنوعي اهميت دارد، موضوع <قالب و محتوا> است. منظور از قالب يا Context در اينجا، ظرفي است كه محتوا داخل آن قرار مي‌گيرد.
يكي از پايه‌هاي هوشمندي انسان توجهي است كه او به قالب محتوا - و نه صرفاً خود محتوا - دارد. به عنوان مثال، وقتي مي‌گوييم <شير>، اين كلمه به تنهايي معاني متفاوتي دارد، ولي هنگامي كه همين واژه داخل يك جمله قرار مي‌گيرد، فقط يك معني صحيح دارد. انسان مي‌تواند معاني كلمات را نه فقط به صورت مجرد، بلكه با دنبال كردن نحوه وابستگيشان به جمله تشخيص دهد. مشابه همين هوشمندي، در تمام حس‌هاي پنجگانه انسان وجود دارد. به عنوان مثال، از نظر علمي ثابت شده است كه گوش انسان مي‌تواند هنگام توجه به صحبت‌هاي يك انسان ديگر در محيطي شلوغ، كلمات و عباراتي را كه نمي‌شنود، خودش تكميل كند يا چشم انسان مي‌تواند هنگام مشاهده يك تصوير، قسمت‌هاي ناواضح آن را با استفاده از دانسته‌هاي بصري قبلي خود تكميل كند.
از اين رو كارشناسان معتقدند، دانش پيش‌زمينه يا <آرشيو ذهني> يك موجود هوشمند نقش مؤثري در هوشمندي او بازي مي‌كند. در حقيقت منشأ پيدايش برخي از شاخه‌هاي مدرن و جديد دانش هوش مصنوعي همچون <سيستم‌هاي خبره> و <شبكه‌هاي عصبي> همين موضوع است و اساسا با اين هدف پديد آمده‌اند كه بتوانند به ماشين قدرت آموختن و فراگيري بدهند؛ هرچند كه هر يك از اين شاخه‌ها، از پارادايم متفاوتي براي آموزش به ماشين استفاده مي‌كنند و همين تفاوت‌ها مبنا و اساس دو جريان فكري عمده در محافل علمي مرتبط با هوش مصنوعي را پديد آورده‌اند.


شاخه‌هاي علم هوش مصنوعي
امروزه دانش مدرن هوش مصنوعي به دو دسته اصلي تقسيم مي‌شود: يكي <هوش مصنوعي سمبوليك يا نمادين> (Symbolic AI) و ديگري هوش غيرسمبوليك كه پيوندگرا (Connection AI) نيز ناميده مي‌شود.
هوش مصنوعي سمبوليك از رهيافتي مبتني بر محاسبات آماري پيروي مي‌كند و اغلب تحت عنوان <يادگيري ماشين> يا (Machine Learning) طبقه‌بندي مي‌شود. هوش سمبوليك مي‌كوشد سيستم و قواعد آن را در قالب سمبول‌ها بيان كند و با نگاشت اطلا‌عات به سمبول‌ها و قوانين به حل مسئله بپردازد. در ميان معروف‌ترين شاخه‌هاي هوش مصنوعي سمبوليك مي‌توان به سيستم‌هاي خبره (Expert Systems) و شبكه‌هاي Bayesian اشاره كرد.
يك سيستم خبره مي‌تواند حجم عظيمي از داده‌ها را پردازش نمايد و بر اساس تكنيك‌هاي آماري، نتايج دقيقي را تهيه كند. شبكه‌هاي Bayesian يك تكنيك محاسباتي براي ايجاد ساختارهاي اطلاعاتي و تهيه استنتاج‌هاي منطقي از روي اطلاعاتي است كه به كمك روش‌هاي آمار و احتمال به دست‌ آمده‌اند. بنابراين در هوش سمبوليك، منظور از <يادگيري ماشين> استفاده از الگوريتم‌هاي تشخيص الگوها، تحليل و طبقه‌بندي اطلاعات است.
اما هوش پيوندگرا متكي بر يك منطق استقرايي است و از رهيافت <آموزش/ بهبود سيستم از طريق تكرار> بهره‌ مي‌گيرد. اين آموزش‌ها نه بر اساس نتايج و تحليل‌هاي دقيق آماري، بلكه مبتني بر شيوه آزمون و خطا و <يادگيري از راه تجربه> است. در هوش مصنوعي پيوندگرا، قواعد از ابتدا در اختيار سيستم قرار نمي‌گيرد، بلكه سيستم از طريق تجربه، خودش قوانين را استخراج مي‌كند. متدهاي ايجاد شبكه‌هاي عصبي (Neural Networks) و نيز به‌كارگيري منطق فازي (Fuzzy Logic) در اين دسته قرار مي‌گيرند.
براي درك بهتر تفاوت ميان اين دو شيوه به يك مثال توجه كنيد. فرض كنيد مي‌خواهيم يك سيستم OCR بسازيم. سيستم OCR نرم‌افزاري است كه پس از اسكن كردن يك تكه نوشته روي كاغذ مي‌تواند متن روي آن را استخراج كند و به كاراكترهاي متني تبديل نمايد.
بديهي است كه چنين نرم‌افزاري به نوعي هوشمندي نياز دارد. اين هوشمندي را با دو رهيافت متفاوت مي‌توان فراهم كرد. اگر از روش سمبوليك استفاده كنيم، قاعدتاً بايد الگوي هندسي تمام حروف و اعداد را در حالت‌هاي مختلف در بانك اطلاعاتي سيستم تعريف كنيم و سپس متن اسكن شده را با اين الگوها مقايسه كنيم تا بتوانيم متن را استخراج نماييم. در اينجا الگوهاي حرفي-‌عددي يا همان سمبول‌ها پايه و اساس هوشمندي سيستم را تشكيل مي‌دهند. روش دوم يا متد <پيوندگرا> اين است كه يك سيستم هوشمند غيرسمبوليك درست كنيم و متن‌هاي متعددي را يك به يك به آن بدهيم تا آرام آرام آموزش ببيند و سيستم را بهينه كند. در اينجا سيستم هوشمند مي‌تواند مثلا‌ً يك شبكه عصبي يا مدل مخفي ماركوف باشد. در اين شيوه سمبول‌ها پايه هوشمندي نيستند، بلكه فعاليت‌هاي سلسله اعصاب يك شبكه و چگونگي پيوند ميان آن‌ها مبناي هوشمندي را تشكيل مي‌دهند.
در طول دهه‌هاي 1960 و 1970 به دنبال ابداع اولين برنامه نرم‌افزاري موفق در گروه سيستم‌هاي مبتني بر دانش
(Knowledge-based) توسط جوئل موزس، سيستم‌هاي هوش سمبوليك به يك جريان مهم تبديل شد. ايده و مدل شبكه‌هاي عصبي ابتدا در دهه 1940 توسط Warren McCulloch و Walter Pitts معرفي شد. سپس در دهه 1950 كارهاي روزنبالت (Rosenblatt) درمورد شبكه‌هاي دولايه مورد توجه قرارگرفت. در 1974 الگوريتم back propagation توسط Paul Werbos معرفي شد، ولي متدولوژي شبكه‌هاي عصبي عمدتاً از دهه 1980 به اين سو رشد زيادي پيدا كرد و مورد استقبال دانشمندان قرار گرفت. منطق فازي ابتدا توسط پروفسور لطفي زاده، در 1965 معرفي شد و از آن زمان به بعد توسط خود او و ديگر دانشمندان دنبال شد.
در دهه 1980 تلاش‌هاي دانشمندان ژاپني براي كاربردي كردن منطق فازي به ترويج و معرفي منطق فازي كمك زيادي كرد. مثلاً طراحي و شبيه سازي سيستم كنترل فازي براي راه‌آهن Sendai توسط دو دانشمند به نام‌هايYasunobu و Miyamoto در 1985، نمايش كاربرد سيستم‌هاي كنترل فازي از طريق چند تراشه مبتني بر منطق فازي در آزمون <پاندول معكوس> توسط Takeshi Yamakawa در همايش بين‌المللي پژوهشگران منطق فازي در توكيو در 1987 و نيز استفاده از سيستم‌هاي فازي در شبكه مونو ريل توكيو و نيز و معرفي سيستم ترمز ABS مبتني بر كنترلرهاي فازي توسط اتومبيل‌سازي هوندا در همين دهه تاثير زيادي در توجه مجدد دانشمندان جهان به اين حوزه از علم داشت.


فراتر از هوشمندي ماشين‌
چنان‌كه گفتيم، هوش مصنوعي دانش و مهندسي ساختن ماشين‌هاي هوشمند، به ويژه كامپيوترهاي هوشمند است. اما براستي هوشمندي چيست؟ در واقع هنوز دانشمندان نتوانسته‌اند تعريف واحدي از هوشمندي ارائه دهند كه مستقل از <هوش انساني> باشد. ما مي‌دانيم كه برخي از ماشين‌ها يا جانداران مي‌توانند هوشمند باشند، اما بشر هنوز نمي‌داند كه مايل است كدام دسته از فرآيندهاي محاسباتي يا پردازشي را هوشمندي بنامد. بنابراين براي پاسخ دادن به اين پرسش كه <آيا فلان ماشين هوشمند است؟> هنوز فرمول مشخصي وجود ندارد. در واقع هوشمندي، خود يك مفهوم فازي و نادقيق است. هوشمندي را مي‌توان يك فرآيند تلقي كرد كه دانشمندان هنوز در حال شبيه‌سازي، تحليل و حتي تعريف مشخصه‌هاي آن هستند.
موضوع مهم ديگري كه در ارتباط با هوش مصنوعي مطرح است، هدف دانشمندان از به‌كارگيري آن است. روشن است كه هدف اوليه بشر از ورود به اين موضوع، شبيه‌سازي هوش انسان در كالبد ماشين بوده‌است. ولي امروزه ديگر چنين نيست و اين تصور كه هدف علم هوش‌مصنوعي تنها شبيه‌سازي هوش انساني است، تصوري نادرست است. در حقيقت موضوع شبيه‌سازي هوش انساني عاملي پيش‌برنده در اين حوزه از علم است كه به دانشمندان انگيزه مي‌دهد تا آن را توسعه دهند، اما در خلال روند توسعه، بشر مي‌تواند به دستاوردهايي برسد كه در تمام زمينه‌ها كاربرد دارد. سيستم‌هاي خبره و مبتني بر دانش نمونه‌اي از اين دستاوردهاست. بسياري از نرم‌افزارهاي موسوم به سيستم‌هاي تصميم‌سازي (Decision Making Systems) در شاخه اقتصاد و يا سيستم‌هايي كه در تجزيه و تحليل داده‌هاي علم پزشكي به كار مي‌روند از اين دستاورد بهره مي‌گيرند. هوش منصوعي همچنين بستري براي توسعه علومي كه مانند تئوري بازي‌ها يا منطق فازي خود شاخه مستقلي هستند پديد مي‌آورد تا در سايه همان عوامل انگيزشي، بتوانند رشد و توسعه پيدا كنند.
در عين حال برخي از دستاوردهاي اين علم فراتر از بحث هوشمندي است. به عنوان مثال، افزايش قدرت محاسباتي و پردازشي كامپيوتر همواره به پيشرفت اين علم كمك كرده‌است. بنابراين ميزان موفقيت هوش مصنوعي در آينده نه فقط به خبرگي الگوريتم‌ها و متدولوژي‌ها، بلكه به سرعت پردازش‌ها و محاسبات كامپيوتري نيز بستگي دارد. اين دو لازم و ملزوم يكديگرند و به رشد هم كمك مي‌كنند. شايد پيروزي كامپيوتر Deep Blue بر كاسپاروف، قهرمان شطرنج، تأثير محسوسي بر زندگي روزانه ما نگذاشته باشد. اما همين مسابقه و تلاش‌هاي ديگري از اين دست، به صنعت كامپيوتر امكان مي‌دهند، توانايي خود را براي توليد سيستم‌هاي كارآمدتر و سودمندتري كه در زندگي روزانه بشر كاربرد دارند، افزايش دهد.
 

نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و سوم دی 1386 توسط  |

mercedes nailed in Moscow airport 2

نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و سوم دی 1386 توسط  |

Mobin_s2004@yahoo.com

Mobin_s2004@yahoo.com

 

23 دي / 13 ژانويه

Mobin_s2004@yahoo.com
23 دي ماه هجري خورشيدي
Mobin_s2004@yahoo.com
درگذشت منذر بن نعمان آموزگار فنون جنگ صحرايي بهرام گور

منذر بن نعمان حكمران حيره ( مناطقي در غرب فرات و شط العرب تا سواحل غربي خليج فارس ) كه سالها ميزبان و آموزگار فنون جنگهاي صحرايي بهرام پنجم ( بهرام گور ) بود 13 ژانويه سال 473 ميلادي در گذشت . از زمان فتح بابل به دست كوروش بزرگ تا جنگ قادسيه ، سران حيره خود را تحت الحمايه ايران مي دانستند . با وجود اين، دولتهاي ايراني در امور آنان مداخله نمي كردند و به همين دليل ميان طرفين درگيري وجود نداشت و تنها مورد مهمي كه تاريخ از آن ياد كرده سركوبي بسيار  خشونت آميزآنان توسط شاپور دوم بود كه اعراب از آن پس عنوان � ذوالاكتاف � بر او گذارده اند.

 

وقايع ابتدای انقلاب و دفاع مقدس در چنين روزي

23/10/58
عراق اولين كشوري كه بعد از اشغال افغانستان توسط شوروي به آمريكا پيشنهاد تسهيلات و پايگاه نظامي داد.

23/10/65
آغاز عمليات کربلاي شش با رمز"يا زهرا" درمنطقه عمومي سومار. اين عمليات را رزمندگان نيروي زميني ارتش جمهوري اسلامي ايران به منظور آزادسازي ارتفاعات شمال سومار انجام دادند.

23/10/66
آغاز عمليات ظفر 5 به همت رزمندگان نيروي زميني سپاه پاسداران انقلاب اسلامي ازقرارگاه رمضان با رمز يا زهرا . حوزه عملکرد اين عمليات استانهاي کرکوک، دهوک و دياله عراق بود .
 

 

 تشكيل شوراي سلطنت

23 دي 1357 - شاه شوراي سلطنت را تشكيل داد. او تني چند ازمهره‎هاي سياسي وابسته را به اين كارگمارد تا امواج خروشان انقلاب اسلامي را بخشکاند. شاه نظرداشت با اين اقدام ملت مسلمان و انقلابي را به حفظ رژيم پهلوي متقاعد سازد مشروط براينكه اختيارات شاه در رأس حكومت محدود شود. اما ملت انقلابي براي آشكاركردن مخالفتشان با تجمع درخيابانها و سردادن شعارهاي انقلابي بارديگر بركناري شاه را فرياد كردند. همچنين درهمين روزحضرت امام خميني)ره( بيانيه‎اي داشتند كه تا چند روز ديگر دولتي تازه تشكيل خواهند داد كه همه اعضاي آن را از پيش تعيين كرده‎اند و همه آنان درايران بسر مي‎برند.

Mobin_s2004@yahoo.com
13 ژانويه ميلادي
Mobin_s2004@yahoo.com
وجدان فرماندار 167 تن را از اعدام رهايي داد

�جورج ريان� فرماندار انتخابي ايالت ايلي نوي آمريكا 11 ژانويه سال 2003 دست به اقدامي زد كه شايد تاكنون در جهان سابقه نداشته است . وي در آستانه پايان دوره فرمانداري اش مجازات 164 مرد و سه زن را كه به جرم قتل نفس به اعدام محكوم شده بودند و در صف اعدام قرار داشتند تا ديوان عالي آمريكا راي نهايي خود را صادر كند به حبس ابد كاهش داد .
     وي هنگام اعلام تصميم خود گفت كه در پي رسيدگي مجدد به پرونده هاي 13 محكوم به اعدام كه ثابت شد مرتكب جرم نشده بودند و پليس با حيله و فريب و ارعاب از سه ــ چهار نفر از آنان اعتراف گرفته بود تصميم گرفت كه وقت را تلف نكند ، خود را از عذاب وجدان رها سازد و همه محكومان به اعدام در اين ايا لت را يك درجه تخفيف دهد و امشب را آسوده و بدون دغدغه بخوابد كه بهترين خواب همه عمر او خواهد بود.
     از 50 ايالت آمريكا كه هركدام استقلال داخلي كامل دارد در 12 ايالت همانند كشورهاي اروپايي مجازات اعدام وجود ندارد. در پي احياء مجازات اعدام در آمريكا، ايالت تكزاس بيش از ايالات ديگر اعدام داشته و پس از آن از اين لحاظ ، ايالت ويرجينيا قرار دارد.

 

برخي ديگر از رويدادهاي 13 ژانويه

1906:   نخستين راديو ويژه پخش آگهي که برد امواج آن تنها تا 1600 متر بود در نيويورك آغاز بكار كرد.

1915:   در جريان جنگ جهاني اول ، درمنطقه � آوزان � ايتاليا زمين لرزه شديدي روي داد كه ضمن آن بيش از 30 هزار تن كشته شدند.

1943:   هيتلر كه در انتظار ساخت بمب اتمي بود باتوجه به ناكامي هايش در جبهه هاي روسيه و شمال آفريقا جنگ تمام عيار اعلام كرد كه باعث تسريع شكست خود وي شد.

1953:   مجلس شوراي ملي فوريت لايحه اختيارات دكتر مصدق را تصويب كرد . اين اختيارات موقتي به منظور تسهيل و تسريع كار دولت تقاضا شده بود.

1954:   در اين روز در جريان سركوبي جمعيت اخوان المسلمين در مصر 318 تن از اعضاي اين جمعيت دستگير شدند.

1990:   �داگلاس وايلدر� به عنوان نخستين فرماندار سياهپوست انتخابي يك ايالت آمريكا كار خود را به عنوان فرماندار ايالت مشترك المنافع ويرجينيا آغاز كرد.

نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و سوم دی 1386 توسط  |

مضرات کفش‌های پاشنه بلند

یکی دو هفته قبل بود که این پوستر در وبلاگستان انگلیسی دست به دست می‌شد، به نظرم خوب اومد که به فارسی هم ترجمه بشه.‌ نظر شخصی ام این نیست که هیچ وقت کسی کفش پاشنه بلند نپوشه. نظر شخصی من اینه که هر کسی حق داره و باید در مورد کاری که می کنه اطلاعات داشته باشه یا حداقل امکان کسب اطلاعات رو داشته باشه.



برای دیدن پوستر در ابعاد بزرگ، روی تصویر کلیک کنید
 

وضعیت بدنی پاشنه بلند مرکز جرم بدن را به جلو متمایل می‌کند و لگن و ستون مهره‌ها از هم راستا بودن خارج می کند.

فشار شاید پاشنه بلند باعث بلندتر به نظر رسیدن پاها شود ولی بالا رفتن پاشنه باعث افزایش فشار روی پنجه پا خواهد شد.

ساق عضله ساق پا متناسب با مقدار بالا رفتن پاشنه منقبض می‌شود و این امر در طولانی مدت سبب کوتاه و سفت شدن عضله خواهد شد.

اعصاب مورتون پاشنه بلند و پنجه باریک می‌تواند سبب رشد غیرطبیعی عصبی (نوروما) در بین انگشت‌های سوم و چهارم شود که به نوبه خود باعث درد و بی‌حسی انگشتان خواهد شد.

تاندون آشیل وقتی جلوی پا نسبت به پاشنه پایین می‌آید، تاندون آشیل کشیده به سمت بالا کشیده می‌شود. هرچقدر که طول این تاندون کوتاهتر شود، درد شدیدتر خواهد بود.

بونیون کفش تنگ می‌تواند باعث رشد استخوانی در محل اتصال شست شود. این رشد باعث پیچ خوردن دردناک شست به سمت داخل خواهد شد.

انگشتان چکشی پنجه تنگ باعث فشار انگشتان کوچک و تا شدن آنان از مفصل میانی می‌شود. بعد از مدتی عضلات انگشت‌های دوم، سوم و چهارم توان باز شدن را از دست می‌دهند و حتی در صورت نبودن یک کفش تنگ هم شکل خم شده خود را حفظ می‌کنند.

زانو وضعیت غیرطبیعی بدن به هنگام راه رفتن با کفش پاشنه بلند، فشار زیادی به قسمت داخلی زانو وارد می‌کند و به همین این ناحیه از بدن یکی از مراکز شایع Osteoarthritis در خانم‌ها است. تحقیقی نشان داده است که پوشیدن کفش پاشنه بلند، احتمال این ضایعه را تا ۲۶٪ افزایش می‌دهد.

Pump Bump بندهای سفت کفش‌های پاشنه بلند می‌توانند موجب ناراحتی پاشنه و در موارد حادتر موجب تغیییر شکل موسوم به هگلاند شوند.

ضایعات قوزک پا پاشنه بلند به تعادل زیان می‌رساند و احتمال زمین خوردن کسی که این کفش را پوشیده بسیار بیشتر می‌شود. این مساله خطر شکستگی یاترک خوردگی قوزک را به همراه دارد.

درد مفاصل گودی پا پاشنه بلند باعث بازتوزیع نامناسب وزن بدن می‌شود. پوشیدن طولانی مدت آن می‌تواند منجر به درد در ناحیه برجستگی کف پا شود.

نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و سوم دی 1386 توسط  |

فناوری جدید، مشکل به جا ماندن وسایل پزشکی را در بدن بیماران حل می‌کند


_38707899_clamp300.jpg

سال 2004، لوسیل دیوس 67 ساله برای جراحی عارضه دیورتیکولیت روده بزرگ، به بیمارستانی در آمریکا مراجعه کرد. او مدت‌ها بعد ازجراحی یادگاری از عمل در بدن خود داست: یک گاز پزشکی. ماه قبل، این اشتباه منجر به جریمه 10 میلیون دلاری بیمارستان شد.
مشکل گازها و وسایل جراحی به جامانده در بدن بیماران، چیز تازه‌ای نیست. بر اساس مطالعه‌ای که نتایج آن در سال 2003 در مجله پزشکی NEJM به چاپ رسید، به ازای هر 1000 تا 1500 جراحی شکم، در یک عمل جراجی اجسام خارجی و گاز در بدن بیمار باقی می‌ماند.
گازها، بیشترین اجسام خارجی هستند که در بدن بیماران به جا گذاشته می‌شوند. از اسفنج‌ها و گازها در هنگام اعمال جراحی برای جذب خون استفاده می‌شود، اما اگر آنها دربدن بیماران باقی بمانند، می‌توانند باعث عفونت بعد از عمل شوند.
از آنجا که هزینه عمل جراحی مجدد برای برداشتن اجسام خارجی بسیار بالاست و هزینه‌ای 50 هزار دلاری یا بیشتر را در بر دارد، مسئولان مراقبت‌های بهداشتی و پزشکی، مقررات سختی بر شیوه انجام اعمل جراحی وضع کرده‌اند. از ماه اکتبر سال میلادی گذشته، دیگر تشکیلات بهداشتی درمانی آمریکا، هزینه‌ای بابت عمل جراحی مجدد پرداخت نمی‌کنند.
در طی دهه‌ها، پزشکان و پرستاران مجبور بودند که به دقت تعداد گازهای مصرفی را شمارش کنند، تا اشتباها گازی در بدن بیماران باقی نماند. اما به تازگی فناوری جدیدی به کمک این پزشکان و پرستاران آمده است: سیستم بارکد!
در این فناوری گازها و وسایل جراحی با تراشه‌های الکترونیکی کوچکی، برچسب‌گذاری می‌شوند. به این ترتیب همه وسایل می‌توانند با یک دستگاه تشخیص طول موج شناسایی شوند و در صورت باقی ماندن یکی از آنها در بدن بیمار، اخطار داده می‌شود.
این فناوری تنها 50 تا 60 دلار به هزینه هر عمل جراحی اضافه می‌کند که در قیاس با هزینه تقریبا 50 هزار دلاری عمل جراحی مجدد در صورت باقی ماندن وسایل جراحی، مبلغ ناچیزی است.

نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و سوم دی 1386 توسط  |

11 پيشگويي 2008 به روايت پيشگوي كانادايي

روزنامه آمريكايي ديلي نيوز با انتشار پيشگويي هاي يك زن معروف اهل تورنتو كانادا، �2008� را سال حمله آمريكا به ايران توصيف كرده است.
خانم نيكي (Nikki) در مصاحبه با روزنامه ديلي نيوز اظهار داشت: 2008، سالي سرشار از بلا و مصيبت خواهد بود.
فهرست پيشگويي هاي وي براي سال جاري ميلادي به شرح زير است:

1 � آمريكا به ايران حمله مي كند.
2 - دو هواپيما در فرودگاه "كندي" به هم برخورد مي كنند و يك فاجعه فضايي ديگر نيز رخ مي دهد.
3 � عملياتي تروريستي در جريان بازي هاي المپيك پكن به وقوع مي پيوندد.
4 - توفاني ميامي آمريكا را در مي نوردد.
5 - "جان ادواردز" در پي استعفاي "هيلاري كلينتون" از نامزدي رياست جمهوري آمريكا به دليل مشكلات جسماني، به كاخ سفيد راه مي يابد.
6 - پرنس ويليام يا پرنس هري از خاندان سلطنتي انگليس ربوده مي شوند.
7 - "جورج كلوني" هنرپيشه هاليوود در اين سال ازدواج كرده و بچه دار مي شود.
8 - "پنه لوپه كروز" بازيگر مشهور اسپانيايي تبار به فعاليت هاي سياسي در اسپانيا روي مي آورد.
9 - "شون پن" بازيگر مشهور سينما در جريان سفر به خاورميانه زخمي مي شود.
10 - درماني نو براي ناشنوايي كشف مي شود.
11 - جنين انسان شبيه سازي مي شود.
اين پيشگو ادامه داد: گرچه امسال مملو از بلايا و فجايع خواهد بود، اما سال 2009 به سوي آرامش بيشتري سوق مي يابد.

به نوشته روزنامه ديلي نيوز، پيشگويي هاي اين زن به نظر عجيب مي رسد اما بايد اين نكته را در نظر گرفت كه وي در آوريل سال 2001 نيز برخورد دو هواپيما به مركز تجارت جهاني (واقعه 11 سپتامبر) و مرگ استيو ايروين شكارچي تمساح و يكي از چهره هاي سرشناس استراليايي را درست پيش بيني كرده بود.
اين در حالي است كه برخي پيش گويي هاي وي براي سال 2007 درست از آب در نيامد كه از آن جمله مي توان به مرگ فيدل كاسترو رهبر كوبا، حمله آمريكا به كوبا و وقوع انفجار در مركز راكفلر نيويورك اشاره كرد.

منبع: ديلي نيوز

نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و سوم دی 1386 توسط  |

Einstein's father

Einstein's mother


House of Einstein


Einstein's childhood photo



School class photograph in
Munich, 1889. Einstein is in the front row, second from right. He did well only in mathematics and in Latin (whose logic he admired).

 
 


Was Einstein's Brain Different?


Of course it was-people's brains are as different as their faces. In his lifetime many wondered if there was anything especially different in Einstein's. He insisted that on his death his brain be made available for research. When Einstein died in 1955, pathologist Thomas Harvey quickly preserved the brain and made samples and sections. He reported that he could see nothing unusual. The variations were within the range of normal human variations. There the matter rested until 1999. Inspecting samples that
Harvey had carefully preserved, Sandra F. Witelson and colleagues discovered that Einstein's brain lacked a particular small wrinkle (the parietal operculum) that most people have. Perhaps in compensation, other regions on each side were a bit enlarged-the inferior parietal lobes. These regions are known to have something to do with visual imagery and mathematical thinking. Thus Einstein was apparently better equipped than most people for a certain type of thinking. Yet others of his day were probably at least as well equipped-Henri Poincaré and David Hilbert, for example, were formidable visual and mathematical thinkers, both were on the trail of relativity, yet Einstein got far ahead of them. What he did with his brain depended on the nurturing of family and friends, a solid German and Swiss education, and his own bold personality.
A late bloomer:
Even at the age of nine Einstein spoke hesitantly, and his parents feared that he was below average intelligence. Did he have a learning or personality disability (such as "Asperger's syndrome," a mild form of autism)? There is not enough historical evidence to say. Probably Albert was simply a thoughtful and somewhat shy child. If he had some difficulties in school, the problem was probably resistance to the authoritarian German teachers, perhaps compounded by the awkward situation of a Jewish boy in a Catholic school.


Einstein in the Bern patent office


Einstein when his light bending theory conformed


Einstein in Berlin with political figures

Einstein in a
Berlin synagogue in 1930, playing his violin for a charity concert.


The Solvay Congress of 1927


E = MC^2




POSTWAR SIGNING


Einstein in his study in his home in Berlin, 1919.




Einstein at his home in Princeton, New Jersey


signature of the legend


 

نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و سوم دی 1386 توسط  |

دوربین دیجیتال با قابلیت
تشخیص اتوماتیک حجم نور



 

اگر اهل فیلم برداری و عکاسی هستید می توانید وجود نور کافی را برای داشتن کیفیت بهتر تصاویر به خوبی حس کنید. شرایط و موقعیتهایی را می خواهید شکار کنید که نا گاه نور به اندازه کافی در اختیار ندارید و یا بیش از حد نیاز مکان مد نظرتان نورانیست. با به بازار آمدن انواع دوربینهای دیجیتال این اتفاقات کمتر رخ می دهد. اما حالا با این دوربین زیبای نمایشگاه CES2008 می توانید شبانه به دامن طبیعت بروید و از لحظاتی زیبا و به یاد ماندنی مانند تولد یک جوجه رکورد بگیرید. این دوربین که در تصویر مشاهده می کنید می تواند حجم مناسبی از نور را برای موقعیت های مختلف به صورت اتوماتیک تشخیص داده و آن را ایجاد کند. به این معنی که دیگر نیاز به وجود خود شما نیست. فقط کافیست دکمه POWER آن زده شود تا رکورد گیری آغاز گردد. مستندی زیبا با طبیعی ترین کیفیت را به شما تحویل می دهد.
منبع

نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و سوم دی 1386 توسط  |

تا آخر عمر از تخت خارج نشوید


این تخت که Starry Night نام دارد در نمایشگاه امسال یکی از مواردی است که توجه هر کسی را به خود جلب میکند. خوب اولین نکته در مورد این تخت خواب این است که بسیار راحت است. اما شاید این تنها نکته ی مشترک این تخت خواب با تخت های راحت معمولی باشد. این تخت از دو قسمت مجزا تشکیل شده که قابل تنظیم هستند. و میتوانید زاویه های تخت را هر طور که راحت هستید تنظیم کنید. تخت به سیستمی مجهز است که دمای آن را تنظیم میکند و اجازه نمیدهد تا در تخت احساس سرما کنید. از طرف دیگر تخت نمیگذارد که در تخت از گرما عرق کنید.
اگر هنگام خوابیدن روی این تخت خروپوف کنید حسگر های تخت متوجه میشوند و به صورت خود کار به آرامی سر شما را حدود 7 درجه بالاتر میبرند تا راه هوایی باز شده و خروپوف شما متوقف شود. وقتی که خروپوف تمام شد تخت سر شما را پایین می آورد تا احساس ناراحتی نکنید!
یک سیستم تشخیصی در این تخت وضعیت خواب شما، حرکات بدن و ریتم تنفس را برای 30 روز مانیتور میکند و سپس راهکارهایی را برای خواب بهتر به شما پیشنهاد میکند.
اما داستان این تخت به همین جا ختم نمیشود. این تخت دارای یک کنترل از راه دور است. اگر یکی از دکمه های آن را فشار دهید از چهار طرف تخت چهار اسپیکر سیلندر شکل بالا می آیند و میتوانید موسیقی دلخواه خود را با کیفیت سوراند گوش کنید.
سیستم صوتی تخت مجهز به چهار ساب ووفر 8 اینچی هم هست.
با زدن دکمه ی دیگری روی کنترل از راه دور تخت ویدیو پروژکتور مخصوص تخت روشن میشود که میتوانید فیلم های مورد علاقه ی خود را روی دیوار اتاق خوابتان ملاحظه کنید!
این تخت عزیز دارای یک کامپیوتر مرکزی با سیستم ویندوز Media Center است که 1.5 ترابایت هارد و 4 گیگا بایت حافظه ی RAM دارد. بنابراین میتوانید هر چقدر که بخواهید فیلم و موسیقی در آن ذخیره کنید.
با این همه امکانات خیره کننده فکر میکنم که بشود تمام عمر روی این تخت دراز کشید و از زندگی لذت برد. البته اگر بتوان قیمت 50000 دلاری آن را پرداخت کرد.
نظر شما چیست ؟

سایت سازنده
 

نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و سوم دی 1386 توسط  |

Reader's Digest
ماه ژانويه

جديدترين شماره از ماهنامه
Reader's Digest
 

تاریخ انتشار: ژانويه 2008
تعداد صفحات مجله: 199
حجم فایل: 32 مگابايت
رمز فايل: www.mobin-group. com

برای دانلود مستقيم مجله، اینجا را کلیک کنید


نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و سوم دی 1386 توسط  |
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه نوزدهم دی 1386 توسط  |
< گفت‌وگو با محسن نامجو
محسن نامجو ـ اردیبهشت ۸۶ ـ تهران ( برای دیدن عکس بزرگ و کامل، کلیک کنید)نسبت ذهن و زندگی من با ادبیات، موسیقی و سینما این گونه است: ادبیات مرا به جلو می‌راند، موسیقی مرا سرپا نگه می‌دارد و، با سینما استراحت می‌کنم. موسیقی متفاوتِ محسن نامجو برای من، حدِ فاصل میان ادبیات و موسیقی‌ست؛ و شاید همین باشد دلیل این که در کنار گوش‌کردن‌های همیشگیِ انواع سنتی و کلاسیک و مدرن، برای گوش کردن به برخی آثار نامجو، فرصت و موقعیتِ جداگانه‌ای را فراهم می‌کنم؛ در حالی که خود نامجو، آن چه را تا کنون ساخته و اجرا کرده، موسیقی ایده‌آل خودش نمی‌داند و منتظر فرصتی‌ست تا از این وضعیت وابسته به دو عنصر بازار و سانسور خلاص شود تا به موسیقی‌ای که واقعاً دوست دارد، بپردازد.

نامجو را نخستین‌بار در سال ۷۵ بود به گمانم که دیدم. کنسرتی پژوهشی داشت در تالار فارابی دانشگاه هنر، و قرار بود متن بیانیه‌ی مفصل این کنسرت را من بخوانم، که در آخرین لحظه‌ها، حاج‌آقایی آمد از نمایندگی یک نهادی و گفت: مجوز این کنسرت فقط برای اجراست؛ بزنید و بروید، بیانیه، بی‌بیانیه! در طول اجرای کنسرت هم اتاق فرمان نور و صدا آن‌قدر نابلدی کرد و آزار داد که کنسرت زهرمار همه‌مان شد و، نشد حتا که گپِ مفصل‌تری بزنیم و دستِ‌کم درد دل بیش‌تری. چوب سانسور، از همان یازده سال پیش، بر گرده‌ی نامجو فرود آمد و، من دیگر او را نیافتم تا پارسال و اکنون که پسر دوساله‌ام با زبان بی‌زبانی‌اش، گاهی کنارم می‌آید و می‌گوید: تولنجو بدا (ترنج را بگذار) و، بعد هم صدایش را کلفت می‌کند و می‌خراشد و نیم‌زبانی داد می‌زند: به دس ناااااااایـی!

گفت‌وگویی را که می‌خوانید، گفت‌وگویی‌ست تحلیلی و تخصصی درباره‌ی شیوه‌ی موسیقی محسن نامجو که شاید خوشایندِ کسانی نباشد که نسبت به موسیقی سنتی، و خصوصاً استادان معاصر این موسیقی هم‌چون شجریان، تعلق خاطری متعصبانه دارند. زحمتِ این گفت‌وگو را مهدی شهسواری کشیده و، در مقدمه‌ی گفت‌وگویش چنین نوشته:  محسن نامجو متولد ۱۳۵۴ تربت جام است و بزرگ‌شده‌ی مشهد. در نوجوانی موسیقی را شروع کرد و در همان سال‌ها پدرش را از دست داد. راهنمایی را در مدرسه‌ی تیز‌هوشان درس خواند. در ۱۷ ـ ۱۸ سالگی برای تحصیل در رشته‌ی تئاتر به دانشگاه تهران رفت، اما با قبول شدن در رشته‌ی موسیقی، تئاتر را رها کرد. پس از پنج ترم پاس کردن و نکردن واحدهای درسی منجمد دانشگاه تهران، موسیقی را هم نیمه‌کاره رها کرد. در خلوت خودش آن قدر با ساز‌هایش شوخی کرد تا روزگار به او خندید و به جشنواره‌ی روتردام هلند دعوت شد. از آن‌جا بود که دنیا برای او و ما ترکید.

مهدی شهسواری: از کجا شروع کردید؟
محسن نامجو
: از آواز ایرانی، آموزش ردیف ایرانی. تا یک سال اول ردیف کریمی و بعد ردیف میرزا عبدالله دوامی که در نزد آوازخوانان، ردیف معتبرتری‌ست. و هم‌زمان با آن سلفژ و نت‌خوانی. دقیقاً ۱۸ سال پیش.

سفر هلند چطور پیش آمد؟
جشنواره‌ی روتردام، نماینده‌ای داشت به نام آقای «کیس برینه» که ایشان با ایران آشناست؛ مخصوصاً با فیلم‌سازان، و خودش هم فیلم‌ساز است و مشربش هم خیلی نزدیک به ایرانی‌هاست و به نوعی اصلاً ایرانی‌ست. ایشان به واسطه‌ی آشنایی با یکی از دوستان فیلم‌ساز من، به نام آقای مسعود بخشی که سیمرغ بلورین مستند فجر را امسال برد، cd یکی از کارهای من را شنیده بود. همچنین یک فیلم مستند که آقای سامان سالور دو سال پیش از فعالیت‌های ما ساخته بود، دیده بود و در جلسه‌ای هم‌دیگر را دیدیم. آن‌جا موقعیت ساز زدن پیش آمد و ایشان همان‌جا اعلام کردند که جدای دعوت از فیلم‌سازان و دیگران، خود شما را دعوت می‌کنم به هلند.

۶ روز در هلند بودیم و هم‌سفر بنده آقای «رضا عابدینی» بود. ایشان هم سخنرانی کرد درباره‌ی گرافیک ایران. بخشی که ما در آن شرکت کردیم، بخشی بود به نام «نقطه‌ی داغ» که هر سال به هنر یکی از پایتخت‌های جوان دنیا می‌پردازد. امسال به هنر بخارست و تهران پرداخته بود. در بخش هنر تهران در چهار شب، چهار اجرای موسیقی بود غیر از اکران فیلم و سخنرانی آقای عابدینی. آن جا فهمیدم که آن سه گروه دیگر ایرانی، ساکن ایران نبودند.

درباره‌ی خود موسیقی حرف بزنیم. موسیقی‌ای که هم ایرانی ست هم به‌روز. اما برایم سوال است آیا مخاطب عام هم آن را قبول می‌کند. این کار را برای تک تکِ دوستانم با سلایق متفاوت پخش کردم و هیچ کدام بی تفاوت از کنار آن نگذشتند. حتا کسی که خوشش نیامد هم درباره‌اش فکر کرد. و در یک کلمه اگر خلاصه کنم، متفاوت بود. درباره‌ی علل این تفاوت و ویژگی‌های این موسیقی بگویید. آیا سنتی ست، راک یا جاز است یا تلفیقی ست؟

بخشی از این بحث از عهده‌ی من خارج است، حتا اگر اطلاعاتی هم در این باره داشته باشم، نمی‌توانم بگویم. معقول نیست. معمول نیست کسی که تولیدکننده‌ی کار هنری‌ست، درباره‌ی سبک و سیاق کارش توضیح بدهد. چون توضیح سبک و سیاق، کار منتقد است، کار شماست، کار کسی ست که شناخت دارد روی انواع موسیقی و بر آن اساس اسم تعیین می‌کند یا سبک تعیین می‌کند. من خیلی با این مسئله سر و کار داشتم، چه دوستان نزدیک چه دور، چه مخاطبان حرفه‌ای، چه عام؛ آن‌ها همه از یک سبک جدید حرف زدند، از این که این یک کار جدید است. حتا بعضی‌ها لطف بیش‌تر داشتند و از این هم فراتر رفتند و گفتند این یک ژانر جدید است و یک نگاه جدید به موسیقی است.

ولی واکنش من به همه‌ی این‌ها فقط شنیدن بوده و به شکلی ابراز تواضع به خاطر این که وقتی من این آثار را تولید می‌کردم، چه هفت هشت سال پیش که تم‌ها در ذهن من می‌گشت، تا همین دو سه سال پیش که در استودیو ضبط می‌کردیم، هیچ موقع چنین مباحثی حتا برای لحظه‌ای در ذهن من نمی‌آمد. من فقط به این فکر می‌کردم آن حس را تا داغ است بچسبانم به تنور. یعنی «جبر جغرافیایی» یا «ای کاش داوری» از فاصله‌ای که تم‌اش در ذهنم ساخته شد تا در استودیو ضبط شد، زمان خیلی کمی صرف شد. من فقط می‌توانم از شنیده‌هایم نقل کنم.

به طور کلی این را جزء آن دسته از موسیقی‌هایی دسته‌بندی کرده‌اند که قبلاَ به آن می‌گفتند «نیو ایج» یا «فیوژن» یا به شکلی موسیقی «آلتر ناتیو» یا «تلفیقی» و چون قسمت غالب ارکستر، سازهای موسیقی راک هستند به آن می‌گفتند «راک آلترناتیو» یا «راک تلفیقی» و اسمی که جدیداً طی یکی دو سال اخیر به عنوان واژه‌ی معتبرتری اطلاق می‌شود به این نوع موسیقی «ورد موزیک» یا موسیقی ملل است. اولین برخورد من با مخاطبِ غیر ایرانی در همان سفر هلند پیش آمد. و جالب بود که واکنش‌شان با ایرانی‌ها هیچ فرقی نداشت. یعنی آن ذوق‌زدگی که در مخاطب  فارسی‌زبان شکل می‌گرفت، در آن‌ها هم شکل گرفت. همین آقای کیس برینه گفته بود که ما زبانش را متوجه نمی‌شویم، اما کاملا می‌فهمیم با زبان فارسی شیطنت کرده و یک کار دیگری کرده. حالا این بخش ادبیاتش است. با بخش موسیقی‌اش بیش‌تر می‌توانند ارتباط برقرار کنند. چون دنیای نت است و مخاطب ایرانی و غیر ایرانی برایش فرقی نمی‌کند. اگر اتفاق موسیقایی افتاده باشد، اگر اتفاق تلفیقی افتاده باشد در تلفیق دو گام، انتظار می‌رفت آن‌ها به راحتی متوجه شده باشند که خوشبختانه شدند.

خودم دوست ندارم اسمش را بگذارم موسیقی تلفیقی. می‌دانید چرا؟ چون که «تلفیقی» یک جوری اپیدمی شده. یعنی هر کس که به شکلی موسیقی‌اش در یکی از این سبک‌های متعارف موسیقی مثل «پاپ» و «راک» و «سنتی» قرار نگیرد، اسم خودش را می‌گذارد موسیقی تلفیقی. ولی آن موسیقی‌های تلفیقی که ما در این سال‌ها شنیدیم بیش‌تر مبتنی بر تلفیق ابزارها بوده. یعنی استاد علیزاده «دودوک» را گذاشته کنار «سلانه» که ابداع خودش بوده یا «سه تار»، شده موسیقی تلفیقی. یا خیلی قبل‌تر از آن کامبیز روشن روان سه تار را گذاشت کنار ارکستر سمفونیک، آن هم شد موسیقی تلفیقی. چرا؟ فقط برای این که دو ابزار موسیقایی باهم تلفیق شده‌اند. وقتی متوجه این مقوله‌ی تلفیق شدم، آن چیزی که مد نظرم بود، این بود که در کارم تلفیق را جور دیگری ببینم. یعنی اینکه «رپورتوار»‌ها را تلفیق کنیم. یا اصطلاحاً «طرح درس»ها را تلفیق کنیم. «رپورتوار» یا «طرح درس» سه تار چیست؟ ردیف موسیقی سنتی. « رپورتوار » گیتار چیست؟ متد گیتار. حالا بر اساس این که شما چه نوع گیتاری بزنید، متد کلاسیک، متد بلوز و غیره. یا در سبک راک یا بلوز، متد اریک کلاپتون داریم، متد مارک رامفلر و متدهای دیگر. این‌ها با هم تلفیق بشوند. به بهترین شکل «گام»ها با هم تلفیق بشوند.

مثالی می‌زنم که نشان می‌دهد که چه قدر این اتفاق ساده است. یعنی می‌توانست خیلی پیش از این به ذهن موزیسین‌های ما برسد، ولی نمی‌دانم چرا نرسید. همان اتفاقی که ما در طرح درس قطعه‌ی «بیابان» و خیلی قطعات دیگر از آن استفاده کردیم و در هر کدام به شکلی. این است که شما مثلاً نت‌های گام شور را دارید «دو ـ ر کرن ـ می بمل ـ فا ـ سل و...». «دو» را بگیریم درآمد شور «سل» می‌شود دشتی. فقط این وسط یک «ر کرن» را حذف بکنیم، می‌شود «بلوز». از این طرح من استفاده کردم برای به وجود آمدن تمام این قطعات و در هر کدام به یک شکل.

در جواب این که شما مطرح کردید چرا این اتفاق زودتر از این‌ها نیفتاد، من به دو نکته اشاره می‌کنم. اول این که سال‌هاست کسی در این کشور فکر نمی‌کند یا این که خوب فکر نمی‌کند. دوم این مسئله را در رابطه‌ی ادبیات و موسیقی می‌بینم. یعنی وقتی کسی اسم موسیقی‌اش را می‌گذارد اعتراض، نمی‌تواند از زیر بار ادبیات شانه خالی کند. من این رابطه‌ی صحیح، منطقی و هنری را در کار شما و پیش‌تر در کار مرحوم «ابراهیم منصفی» دیدم.

بله، بله. پرستیدنی بود کار منصفی و متأسفانه فوت کرد. حقیقت‌اش را بخواهید، در تمام این سال‌ها هر موقع از من می‌پرسیدند نمونه‌ای مثل کار خودت سراغ داری، جوابم منفی بود. چون واقعاً سراغ نداشتم. تا چند ماه پیش که این موسیقی را شنیدم، دیدم انگار هر چیز که به ذهن من رسیده بود، این بنده‌ی خدا انجام داده بود. ولی روزگار با او یار نبود.

در آن کار هم این ادبیات است که ویژگی به کار می‌دهد. یعنی وقتی «منصفی» با همان لهجه یا گویش بندرعباسی شعرش را می‌خواند، موسیقی‌اش هم به همان سمت می‌رود. این را ما در موسیقی شما هم داریم، این لحن و این صدا، صدایی ست که از موسیقی مقامی خراسان خیلی تاثیر گرفته. فریادی که شما می‌زنید یک فریاد «شجریانی» نیست.

آواز بخش مهمی از کار من است. به خاطر این که تنها زمینه‌ای که در موسیقی کاملاً در آن تلمذ کردم آواز بوده. من دانشگاه موسیقی را نیمه‌کاره رها کردم. البته دروس تخصصی را کامل پاس کردم، اما به طور کلی با فضای آموزشی در ایران ـ چه آکادمیک چه غیر آکادمیک ـ سر عناد داشتم. ولی در آواز، چون استاد خیلی خوبی داشتم به اسم «نصرالله ناصح‌پور» که به عنوان یک ردیف‌دان ارجمند خیلی‌ها می‌شناسندش، برای من موهبت بود در آن سنین نوجوانی که من پیش‌اش رفتم. می‌خواستم این را بگویم که تمام این‌ها ریشه در مقوله‌ای دارد به نام طنز. طنز جزء لاینفک این کارهاست. و این طنز فقط شامل آواز نمی‌شود، شامل قسمت‌های سازی و ادبیات و همه‌ی قسمت‌های دیگر هم می‌شود. رویکرد من به طنز به چند دلیل است. یکی خود استفاده از موسیقی «بلوز» است. «بلوز» تا حدی که من درکش کردم، یک نگاه و یک خنده‌ی رندانه به دنیاست. من وقتی که متوجه این ویژگی «بلوز» شدم، دیدم این هم‌خوانی دارد با وضعیت طنزآمیز ما ایرانی‌ها در دنیا.

همه چی با ما می‌خنده یره!
وقتی که بخواهیم فکر فرهنگی یا فلسفی درباره‌ی خودمان داشته باشیم، هرچه جدی‌تر باشیم، اتفاقاً می‌بینیم طنز بیش‌تر رو می‌شود. زندگی ما پر از تناقضات طنزآمیز است. پس من به عنوان یک موزیسین چاره‌ای در خودم نمی‌بینم جز این که این طنز را به شکلی برسانم. مضاف بر این که من حقیقتاً آزرده خاطر و رنجیده بودم از فضای موسیقی. یکی از دوستان در طرح cd که برای همان سفر هلند آماده کرده بود، نوشته بود که انگار که این آدم گوشه‌ای ایستاده و به تمام کسانی که می‌خواهند از سنت‌ها پاسداری کنند، می‌خندد. کار من خندیدن است. به نظر من خندیدن جدی‌ترین و فلسفی‌ترین کاری است که یک آدم فرهنگی می‌تواند انجام دهد.

این یک رویکرد جهانی ست به هنر، و مختص ما نیست. ردپای این تفکر را در سینما می‌توانید در کارهای تارانتینو و کیتانو دنبال کنید. «خشونت و طنز». در حالی که شما آزرده خاطر هستید، باید بخندید. تنها کاری که می‌توانیم بکنیم نسبت به این تناقض‌ها که باعث خشونت می‌شوند، خندیدن است.

اولین نشانه‌هایش را بعد از جنگ جهانی دیدیم. از «یونسکو» بگیر بیا تا الان.

این یک حالت توازن برقرار کردن است. دو کفه‌ی ترازو داریم که می‌خواهیم در مقابل خشونتی که جاری‌ست در جامعه، طنز را در کفه‌ی دیگر قرار بدهیم. و این خود می‌شود نیروی محرکه در اثر هنری. این است که مخاطبی که با اثر شما برخورد می‌کند، نمی‌تواند نسبت به آن بی‌تفاوت باشد. چرا؟ چون در اثر یک تناقض می‌بیند، و این تناقض برایش جذاب است.

من متنی می‌خواندم درباره‌ی خنده از « عزیز نسین» که می‌گفت هر طنزی حاصل جمع اضداد است. در بعضی قطعات، من نسبت به این مسائل خود آگاه شده بودم. ما همیشه این تجربه را داشتیم ـ مثل تجربه‌ی گروه اوهام ـ که موسیقی راک را روی شعر حافظ بخوانند. من در کاری به اسم «رو سر بنه به بالین» به ذهنم رسید که عکس این کار را انجام دهم. این خودش یک عمل طنز آمیز است در عین حال یک تجربه موسیقایی هم هست که کلام انگلیسی را با آواز فارسی خواندم.

مسئله‌ای که همیشه در موسیقی ما مطرح بوده این است که چون موسیقی «راک» یا «بلوز» برای کلام انگلیسی طرح‌ریزی شده ـ به علت وضعیت سیلاب‌ها ـ پس نمی‌توان کلام فارسی را به روی آن سوار کرد، یا این که باید آن را بی‌کلام اجرا کرد. در کار شما علاوه بر این که این اِشکال رفع شد، کلام انگلیسی با آواز فارسی خوانده شد که خودش نوعی طنز ایجاد کرده است. به عقیده‌ی من از این جا به بعد، خط بطلانی به این نظریه کشیده شده و این باید در تاریخ موسیقی ایران ثبت شود. چیز دیگری که در کار شما ارزش دارد و ویژگی کار محسوب می‌شود «فضا»ست. فضای این کار ایرانی‌ست و مهم‌تر از آن شهری‌ست. وقتی مخاطب با موسیقی «شجریانی» برخورد می‌کند، ـ حالا درست است که اسمش موسیقی شهری‌ست در مقابل موسیقی مقامی ـ اما واقعاً نمی‌تواند آن ارتباطی را که در فضای آهن و بتن به آن نیاز دارد، با سه‌تار برقرار کند.

حضور سه تار در دنیای امروز خودش یک اتفاق طنز است. وقتی سازهایی مثل گیتار الکتریک و سینتی‌سایزر هستند، سازهایی که خیلی از نیازهای موسیقایی بشر را بر آورده کرده‌اند، حضور سازی که ۴۰۰ گرم وزن دارد، یک تکه چوب است که اندازه‌ی یک نان سنگک هم وزن ندارد، اگر کنار یک پروژکتور هم قرار بگیرد کوکش در می‌رود، یک چیز ظریف که به این دنیا تعلق ندارد و باید در موزه ببینی‌اش، اما خود من عملاً با همان ساز در یک کشور خارجی کنسرت هم می‌دهم. ما مگر به دنبال این نیستیم که موسیقی ایرانی را از بن بست خارج کنیم یا به‌روز کنیم؟ به نظر من یکی از راه‌هایش این است که با طنز قاطی‌اش بکنیم. چون طنز یکی از شاخصه‌های هنر امروز است. یکی از راه‌هایش این است که ما آواز ایرانی را و به طور کلی فضای موسیقی ایرانی را به هر نحوی که می‌توانیم، چه با کمک‌گیری از ادبیات و چه غیر ادبیات در فرم خود آواز، با طنز مخلوط‌اش کنیم. من وقتی که این کار را کردم، نسبت به این چیزی که الان گفتم خودآگاه نبودم، ولی الان می‌توانم بگویم که از حاصل آن کارها می‌توان چنین نتیجه‌ای گرفت.

روی شعرها بحث کنیم. ویژگی این شعرها اول به‌روز بودن است، دوم همان طنّاز بودن.

چرا به تراژیک بودن اشاره نکنیم؟ من گریه را در واکنش بعضی از مخاطب‌ها می‌دیدم. آن هم یک واقعیت در کنار طنز است. یکی از ویژگی‌های اثر هنری، تفسیر پذیر بودن است. در دوره‌ی دانشجویی، یک سری کنسرت پژوهشی را برگزار کردیم، روی شعرهای دکتر براهنی، که در آن ما می‌خواستیم بگوییم که آقا بیایید موسیقی ایرانی را با شعر جوری تلفیق کنید که شعر از معنا تهی شود و موسیقی کارش این نباشد که معنای شعر حافظ را برساند. شعری را انتخاب کردم که با هجا و آوا درگیر باشد نه با معنا. آواها را بیاییم با موسیقی تلفیق کنیم.

ولی الان که نگاه می‌کنم، می‌بینم که انگار که آن حرف خودش یک پارادوکس بود. در ظاهر ما شعر حافظ را از معنا تهی می‌کنیم، اما هر مخاطبی که گوش می‌کند، می‌گوید این معنا را می‌دهد و دیگری می‌گوید آن معنا را. برای این که وقتی «شجریان» یا «ناظری» یا یک خواننده‌ی سنتی آن را می‌خواند، همه همان معنا را که «ناظری» می‌گفت، می‌گرفتند. ولی این جوری خواندنش باعث تفسیر‌پذیری‌اش می‌شود. بعد از قضیه‌ی طنز، شاخصه‌ای که می‌توان به آن اشاره کرد، همان جنبه‌ی تراژیک کار و غم‌آلود بودن اثر است. طنز به معنای ادای دین به طنز در جامعه و تراژدی در ادای دین به غم‌آلودگی، برای من حائز اهمیت است.

متأسفانه کلامی مانند اشعار شما همیشه قرار است با سانسور مواجه شود و در عین حال نقطه قوت کار هم هست. چه تمهیدی برای این اندیشیده‌اید. یعنی چوب تلطیف به کار می‌زنید یا این که به راه‌تان ادامه می‌دهید؟

اگر یک جواب کوتاه و مشخص به سؤال شما بدهم، این است که قطعاً به همین راه ادامه می‌دهم. اما این نکته‌ را باید بگویم که وقتی در دوران نوجوانی شیفته‌ی موسیقی شدم، اصلاً به این نوع آهنگ‌سازی یعنی «تِرک Track» پنج دقیقه‌ای فکر نمی‌کردم. چیزهایی را که در آن دوران نوشتم، هنوز دارم. آن‌ها فرم‌های جدی‌تری هستند. فرم‌های «سوئیت»، «سمفونی» و «سونات». بعد از سربازی که من وارد بازار نشر شدم و با زنجیره‌ی تهیه‌کننده و مخاطب و... برخورد کردم، باعث شد بروم سراغ این نوع آهنگ‌سازی. مجبور بودم تن بدهم به چیزی که در بازار است. این نوع موسیقی ایده‌آل من نیست. تا الان که خدمت شما هستم حدود ۹۰ قطعه در این فرم ساخته شده که بیست موردش اورژینال نیست، مثل «بیابان» که بر اساس یک تم «بلوز» ساخته شده و هفتاد تای دیگرش اورژینال‌اند و ساخته‌ی ذهن خود من.

ولی تا الان حدود چهل قطعه ضبط شده و من می‌خواهم آن پنجاه تای دیگر را چه در ایران، چه در خارج از کشور ضبط بکنم تا به نوعی واقعاَ خلاص شوم و کم‌کم بپردازم به همان موسیقی‌ای که دوست دارم. مثل وضع حمل کردن است و این که فارغ بشوی. برای من این یک دوره‌ی گذار است. خیلی مشتاقانه منتظرم این قطعات ضبط شوند و بپردازم به آن فرم‌هایی که در سنین نوجوانی به آن می‌پرداختم؛ تِرک‌های طولانی. ترک‌های دوازده دقیقه‌ای، بیست دقیقه‌ای.

در میان دستگاه‌ها یا مقام‌های ایرانی به کدام یک تعلق خاطر بیش‌تری دارید؟

من به آواز اصفهان که مطابقِ گام مینور غربی ست، علاقه‌ی زیادی دارم و تقریباً هشتاد درصد کارهایم در گام مینور است، در آواز اصفهان. مثل علاقه‌ای که استاد علیزاده به «نوا» دارد. کار در «نوا» هم زیاد دارد و اتفاقاَ پایان‌نامه‌اش درباره‌ی «نوا» بوده. من هم تحقیق و فیش‌برداری درباره‌ی فواصل گام مینور زیاد دارم.

علاقه‌ی من هم به این دستگاه زیاد است، آن هم به این علت که دغدغه‌ی من هنر شهری‌ست و اصفهان اولین شهری‌ست که بعد از اسلام، مطابقِ نیازهای شهری انسان ایرانی و به دست خودش ساخته و یا بازسازی شده است. هر هنری که از این شهر بیرون آمده مطابقِ همین نیازهای انسان آن روزگار بوده است. برای ما، نقاشی، معماری و فرش‌بافی اصفهان، همیشه خاص بوده و موسیقی‌اش هم از این قاعده مستثنا نیست. اما هنر امروز ایران وابستگی کمی با زندگی شهری دارد. اگر نگاهی به آثار بزرگ ادبیات و هنر ایرانی بیاندازید، به شخصیت‌ها، داستان‌ها و فضاهایی بر می‌خورید که نزدیکی بیش‌تر با زندگی روستایی دارند تا شهری. به هر حال انسان شهری‌ست که رمان می‌خواند، به سینما یا کنسرت می‌رود، به نمایشگاه نقاشی و تئاتر و اپرا می‌رود. اما هنرمند ایرانی هر بار که به این نوع زندگی پرداخته، یا در نشان دادن این زندگی توفیقی حاصل نکرده یا اگر به توفیقی رسیده، با سانسور مواجه شده.

 اجازه بدهید در برابر صحبت شما، من از تجربه‌ی خودم بگویم. در قرن ۱۹ که موسیقی شروع کرد سیر عام خودش را طی کردن، یعنی دوران رمانتیک، پس از حضور بتهوون و موتزارت و...، شاخصه‌ی مهم موسیقی این بود که از دربار بیرون آمد و به میان مردم رفت و به جای فرم «اپرا» فرم «اپرت» به وجود آمد.

اولین دفعاتی بود که بلیط فروشی کردند برای مردم عادی و کنسرتِ به اصطلاح امروزی به وجود آمد.

آهنگسازهایی که در آن قرن مشهور شدند، مثل «چایکوفسکی» و دیگران دقیقاً کسانی‌اند که به روستا پرداختند. حالا آن را بگذاریم کنار و یک نمونه از امروز بگوییم. در سینمای بعد از انقلاب خودمان، فیلم‌هایی که رفتند و سینمای ایران را مطرح کردند، فیلم‌هایی بودند که به روستا پرداختند. هم این سینما و هم آن موسیقی قرن ۱۹ جای نقد هم دارند. مثل «مسعود فراستی» که منتقد این جریان است. که البته حرف امثال او هم جای تعمق دارد که می‌گوید «کیارستمی» اورژینال است و بقیه کپی‌کارند.

دقیقاً حرف این جاست که چرا ما نمی‌توانیم فیلمی مثل فیلم‌های «اسکورسیزی» بسازیم. در «مرحوم» تمام گره‌گشایی‌ها و گره‌افکنی‌ها و آن ساختارهای ارسطویی فیلم با sms شکل می‌گیرد، با شهری‌ترین شکل موجود. حالا درباره‌ی موسیقی بگویم. ما یک هنرمند شهری داریم در ایران و یک هنرمند شهری داریم آن طرف. این طرف «شجریان» آن طرف «مدونا». همین دو تا اسم را کنار هم قرار دهیم. خودش باعث خنده است. به خاطر این که خیلی از هم دورند.

حالا من، جای « مدونا» «مایکل» را مثال زدم. فریادی که «مایکل» می‌زند، فریادی ست که از خیابان‌ها و کاباره‌ها بلند می‌شود. ولی فریاد «شجریان» چیست؟ در زندگی شهری چه جایگاهی دارد؟ به نظر من حتا در قطعه‌ای به نام «فریاد» هم که نام یکی از آلبوم‌هایش است، آن چیزی که بیش‌تر فریاد می‌زند، شعر اخوان است و بعد نوازندگی علیزاده و کلهر.

انگار علیزاده که از رسانه‌ی انتقال معنا هم برخوردار نیست و یک ابزار انتزاعی دستش است، بهتر توانسته فریاد را برساند. حالا در این بین ما یک هنرمند روستایی این طرف داریم و یک هنرمند که شاید بشود گفت روستایی در آن طرف، چون خیلی با هم، هم‌خوان هستند. آدم‌هایی مثل « ماید وارتز» و «جان لی‌وکر» نوازنده‌ی‌ سیاه پوستی که پنجاه سال کارتن‌خوابی کرده، ساز زده، استاد مسلم است، یا «وودی کاتری» استاد «باب دیلن» که پنجاه سالگی یک آلبوم داده بیرون، بعد از آن تازه معروف شد. تفاوت آن‌ها با «مدونا» دقیقاً تفاوت «حاج قربان سلیمانی» قوچان است با «شجریان». حاج قربان، سازی که می‌زند و برخوردش با موسیقی، عین زندگی‌اش است. یعنی اگر «شجریان»، آبلیمو هم نمی‌خورد، برای این که صدایش نگیرد و هنرش حفظ بشود، هنری که تازه مال امروز نیست، حاج قربان با همان دست‌هایی که انگورها را از درخت می‌چیند و حنا می‌بندد، با همان دست‌ها دو تار هم می‌زند. هنرش به زندگی‌اش بیش‌تر ربط دارد. این همان «جان لی‌وکر» است که هنرش به زندگی‌اش زیاد ربط دارد. یعنی آن خنده‌ای که می‌کند، یا آن حرف عاشقانه‌ای که می‌زند، دقیقاً تجربه‌اش است. شیک نیست، عین زندگی‌ست. می‌خواستم بگویم در قطعه‌ی «بیابان» یا قطعات دیگر که این تلفیق صورت گرفته، این قضیه آبشخور ذهنی‌ام شده که دهات ما به دهات آن‌ها نزدیک‌تر است تا شهرها‌ی‌مان.

خاطره‌ای دارم در همین باره. چند سال پیش در مراسم بزرگداشت فردوسی در توس، حاج قربان اجرا داشت. من با یکی از دوستانم که« متال» کار می‌کرد، ایستاده بودیم و اجرای حاج قربان را تماشا می‌کردیم. دوستم با حالتی اغراق‌آمیز گفت: "باور کن موسیقی متال همین است. ببین با چه قدرتی می‌زند و می‌خواند.»

باور کنید، این را از لحاظ تئوری موسیقی، می‌شود ثابت کرد. 

یکی از ویژگی‌های موسیقی شما، آن فریاد شماست.

تازه، من سعی می کنم تقلید کنم. فریاد اصلی را باید از آن‌ها شنید.

من می‌گویم، این زاییده‌‌ی فرهنگ خراسانی ست. نگاهی بکنید به فردوسی یا اخوان در میان شعرا یا در کل، سبک خراسانی که همه‌اش حماسه است، حتا تغزل‌اش. فریادی که در موسیقی شما هست نیز حماسه است که آن را به موسیقی شهری نزدیک می‌کند. به یک فضای شهری فکر می‌کنیم وقتی که با این موسیقی برخورد می‌کنیم. چرا؟ چون موسیقی روستایی و آقای نوازنده‌ای که موسیقی‌اش عین زندگی‌اش است، چون اورژینال است در امتداد طبیعی‌اش موسیقی شهری شکل می‌گیرد. یعنی شما که موسیقی کار می‌کنید، می‌توانید از روی آن نسخه‌برداری کنید. ما از موسیقی سنتی‌مان یا شجریان‌وارمان، نمی‌توانیم چیزی استخراج کنیم. 

آن موزه است، شیک است.

آن نوع از موسیقی سنتی البته لازم است. به نظر من «شجریان» فاصله‌ی ما با ادبیات و هنر گذشته‌مان را پر می‌کند و نقش‌اش تداعی‌کننده‌ی خاطرات تاریخی و فرهنگی ست که یک ملت نیاز دارد و نقش بسیار مهمی هم است. ولی برای امروز نیست. انگار تاریخ صد سال پیش یا صدها سال پیش، امروز رقم می‌خورد. ولی آن فریاد و نعره‌زدن، برای انسانی که روز و شب‌اش با بتن و ماشین و مترو پر می‌شود، لازم است و می‌گوید: این موسیقی برای من ساخته شده، نه برای فلان‌الدوله‌ای که زمان قاجار می‌زیسته.

«ذوالفنون» آن فلان‌الدوله است که «حاج قربان سلیمانی» خیلی به روزتر از اوست. آدمی را دیدیم در یکی از روستاهای بین مشهد و قوچان، روستایی به اسم «آلماجوق». آدمی به اسم «علی غلامرضایی آلماجوقی». حالا حاج قربان عاقبت به خیر شد، حداقل چند کشور خارجی رفته، ساز زده و شناخته شده است. این بیچاره پایش را تا به حال از روستا بیرون نگذاشته. شاید تا تهران رفته باشد. شست سال سن دارد و هنوز یک زمین کشاورزی از خودش ندارد، یعنی کارگر روی زمین مردم است. یک فصل کاری دو سه ماهه دارد. شخم می‌زند، بذر می‌کارد و پول می‌گیرد و بقیه‌ی سال بی‌کار است. ۹ ماه در سال در خانه‌اش نشسته و دوتار می‌زند.

باور کن بدون اغراق می‌گویم، شش تای «علیزاده» توی جیبش‌اند، از لحاظ تکنیک. ما آن موقع پیش «حاج قربان» می‌رفتیم. یک بار بین راه رفتیم پیش این «آلماجوقی» گفتیم این کیه باز. عجیب بود، فقط تکنیک نبود، ذهنیت مدرن این آدم بود. همان مقام «الله وردی» که ما سه هفته است هی داریم می‌رویم پیش «حاج قربان» می‌شنویم، چه روایتی این آدم از آن مقام می‌کند. یعنی تم وارسیون را این آدم خورده بود. روی یک مقام که چهل سال دارد می‌زند، چنان می‌رفت و می‌آمد و تغییر می‌داد فواصل این مقام را. در آخر دوست دارم به این نکته اشاره کنم که خیلی مفتخرم که آگاهانه تأثیر پذیرفته‌ام از هنر روستایی

 این گفت‌وگو پیش از این، در شمارگانی کم، در ویژه‌نامه‌ی نوروز ۸۶ خراسانِ روزنامه‌ی اعتماد ملی چاپ شده است.
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه نوزدهم دی 1386 توسط  |

Mobin_s2004@yahoo.com

Mobin_s2004@yahoo.com

 

19 دي / 9 ژانويه

Mobin_s2004@yahoo.com
19 دي ماه هجري خورشيدي
Mobin_s2004@yahoo.com
پول ايران (سكه داريك) در ژانويه 2007 ميلادي دو هزار و 511 ساله شد

دو سوي يك سكه «داريك» باقيمانده از دوران هخامنشيان

دو سوي يك سكه �داريك� باقيمانده از دوران هخامنشيان

طبق نوشته مورخان يونان كه كارهاي داريوش بزرگ را دقيقا و وسيعا شرح داده و بررسي هاي مستشرقين اروپايي و تطبيق تقويم ها، پول رسمي ايران (سكه داريك) در ژانويه سال 2007 (ماه جاري) 2 هزار و 511 ساله مي شود. داريوش بزرگ دستور ضرب اين سكه را در نخستين ماه زمستان سال 504 پيش از ميلاد (ديماه) داده بود. سكه هاي داريك (گرفته شده از نام داريوش) كه تا پايان عهد هخامنشيان رايج بودند داراي وزن تقريبا برابر بودند و از اين لحاظ، ايران در صدر ملل قرار دارد. نقش تصوير شاه وقت (رئيس کشور) بر يکطرف سکه نيز از زمان داريوش مرسوم شده است.
    بسياري از كشورها نام پول ملي را از اسامي تاريخي گرفته اند، مثلا پول ونزوئلا از نام سيمون بوليوار، تاجيكستان از نام سامانيان (ساماني) و ... ولي نام پول ملي ما، ريال، از اسپانيا است!. چرا ما نبايد پول ملي خود را به نام باستاني اش �دارا (داريك)� بازگردانيم؟!. يكي از غفلت هاي پهلوي ها در دوران سلطنت خود، همين بود. اينان مراسم دو هزار و پانصدمين سال تاسيس دولت مركزي ايران را برگذار كردند، ولي نام پول ملي را به اسم باستاني اش باز نگردانيدند و الفباي فارسي را تغيير ندادند تا تلفظ ها يكسان شود. فارسي يك زبان �هند ـ اروپايي� است كه لازم است به الفبايي نوشته شود كه داراي حروف صوتي (واول) باشد.

 

Mobin_s2004@yahoo.com
9 ژانويه ميلادي
Mobin_s2004@yahoo.com
در به در در جستجوي يك پادشاه براي كشور يونان!

همايشهاي لندن با شركت قدرتهاي اروپايي كه به پيمانها و تصميم گيري هاي متعدد درباره ساير كشورها انجاميد, در اين روز - نهم ژانويه سال 1828 براي تعيين مرزهاي يونان آغاز به كار كرد. در اين نشست لندن مرزها و نوع حكومت �يونان مستقل� تعيين شد و شركت كنندگان اصرار كردند كه نظام حكومتي يونان سلطنتي باشد ولي يافتن يك پادشاه براي يونان كاري دشوار بود و پنج سال طول كشيد!. يونان قبلا پادشاهي نبود و دودمان سلطنتي نداشت . لذا از يک کشور ديگر برايش پادشاه تعيين کردند و پادشاهان خارجي يونان در طول يک قرن و نيم عمر سلطنت اين کشور همواره يا دچار مشکل بودند و يا مشکل ساز ، تا اين که در دهه هفتم قرن 20 يوناني ها با يک رفراندم به نظام سلطنتي پايان دادند . يونانيان پايه گذار دمکراسي در جهان هستند .

 

جنجال رخنه پزشكان يهودي به كرملين

به نوشته گاهنامه ( کرونيکل ) قرن بيستم ،بنگاه نشر DK, اوايل ژانويه سال 1953 در مسكو جنجال رخنه پزشكان يهودي به كرملين بلند شد كه 13 ژانويه (چند روزبعد) منجربه بازداشت 9 تن از آنان گرديد. در صفحه 728 اين گاهنامه چنين آمده است:
    �راديو شوروي روز 13 ژانويه گفت: پزشكان تروريست يهودي كه به دستور سازمانهاي صهيونيستي و سازمانهاي اطلاعاتي انگلستان و آمريكا مامور قتل سران كرملين از طريق تجويز داروي عوضي و يا تزريق بيش از نياز دارو شده بودند دستگير شده اند. اين راديو مرگ يك عضو پوليت بورو (دفتر سياسي حزب كمونيست حاكم), و نيز مدير اداري وزارت دفاع را به اين پزشكان نسبت داد و گفت كه آنان تعمدا تشخيص نادرست مي دادند.�.
    اين گاهنامه اضافه كرده است كه در پي پخش اين خبر از راديو شوروي, احساسان ضد يهود روسها تحريك شد, مخصوصا كه چند روز پيش از آن در جمهوري چك اسلواكي چهار ده تن به اتهام خيانت به كشور و همدستي با غرب دستگير شده بودند كه يازده نفر شان يهودي بودند.
    �تاريخ� نشان داده است كه استالين دو ماه بعد بر اثر سكته مغزي درگذشت و در نيمه اول دهه 1980 نيز سه تن از رهبران شوروي در فاصله كوتاهي يكي پس از ديگري فوت شدند که گورباچف جانشين آخرين آنان شد. ولي تا اين لحظه کسي رسما مدعي نشده است که مرگ اين چهارتن بر اثر توطئه بوده است.

برخي ديگر از رويدادهاي 9 ژانويه

1558:   فرانسويان به فرماندهي �دوگ دوگيز� بندر �كاله� اين كشور را از دست انگليسي ها خارج ساختند.

1760:   افغانها در جنگ با �ماهاراتهاس� مهاراجه هندي پيروز شدند.

1822:   كلني آمريكايي �ليبربا� در غرب آفريقا مركب از سياهپوستان آزاد شده از بردگي در آمريكا تاسيس شد كه اينك كشور �ليبريا� است.

1907:   در اوج اختلاف موافقان و مخالفان مشروطيت, روزنامه صوراسرافيل در تهران انتشار خود را آغاز كرد كه يكي ازنويسندگانش دهخدا بود.

1935:   اعلام شد كه در نخستين سال روي كار آمدن هيتلر درآلمان توليد فولاد اين كشور 104 درصد افزايش يافته بود.

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه نوزدهم دی 1386 توسط  |

آيا گوشي شما معتبر است ، آنلاين چك كنيد.


همانطور كه همه شما مي دانيد هر گوشي موبايل توسط يك كد ۱۵ رقمي به نام IMEI شناخته مي شود و توسط همين كد نيز قابل شناسايي و رهگيري است. اين كد توسط شركت سازنده مشخص مي گردد.
اين شماره را مي توانيد هم با تايپ #۰۶#* بيابيد و هم از برچسب متصل شده شركت در قسمت جاگذاري باطري گوشي ببينيد.
با استفاده از وب سايت Numberingplans مي توانيد تمام اطلاعات موجود در رابطه با گوشي خود را ازطريق شماره IMEI بيابيد . اطلاعاتي همچون : كارخانه سازنده ، مدل گوشي ، كشور تاييد كننده گوشي ، آگاهي از اعتبار يا عدم اعتبار گوشي و �.
در ورود اطلاعات به فرم مربوطه دقت كنيد كه همه چيزي كه مشاهده مي كنيد وارد كنيد (خط فاصله اگر هست فراموش نشود)

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه نوزدهم دی 1386 توسط  |

آهنگهايي بمناسبت محرم

 
نام موزیک خواننده

دانلود

آئين عشق چنگيز حبيبيان دانلود
آرزوي ديدار احد جنگ زاده دانلود
آفتاب عاشورا نادر اسماعيل زاده دانلود
آفتاب عاشورا   دانلود
آه دل محسن حسن زاده دانلود
احوالات حضرت رقيه نادر جوادي دانلود
اربعين حسيني صادق پرتوي دانلود
از كربلا تا شام حميد غلامعلي دانلود
امام حسين ( ع ) سعيد خوانساري دانلود
امير كاروان محمد گلريز دانلود
اي حسين جان رسول نجفيان دانلود
با كاروان كربلا چنگيز حبيبيان دانلود
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه نوزدهم دی 1386 توسط  |

کنسرت پيانو موتزارت
قسمت دوم

�ولفگانگ آمادئوس موتزارت� آهنگساز اتریشی، که از نابغه‌های موسیقی و از بزرگترین آهنگسازان موسیقی کلاسیک بود. او در زندگی بسیار کوتاه خود ۶۲۶ شاهکار موسیقی در سبک اپرا، سمفونی، کنسرت، کلیسایی، سونات، دیورتیم، سرناد، و کارهای صدایی از خود باقی گذاشت. 27 قطعه از کنسرت پيانو اين نابغه عالم موسيقي را براي دانلود آماده کرده ايم که 13 قطعه آن را ديروز براي دانلود قرار داده بوديم و 14 قطعه باقي مانده را امروز براي دانلود آماده کرده ايم. 
 

Piano Concert

piano_con14_ 1

piano_con14_ 2

piano_con14_ 3

No.14

Piano Concert

piano_con15_ 1

piano_con15_ 2

piano_con15_ 3

No.15

Piano Concert

piano_con16_ 1

piano_con16_ 2

piano_con16_ 3

No.16

Piano Concert

piano_con17_ 1

piano_con17_ 2

piano_con17_ 3

No.17

Piano Concert

piano_con18_ 1

piano_con18_ 2

piano_con18_ 3

No.18

Piano Concert

piano_con19_ 1

piano_con19_ 2

piano_con19_ 3

No.19

Piano Concert

piano_con20_ 1

piano_con20_ 2

piano_con20_ 3

No.20

Piano Concert

piano_con21_ 1

piano_con21_ 2

piano_con21_ 3

No.21

Piano Concert

piano_con22_ 1

piano_con22_ 2

piano_con22_ 3

No.22

Piano Concert

piano_con23_ 1

piano_con23_ 2

piano_con23_ 3

No.23

Piano Concert

piano_con24_ 1

piano_con24_ 2

piano_con24_ 3

No.24

Piano Concert

piano_con25_ 1

piano_con25_ 2

piano_con25_ 3

No.25

Piano Concert

piano_con26_ 1

piano_con26_ 2

piano_con26_ 3

No.26

Piano Concert

piano_con27_ 1

piano_con27_ 2

piano_con27_ 3

No.27

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه نوزدهم دی 1386 توسط  |

Mix Magazine
ماه دسامبر
 

جديدترين شماره از ماهنامه
Mix Magazine
 

تاریخ انتشار: دسامبر 2007
تعداد صفحات مجله: 144
حجم فایل: 53 مگابايت
رمز فايل: www.mobin-group.com

برای دانلود مستقيم مجله، اینجا را کلیک کنید


 

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه نوزدهم دی 1386 توسط  |
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه نوزدهم دی 1386 توسط  |

مشکل بزرگي بنام گاز در دومين کشور دارنده منابع گاز در جهان .... مسخره هست نه؟!


با سلام به همه دوستان عزيزم
مايه بسيار تاسف است که در کشوري که رتبه اول ذخاير گاز خاور ميانه و رتبه دوم در جهان را داره در اين سرماي استخوان سوز، مردم کشورش در برخي از استانها از قطعي گاز جانشان به لبشان برسه. مثلا در استانهاي مازندران، گلستان، آذربايجان شرقي، اردبيل، آذربايجان غربى، لرستان و خراسان رضوى مشکل قطعي گاز بسيار جدي است و در ديگر استانها (بخصوص استانهاي غربي) افت فشار گاز وجود داره و حتي اين افت فشار گاز گريبانگير تهران (قسمتهاي شمال شرق شهر) را هم گرفته!
اينکه مصرف در کشور بالاست به هيچ وجه توجيه نمي کنه در کشوري که رتبه دوم ذخير گازي در جهان را داره قطعي گاز داشته باشيم. برام جالبه بدونم در کشورهايي که ذخاير گازشان بسيار کمتر از ايران هست و يا اصلا خودشان وارد کننده گاز (و کلا سوخت) هستند در اين سرماي شديد چه مي کنند؟
من نمي دونم اگر کشور ما اين موهبت عظيم خدادادي را نداشت و جزو وارد کنندگان گاز بوديم الان وضعيت کشور در چه حالي بود؟
ديروز يکي از مسئولين شرکت گاز با پرروئي و وقاحت تمام در تلويزيون اعلام کرده اگر سرما ادامه داشته باشه، گاز شهرهاي بيشتري از کشور قطع خواهد شد! به نظر حضرات انگار گاز براي مصرف در روزهاي گرم هست! و در سرما گاز قطع ميشه!
يکي نيست بگه اگر اين وزارت عريض و طويل نفت نتواند سوخت را براي فصل سرما تهيه کنه که به درد لاي جرز ديوار هم نمي خوره!

براي من که واقعا غيرقابل تصور است که در اين سرماي شديد هموطنانم بدون داشتن گاز بايد چه بکنند؟ حتي اونطوري که از برخي شهرها خبر مياد، مردم در تهيه نان هم با مشکل مواجه شده اند (به علت نبودن سوخت!).
به اين تصاوير توجه بفرمائيد

و اما مسخره ترين حرف سال را مدير كل روابط عمومى شركت ملى(!) گاز زده و گفته: �براساس دستورالعمل جديد شركت ملى گاز به تمامى مشتركان شهرهايى كه با بيش از ۲ روز قطعى گاز مواجه بوده اند ۵۰۰ هزار ريال براى خريد بخارى هاى نفت سوز و گاز مايع سوز پرداخت خواهد شد.�
با عرض پوزش، نمي دونم اينها مردم را خر فرض کرده اند يا اينکه خودشون ....

در اين رابطه ديروز مقاله اي با عنوان �سريال تكراري قطع گاز، سوء مديريت يا كمبود� به دستم رسيد که در ستون آزاد شماره امروز روزانه قرار داده ام.

نوشته شده در تاريخ سه شنبه هجدهم دی 1386 توسط  |
نوشته شده در تاريخ سه شنبه هجدهم دی 1386 توسط  |

نحوه خواب و شخصیت انسان ها

شاید حالت های خوابی که به ان عادت کردید نتوانند شما را به بالاترین میزان ارامش در هنگام خوابیدن برسا نند

اما این بار که می خواستید بخوابید به طرز خوابیدن خود دقیق شوید و ببینید به کدام یک از حالت های موجود در این مقاله شباهت دارد

ریاست انجمن ارزیا بی خواب انگلیس پروفسور کریس ایدزیکوسکی

در مورد 6 نمونه از رایج ترین حالات خوابیدن تحقیق کرده است و به این نتیجه رسیده است که

هر یک از انها با یک کاراکتر شخصی منحصر به فرد مرتبط هستند.

حالت جنینی:

افرادی که خودشان را خم کرده و مانند دوران جنینی به خواب میروند.

افرادی هستند که از بیرون سر سخت اما قلبا انسان های ملایمی هستند

و روح بسیار لطیفی دارند.

شاید در نگاه اول از کسی که او را به تازگی ملاقات کرده اند خجالت بکشند اما دیری نخواهد گذشت که خجالتشان میریزد و ارام میشوند.

این مورد یکی از شایع ترین حالات خوابیدن است.

در تحقیقی که انجام شد 41% از 1000 نفری که تحت ازمایش بودند به این حالت می خوابیدند.

خانم ها دو برابر اقایان به خوابیدن جنینی گرایش دارند.

چوب گرد:

خوابیدن به پهلو در حالتی که دستها در کنار پهلو قرار دارد.

این افراد به سرعت با دیگران ارتباط برقرار می کنند و از روابط اجتماعی بالایی برخوردارند.

به راحتی به غریبه ها اعتماد می کنند و دوست دارند همیشه در جمع های بزرگ شرکت کنند.

البته این امکان هم وجود دارد که اندکی زودتر از سایرین گول بخورند.

ارزومند:

افرادی که به پهلو می خوابند در حالی که دستانشان به سمت خارج و جلو است.

دارای طبع بازی هستند اما در عین حال شکاک غرغرو و عیبجو نیز می توانند باشند.

در تصمیم گیری قدری تغلل به خرج میدهند اما زمانی که تصمیم به انجام کاری بگیرند

هیچ چیز نمی تواند انها را وادار به تغییر نظرشان

کند.

ازاد و رها:

خوابیدن روی شکم در حالی که دست ها اطراف بالش قرار گیرد و سر به یکی از طرفین چرخیده باشد.

معمولا افراد عجول بی پروا و کمی گستاخ به این شیوه میخوابند.

انها به سرعت عصبانی می شوند به شدت اسیب پذیز هستند وانتقاد و قرار گرفتن در شرایط سخت را دوست ندارند.

سرباز:

خوابیدن به پشت در حالی که دستها به پهلو ها چسبیده باشد.

افرادی که اینگونه می خوابند معمولا ساکت و خود دار هستند

تمایل چندانی به هیاهو و سر و صدا ندارند و برای خود وسایرین

مقررات و معیارهای متعددی

مشخص می کنند

ستاره دریایی:

خوابیدن بر روی پشت در حالی که دست ها اطراف بالش قرار دارد.

این افراد به عنوان بهترین دوست ها برای دیگران به شمار می ایند چرا که به خوبی

به حرف های دیگران گوش می کنند و هر موقع که نیاز به کمکشان باشد حاضر هستند

انها معمولا علاقه ای ندارند مرکز توجه دیگران قرار گیرند

نوشته شده در تاريخ سه شنبه هجدهم دی 1386 توسط  |

Mobin_s2004@yahoo.com

Mobin_s2004@yahoo.com

 

18 دي / 8 ژانويه

Mobin_s2004@yahoo.com
18 دي ماه هجري خورشيدي
Mobin_s2004@yahoo.com
روزي که مظفرالدين شاه قاجار درگذشت - دوران او در يک نگاه

 مظفرالدين شاه

مظفرالدين شاه

مظفرالدين شاه قاجار هشتم ژانويه 1907(هجدهم ديماه سال 1285 خورشيدي) و ده روز پس از امضاي نظام نامه مشروطيت (قانون اساسي كه عمدتا از قانون اساسي بلژيك ترجمه شده بود) در 54 سالگي، ظاهرا از بيماري سل درگذشت و ده روز بعد پسرش محمدعلي ميرزا تاجگذاري كرد و شاه شد؛ بدون اين كه از نمايندگان مجلس شوراي ملي براي شركت در اين مراسم دعوت بعمل آورد.
     مظفرالدين شاه كه مانند پدرش و عمدتا با استقراض پول با بهره سنگين از بيگانه (روسيه و انگلستان) سه بار (در سالهاي 1900، 1902 و 19005) به سفر اروپا رفته بود! داراي شش پسر و 18 دختر بود. وي پس از قتل پدرش ناصرالدين شاه به دست ميرزا رضاي كرماني در سال 1896 ميلادي به شاهي رسيده بود.
     مظفرالدين شاه قاجار 35 سال وليعهد بود و در تبريز مي زيست و در نتيجه به دور از بازي هاي سياسي تهران و كسب تجربه. در زمان سلطنت او نيز كه مردي كارآمد نبود مقامات كشوري و لشكري همان ها و از همان خانواده هاي انگشت شمار بودند كه در زمان ناصرالدين شاه و پدر او محمد شاه بركرسي رياست مي نشستند؛ واجد شرايط لازم براي مديريت سازمانهاي عمومي نبودند، دلواپسي وضعيت مردم (عوام الناس) و دلسوزي براي كشور نداشتند، داراي حرمسرا و املاك شخصي و تشريفات بودند و بيشتر وقت خود صرف آن امور و رقابت و دشمني با يكديگر مي كردند، داراي خصلتي خود خواه و مستبد بودند، امتياز طبقاتي و داشتن مقام و منزلت را يك حق طبيعي براي خود مي پنداشتند، زير نفوذ دولتهاي استعمارگر وقت قرار داشتند و مرعوب آنها بودند، و به همين دلايل وضعيت كشور - در جهاني كه چهار نعل به پيش مي رفت، هميشه درحالت پس رفتن بود. قرارداد انحصار نفت �دارسي� براي مدت 60 سال در زمان مظفرالدين شاه امضا شد كه نفت ما بعدا دربست در اختيار انگلستان قرار گرفت و ....

هفت تن از دختران مظفرالدين شاه

هفت تن از دختران مظفرالدين شاه

 

وقايع ابتدای انقلاب و دفاع مقدس در چنين روزي

18/10/59
وزير خارجه آمريكا: سياست ما هميشه استفاده از مذاكره بجاي اسلحه است. (در ديدارش با سعدون حمادي وزير خارجه عراق در نيويورك.)

تداوم اوضاع نابسامان نيروهاي خودي در جنوب كرخه و عقب نشيني بيشتر .

البعث ارگان حزب حاكم سوريه ضمن شادباش پيروزي ايران در جبهه ها ، شكست نيروهاي عراقي را نتيجه طبيعي جنگ ناعادلانهاي اعلام كرد كه صدام براي قدرت بيشتر آمريكا در كشورهاي خليج ، آن را شروع كرد .

گزارش مفصل واحد اطلاعات سپاه خوزستان از فعاليت نيروهاي عراقي و برخي عناصر ضدانقلاب داخلي در مناطق اشغالي و برنامه ريزي و اقدامات آنها در جهت جذب مردم مناطق اشغالي به اردوي دشمن .

مضامين سخنان امروز امام خميني : اظهارنظر امام پيرامون جايگاه تخصّص و مكتب و نفي تخصّص منهاي تربيت و نفي توجه به تخصّص بدون در نظر گرفتن انحرافات و وابستگيهاي سياسي . قابل ذكر است كه بحث تخصّص و مكتب به صورت يك بحث رايج سياسي بين جناحهاي درگير درآمده است .

دعوت امام از گروههاي سياسي داخلي . دعوت امام از گروههائي كه مسلّحانه با نظام در تعارضند ، به كنار گذاردن سلاح و ورود به دامن ملت و قرار گرفتن در پناه اسلام و نيز تاكيد بر اينكه داشتن سلاح دليل بر توطئه خيانت است و محروميت از مشاغل را در پي دارد .

اعلام موضع ايران توسط وزير مشاور در امور اجرائي ( بهزاد نبوي ) : اگر صدام در اجلاس آتي كنفرانس اسلامي در رياض شركت كند ، ايران در آن شركت نخواهند كرد .

نمودهايي از تحركات ايذايي عليه نظام ، در داخل كشور .

كسب توافق تهران و بغداد براي خروج 70 كشتي خارجي از اروند رود توسط اولاف پالمه فرستاده سازمان ملل ، به عنوان نخستين گام پايان مخاصمات ايران و عراق .

تحركات سياسي راجع به گروگانهاي آمريكائي : مخالفت كويت ، بحرين ، قطر ، امارات متحده عربي و عربستان با ارسال تجهيزات نظامي به ايران توسط آمريكا ( در صورت آزادي گروگانها ) ، و اعلام اين امر به سفير آمريكا در كشورهاي مزبور .

مذاكرات وارن كريستوفر معاون وزارت خارجه آمريكا با محمد بن يحيي وزير خارجه الجزاير دربارة پيشنهادهاي واشنگتن به تهران راجع به آزادي گروگانها .

تحركات اردن و كويت در حمايت از صدام .

وزير نفت و معاون سوريه : توقف صادرات نفت عراق از خاك سوريه به دليل آسيب پالايشگاه كركوك است كه بعد از ترميم آن ، از سرگرفته خواهد شد . ( پالايشگاه كركوك با بمباران جنگندههاي ايران آسيب ديده است . )

تحليل فارين افرز چاپ آمريكا از اثرات جنگ ايران و عراق .

ـ آمريكا آموخت كه به آمادگي نظامي خود براي مداخله مؤثر در منطقه بيافزايد . ـ

تفرقه اعراب بيشتر از وحدت آنها عليه اسرائيل بوده است اما عراق سود برده زيرا حمايت عربستان سعودي را بدست آورده و مخالفت ليبي و سوريه مهم نيست ، اسرائيل فعلاً آسوده است زيرا توجه اعراب به جاي ديگر ( جنگ ايران و عراق ) معطوف شده است .

ـ فشار اوپك بر مصرف كنندگان برداشته شده و ديگر خطري براي غرب ايجاد نميكند . اقتصاد ايران فلاكت بار شده است .انزواي ايران بيشتر شده در حاليكه حتّي با خروج داوطلبانه عراق ، ايران در آباد كردن خوزستان و راهاندازي نفت محتاج خارجيها است .

Mobin_s2004@yahoo.com
8 ژانويه ميلادي
Mobin_s2004@yahoo.com
روزي كه گاليله درگذشت

Galileo Galilei

گاليله Galileo Galilei فيزيكدان، فضا شناس، فيلسوف و دانشمند بزرگ قرون جديد و سازنده تلسكوپ هشتم ژانويه سال 1642 ميلادي درگذشت. وي در 15 فوريه سال 1564 در پيساي ايتاليا به دنيا آمده بود.
    وي بود كه اعلام كرد زمين و ستارگان در مداري مشخص به دور خورشيد مي چرخند. تا آن زمان گمان مي رفت كه خورشيد به گرد زمين مي چرخد.
    گاليله كه در دو دانشگاه در ايتاليا تدريس كرد پس از ساختن تلسكوب و اطلاق اين واژه بر آن، قمرهاي سياره مشتري را با آن كشف كرد. ابتکار روش تجربي براي تحقيقات علمي نيز از اوست. درگيري گاليله با مقامات وقت كليساي كاتوليك فصلي از تاريخ آن زمان اروپا را تشكيل مي دهد.

برخي ديگر از رويدادهاي 8 ژانويه

1918:   وودرو ويلسون رئيس جمهوري وقت آمريكا اصول 14 گانه خود براي برقراري يك صلح پايدار را اعلام داشت . وي قبلا استاد دانشگاه بود.
    

1957:   به تصميم خروشچف بارديگر منطقه خود مختار � چچنو ــ اينگوش � در قفقاز شمالي تاسيس شد. استالين آن را منحل و بسياري از چچني ها را به اتهام قصد همكاري با نيروهاي هيتلر به نقاط ديگر شوروي تبعيد كرده بود.

نوشته شده در تاريخ سه شنبه هجدهم دی 1386 توسط  |

چطور
می‌خندیم؟ 
 


 

انسان خندیدن را دوست دارد. هر انسان بالغ به طور متوسط در روز 17 بار می‌خندد و همین علاقه انسان به خندیدن است که باعث پدید آمدن جوک و طنز و حتی کمدی شده است.
خندیدن برای ما نشاط آور است و به همین خاطر به خندیدن علاقه داریم. اما جالب است بدانید انسان ها تنها موجوداتی هستند که می خندند.
خندیدن مکانیزم پیچیده ای دارد که در عین حال می تواند دوای درد بسیاری از دردها باشد و دانشمندان هنوز هم معتقدند که خنده می تواند در درمان بیماری ها مؤثر باشد.


خنده چیست؟
خنده از دو قسمت تشکیل شده است که یکی به حالت صورت و دیگری به صدایی که تولید می شود اطلاق می شود.
وقتی ما می خندیم، مغز دستور این عمل ها را صادر می کند و اگر شدیدتر بخندیم، دستوراتی برای تکان خوردن دست ها و پاها نیز صادر می شود.
هنگام خنده 15 ماهیچه صورت به حرکت در می آیند که مهم ترین آنها مکانیزم حرکت لب های بالای شماست.
ماهیچه های حلق شما دچار انقباض می شوند و به همین علت شما دچار بریده نفس کشیدن می شوید.
گاهی اوقات در حالت های شدید خنده مجراهای اشکی شما هم وارد کار می شوند و در حالی که شما از شدت خنده دهان خود را برای گرفتن اکسیژن بیشتر باز و بسته می کنید صورت تان هم از اشک خیس می شود و حتی رنگ چهره تان به قرمز تغییر می کند و صداهای عجیبی نیز تولید می کنید.
محققان بسیاری تا کنون سعی کرده اند که از مکانیزم خنده بیشتر بدانند، اما مشکل این است که در هنگام تحقیقات، خنده افراد زود از بین می رود .
یکی از محققان تحقیق خود را روی صدای خنده متمرکز کرد و به این نتیجه رسید که همه خنده ها از یکی از صداهای ها-ها-ها یا هو-هو-هو پیروی می کنند و امکان ندارد فردی بتواند با ترکیب این دو صدا بخندد.
محققان معتقدند که در بدن انسان یابنده هایی وجود دارد که خنده را تشخیص می دهد و باعث ادامه یافتن آن می شود. از نظر آنها خنده یک عکس العمل کاملاً اتوماتیک و نا خودآگاه است.


چرا می‌خندیم؟
بیشتر محققان معتقدند که خنده باعث ایجاد کشش و رابطه نزدیک میان انسان ها می شود. وقتی شما با کسی احساس راحتی می کنید با او می خندید و این احساس را نشان می دهید.
اینکه شما نمی خواهید در یک گروه احساس تنهایی کنید، باعث می شود هنگام خنده با آنان بخندید و آنها را همراهی کنید و به همین دلیل است که خنده را مسری می دانند.
اگر دقت کرده باشید معمولاً اگر بزرگ خانواده و یا حتی رئیس تان بخندد، شما نیز می خندید و این دقیقاً همان حالتی است که گفته می شود با خنده می توان رفتارهای دیگران و حتی خلقیات آنان را کنترل کرد.
به طور مثال اگر هنگام خطر شما بخندید و فرد تهدیدکننده نیز بخندد تا حدود زیادی مشکل حل می شود.
یکی از محققان خنده انسان را با آواز پرنده ها مقایسه می کند و معتقد است که خنده یک عکس العمل طبیعی انسان برای ایجاد رابطه است.
تحقیقات دیگر نشان می دهد که خنده در زمانی که در یک گروه هستند، 30 برابر زمانی است که شما تنها مثلاً جلوی تلویزیون نشسته اید.


خنده و مغز:
ما می دانیم که قسمت های مختلف مغز، در مکانیزم خنده مؤثرند. به طور مثال عکس العمل های عاطفی بزرگترین حرکت های مغز را تولید می کنند.
محققان معتقدند که هنگام خنده قسمت های مختلف مغز وارد کار می شود، اما هنوز به طور دقیق رابطه میان خنده و مغز مشخص نشده است.
برای انجام این تحقیقات چندین نفر به دستگاه های پیشرفته متصل شدند و نتیجه اینکه هنگام خنده امواجی که توسط مغز آنان تولید می شد کاملا یکسان بود. براساس این تحقیقات:
ابتدا قسمت چپ فعال شده و کلمات و جوک ها را تحلیل می کند.
سپس قسمت جلویی ان که مربوط به احساسات است، بسیار فعال می شود.
قسمت راست مغز اطلاعات مربوط به جوک را تحلیل می کند.
قسمت پشت سر که دستور حرکات دهان و یا دست ها را صادر می کند، فعال می شود.
رفتارهای خارجی ظاهر می شوند.
قابل ذکر است که راهی که خنده در مغز طی می کند با راهی که هنگام احساسات شدید طی می کنیم، کاملا متفاوت است و به همین خاطر است که محققان معتقدند که هر گونه اختلالی در این بخش مغز می تواند انسان را از خندیدن باز دارد و یا به آن شکلی غیر عادی دهد.


سیستم فعال:
سیستم فعال مغز که گفته می شود، در مکانیزم خنده دخیل است در قسمت مرکزی قرار دارد. این قسمت بسیار مهم است زیرا حرکاتی را که برای انسان بسیار حیاتی است کنترل می کند.
این قسمت از مغز در حیوانات بسیار قدیمی همچون تمساح ها نیز وجود داشته است که با استفاده از آن و بو کشیدن طعمه خود را انتخاب می کرده اند، اما در مورد انسان ها این بخش در احساسات و انگیزه انسان مورد استفاده قرار می گیرد.
محققان معتقدند که "آمیگدالا " و "هیپو کامپوس" بیشترین نقش را در احساسات انسان ایفا می کنند.
امیگدالا با هیپوکامپوس ارتباط برقرار می کند و همین ارتباط باعث احساساتی همچون عشق و دوستی و احساسات روزانه می شود.
هیپوتالاموس بخشی است که موجب تولید صداهای گوناگون هنگام خنده می شود.


چه چیزهایی خنده دار است؟
بر اساس تئوری ناسازگاری انسان زمانی می خندد که چیزهایی را بشنود که از نظر عقلی و اتفاقات روزمره غیر ممکن به نظر برسند.
جوک ها زمانی خنده دارند که ما یک انتظار دیگر از پایان آنها داریم اما به شکلی دیگر ظاهر می شوند. وقتی جوکی شروع به تعریف می شود، مغز ما ناخودآگاه شروع به پیش بینی آن می کند و وقتی پایان آن کاملاً متفاوت با آن چیزی است که ما تصور می کردیم ،خنده دار به نظر می رسد.
اکنون ما احساسات جدیدی داریم که تفکرات قبلی ما را نسبت به آن موضوع تغییر داده است.
تئوری برتری بیان می کند که ما زمانی به یک جوک می خندیم که حماقت اشخاص و نادانی و اشتباهات آنان بیان شود . این احساس برتری به شخص باعث می شود ما احساس خرسندی کرده و بخندیم.
تئوری آسودگی معتقد است انسان می خندد چون احتیاج دارد که بدنش را از تنش های روزانه پاک نماید. زیرا خندیدن می تواند این عصبیت های روزانه را تا حد بسیاری کم نماید.


چه چیز هایی خنده‌دار نیستند؟
مهم ترین موضوع در این میان سن است. کودکان و نوزادان در حال کشف دنیای اطراف خود هستند پس موضوعات برای آنان کاملا متفاوت است.
یک کودک ممکن است به جوک های ساده ای که مثلاً یک فیل در آن نقش اول را بازی می کند، بخندد.
در مورد نوجوانان قضیه فرق می کند. آنها به موضوعات روزمره شان مانند غذا و تفریحات می خندند که به آنان احساس برتری می دهد.
وقتی بزرگتر می شویم، افکار و فیزیک ما تغییر می کند. هر چه بیشتر دنیا دیده شویم به مسائل متفاوت تری همچون تفاوت آدم ها می خندیم. خنده دقیقاً در سنین مختلف در مورد مسائلی صورت می گیرد که استرس ما را کمتر کند.
اینکه در کدام کشور و با چه فرهنگی بزرگ شده ایم، نیز فرق می کند. شما معمولاً اگر جوک های کشور های دیگر را بشنوید، کمتر برای تان خنده دار است و این به تفاوت فرهنگ ها بر می گردد.
وقتی کسی به شما می گوید که جوک تان اصلا خنده دار نبود هم دو دلیل می تواند داشته باشد یکی احساس منفی که در شخص ایجاد شده و دیگری اینکه آن شخص نکته جوک را نفهمیده و یا برایش جذاب نبوده است.


خنده و سلامت:
همه ما می دانیم که خنده برای بسیاری از دردها درمان است. مهم ترین کاری که خنده برای ما انجام می دهد آن است که به اعصاب ما تعادل داده و همین موضوع از امراض مختلف جلوگیری می نماید.
خنده هورمونهای استرس را بسیار کم کرده و باعث می شود که ما کمتر عصبانی شویم و از بالا رفتن فشار خون جلوگیری می‌نماید.
این عمل همچنین باعث بالا رفتن سلول های پروتئین که از بیمار شدن مان جلوگیری می کند، می‌شود. بیشتر شدن بزاق دهان از ورود بیماری های عفونی از طریق دهان جلوگیری کرده و کمک بزرگی به ما می‌کند.جالب است بدانید که 100 بار خندیدن برابر 15 دقیقه دوچرخه سواری کردن است، پس خنده می‌تواند یک ورزش به حساب بیاید. اکسیژن‌خون بالا رفته و فشار خون پایین می‌اید.
به گفته پزشکان اکثر مردم احساسات منفی خود از قبیل ترس یا نفرت را در خود نگه می دارند و خنده راهی است، برای بیرون ریختن این احساسات و به همین دلیل است که افراد ترس خورده را معمولاً به رفتن سینما برای دیدن فیلم های خنده دار ترغیب می کنند.


برای بیشتر خندیدن:
چیزهایی را که برایتان جالب است و شما را می خنداند شناسایی کنید و انها را بیشتر وارد زندگی خود کنید.
اطراف خود را از ادمهای شاد پر کنید
خودتان سعی کنید که فرد با مزه تری باشید!! خنداندن اطرافیانتان می تواند برای شما هم مفید باشد پس از این فرصت استفاده کنید.

 

نوشته شده در تاريخ سه شنبه هجدهم دی 1386 توسط  |

کنسرت پيانو موتزارت
 

�ولفگانگ آمادئوس موتزارت� آهنگساز اتریشی، که از نابغه‌های موسیقی و از بزرگترین آهنگسازان موسیقی کلاسیک بود. او در زندگی بسیار کوتاه خود ۶۲۶ شاهکار موسیقی در سبک اپرا، سمفونی، کنسرت، کلیسایی، سونات، دیورتیم، سرناد، و کارهای صدایی از خود باقی گذاشت. 27 قطعه از کنسرت پيانو اين نابغه عالم موسيقي را براي دانلود آماده کرده ايم که 13 قطعه آن امروز تقديم شما علاقه مندان به موسيقي مي گردد.

 

نوشته شده در تاريخ سه شنبه هجدهم دی 1386 توسط  |

با آقای Microsoft Zune آشنا شوید



 

این آقای خوشتیب که ملاحظه میکنید آنقدر عاشق mp3player شرکت مایکروسافت به نام Zune بود که تصویر آن را بر روی بدنش خاکوبی کرده بوده. علاوه بر آن چند خالکوبی دیگر نیز از شعارهای تبلیغاتی Zune را بر روی خود درج کرده بود. دوستان وی هم او را Zune صدا میکردند. حالا وی آنقدر جو گیر شده که به صورت رسمی و قانونی اسم کوچک خود را به نام Microsoft و فامیل خود را به Zune تغییر داده!
سلام آقای Microsoft Zune.

نوشته شده در تاريخ سه شنبه هجدهم دی 1386 توسط  |

Macworld
ماه ژانويه
 

جديدترين شماره از ماهنامه
Macworld
 

تاریخ انتشار: ژانويه 2008
تعداد صفحات مجله: 144
حجم فایل: 20 مگابايت
رمز فايل: www.mobin-group.com

برای دانلود مستقيم مجله، اینجا را کلیک کنید


 

نوشته شده در تاريخ سه شنبه هجدهم دی 1386 توسط  |
نوشته شده در تاريخ سه شنبه هجدهم دی 1386 توسط  |

نوشته شده در تاريخ دوشنبه هفدهم دی 1386 توسط  |
غربت غربى



نويسنده: سيد حسین نصر
مترجم: امیر مازیار / امیر نصری

 

معرفی کتاب:
تلاش شرق و غرب يا مواجهه جهان سنتى با عالم متجدد، رويدادى است كه نه تنها تاريخ بيرونى ممالك شرقى را در چند سده اخير رقم زده، بلكه به نحو ناگريزى بر تمام وجوه حيات درونى ساكنين اين ممالك نيز سايه افكنده است. در همه اين دوران انسان شرقى، انسانى مضطرب و بى قرار بوده است. انسانى كه از طرفى خود را در برابر دستاوردهاى عالم متجدد ضعيف و ناتوان و نيازمند مى ديده و از طرفى ديگر با پذيرش، بلكه تسليم و ناگزير به مدنيت و فرهنگ غربى خود را بريده از ريشه هاى كهن فرهنگى و وطن مألوف خويش احساس مى كرده است. و بريدگى از ريشه ها مسأله ساده اى نيست بغرنج و دردناك و فاجعه آميز است.
اما تفكر و انديشه اصيل همواره در مقابل چنين اضطرابهاى و سرگشتگى هايى شكل مى گيرد; يعنى در آنجا كه حيات روزمره فرد در مواجه با پرش ها و پرشانى ها مختل مى شود و شخص دردمندانه مى كوشد تا راه برون شدى از اين معركه جانكاه بيايد.
زندگينامه خود نوشت دكتر نصر در واقع شرح همين اضطراب و پريشانى و بازگويى تلاشى جدى و دردمندانه در راه گذر از اين مرحله است. در واقع حوادث اين زندگينامه حكايت احوال درونى نسلى از ساكنين عالم شرق است كه پيش از ما با مسأله سنت و تجدد روبرو شدند و سعى نمودند در افق زمانه خويش پاسخى براى آن بيابند.
دكتر سيد حسين نصر در خانواده اى با ريشه هاى سنتى عميق تولد و پرورش يافت. در نوجوانى بواسطه برخى شرايط پيش آمده ترك وطن گفت و در غرب ساكن شد و در آنجا عميقاً با عالم غربى آشنا گشت. همين آشنايى منجر به آشوب و بحرانى در روح او شد بحرانى كه ريشه در تعارض غرب و شرق و سنت و تجدد داشت. اما نصر تسليم اين بحران نشد. در طلب حقيقت به تفكر و جستوجوى عميق پرداخت و سرانجام در پى آشنايى با �سنت گرايان، آنچه را يافت كه مى جست. از آن پس زندگى دكتر نصر تلاش براى فهم عميق تر حقيقت. سنت و تحقيق آن در جان خويش بوده است. همچنين دكتر نصر اين توفيق را يافت كه يكى از شارحان و نمايندگان برجسته انديشه سنت گرا باشد.
زندگينامه خود نوشت كنونى جزيى از كتاب �فلسفه سيد حسين نصر� است كه در سال 2001 در مجموعه �كتابخانه فيلسوفان زنده� به چاپ رسيده است. اين مجموعه نفيس براى ارج گذارى از مقام انديشمندان برجسته روزگار ما در زمان حيات آنان و با حضور و مشاركت خود آنان شكل مى گيرد و مجلات سابق آن به اشخاصى همچون گادامر، بوبر، كارناب، پاسپرس، پوپر، كواين و... اختصاص داشته است. در واقع انتخاب دكتر نصر براى اين مجموعه، برگ زرين ديگرى در كارنامه ايشان است.
فهرست مطالب کتاب به شرح زیر است:

● پيشگفتار

● پيشينه خانوادگى

● نخستين سالهاى كودكى

● سفر به آمريكا

● سالهاى تحصيل در آمريكا

● ام اى تى و هاروارد

● بازگشت به وطن

● دو همكار: كربن و ايزوتسو

● تاسيس انجمن فلسفه

● فعاليتهاى خارجى در زمان حضور در ايران

● غربت غربى

 

نوشته شده در تاريخ دوشنبه هفدهم دی 1386 توسط  |

دريافت اطلاعات آب و هواي شهرها از طريق پيامك


جهت اطلاع از آخرين وضعيت آب و هوايي شهرها پيغام خود را شامل پيش شماره تلفن شهر مورد نظر و جهت اطلاع از پيش بيني 24 ساعته مراكز استانهاي كشور پيغام خود را شامل پيش شماره تلفن شهر مورد نظر بدون "صفر " به وسيله تلفن همراه به شماره تلفن 1000305 ارسال كنيد و منتظر دريافت پاسخ بمانيد.
براي دريافت آخرين وضعيت آب و هوايي شهر تهران 021 و براي اطلاع از پيش بيني 24 ساعته عدد " 21 " را به شماره تلفن 1000305 و يا 09123055005 ارسال كنيد.

نوشته شده در تاريخ دوشنبه هفدهم دی 1386 توسط  |

لايه برداري از پوست:
راز داشتن پوستي سالم


توی تبلیغات درموردش می شنوید. همسرتان را هم هرشب هنگام انجام آن دیده اید. قفسه های داروخانه ها نیز پر از محصولات مربوط به آن است. همه ی اینها شما را گیج کرده است و از خود می پرسید که واقعاً لايه برداري از پوست چیست؟


چرا آقايون هم باید پوست برداری کنند؟
پوست برداری عمل تمیز کردن سلول های مرده ی پوست برای رو آوردن پوست جوان و تازه است. عمل برداشتن پوست، منافذ پوست را باز کرده که باعث می شود پوست پاک و تمیز بماند و از بروز جوش و آکنه هم جلوگیری میکند. پس از این عمل حتماً پوست باید با آب و صابون، ترجیحاً صابون با خاصیت هیپوآلرژیک، شسته شده و در آخر مرطوب شود.
متاسفانه، اکثر مردها پوستشان را با صابون های قدیمی معمولی شستشو میکنند. البته برای تمیز کردن پوستتان کافی است اما باعث سالم نگاه داشتن پوستتان نخواهد شد. درواقع، صابون های قالبی پوست شما را خشک می کند، منافذ پوست را می بندد و در طولانی مدت باعث زبر و زمخت شدن پوست می شود.
پوست برداری همچنین مزایای بزرگ دیگری نیز برای آقایون دارد: پیازهای موی صورت را بیشتر ظاهر می کند که باعث می شود بتوانند عمل اصلاح صورت را بهتر انجام دهند.


پوست برداری قسمت به قسمت
مردها در همه ی جای بدنشان مو دارند، و مو نیز چربی، کثیفی و چرک جمع می کند. در مردها سه نقطه از بدنشان هست که نیاز به پوست برداری مداوم دارد: صورت، پشت و سینه (البته پوست برداری دست ها و پاها نیز بسیار عالی است، اما ضروری نیست)


صورت
پوست صورت مردها کاملاً با پوست صورت خانم ها متفاوت است. پوست صورت مردها منافذ بزرگتر، مو، کلاژِن و اِلاستین بیشتر، رگ های خونی متراکم تر دارد و عرق بیشتری نیز تولید می کند. اگر همه ی این چیزها را با هم در نظر بگیریم، دلیل جذب بیشتر دوده و کثیفی را متوجه خواهیم شد.
یکی از مهمترین مولفه های پاک سازی پوست، وسیله یا اسفنج تمیز کننده است. مارک هایی که بهترین این محصولات را تولید می کنند، کلینیک، باکستر کالیفرنیا و نیوآ می باشد.
اکثر این محصولات ترکیبی از سنگ پای دانه دانه، نمک دریا، تخم میوه، اسید سالیسیلیک، اسید آلفا هیدروکسی و بتا هیدروکسی، است که همه ی آنها باعث شل شدن و پوست انداختن سلول های مرده ی پوست می شود. برخی از آنها حتی به تولید کلاژن نیز منجر می شود.
برای اینکه بتوانید از تمیز کننده ی پوست برداریتان استفاده ی بهتری بکنید و کف صابون بیشتری ایجاد کنید، می توانید از یکی از راه های زیر استفاده کنید.
دستکش های پوست برداری: این دستکش های نایلونی برای خانم ها مفیدتر است، اما برای آقایون هم کار می کند. آنها را دست کنید و تمییز کننده را به آرامی روی پوست صورتتان بکشید. تکانهای ماساژدهنده ی دستکش ها جریان خون ر افزایش داده و باعث می شود منافذ پوستی باز شوند.
اسفنج: یک اسفنج ساینده و پاک کننده نیز مثل دستکش کار می کند اما این مزیت را دارد که باعث کف کردن بیشتر مایه ی پاک کننده می شود و باعث می شود که آن عمیق تر به منافذ و لایه های بیرونی پوست نفوذ کند.


سایر پوست بردارهای صورت
ماسک پوست برداری: این ترکیبی گچ مانند است که روی پوست مالیده می شود، پوست صورت را سفت کرده و باعث کنده شدن و ریختن سلول های مرده پوست و کثیفی ها می شود.
صابون و سنگ پا: این یکی از ابزارهای کم خرج برای پوست برداری است که از قدیم مورد استفاده قرار می گرفته است. تنها اشکال این وسیله این است که برای ایجاد کف صابون، باید سنگ پا را خیلی مالید.
نکته: فرقی نمی کند که از چه راهی برای پوست برداری استفاده کنید، اما بعد از انجام این عمل باید حتماً پوستتان را با کرم های مرطوب کننده مرطوب کنید. پوست برداری باعث خشک شدن پوست شما می شود اما کرم مرطوب کننده باعث تثبیت پوست شما و پرورش پوست جدید می شود.


سینه / پشت
پوست برداری سینه و پشت به سختی پوست برداری صورت نیست، اما لازم است که این کا را در حمام انجام دهید.
اولین قدم این است که موهایتان را شامپو کنید و همه ی کثیفی ها را بزدایید.
قدم بعدی برداشتن یک اسفنج شستشو، ریختن مقداری مایه ی پاک کننده روی آن و مالیدن آن روی پشتتان، البته با حرکات دورانی، است. مایه های پاک کننده ی بدن با صوت متفاوت است، از اینرو توجه داشته باشید که برای هر قسمت از مایه ی مخصوص به خود استفاده کنید.
از کشیدن محکم اسفنج به پشتتان واهمه نداشته باشید، اینکار باعث می شود که سلول های مرده به طور کامل از پوستتان جدا شوند.
بعد نوبت به پوست برداری روی بدنتان (سینه، شانه ها و شکم) می رسد. برای این قسمت نیز مانند پوست برداری پشتتان عمل می کنید اما اسفنج را کمی ملایم تر روی بدن بکشید. پوست روی بدن نازک تر و حساس تر از پشت بدن است.
برای رانهایتان بهتر است که از دستکش های پوست برداری استفاده کنید. آنها قدرت سایندگی کمتری دارند و نواحی سفت مثل کشاله ی ران را با آنها بهتر می توان تمیز نمود.


دست ها و پاها
پوست برداری دست و پا همیشه لازم نیست، چون باعث زبرتر شدن پوست آن میشود.
برای پوست برداری دست ها می توان از سنگ پا استفاده کرد، فقط کافی است که آن را در اطراف انگشتانتان بکشید. اما راه های ارزان و ستی دیگری نیز برای این منظور وجود دارد. مخلوط کردن نمک دریا با آب لیمو و مالیدن آن روی پوست نیز همان کار را انجام می دهد. و پس از انجام پوست بردارید، کرم مرطوب کننده فراموشتان نشود.
برای پاها نیز می توانید همین کار را انجام دهید. می توانید از سنگ پا یا ماسک پوست برداری استفاده کنید. همه ی این راه ها باعث تمیز شدن پاهایتان و پاک کردن آن از باکتری ها می شود.


داشتن پوست سالم آسان است!
خود شما با بدنتان بیش از هر کس دیگری آشنا هستید، و شما هستید که باید تشخیص دهید هر چند وقت یکبار بدنتان نیاز به پوست برداری پیدا می کند، هر روز، سه روز در هفته یا حتی یک روز در هفته؟ پوست برداری بیش از حد ممکن است باعث خراب شدن پوست شود و پوست برداری کم و به ندرت نیز باعث فوران چربی پوست می شود. هر راه و روشی که برای پوست برداری انتخاب کنید، اما خاطرتان باشد که ممکن است اینکار کمی وقت و تلاش بخواهد اما با اینکار دیگر لازم نیست نگران چین و چروک، جوش و پوست پوست شدن پوستتان باشید.

نوشته شده در تاريخ دوشنبه هفدهم دی 1386 توسط  |

مشخصات لپ تاپ جدید Dell
مدل XPS M1530



 

این لپ تاپ جدید با ورزش مناسب و رژیم غذایی خوب موفق شده تا به وزن 1.8 کیلوگرم دست پیدا کند! حتما میگویید خوب این لپ تاپ هم مانند هم وزن های مشابه مثل مدل های Sony دارای LCD 14 اینچی است. اما نه این دوست جدید با این وزن کم LCD 15.4 اینچی دارد. دیگر مشخصات آن شامل پردازشگر Core 2 Duo با سرعت های 1.5 تا 2.6  گیگاهرتز. تا 2 گیگابایت رم و یک دوربین دیجیتال و وب کم 2 مگا پیکسلی است. مشخصات کامل را در ادامه مطالب بخوانید.

  • 15.40-inch disدانلود (CCFL up to 1680 x 1050, LED up to 1440 x 900)
  • Core 2 Duo options from 1.5GHz (T5250) up to 2.6GHz (T7800)
  • Crestline GM/PM 965 chipset with up to 4GB of 667MHz DDR2 SDRAM
  • GeForce 8400M or 8600M GS options (up to 256MB)
  • Slot-loading Blu-ray / 8x DVD�RW
  • Options for 802.11a/b/g/ n, WWAN, Bluetooth
  • HDMI, VGA, 1394, ExpressCard, (3) USB 2.0, Ethernet, fingerprint reader, media reader
  • 2.0 megapixel (with CCFL) or 300k (with LED) cameras
  • Weight supposedly 4 pounds

 
نوشته شده در تاريخ دوشنبه هفدهم دی 1386 توسط  |
کیبورد هوشمند


این روزها یکی از دغدغه های خاطر عزیزان معلول حرکتی چگونگی تایپ و استفاده از کامپیوتر است. اما خوشبختانه اخیرا یک شرکت ژاپنی به نام Actbrise توانست نوعی کیبورد را طراحی و به بازار عزضه کند که نیاز به لمس کلید های آن نیست. تنها کافیست که این کیبورد touchless را به کامپیوتر شخصی خود متصل کرده و سنسور مربوط به آن را بر روی سر و یا هر قسمت از بدنتان که قابلیت تحرک و فرمانپذیری از مغز را داراست نصب کنید. هر حرکتی که از سر شما صادر شود به صفحه کلید و موس جهت حرکت و جستجو فرمان میدهد. به کمک این کیبورد امکان جستجو در فایل ها و قسمت های مختلف ویندوز نیز برای هر نوع معلول فیزیکی مهیاست. در کنار این گشت و گذار در سیستم میتوانید به راحتی متن مورد نظر خود را تایپ نمایند. قیمت تمام شده این محصول 2,573 دلار اعلام شد.  این محصول هنوز در حال طی کردن مراحل تست خود می باشد اما امیدواریم هر چه سریعتر وارد بازار شود . با وجود قیمت نه چندان جالب آن بی شک میتواند بسیاری از مشکلات عزیزان معلول حرکتی را مرتفع سازد.
منبع

نوشته شده در تاريخ دوشنبه هفدهم دی 1386 توسط  |

Businessweek
14 ژانويه
 

جديدترين شماره از هفته نامه
Businessweek
 

تاریخ انتشار: 14 ژانويه 2008
تعداد صفحات مجله: 144
حجم فایل: 24 مگابايت
رمز فايل: www.mobin-group. com

برای دانلود مستقيم مجله، اینجا را کلیک کنید


نوشته شده در تاريخ دوشنبه هفدهم دی 1386 توسط  |

Mobin_s2004@yahoo.com

Mobin_s2004@yahoo.com

 

17 دي / 7 ژانويه

Mobin_s2004@yahoo.com
17 دي ماه هجري خورشيدي
Mobin_s2004@yahoo.com
شمار تلفات رومي ها تنها در دو جنگ با ايران (زمان شاپور دوم)

تصوير كنستانتينوس دوم
بر يك سكه زمان او

گزارش رسمي جنگهاي روم وايران در سالهاي 348 و 350 ميلادي (دوران حكومت شاپور دوم معروف به ذوالاكتاف) كه به تاريخ 20 اكتبر 351 از سوي ارتش روم تكميل و به تاريخ هفتم ژوئيه سال 352 به امضاي كنستانتينوس دوم امپراتور وقت رسيده و براي اطلاع سناي روم ارسال شده و سپس در آرشيو دولتي روم قرار گرفته و اينك در آرشيو واتيكان نگهداري مي شود ارقام تلفات (كشتگان) ارتش روم را به اين شرح نشان مي دهد:
    
     جنگ سال 348 (جنگ يكم) : پنجاه هزار و 231 كشته
    
     جنگ سال 351 (جنگ دوم) : 39 هزار و 12 تن كشته
    
     تاريخها پس از احتساب با تقويم تازه ميلادي، از سوي كيوريتور آرشيو اصلاح شده اند. هردو جنگ را رومي ها آغاز كرده بودند كه شكست خوردند. مجسم كنيد كه اگر قدرتي به نام ايران وجود نداشت كه در برابر جاه طلبي رومي ها بايستد مشرق زمين با چه بدبختي رو به رو مي شد ــ همان بدبختي كه در غياب قدرتي چون ايران از اوايل قرن نوزدهم تا كنون (به استثناي چند دهه اي كه قدرت شوروي وجود داشت) بر سرش آمده است. شرق بايد مديون مردان ايران باشد که در خون حود غلطيدند و قرنها آزادي و شئون آنان را حفظ کردند.

 

وقايع ابتدای انقلاب و دفاع مقدس در چنين روزي

17/10/59
ادامه عمليات نصر ( هويزه ) : عدم تحرك جدي طرفين ، اجراي آتش شديد روي مواضع خودي مخصوصاً نيروهاي مستقر در جنوب كرخه ، عدم اقدام جدي براي عقب كشيدن تجهيزات خودي و غنيمتي به جاي مانده در منطقه بين نيروهاي خودي و دشمن ، شكست و خسارت عراق در هجوم به روستاي صفحه 2 در محور فارسيات و نقل و انتقال دشمن در محور پادگان حميد .

گزارش كتاب � جنگ خليج � دربارة حوادث امروز عمليات .

بازتاب عمليات اخير در خبرگزاري عراق ، راديو لندن و روزنامه فرانسوي لوكوتيدين ؛ به جز خبرگزاري عراق ، نحوة انعكاس حاكي از پيروزيهاي ايران است .

اجراي آتش مكرر توپخانه عراق در دزفول و اصابت دو فروند موشك فراگ به اهواز .

آماري از درگيرهاي گيلان غرب .

عمليات عليه ضد انقلاب در مريوان .

انتقال مسئوليت بررسي وضعيت و تدارك گروههاي مخالف ايران از ارتش عراق به استخبارات اين كشور .

اعلام مواضع ايران توسط رئيس جمهور ، خطاب به صدام : آمريكا براي تثبيت مواضع خود در خليج فارس شما را به كار گرفت ، در ارزيابي خود اشتباه كرد . شما نيز اشتباه كرديد . ما نه به تجاوز صّحه ميگذاريم نه آن را تحمّل ميكنيم و اين باعث ميشود كه ملت عرب نيز به اسلام برگردد و تسليم تجاوز اسرائيل نشود .

پيام تشكر آيت الله منتظري و رئيس مجلس شوراي اسلامي ( آقاي هاشمي رفسنجاني ) خطاب به رئيس جمهور و رزمندگان بمناسبت عمليات اخير .

گزارش روزنامه انقلاب اسلامي از تظاهرات عليه دكتر بهشتي در مشهد به حمايت از رئيس جمهور ( بني صدر ) و اعلام جرم استاندار خراسان عليه خبرنگار روزنامه مزبور و تكذيب مواردي از گزارش نامبرده .

تفسير راديو لندن از تاثير مشكلات سياسي داخلي ايران بر نيروهاي نظامي .

تفسير راديو اسرائيل از نتايج احتمالي اجلاس آتي سران كشورهاي اسلامي در رياض و تأثير آن در جنگ .

اعلام حمايت مجدّد شاه حسين از عراق : رشادت ارتش عراق در جنگ با ايران اولين مرحله احقاق حقوق پايمال شده اعراب است .

گفتگوي داگلاس هرد ، معاون وزير خارجه انگليس ، با شيخ خليفه ، وليعهد امارات ، درباره جنگ ايران و عراق و ديگر مسائل اعراب .

17/10/64
شوروي اعلام كرد كه ايران نبايد نگران تغيير موضع شوروي باشد.

اعلام بي‌طرفي كشورهاي عضو شوراي همكاري خليج فارس در جنگ ايران و عراق.

 

 

پديده كشف حجاب

در 12 خـرداد 1313، رضـاخـان عـازم تـركـيـه شـد آن زمـان مـصـطـفـى كـمال آتاتورك بنيانگذار رژيم لائيك ، بر آن كشور حكومت مى كرد، تركيه در آن زمان از نظر مـعـيـارهـاى غـربـى پـيـشـرفتهاى چشمگيرى كرده بود. رضاخان پس از بازگشت بى درنگ به تغيير اوضاع ايران در همه امور، به ويژه در زمينه فرهنگى پرداخت .
در بهمن 1313، كه دانشگاه تهران افتتاح گرديد، به دختران دستور دادند (بدون حجاب ) به تـحـصـيـل مـشـغـول شـوند تا در آينده اى نه چندان دور پيشتاز نهضت كشف حجاب گردند. البته تاءسيس ‍ دانشسراهاى عالى و مقدماتى كه از سال 1312 آغاز شده و رضاخان در 17 دى 1314 طـى جـشـن فـارغ التـحصيلى دختران بى حجاب دانشسراهاى مقدماتى ، كشف حجاب را رسما اعلام كـرد ايـن اقدامات با برگزارى مراسم و آيين هاى عمومى مختلط ادامه يافت و در خرداد 1314 مؤ سسه پيشاهنگى دختران تاءسيس گرديد كه با اجراى صدها برنامه ضد اخلاقى و انحرافى ، گام مهم و مؤ ثر در منزلت زنان و دختران برداشت .
رضاخان پس از بازگشت از تركيه مى گويد:
((كـوشـش مـن ايـن اسـت كـه ايـرانـيـان را در طـريـق تـرقـى و قـبـول تـمـدن جـديـد (غـربـزدگـى ) وارد كـنـم . امـا مردم متاءسفانه حاضر نيستند خود را براى زندگى عصر جديد حاضر نمايند.))
شـش مـاه پـس از واقعه مسجد گوهرشاد، رضاخان با بى اعتنايى به مخالفت علما و مردم مسلمان روز 17 دى 1314، قانون كشف حجاب زنان را بطور آشكار و رسمى اعلام كرد و خود به اتفاق هـمـسـر و دخترانش (اشرف و شمس ) كه بدون حجاب بودند در جشن فارغ التحصيلى دانشسراى مـقـدمـاتـى كـه بـه ابـتـكـار عـلى اصـغـر حـكـمـت وزيـر مـعـارف و فـرامـاسـونـر تـشـكـيـل گـرديـد شركت كرد و سخنانى ايراد كرد.
مـاءمـوران رضـاخـان در اجـراى ايـن قـانـون ، بـا تـمـام قوت و قدرت ، شب و روز در كوچه ها و خيابان ها گشت مى زدند و هر جا زن با حجابى را مى يافتيد با خشونت با او رفتار مى كردند.
در اين باره آيت الله خميني فرمودند:
((مـن يـادم اسـت كـه ايـن هـا در زمـان رضـاخـان بـه اسـم اتـحـاد شـكـل ، بـه اسم كشف حجاب چه كارها كردند چه پرده ها دريدند از اين مملكت ، چه زورگويى ها كـردنـد و بـچـه ها ساقط شدند در اثر حمله هايى كه اين ها مى كردند به زن ها كه چادر در از سرشان بكشند.))

 

 در گذشت جهان پهلوان تختي

17 دي 1346 - جهان پهلوان تختي قهرمان ورزش كشتي ايران به طرزي مشكوك درگذشت. تختي درخانواده‎اي تهيدست درتهران متولد شد. او دريايي ازپاكي و صداقت بود. دلاوري بي‎باك كه قلبي رئوف و مالامال ازعشق مردم درسينه ستبرخود داشت. همه اين ويژگيها او را به پهلوان شكست ناپذيرو محبوب دلها مبدّل كرده بود. تختي درزندگي‎اش بيش ازقهرماني به پهلواني و خلق و خوي انساني اهميت مي‎داد. تختي دردوران قهرماني خود با كسب 9مدال طلا و نقره جهاني و بازيهاي المپيك ورزشكارايراني است كه بيشترين طلاهاي عرصه‎هاي بين المللي را براي ايران به ارمغان آورده است اما هرگز فروتني و تواضع خود را ازدست نداد و همواره ساده زندگي كرد. جهان پهلوان تختي با فتح حماسي خود دربازيهاي المپيك ملبورن درسال1956ميلادي مدال طلا برگردن آويخت و با فرستادن نماينده‎هاي شوروي سابق و اِمريكا به رده‎هاي دوم و سوم اعتباربيشتري براي كشتي ايران فراهم كرد. تختي پهلوان ايران كه درمقابل ظلم سرفرود نياورد سرانجام با دسيسه‎هاي عمال رژيم پهلوي به قتل رسيد و مرگ او رياكارانه خودكشي قلمداد شد اما مردم خودكشي تختي را باورنكردند.

Mobin_s2004@yahoo.com
7 ژانويه ميلادي
Mobin_s2004@yahoo.com
ايجاد � مملكت سعودي �

عبدالعزيز بن عبدالرحمن السعود

عبدالعزيز بن عبدالرحمن السعود هفتم ژانويه سال 1926 قلمرو خود را � مملكت سعودي � اعلام داشت كه 20 ماه مه سال 1927 دولت انگلستان طبق عهدنامه جده استقلال آن كشور را كه تا نيمه جنگ جهاني اول تحت الحمايه عثماني بود به رسميت شناخت . از نيمه دوم جنگ جهاني اول ، دولت انگلستان جاي عثماني را در برخي از مستملکات اين امپراتوري در جهان عرب از جمله عراق و حجاز و سرزميني که بعدا ماوراء اردن نامگذاري شد گرفته بود.
    عبدالعزيز در جواني با خانواده خود براثر فشار الرشيد كه زادگاه آنان رياض در منطقه نجد را متصرف شده بود به كويت رفته بود كه در دسامبر سال 1901 در 21 سالگي با نيرويي كه از چهل و چند نفر بيشتر نبود به قصد پس گرفتن رياض عازم نجد شد و اوايل 1902 رياض را تصرف كرد و سپس به كوتاه كردن دست الرشيد از نقاط ديگر پرداخت. تا سال 1904 همه نجد را برغم حمايت نظامي عثماني از الرشيد تصرف كرد و با مرگ الرشيد در سال 1906 راه در برابر عبدالعزيز باز شد و به تدريج ساير مناطق تحت سلطه عوامل الرشيد را گرفت و در سال 1913 حصاء راهم بر قلمرو خود افزود و به ساحل خليج فارس رسيد. دولت انگلستان كه سرگرم عقب راندن عثماني از سرزمين هاي عربي و مسلط شدن بر انها بود در سال 1916 ( اواسط جنگ جهاني اول ) نجد و حصا ء را به عنوان قلمرو عبدالعزيز برسميت شناخت . عبدالعزيز در سال 1925 از اختلاف شريف مكه با دولت انگلستان استفاده كرد و حجاز را هم بر قلمرو خود افزود و خود را سلطان نجد و حجاز اعلام داشت و انگلستان طبق عهدنامه سال 1927 جده استقلال قلمرو او را برسميت شناخت . ولي تاريخ اعلام رسمي تاسيس كشور سعودي 23 سپتامبر 1932 است . عبدالعزيز كه در سال 1880 به دنيا آمده بود بسال 1953 در گذشت . سلطنت بر كشور سعودي در خانواده السعود موروثي است .
    كشور سعودي كه در ايران عربستان خوانده مي شود داراي2 ميليون و 250 هزار كيلومتر مربع وسعت و طبق آمار رسمي سال 2001 بيست و يك ميليون و 400 هزار تن سكنه دارد و از لحاظ صدور نفت ، مقام اول را در جهان داراست .

برخي ديگر از رويدادهاي 7 ژانويه

1714:   نخستين ماشين تحرير جهان كه به دست هنري ميل ساخته شده بود در لندن به معرض تماشا گذارده شد.
    
    * 1936 : برنامه معروف به کشف حجاب با شرکت همسر و دختران رضا شاه پهلوي بدون حجاب در جشن دانشسراي عالي به اجرا گذارده شد.

1952:   كشور اردن كه با انديشه و به دست انگليسي ها ساخته شده است داراي قانون اساسي شد.

1945:   مجلس شورا 17 دي ماه 1323اختيارات دكتر ميلسپو مستشار ماليه ايران را كه با مدير كل وقت بانك ملي درگيري پيدا كرده بود لغو كرد . ميلسپو كه معتقد بود تا ايرانيان به ماليات دادن عادت نكنند ، ادارات دولتي از رشوه و تنبلي پاك نشوند و توصيه و پارتي بازي ( اعمال نفوذ ) از ميان نرود مسائل ايران حل نخواهد شد 9 روز بعد كناره گيري خود را اعلام داشت و به آمريكا بازگشت .

1964:   ليندن جانسون رئيس جمهوري وقت آمريكا برنامه مبارزه فقر در اين كشور را اعلام داشت.

نوشته شده در تاريخ شنبه پانزدهم دی 1386 توسط  |

اهميت مشاركت يكسان در ازدواج


پـدرها و مـادرهـا، مسـئولـیـت هــایی خاص و خدا گونه در مــشارکتی یکسان دارند، و نه زن و نه مرد نباید بر دیگری سلطه پیدا کند.
وقتی شریکهای زندگی به برابری و تساوی ارزش بگذارند، یـکدیگر را همانند خود می بینند و با یکدیگر با احترام رفتار میــکنند، نیازهای یکدیگر را در نظر می گیرند، و از همدیگر حـمایت و پشتیبانی می کنند. شرکای برابر درمورد اهداف با یـکدیگر اتفاق نظر پـیدا می کنند و با هم برای دستیابی بــه این اهداف تلاش میــکنند. تعهدی یکسان و همانند در رابـطه بـر دوش خـــود احساس میکنند و حمایت و محبتی مـتـــــقابل دارند. هر کدام برای طرف مقابل ارزش بسیاری قائل است.
اکثر زوج ها می گویند که طرفدار مشارکت یکسان در ازدواج هستند، اما تحقیقات نشان می دهد که زوج های معدودی این شرایط را رعایت می کنند. در اکثر ازدواج ها، زن خانه مسئولیت ناعادلانه ی کارهای خانه و نگهداری و تربیت فرزندان را بر دوش میکشد، که حتی ممکن است مجبور به کار در خارج از منزل نیز باشد. به طور کلی، زن ها دو یا سه برابر مردها کارهای منزل را انجام می دهند. مادرها 3 تا 5 ساعت بیشتر از هر یک ساعت مردان با کودکانشان سرگرم هستند و امور مربوط به آنها را رفع و رجو می کنند. مردها، از طرف دیگر، قدرت بیشتری در تصمیم گیری های خانه اعمال میکنند.
به نظر شما تلاش برای برقراری مشارکت یکسان در ازدواج، امری ضروری نیست؟ تحقیقات نشان می دهند که پاسخ این سوال مثبت است.


فواید مشارکت یکسان
مشارکت یکسان، برای ازدواج به طور کلی و برای زن و شوهر، هر کدام به صورت فردی، فواید زیادی دارد.
ازدواج های خوشبخت: مشارکت یکسان، نزدیکی و صمیمیت بین زن و شوهر را بیشتر می کند، و در نتیجه ی آن زندگی شادتر و سعادتمندانه تر خواهد بود. زوج ها احساس بهتری نسبت به خود و طرف مقابلشان خواهند داشت، که باعث مس شود تمایل بیشتری برای در میان گذاشتن احساسات و افکارشان داشته باشند. این صمیميت احساسی بیشتر باعث صمیمیت فیزیکی بیشتر، که یکی از مهمترین عناصر یک ازدواج سعادتمندانه است، می شود. زوج هایی که با مشارکت یکسان زندگی میکنند، ثبات و پایداری بیشتر، تضاد و ناسازگاری های کمتر، وابستگی کمتر و رنجش کمتری در زندگی دارند. طبق تحقیقات جان گاتمن، مردهایی که در زندگی تحت تاثیر همسران خود قرار میگیرند، 4 برابر کمتر طلاق گرفته و یا زندگی ناخوشایندی را پشت سر میگذارند.
فواید برای مردها: مردها از مشارکت یکسان فواید احساسی می برند، چون در این ازدواج ها آزادی بیشتری هست و آنها احساس بهتری نسبت به ازدواجشان پیدا خواهند کرد. آنها همچنین از صمیمیت فیزیکی بیشتر با همسرشان نیز در اینگونه ازدواج ها بهره خواهند برد. صمیمت فیزیکی بین زوج ها باعث افزایش سلامت فیزیکی و کاهش استرس خواهد شد. این مردها در زندگی شغلی خود نیز بسیار فعال تر و سودبخش تر خواهند بود، چراکه دیگر فکرشان نگران مشکلات خانوادگی نیست.
فواید برای زن ها: صمیمیت بیشتر و ارتباط نزدیک تر در مشارکت یکسان بسیار برای خانم ها پرفایده است. تحقیقات نشان می دهد که داشتن سهم یکسان در تصمیم گیری، یکی از مهمترین عناصری است که برای زن ها در داشتن یک زندگی سعادتمندانه و شاد موثر است. اگر مردها از همسرشان به خاطر وظایفی که در خانه عهده دارند، قدردانی کنند، خانم ها با میل و رغبت بیشتری این مسئولیت ها را انجام می دهند و احساسات بهتری نسبت به خود خواهند داشت، کمتر عصبانی و افسرده می شوند، و شادتر زندگی خواهند کرد.


ایده هایی برای ایجاد مشارکت یکسان
همه ی زوج ها می توانند برای ایجاد مشارکت یکسان تلاش کنند. پیشنهادات زیر بر خانه داری، مراقبت از فرزندان و تصمیم گیری متمرکز شده است:
کارهای خانه داری را با هم تقسیم کنید. به طور کلی دو نوع کار خانه داریم، "کارهای روتین و عادی" و "کارهای اتفاقی". کارهای اتفاقی، مثل تعمیرات خانه، کارهای مربوط به حیاط، پرداخت قبض ها، لازم نیست که هر روز انجام گیرند. از طرف دیگر، کارهای روتین مثل آشپزی، نظافت، شستشوی لباسها، شستن ظروف، وقت بیشتری می برند و باید به صورت مرتب و مداوم انجام گیرند. اکثر افراد، چه زن و چه مرد، این کارها را طاقت فرسا و خسته کننده میدانند. به طور کلی، زن ها بسیار بیشتر از مردها این امور روتین را انجام میدهند. اگر مردها سعی کنند که قسمتی از انجام این کارهای روتین را بر عهده خود گیرند، بار دوش خانم ها را سبک تر کرده و به ایجاد مشارکت یکسان در خانه کمک می کنند.
به صورت گروهی کار کنید. خانم هایی که از تقسیم کار در خانه ناراضی هستند می گویند که احساس تنهایی می کنند، گویی که همراهی ندارند. اگر زنها و مردها با هم، بدون رتبه بندی یا گفتن "من کمک می کنم کارت را انجام دهی" کار کنند، زندگی بسیار شادتر خواهد شد. ظرف ها را با هم بشویید. اتاقها را با هم تمییز کنید، به صورتی که یکی گردگیری را انجام دهد و دیگری جارو بکشد. ماشین را با هم بشویید. کار گروهی باعث می شود که کار زودتر جلو برود و لذت بیشتری نیز از انجام کارها خواهید برد.
از "دروازه بانی" خودداری کنید. محققان واژه ی دروازه بان را برای رفتاری استفاده می کنند که مانع می شود زنها و مردها برای انجام کارهای خانه و بچه داری باهم مشارکت کنند. برای مثال، بعضی مردها اصرار دارند که فقط آنها بلدند که چطور علف های باغچه را بزنند و در را برای زن و فرزندان که ممکن است از آن کار لذت ببرند می بندند. برای خانم ها دروازه بانی کمی پیچیده تر می شود به این خاطر که مدیریت خانه بسیار به وجود آنها بستگی دارد. زن هایی که تصور می کنند کارهای خانه داری فقط وظیفه خانم هاست، آن کار را با کسی تقسیم نخواهند کرد. و اگر شوهرش بخواهد که در کارها به او کمک کند، او آن را تهدیدی برای احترام و هویت خود تلقی خواهد کرد. زنی با این اعتقادات اگر کارهای خانه را با شوهر یا فرزندانش قسمت کند، احساس خواهد کرد که وظایف خود را نادیده گرفته و احساس گناه خواهد کرد. البته ممکن است احساساتش را به زبان نیاورد، اما دروازه را با زیرکی خواهد بست. مثلاً استاندارهایی سخت و جدی برای خانه وضع خواهد کرد. و اگر همسرش بخواهد که سهم خود را از کارهای خانه انجام دهد، او آن کارها را از دوباره انجام خواهد داد یا از تلاشهای او انتقاد خواهد کرد. مرد نیز تسلیم شده و اختیار تام انجام کارهای خانه را به زن واگذار خواهد کرد.
برای کاهش این رفتار، لیستی کامل از همه امور و کارهای خانه تهیه کنید، و آنها را با اتفاق نظر بین خود تقسیم کنید. اگر نیاز باشد، حتی آموزش های لازم را نیز انجام دهید و برای بازدید کارها نیز زمان بگذارید. استانداردهایی منطقی داشته باشید و به هرکدام از اعضاء خانواده اختیار دهید که آن استانداردها را موافق با مرام خود رعایت کند.
درمورد چگونگی تقسیم کارهای خانه صحبت کنید. برای صحبت کردن درمورد نحوه تقسیم کار زمان بگذارید و اطمینان حاصل کنید که همه از این تقسیم راضی هستند. قدردانی کنید، غمخوارانه گوش دهید و با هم تصمیم بگیرید. این کارها، یک احساس عدالت رد ازدواج ایجاد خواهد کرد، که باعث استحکام بیشتر آن خواهد شد. معمولاً خانم ها بیشتر مسئولیت انجام کارهای خانه را بر عهده میگیرند. همچنین اگر تقسیم کارها عادلانه نباشد، باز هم زن ها هستند که متاثر می شوند. تحقیقات نشان می دهد که مردها تقریباً درمورد تقسیم کارهای خانه کمتر متاثر می شوند. از اینرو این به عهدهی خانم هاست که صحبت تقسیم کار را پیش بکشند.
قدردانی کنید. همه دوست دارند درقبال کارهایی که انجام می دهند از آنها قدردانی شود. پژوهشگران خانواده بیان می کنند که وقتی زوج ها درمورد کارهای خانه مشاجره می کنند، معمولاً بحث بر سر این است که کی چه کاری انجام می دهد . معمولاً بیشتر به خاطر این است که افراد پس از انجام کار تقدیر نمی شوند. معمولاً خانم ها عقیده دارند که خیلی بیشتر از مردها سعی و تلاش می کنند و مسئولیت بیشتری بر گردن آنهاست و مردها هم تصور می کنند خیلی بیش از آنچه زن ها به آنها واگذار می کنند، زحمت می کشند. برای تسهیل این تفاوت ها، برای کارهایی که همسرتان انجام می دهد، از او قدردانی کنید.
تصمیم های مهم را به تنهایی اتخاذ نکنید. وقتی زن ها و مردها سهمی یکسان در گرفتن تصمیم های زندگی مثل محل زندگی، طریقه ی تربیت فرزندان، مقدار خرج کردن پول و... داشته باشند، ازدواج ها شادتر و سعادتمندانه تر خواهند بود. هیچگاه این تصمیم ها مهم را به تنهایی، بدون مشورت کردن با همسرتان، نگیرید.
مسئولیت مراقبت و تربیت فرزندان را تقسیم کنید. بچه زمانی بیشتر موفق می شوند که هم پدر و هم مادر در طریقه ی تربیت آنها سهم داشته باشد. تحقیقات نشان می دهد که مادرها و پدرها هرکدام تاثیری مجزا بر کودکان دارند. پس اگر فقط یکی از ولدین در تربیت کودک سهم داشته باشد، کودک چیزی کم خواهد داشت. برای مثال، مادرها بیش از پدرها تمال دارند تا به عنوان مربی اجتماعی فرزندانشان عمل کنند، و به آنها یاد بدهند که چطور فرق کار درست و نادرست را از هم تشخیص دهند. پدرها بیش از مادرها دوست دارند در بی نظم و ترنیبی فرزندان شریک شوند. اما به یاد داشته باشید که بچه ها به هر دوی والدینشان نیاز دارند�به آنها اجازه دهید که وجود هر دوی شما را حس کنند .

 

 

نوشته شده در تاريخ شنبه پانزدهم دی 1386 توسط  |

اهميت مشاركت يكسان در ازدواج


پـدرها و مـادرهـا، مسـئولـیـت هــایی خاص و خدا گونه در مــشارکتی یکسان دارند، و نه زن و نه مرد نباید بر دیگری سلطه پیدا کند.
وقتی شریکهای زندگی به برابری و تساوی ارزش بگذارند، یـکدیگر را همانند خود می بینند و با یکدیگر با احترام رفتار میــکنند، نیازهای یکدیگر را در نظر می گیرند، و از همدیگر حـمایت و پشتیبانی می کنند. شرکای برابر درمورد اهداف با یـکدیگر اتفاق نظر پـیدا می کنند و با هم برای دستیابی بــه این اهداف تلاش میــکنند. تعهدی یکسان و همانند در رابـطه بـر دوش خـــود احساس میکنند و حمایت و محبتی مـتـــــقابل دارند. هر کدام برای طرف مقابل ارزش بسیاری قائل است.
اکثر زوج ها می گویند که طرفدار مشارکت یکسان در ازدواج هستند، اما تحقیقات نشان می دهد که زوج های معدودی این شرایط را رعایت می کنند. در اکثر ازدواج ها، زن خانه مسئولیت ناعادلانه ی کارهای خانه و نگهداری و تربیت فرزندان را بر دوش میکشد، که حتی ممکن است مجبور به کار در خارج از منزل نیز باشد. به طور کلی، زن ها دو یا سه برابر مردها کارهای منزل را انجام می دهند. مادرها 3 تا 5 ساعت بیشتر از هر یک ساعت مردان با کودکانشان سرگرم هستند و امور مربوط به آنها را رفع و رجو می کنند. مردها، از طرف دیگر، قدرت بیشتری در تصمیم گیری های خانه اعمال میکنند.
به نظر شما تلاش برای برقراری مشارکت یکسان در ازدواج، امری ضروری نیست؟ تحقیقات نشان می دهند که پاسخ این سوال مثبت است.


فواید مشارکت یکسان
مشارکت یکسان، برای ازدواج به طور کلی و برای زن و شوهر، هر کدام به صورت فردی، فواید زیادی دارد.
ازدواج های خوشبخت: مشارکت یکسان، نزدیکی و صمیمیت بین زن و شوهر را بیشتر می کند، و در نتیجه ی آن زندگی شادتر و سعادتمندانه تر خواهد بود. زوج ها احساس بهتری نسبت به خود و طرف مقابلشان خواهند داشت، که باعث مس شود تمایل بیشتری برای در میان گذاشتن احساسات و افکارشان داشته باشند. این صمیميت احساسی بیشتر باعث صمیمیت فیزیکی بیشتر، که یکی از مهمترین عناصر یک ازدواج سعادتمندانه است، می شود. زوج هایی که با مشارکت یکسان زندگی میکنند، ثبات و پایداری بیشتر، تضاد و ناسازگاری های کمتر، وابستگی کمتر و رنجش کمتری در زندگی دارند. طبق تحقیقات جان گاتمن، مردهایی که در زندگی تحت تاثیر همسران خود قرار میگیرند، 4 برابر کمتر طلاق گرفته و یا زندگی ناخوشایندی را پشت سر میگذارند.
فواید برای مردها: مردها از مشارکت یکسان فواید احساسی می برند، چون در این ازدواج ها آزادی بیشتری هست و آنها احساس بهتری نسبت به ازدواجشان پیدا خواهند کرد. آنها همچنین از صمیمیت فیزیکی بیشتر با همسرشان نیز در اینگونه ازدواج ها بهره خواهند برد. صمیمت فیزیکی بین زوج ها باعث افزایش سلامت فیزیکی و کاهش استرس خواهد شد. این مردها در زندگی شغلی خود نیز بسیار فعال تر و سودبخش تر خواهند بود، چراکه دیگر فکرشان نگران مشکلات خانوادگی نیست.
فواید برای زن ها: صمیمیت بیشتر و ارتباط نزدیک تر در مشارکت یکسان بسیار برای خانم ها پرفایده است. تحقیقات نشان می دهد که داشتن سهم یکسان در تصمیم گیری، یکی از مهمترین عناصری است که برای زن ها در داشتن یک زندگی سعادتمندانه و شاد موثر است. اگر مردها از همسرشان به خاطر وظایفی که در خانه عهده دارند، قدردانی کنند، خانم ها با میل و رغبت بیشتری این مسئولیت ها را انجام می دهند و احساسات بهتری نسبت به خود خواهند داشت، کمتر عصبانی و افسرده می شوند، و شادتر زندگی خواهند کرد.


ایده هایی برای ایجاد مشارکت یکسان
همه ی زوج ها می توانند برای ایجاد مشارکت یکسان تلاش کنند. پیشنهادات زیر بر خانه داری، مراقبت از فرزندان و تصمیم گیری متمرکز شده است:
کارهای خانه داری را با هم تقسیم کنید. به طور کلی دو نوع کار خانه داریم، "کارهای روتین و عادی" و "کارهای اتفاقی". کارهای اتفاقی، مثل تعمیرات خانه، کارهای مربوط به حیاط، پرداخت قبض ها، لازم نیست که هر روز انجام گیرند. از طرف دیگر، کارهای روتین مثل آشپزی، نظافت، شستشوی لباسها، شستن ظروف، وقت بیشتری می برند و باید به صورت مرتب و مداوم انجام گیرند. اکثر افراد، چه زن و چه مرد، این کارها را طاقت فرسا و خسته کننده میدانند. به طور کلی، زن ها بسیار بیشتر از مردها این امور روتین را انجام میدهند. اگر مردها سعی کنند که قسمتی از انجام این کارهای روتین را بر عهده خود گیرند، بار دوش خانم ها را سبک تر کرده و به ایجاد مشارکت یکسان در خانه کمک می کنند.
به صورت گروهی کار کنید. خانم هایی که از تقسیم کار در خانه ناراضی هستند می گویند که احساس تنهایی می کنند، گویی که همراهی ندارند. اگر زنها و مردها با هم، بدون رتبه بندی یا گفتن "من کمک می کنم کارت را انجام دهی" کار کنند، زندگی بسیار شادتر خواهد شد. ظرف ها را با هم بشویید. اتاقها را با هم تمییز کنید، به صورتی که یکی گردگیری را انجام دهد و دیگری جارو بکشد. ماشین را با هم بشویید. کار گروهی باعث می شود که کار زودتر جلو برود و لذت بیشتری نیز از انجام کارها خواهید برد.
از "دروازه بانی" خودداری کنید. محققان واژه ی دروازه بان را برای رفتاری استفاده می کنند که مانع می شود زنها و مردها برای انجام کارهای خانه و بچه داری باهم مشارکت کنند. برای مثال، بعضی مردها اصرار دارند که فقط آنها بلدند که چطور علف های باغچه را بزنند و در را برای زن و فرزندان که ممکن است از آن کار لذت ببرند می بندند. برای خانم ها دروازه بانی کمی پیچیده تر می شود به این خاطر که مدیریت خانه بسیار به وجود آنها بستگی دارد. زن هایی که تصور می کنند کارهای خانه داری فقط وظیفه خانم هاست، آن کار را با کسی تقسیم نخواهند کرد. و اگر شوهرش بخواهد که در کارها به او کمک کند، او آن را تهدیدی برای احترام و هویت خود تلقی خواهد کرد. زنی با این اعتقادات اگر کارهای خانه را با شوهر یا فرزندانش قسمت کند، احساس خواهد کرد که وظایف خود را نادیده گرفته و احساس گناه خواهد کرد. البته ممکن است احساساتش را به زبان نیاورد، اما دروازه را با زیرکی خواهد بست. مثلاً استاندارهایی سخت و جدی برای خانه وضع خواهد کرد. و اگر همسرش بخواهد که سهم خود را از کارهای خانه انجام دهد، او آن کارها را از دوباره انجام خواهد داد یا از تلاشهای او انتقاد خواهد کرد. مرد نیز تسلیم شده و اختیار تام انجام کارهای خانه را به زن واگذار خواهد کرد.
برای کاهش این رفتار، لیستی کامل از همه امور و کارهای خانه تهیه کنید، و آنها را با اتفاق نظر بین خود تقسیم کنید. اگر نیاز باشد، حتی آموزش های لازم را نیز انجام دهید و برای بازدید کارها نیز زمان بگذارید. استانداردهایی منطقی داشته باشید و به هرکدام از اعضاء خانواده اختیار دهید که آن استانداردها را موافق با مرام خود رعایت کند.
درمورد چگونگی تقسیم کارهای خانه صحبت کنید. برای صحبت کردن درمورد نحوه تقسیم کار زمان بگذارید و اطمینان حاصل کنید که همه از این تقسیم راضی هستند. قدردانی کنید، غمخوارانه گوش دهید و با هم تصمیم بگیرید. این کارها، یک احساس عدالت رد ازدواج ایجاد خواهد کرد، که باعث استحکام بیشتر آن خواهد شد. معمولاً خانم ها بیشتر مسئولیت انجام کارهای خانه را بر عهده میگیرند. همچنین اگر تقسیم کارها عادلانه نباشد، باز هم زن ها هستند که متاثر می شوند. تحقیقات نشان می دهد که مردها تقریباً درمورد تقسیم کارهای خانه کمتر متاثر می شوند. از اینرو این به عهدهی خانم هاست که صحبت تقسیم کار را پیش بکشند.
قدردانی کنید. همه دوست دارند درقبال کارهایی که انجام می دهند از آنها قدردانی شود. پژوهشگران خانواده بیان می کنند که وقتی زوج ها درمورد کارهای خانه مشاجره می کنند، معمولاً بحث بر سر این است که کی چه کاری انجام می دهد . معمولاً بیشتر به خاطر این است که افراد پس از انجام کار تقدیر نمی شوند. معمولاً خانم ها عقیده دارند که خیلی بیشتر از مردها سعی و تلاش می کنند و مسئولیت بیشتری بر گردن آنهاست و مردها هم تصور می کنند خیلی بیش از آنچه زن ها به آنها واگذار می کنند، زحمت می کشند. برای تسهیل این تفاوت ها، برای کارهایی که همسرتان انجام می دهد، از او قدردانی کنید.
تصمیم های مهم را به تنهایی اتخاذ نکنید. وقتی زن ها و مردها سهمی یکسان در گرفتن تصمیم های زندگی مثل محل زندگی، طریقه ی تربیت فرزندان، مقدار خرج کردن پول و... داشته باشند، ازدواج ها شادتر و سعادتمندانه تر خواهند بود. هیچگاه این تصمیم ها مهم را به تنهایی، بدون مشورت کردن با همسرتان، نگیرید.
مسئولیت مراقبت و تربیت فرزندان را تقسیم کنید. بچه زمانی بیشتر موفق می شوند که هم پدر و هم مادر در طریقه ی تربیت آنها سهم داشته باشد. تحقیقات نشان می دهد که مادرها و پدرها هرکدام تاثیری مجزا بر کودکان دارند. پس اگر فقط یکی از ولدین در تربیت کودک سهم داشته باشد، کودک چیزی کم خواهد داشت. برای مثال، مادرها بیش از پدرها تمال دارند تا به عنوان مربی اجتماعی فرزندانشان عمل کنند، و به آنها یاد بدهند که چطور فرق کار درست و نادرست را از هم تشخیص دهند. پدرها بیش از مادرها دوست دارند در بی نظم و ترنیبی فرزندان شریک شوند. اما به یاد داشته باشید که بچه ها به هر دوی والدینشان نیاز دارند�به آنها اجازه دهید که وجود هر دوی شما را حس کنند .

 

 

نوشته شده در تاريخ شنبه پانزدهم دی 1386 توسط  |

چطور
گوش زنگ مي‌ز‌ند؟ 
 


 

آمبولانس از زير پنجره اتاقتان مي گذرد و شما كه تحمل شنيدن صدا را نداريد فورا پنجره را مي بنديد.
اينكه شما مي توانيد از هر صدايي كه برايتان خوشايند نيست به راحتي دوري كنيد نعمت بزرگي است چون بعضي ها متاسفانه نمي توانند از صداهايي كه در گوششان وجود دارد دوري كنند چون صداها از داخل مغزشان است.گرفتن گوشها كمكي به آنها نمي كند و اعصابشان همواره خرد مي شود.
اين صداها كه از داخل مغز به گوش مي رسند مي توانند به اشكال مختلفي ظاهر شوند و توصيف آنها تنها براي افردي كه آن را تجربه كرده امكان پذير است.
اين بيماري را به اسم "tinnitus" يا وز وز كردن و يا زنگ زدن گوش مي شناسيم و محققان سالهاست به دنبال آن هستند تا بفهمند به چه دليل صداهاي كوچكي در دنياي اطراف ما وجود دارد از لايه هاي ظريف گوش ما گذشته و ما آنها را مي شنويم.
آنچه كه تحقيقات نشان مي دهد حاكي از آن است كه هزاران سلول موي انسان در گوشش گاهي اوقات صداهاي خفيفي كه در محيط اطراف وجود دارند را دريافت كرده و به مغز انتقال مي دهند و آنگاه است كه شما آنها را مي شنويد. گاهي اوقات اين سلولها چنان آسيب ديده اند كه شنيدن اين صداها به تمام وقت و يا بيشتر اوقات گسترش پيدا مي كند و آن گاه است كه مي تواند موجبات ناراحتي شديد شما را پديد آورد.
ادامه اين اتفاق از سوي سلول هاي مو در سر باعث مي شود تا مغز انسان اين صداها هميشگي فرض كرده و آن گاه است كه صداها هميشه در گوش شما وجود دارند.
در كنار اين موضوع كه مي تواند سبب شنيدن صداها در گوش شما شود عوامل ديگري همچون حساسيت به صداهاي بلند، بالا يا پايين بودن فشار خون، تومور، ديابت،مشكلات غده تيروئيد، و يا حتي جراحات سر و گردن هستند كه در اين اتفاق موثرند.
وزوز كزدن گوش همانطور كه اكثر ما مي دانيم خطر جدي را براي سلامتي ما به وجود نمي آورد اما ميليونها نفر در سراسر دنيا به اين مشكل دچارند و بعضي ها تحمل خود را در مقابل اين صداها از دست مي دهند.
براي قابل تحمل كردن اين موضوع چند راه به شما پيشنهاد مي كنيم كه مي تواند موثر باشد:

- از صداها دوري كنيد:
افراد عادي براي شركت در يك مسابقه پر صدا و يا حتي كنسرت موسيقي مشكلي ندارند اما براي شما كه از وز وز كزدن گوشتان در عذابيد از اين كار دوري كنيد. گوش دادن هر نوع صدايي از طريق واكمن ها، هدفونها و يا هر وسيله اي كه مستقيما وارد گوشتان شود برايتان مضر است . اين كار حتي براي آنان كه از اين مشكل رنج نمي برند نيز ممكن است سبب شود تا در آينده به مشكلات سنگين شدن گوش و يا حتي وز وز كردن آن دچار شوند.
اكثر افرادي كه در كارخانه هايي كه صداهاي بلند در اطرافشان است و كارگران در خطر مشكلاتي كه در آينده به خاطر صداي بلند در اطرافشان وجود داشته قرار دارند و ممكن است سلولها و بافتهاي موي سر و يا گوش آنان نيز آسيب هاي جدي ببيند پس تا آنجا كه مي توانيد از صداهاي بلند دوري كنيد.

- فشار خونتان را كنترل كنيد:
گاهي اوقات صداي وز وز گوش ممكن است به خاطر بالا بودن فشار خون باشد. پس در اين حالت اين صداها را به عنوان زنگ خطري براي بالا رفتن فشار خونتان بدانيد و فورا به پزشك مراجعه كنيد.

- نمك نخوريد:
اگر از فشار خون بالا رنج مي بريد و يا گوشهايتان زنگ مي زند، خوردن نمك برايتان بسيار مضر است. هر چه مي توانيد كمتر سديم بخوريد و در رژيمتان از غذاهايي كه نمك زيادي دارند مثل غذاهاي حاضري جدا دوري كنيد.

- آسپرين نخوريد:
گاهي اوقات آسپرين باعث مي شود روز بعد از خوردن آن گوشتان وز وز كند و يا زنگ بزند. اگر به صورت مداوم آسپرين مي خوريد ممكن است در خطر ابتلا به اين مشكل قرار بگيريد.خوردن آسپرين بچه براي آنان كه براي مشكلات قلبي از آن مصرف مي كنند خطر كمتري دارد. براي جايگزيني آسپرين با داروي ديگر با دكترتان مشورت كنيد.

- ورزش كنيد:
راه رفتن روزانه پس از مشورت با پزشكتان ممكن است برايتان مفيد باشد.

- استراحت كنيد:
خستگي بيش از حد، سرماخوردگي هاو آنفولانزا ها مي توانند برايتان مشكل ساز شوند. خوب استراحت كنيد و خسته نمانيد كه وز وز گوشتان ممكن است بيشتر شود.

- آرام باشيد:
استرس به خاطر صداهايي كه در گوش مي شنويد برايتان مضر است . پس آرام باشيد كه اين بيماري خطرناك نيست.

- صداهاي جانبي را در كنار خود داشته باشيد:
هميشه راديو و يا ضبط خود را با صداي كم روشن بگذاريد اين صداها حتما از آنچه در گوشتان ممكن است وجود داشته باشد قطعا بهترند.

نوشته شده در تاريخ شنبه پانزدهم دی 1386 توسط  |

تصاویر پیکسلی


پیکسل که مخفف Picture Element با جایگزینی لفظ pix برای تصویر محسوب می شود، یک نقطه واحد در هر تصویر گرافیکی است. چنین واحد اطلاعات گرافیکی به خودی خود یک نقطه، دایره یا مربع نیست بلکه نمونه ای تجسمی و انتزاعی است. با کمی اغماض نیز می توان ادعا کرد که پیکسل ها در تصاویر گرافیکی می توانند بدون نشان دادن نقطه ها یا مربع های قابل مشاهده بازتولید شوند. هرچند زمانی که کیفیت تصویر چندان بالا نیست، در بسیاری از تصاویر نیز می توان آنها را به صورت مجموعه یی از نقطه ها و مربع ها دید. شدت و فزونی رنگ هر پیکسل در شرایط مختلف، متفاوت است. در سیستم های شناسایی رنگ، هر پیکسل به طور متوسط سه یا چهار وجه تغییرپذیری رنگی دارد مانند ترکیبات �قرمز، سبز و آبی� یا �آبی کبود، قرمز، زرد و سیاه�.
تصور غالب بر این است که هر پیکسل کوچک ترین واحد هر تصویر است. در حالی که ارائه تعریف برای پیکسل بسیار حساس و وابسته به مورد کاربرد آن است. مثلاً ما می توانیم در مورد پیکسل های پرینت شده روی یک صفحه صحبت کنیم یا پیکسل هایی که توسط سیگنال های الکترونیکی انتقال داده می شوند و همین طور توسط مقادیر دیجیتال و عددی تعریف می شوند. همین طور پیکسل های نمایشگر یک دستگاه خاص یا پیکسل های یک دوربین دیجیتال.
البته این فهرست، جامع نیست و بسته به نوع محتوا، تعریف های مختلفی می توان یافت که در هر سیستم ویژه صدق می کند. برای مثال بایت، بیت، نقطه و spot. همین طور می توان در مورد پیکسل ها به صورت انتزاعی نظر داد یا آنها را واحد اندازه گیری محسوب کرد، به ویژه زمانی که از پیکسل به عنوان واحد اندازه گیری وضوح تصویر استفاده می کنیم. با توجه به اینکه هر اینچ معادل ۵/۲ سانتی متر است، واحدهای نقطه در اینچ (DPI) و پیکسل در اینچ (PPI) معمولاً به صورت تبادل پذیر استفاده می شوند، اما تعریف های مختلفی به ویژه در بحث چاپ و نشر دارند، به طوری که مثلاً dpi یک واحد سنجش وضوح نقطه ای چاپگرهاست مثل چاپگرهای جوهرافشان قطره ای.از سوی دیگر، از پیکسل ها برای تشکیل و نمایش یک تصویر استفاده می شود و هرچه وضوح و کیفیت پیکسلی بالاتر باشد، تشابه با اصل تصویر نیز بالاتر می رود. تعداد پیکسل های به کار رفته در یک تصویر گاهی اوقات به عنوان Resolution خوانده می شود. در واقع می توان گفت رزولوشن یک تعریف دقیق تر دارد.
تعداد پیکسل ها می تواند به عنوان یک عدد واحد معرفی شود. مثلاً یک دوربین ۳ مگاپیکسلی دیجیتال، تقریباً سه میلیون رنگ را نمایش می دهد یا برخی نمایشگرهای VGA که رزولوشن در آنها به صورت یک زوج اعداد معرفی می شود (و غالباً �۶۴۰+۴۸۰� پیکسل نیز هست) ۶۴۰ پیکسل از سمت راست به چپ نمایشگر را شامل می شود و دارای ۴۸۰ پیکسل از بالا تا پایین صفحه است، یعنی به طور کلی مقدار حاصل ضرب این اعداد برابر با ۳۰۷ هزار و ۲۰۰ پیکسل را نمایش می دهد. پیکسل ها یا واحدهای رنگ که تصاویر رقمی شده (دیجیتال مانند) فایل های تصویری با فرمت JPEG (که در طراحی وب سایت ها نیز استفاده می شود) را تشکیل می دهند، می توانند دارا یا فاقد تناظر و تناسب یک به یک با پیکسل های صفحه باشند که به نوع نمایش تصاویر در یک رایانه بستگی دارد.
در کار با کامپیوتر، تصویری که از پیکسل ها ساخته شده باشد، به عنوان تصویر Bitmap شده شناخته می شود و به آن Raster Image نیز می گویند. کلمه �رستر� به معنای محل تعبیه تصویر، از فناوری چاپ تصاویر به صورت نقطه یی گرفته شده و برای تعریف الگوی پویش تصاویر تلویزیونی استفاده می شود.

● پیکسل های محلی و منطقی
از مانیتورها و نمایشگرهای مدرن و جدید انتظار می رود محدوده یی از رزولوشن ها و کیفیت های خاص تصویر را نمایش دهند. البته این قاعده همواره صدق نمی کند. مثلاً در مورد مانیتورهای CRT یا دارای لامپ صفحه کاتدی. در این گونه صفحات که فقط قادر به نمایش فقط یک نوع کیفیت تصویر هستند، ابتدا باید سیگنال های محلی از سیگنال های غیرمحلی ساخته و تشکیل شوند. نمایشگرهای جدید LCD دارای کریستال مایع، طوری طراحی شده اند که بهترین تناسب را بین سه رنگ اصلی در پیکسل ها برقرار سازند. هرچند نمایشگرهای صفحه کاتدی نیز ترکیب های فسفری از قرمز، سبز و آبی را نمایش می دهند اما با پیکسل ها سازگار و هماهنگ نیستند، در نتیجه با پیکسل ها تعادل رنگی نیز برقرار نمی کنند. سیگنال های محلی، باکیفیت ترین و واضح ترین تصویر ممکن را برای هر پیکسل می سازند. در نتیجه چون کاربر می تواند رزولوشن و کیفیت صفحه نمایشگر را تغییر دهد، مانیتور نیز قادر خواهد بود سایر resolutionها را نمایش دهد.
اما سیگنال های غیرمحلی باید برای قابل نمایش شدن، توسط الگوریتم های واسطه و میانجی به صورت تقریبی همانند صفحات LCD شبیه سازی شوند. این مسأله باعث می شود در این گونه نمایشگرها و در بسیاری از موارد، تصویر به صورت محو و ناهموار دیده شود و این افت کیفیت صفحه در زمانی که تغییر رزولوشن برابر با مضربی زوج از رزولوشن اصلی پیکسلی باشد، مضاعف خواهد بود. مثلاً تصویری که رزولوشن اصلی آن ۱۰۲۴+۱۲۸۰ است در همین حالت بهترین نمایش را خواهد داشت، در حالت ۸۰۰+۶۰۰ با استفاده از کشیدگی بیشتر پیکسل های سه رنگی به صورت فیزیکی، کیفیت نسبی خود را حفظ خواهد کرد اما در حالت ۱۶۰۰+۱۲۰۰ به دلیل فقدان کشیدگی فیزیکی پیکسل های سه رنگی (قرمز، سبز و آبی) کیفیت خود را کلاً از دست می دهند. پیکسل ها همچنین می توانند به شکل مربع یا مستطیل باشند. یک عدد خاص که نسبت نمایش (aspect ratio) نامیده می شود، میزان مربع بودن یک پیکسل را تفسیر می کند. برای مثال عدد نسبت نمایش ۱؛ ۲۵/۱ به آن معناست که عرض هر پیکسل ۲۵/۱ برابر بزرگ تر از طول آن است.
معمولاً پیکسل های نمایشگرهای کامپیوتری، مربعی هستند اما پیکسل های استفاده شده در فناوری های ویدئویی دیجیتال، aspect ratioهای غیرمربعی دارند، مثل اعدادی که برای نمایش مختصات صفحات فیلم PAL و NTSC استفاده می شوند. هر پیکسل در یک تصویر ساخته شده از تک رنگ دانه های کروماتیک، مقدار خاص خود را دارد و با میزان شفافیت و روشنایی شهودی تصویر یا شدت فیزیکی تابش نور آن متناسب است. مثلاً یک نمایش عددی صفر در دستگاه کروماتیک، معمولاً رنگ سیاه را در یک پیکسل نمایش می دهد و بیشترین مقدار ممکن به ایجاد رنگ سفید می انجامد. یک مگاپیکسل، یک میلیون پیکسل است. این مقدار نه فقط برای بیان تعداد پیکسل های به کار رفته در یک تصویر استفاده می شود بلکه تعداد عناصر گیرنده و سنسورهای یک دوربین دیجیتال را نیز مشخص می کند. برای مثال یک دوربین با دارا بودن ارائه ۲۰۴۸+۱۵۳۶ عنصر گیرنده حسی، عموماً دوربینی ۱/۳ مگاپیکسلی خوانده می شود.

نوشته شده در تاريخ شنبه پانزدهم دی 1386 توسط  |

Mobin_s2004@yahoo.com

Mobin_s2004@yahoo.com

 

15 دي / 5 ژانويه

Mobin_s2004@yahoo.com
15 دي ماه هجري خورشيدي
Mobin_s2004@yahoo.com
اتوبوسهاي بنز آلماني و مسئله اتوبوسراني شهري تهران

از چنين روزي در سال 1332 (15 ديماه) خطوط اتوبوسراني تهران تغيير قيافه دادند و داراي بليت ژتوني (پولك فلزي) ، باجه بليت فروشي و اتوبوس مرسدس بنز شدند كه دولت وقت از آلمان وارد كرده بود. به علاوه، خطوط اتوبوسراني تغيير شماره داده و بر حسب شمالي ـ جنوبي و شرقي ـ غربي بودن مسير، رديف بندي شده بودند. قبلا هر اتوبوس و يا هر چند اتوبوس متعلق به يك فرد حقيقي بود و نظم و ترتيب وجود نداشت و طرز كار، دلبخواهي بود. از مسافران پول نقد(يك قران) دريافت مي شد كه خرد كردن پول، وقت گير بود. رانندگان بر سر مسافر و پر كردن اتوبوس با هم مسابقه سرعت مي گذاشتند كه گاهي منجر به مرافعه و كتك كاري و يا تصادف مي شد. اتوبوسها غالبا قراضه بودند و ضمن راه از كار مي افتادند و مردم سرگردان مي شدند و ....
    در زمان حكومت دكتر مصدق براي حل اين مسئله ديرپاي تهران، طرحي به مجلس داده شد كه بر پايه آن در تهران يك شركت واحد اتوبوسراني تشكيل شود كه 51 در صد سهامش متعلق به شهرداري باشد و 49 درصد ديگر، از آن مالكان اتوبوسهاي موجود؛ كه صاحبان اتوبوسها به حالت اعتراض دست به اعتصاب زدند و در بهارستان جمع شدند و مجلسيان را مجبور به تعليق اجراي طرح كردند كه دولت زاهدي با اين كه برخي از اتوبوسرانان شهري با هدف سوء استفاده هاي بعدي، در براندازي 28 مرداد برضد مصدق شركت كرده بودند طرح را با زور به اجرا درآورد و خريد اتوبوسهاي بنز معروف به �بنز با دماغ� از آلمان و كاغذي كردن بليتها به همين منظور بود.
    شرکتهاي متعدد صاحب خطوط بعدا در پرداخت اقساط اتوبوس هاي بنز به دولت،تعلل کردند و اين، فرصت مناسبي به دست دولت داد که از نوروز سال 1336 به بهانه عدم پرداخت اقساط بهاي بنزها از سوي خطوط، اتوبوسراني تهران را به طور كامل در دست بگيرد (دولتي کند) و همانند ساير كشورها به مالكيت شهرداري درآورد و براي اين كه اعتراضي صورت نگيرد، رئيس شهرباني (پليس) را با حفظ سمت، موقتا مدير عامل آن قرار دهد و براي اتوبوسها ايستگاه تابلو دار به وجود آورد و ساعت حركت و توقف در ايستگاه نهايي (آخر خط) معين کند و ... كه تا به امروز به همين صورت باقي مانده است.
     در چند سال اول، براي تشويق مردم به استفاده از اتوبوس و نيز حل مسئله ترافيك تهران، از انگلستان اتوبوس دو طبقه وارد و بهاي بليت دانشجويان و كارمندان دولت را � نصفه قيمت� كردند و چون شهرداري از زيان دادن به فرياد درآمد، اتوبوسراني را عملا به صورت بنگاهي غير انتفاعي درآوردند و قرار شد با تثبيت بهاي بليت، دولت زيان آن را از بودجه خود بپردازد و ....

 

وقايع ابتدای انقلاب و دفاع مقدس در چنين روزي

15/10/59
عمليات نصر در منطقه عمومي سوسنگرد هويزه : مانور و اهداف عمليات ، ابلاغيه رئيس جمهور حاوي تأكيد بر سرعت كار و شرح عمليات شامل پيشرويها و پيروزيهاي ناقص روز اول .

سقوط يك فروند هواپيماي خودي و يك فروند هليكوپتر دشمن در جبهه عمومي اهواز .

پيام رئيس جمهور ( بني صدر ) به امام خميني دربارة عمليات پيروز جاري و پاسخ امام .

سخنان امام خميني در مورد اهميت و رسالت مطبوعات در شرايط حساس كنوني و سرزنش تضعيف كنندگان نظام و انقلاب و كوشش براي حل يا تخفيف بحران سياسي داخلي .

تفسير راديو اسرائيل درباره انزواي ايران : ايران در درگيري با ابرقدرتها ، بخصوص با آمريكا ، به دو بلوك اسلامي عربي و جهان سوم پشت گرمي داشت .

با حمله عراق به ايران ، هر دو پشتيبان را يك جا از دست داده است ، به جز ليبي و سوريه كه خود دچار مشكل بوده و يا منزوي هستند .

راديو صوت الجماهير : شهردارالخليل بر ايستادگي ملت عرب فلسطين در كنار عراق عليه فارسهاي مهاجم تاكيد دارد .

15/10/66
گاري سيك مشاور امنيتي كاخ سفيد در دوران كارتر: اعمال تحريم، ايران را به پشت ميز مذاكره نخواهد كشاند و اين كشور را به زانو در نخواهد آورد.

جيمزبيل رئيس مطالعات بين‌المللي دانشكده ويليام اندماري آمريكا: هرچقدر ايران بيشتر تحت فشار قرار گيرد در ادامه جنگ مصمم‌تر مي‌شود.
 

Mobin_s2004@yahoo.com
5 ژانويه ميلادي
Mobin_s2004@yahoo.com
انگليسي ها شهري را كه خود در آمريكا ساخته بودند به آتش كشيدند

پنجم ژانويه سال 1781 در جريان انقلاب استقلال آمريكا، نيروهاي انگلستان شهر ريچموند را در ويرجينيا كه به انقلاب پيوسته بود به آتش كشيدند. اين شهر قبلا به دست مهاجران انگليسي ساخته شده و انگليسي هاي حاكم بر مهاجر نشين ها آن را از افتخارات خود مي دانستند. انگليسي ها قبلا بندر نورفوك (نورفولك) را هم كه دو قرن پيش از آن به دست خودشان ساخته شده بود به همان سبب به توپ بسته و آتش زده بودند. نورفوك از ريچموند 115 كيلومتر فاصله دارد و امروزه بزرگترين پايگاه دريايي ايالات متحده در آن قرار دارد. شهر ريچموند نيز اينك پايتخت ايالت مشترك المنافع ويرجينيا است.

 

شعارهاي حزب نازي در زمان تاسيس

حزب ناسيونال سوسياليست كارگران آلمان (نازي) در اين روز در سال 1919 به رهبري آنتوان داكسلر در شهر مونيخ تاسيس شد كه بعدا هيتلر جاي او را گرفت. شعارهاي اين حزب عبارت بود: تحكيم وطندوستي، تحكيم حاكميت ملي، حمايت از همه ژرمن هاي جهان (آرين ها)، تامين عدالت اقتصادي ــ اجنماعي و كسب سربلندي براي وطن و هموطنان (از طريق پيشرفتهاي علمي، هنري، ادبي، سياسي و اقتصادي).

برخي ديگر از رويدادهاي 5 ژانويه

1809:   پيمان داردانل به امضا رسيد كه به موجب آن عثماني متعهد شد كه تنگه ها ( بسفور و داردانل ) را به روي كشتي هاي جنگي خارجي ببندد . هدف انگلستان كه اين پيمان را به عثماني تحميل كرد جلوگيري از ورود كشتي هاي جنگي روسيه به مديترانه بود. قراردادها ي � سور � و � لوزان � بعدا به آن پيمان پايان دادند.

1822:   كشور هاي آمريكاي مركزي به مكزيك ملحق شدند و امپراتوري لاتين ( آمريكاي مركزي اسپانيايي زبان و كاتوليك مذهب ) را به وجود آوردند.

1915:   در جريان جنگ جهاني اول در يك نبرد يكروزه در � ساري كاميس � كه ميان نيروهاي روسيه و عثماني روي داد به فاصله چند ساعت 77 هزار سرباز عثماني كشته شدند.

1930:   مائوتسه تونگ رهبر كمونيستهاي چين اين جمله معروف خود را نوشت : فراموش نكنيد كه يك جرقه صحرايي را آتش مي زند و بوته هاي خشك آن را مي سوزاند.

1951:   در پي تصرف مجدد سئول به دست نيروهاي كمونيست ، ترومن در آمريكا حالت فوق العاده اعلام داشت و از همه آمريكاييان خواست كه برضد امپرياليسم كمونيسم بپاخيزند.

نوشته شده در تاريخ شنبه پانزدهم دی 1386 توسط  |

Womens Health Today Fall 2007
 

جديدترين شماره از مجله
Women�s Health Today Fall 2007
 

تاریخ انتشار: دسامبر 2007
تعداد صفحات مجله: 28
حجم فایل: 2 مگابايت
رمز فايل: www.mobin-group. com

برای دانلود مستقيم مجله، اینجا را کلیک کنید


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه سیزدهم دی 1386 توسط  |

حکایت اتابک تکله

در اخبار شاهان پیشینه هست

 

که چون تکله بر تخت شاهی شست

به دورانش از کس نیازرد کس

 

سبق برد اگر خود همین بود و بس

چنین گفت یک ره به صاحبدلی

 

که عمرم بسر رفت بی حاصلی

بخواهم به کنج عبادت نشست

 

که دریابم این پنج روزی که هست

چو می‌بگذرد ملک و جاه و سریر

 

نبرد از جهان دولت الا فقیر

چو بشنید دانای روشن نفس

 

بتندی برآشفت کای تکله بس!

طریقت بجز خدمت خلق نیست

 

به تسبیح و سجاده و دلق نیست

تو بر تخت سلطانی خویش باش

 

به اخلاق پاکیزه درویش باش

بصدق و ارادت میان بسته‌دار

 

ز طامات و دعوی زبان بسته‌دار

قدم باید اندر طریقت نه دم

 

که اصلی ندارد دم بی‌قدم

بزرگان که نقد صفا داشتند

 

چنین خرقه زیر قبا داشتند

 
 
بوستان سعدی
نوشته شده در تاريخ سه شنبه یازدهم دی 1386 توسط  |

Mobin_s2004@yahoo.com

Mobin_s2004@yahoo.com

 

10 دي / 31 دسامبر

Mobin_s2004@yahoo.com
10 دي ماه هجري خورشيدي
Mobin_s2004@yahoo.com
بازداشت خسروپرويز و آغاز پايان امپراتوري توانمند ايرانيان

تصوير سنگي خسرو پرويز در طاق بستان

31 دسامبر سال 628 ميلادي خسرو پرويز ( خسرو دوم ) شاه وقت ايرانيان از دودمان ساساني كه به خاطر اطفاء حس جاه طلبي خود و رسانيدن مرزهاي ايران به روزگار داريوش بزرگ دست به جنگهاي غير ضروري ازجمله تصرف مصر و محاصره قسطنطنيه و تصرف همه آسياي غربي زده بود و صليبي را كه مسيح به آن مصلوب شده بود به تيسفون آورده بود و ارتش را فرسوده و مردم را زير بار مالياتهاي سنگين قرار داده بود در كاخ تيسفون بازداشت شد و اين اقدام كه به خواست ژنرالهاي ايران و تصويب شيرويه پسر او صورت گرفت آغاز پايان امپراتوري توانمند ايرانيان بشمار مي رود.
    خسرو پرويز پس از شكست نظامي 9 دسامبر سال 627 از هراكليوس امپراتور روم شرقي در جنگ نينوا و عقب نشيني به تيسفون براي فراموش كردن غم شكست به شراب و باده گساري پناه برده بود و در اين كار دست به افراط زده بود و عمل او ژنرالهاي ايران را در برابر دشمن بلاتكليف گذارده بود به گونه اي كه تصميم به بازداشت او و نصب پسرش به پادشاهي گرفتند . خسرو پرويز در حال مستي كامل در جلسات نظامي حضور مي يافت و اتخاد تصميم دشوار بود و نيروهاي هراكليوس به دروازه هاي تيسفون رسيده بودند.
    بازداشت خسرو پرويز ، زياد مسئله را حل نكرد زيرا مقامات سياسي و بزرگان كشور تا او زنده بود حاضر به پذيرش پسرش به عنوان شاه نبودند.
    پس از چند هفته سرگرداني و بحراني، ناگهان در تيسفون اعلام شد كه خسرو پرويز در بازداشتگاه كاخ در گذشته است كه بعدا معلوم شد به اشاره افسران گارد ، زندانبان او را كشته بود و قتل او در سال ششم هجرت صورت گرفت و 9 سال بعد در 637 ميلادي ، ارتش ايران درقادسبه شكست خورد.
    پس از قتل خسرو پرويز ، پسر او با هراكليوس آشتي كرد و ضمن قرارداد صلح مورخ سوم آوريل سال 628 ميلادي ، ايران از همه متصرفات خسرو پرويز از جمله مصر ، سوريه و فلسطين صرف نطر كرد و صليب را كه بهانه جنگ بود به روميان پس داد. ارتش روم نيزدر اين جنگها چنان تضعيف شده بود كه هراكليوس پس از بازگشت به قسطنطنيه پايتخت خود عنوان امپراتوري روم را به پادشاهي بيزانس (بيزانتين شامل يونان و قسمتي از آناتولي و سوريه ) تبديل كرد و در جنگ سال636 در يرموك ( شام ) از اعراب مسلمان شكست خورد و سوريه و بعدا فلسطين را از دست داد و به اين صورت سالهاي 736 و 737 را بايد افول هردو امپراتوري و برقراري وضعيت تازه اي در جهان بشمار آورد.
    حكومت خسرو پرويز از همان آغاز كار با نا آرامي همراه بود ؛ بر ضد پدرش كودتا كرده با كمك رومي ها بهرام چوبين بزرگترين و ماهرترين ژنرال ايران پس از « سورنا » را شكست داده و رنجانده بود و ....
    پس از قتل خسرو پرويز كه از رويدادهاي دگر گون كننده تاريخ جهان است در طول چهار سال و چند ماه ده نفر از اين قرار بر ايران حكومت كردند:
    شيرويه كه به قباد دوم تغيير نام داده بود، اردشير سوم ، خسرو سوم ، جوانشير ، پوراندخت ، گشتاسب ، آذرميدخت ، هرمز پنجم ، فيروز ، خسرو پنجم و آنگاه در سال 632 يزدگرد سوم به سلطنت رسيد كه آخرين شاه دودمان ساساني بود و پس از چند شكست از اعراب در سال 650 در مرو كشته شد.
    پوراندخت و آذرميدخت دختران خسرو پرويز بودند . پوراندخت 17 ماه سلطنت كرد ، ولي دوره سلطنت آذرميدخت بسيار كوتاه بود و هر دو نيز مانند بسياري از اين شاهان چند روزه در جريان مبارزه برسر قدرت و اختلافات خانوادگي ( داخل قصري ) كشته شدند.

 

تقسيمات كشوري ايران

31 دسامبر سال 1937( 10 دي ماه 1316 ) ايران داراي تقسيمات كشوري تازه شد و به ده استان ، 49 شهرستان و 290 بخش تقسيم گرديد. اين تقسيمات بر پايه عرف قديم بود. در دي ماه سال 1338( ژانويه 1960) اين تقسيمات تغيير كرد و استانهاي ده گانه 17 استان شدند . تعداد شهرها نيز به 145 شهر افزايش يافت . ايجاد استانهاي تازه از كوچك كردن استانهاي دهگانه صورت گرفت كه نارضايتي به بار آورد . براي مردم فارس و كرمان كوچك شدن اين دو استان پس از قرنها قابل قبول نبوده است و تقسيمات بعدي هم از همين دست بوده است.

 

قتل ناصرالدين شاه به دست ميرزا رضاي کرماني

دهم ديماه مصادف با سالروز قتل ناصرالدين شاه به دست ميرزا رضاي کرماني مي باشد.
122سال پيش، ميرزا رضا کرماني کمر به قتل ناصرالدين شاه بست و دو روز پيش از جشنهاي پنجاهمين سال سلطنت چهارمين پادشاه قاجار، گلوله‌اي بر قلب او نشاند.
ناصرالدين شاه در ماه صفر 1247 هجري متولد شد و در سن 17 سالگي، بعد از فوت پدرش محمد شاه، در شهر تبريز (که به عنوان وليعهد در آنجا فرمانرواي آذربايجان بود)، به سلطنت نشست. ناصرالدين شاه،‌ فرزند محمد شاه و چهارمين پادشاه سلسله قاجار است. او در سال 1264 ه.ق پس از مرگ پدر با كمك ميرزا تقي خان امير كبير در تهران تاجگذاري كرد و در تالار تخت مرمر جلوس رسمي کرد.
دوران حكومت او، دوران ورود مدرنيته به ايران است. او نخستين پادشاهي است كه به اروپا رفت و در دوران حكمراني او بود كه نخستين مظاهر نوگرايي، نظير مدرسه دارالفنون، ‌تلگراف و‌ عكاسي وارد ايران شد.
در زمان ناصرالدين شاه، امتيازات انحصاري مختلفي به انگليس واگذارشد، از جمله امتياز تأسيس بانک شاهنشاهي، واگذاري امتياز کشتي راني در رودخانه کارون به انگلستان که البته در اين ميان روسها نيز بي نصيب نماندند، امتياز شيلات درياي خزر به روس ها و غيره اعطاء گرديد که به شدت مايه خسارت شد و پي آمدهاي نامطلوبي را براي کشور به دنبال داشت.
ناصر الدين شاه از هر گونه انتقاد و اعتراضي که نسبت به اعمال خود او مي شد به شدت نفرت داشت. استبداد و تنفر وي از شنيدن اعتراضات و انتقادات، عامل عمده اي در الزام مخالفان در اقدام به قتلش شد.
ناصرالدين شاه در سن شصت و هفت سالگي در حالي که خود و دربارش را براي برگزاري جشن پنجاهمين سال سلطنت خود آماده مي کرد، به فتواي سيد جمال الدين اسد آبادي در حرم حضرت عبدالعظيم به ضرب طپانچه ميرزا رضاي کرماني به قتل رسيد و وي را در باغ جيران درکنار حرم حضرت عبدالعظيم به خاک سپردند.

1- منبع: روزگاران تاريخ ايران، دکتر عبدالحسين زرين کوب.

 

وقايع ابتدای انقلاب و دفاع مقدس در چنين روزي

10/10/59
حمله چريكي سپاه در محور آبادان و گلوله باران 20 نقطه شهر اهواز توسط دشمن و اعتراض نماينده اهواز به اوضاع جبهه اهواز در انتقاد تلويحي به فرمانده كل قوا ( بني صدر ) .

تقويت نيروهاي عراقي در مريوان و تشديد تحركات ضد انقلاب در غرب كشور ، با هماهنگي عراق ، در گزارش روزنامه انقلاب اسلامي .

پاسخ معاون وزارت دفاع ( دكتر مهران ) به سؤال نماينده تهران در مجلس شوراي اسلامي درباره چگونگي خريد ناوهاي جنگي لجستيكي و نيروبر از انگلستان و اشكالتراشي براي تحويل آن .

سعد قاسم حمودي وزير اطلاعات سابق عراق : جنگ ايران و عراق جنگ بين دو خط است : خط قوميت عربي كه عراق آن را دنبال ميكند و خط نژادپرستي مذهبي و عقب مانده كه ايران نماينده آن است .

تفسير راديو لندن از اشتباه محاسبه صدام در شروع جنگ با ايران و گمراه شدن احتمالي در مشورت با افرادي كه چون تيمسار اويسي و شاهپور بختيار و مقاومت ايرانيان درخرمشهر و آبادان و سرانجام ناكامي در رسيدن به اهواز و دزفول .

دو مقاله انتقادي درباره عراق : مجله الراي چاپ لبنان : اقدام عراق با استراتژي ملت عرب در بسيج براي آزادي فلسطين دشمني و مخالفت دارد . روزنامه گاردين چاپ انگليس : در زندانهاي عراق 50 هزار زنداني سياسي تحت شكنجه هاي غير انساني قرار دارند .

راديو كلن : اعلام ناكامي تلاشهاي اولاف پالمه در آزاد كردن كشتيهاي متوقف شده در اروندرود .

گزارش يونايتدپرس از ميزان كاهش توليد نفت جهان بر اثر جنگ ايران و عراق ، عليرغم افزايش توليد آمريكا و ديگر كشورهاي توليد كننده نفت .

اظهار نظر مقامات آمريكايي پيرامون مسئله گروگانها و انتقاد به برخورد تند ريگان با ايران به دليل تشديد مبارزه طلبي در نزد ايرانيان .

10/10/65
كمكهاي تسليحاتي جديد شوروي به عراق شامل موشكهاي زمين به زمين "اسكادبي" تانكهاي 7200 – ميگ23 و 25 – انواع موشكهاي ضدهوايي همراه با تكنسينهاي روسي و 72 توپولف سوخت رسان.

Mobin_s2004@yahoo.com
31 دسامبر ميلادي
Mobin_s2004@yahoo.com
امپراتور را كشتند و از سنا تقاضاي بخشودگي كردند

31 دسامبر سال 192 ميلادي رئيس گارد امپراتوري روم « كومودوس » امپراتور اين كشور كه سلطنت خود را از جانب يكي از خدايان رومي( هركولس ) مي دانست و معتقد بود كه همه اسيران جنگي بايد در بازي هاي گلادياتوري يكديگر را بكشند و مي گفت كه امپراتور بايد به جاي همسر « مترس » داشته باشد، چند ساعت پس از اين كه شهر رم را به نام خود « كوموديانا » تغيير نام داد به دست يك پهلوان كشتي در حمام به قتل رسانيد. در اين عمل « مارسيا » مترس امپراتور به فرمانده گارد كمك كرده بود . رئيس گارد سپس به سناي روم رفت و كار خود را عملي لازم براي حفظ امپراتوري و اختيارات سنا به عنوان انتخاب كننده امپراتور اعلام كرد و در خواست بخشدگي براي خود و همدستانش كرد. كومودوس (لوسيوس اورليوس كومودوس ) از سال 180 تا سال 192 بر روم رياست كرده بود.

 

آغاز استعمار انگلستان در آسيا

31 دسامبر سال 1600 ميلادي دولت انگلستان در راستاي سياست استعماري اش در اسيا ، فرمان ايجاد كمپاني هند شرقي را صادر كرد و همه بازرگانان و ماموران و دريانوردان انگليسي را كه در قاره آسيا و آبهاي آن فعاليت داشتند اجبارا عضو اين كمپاني كرد كه روزي سياه براي اين قاره ومردم آن بشمار مي رود.
     در آن زمان ، دو سال از ورود آنتوني و رابرت شرلي با 26 انگليسي ديگر به ايران مي گذشت كه موفق شده بودند خود را در دل شاه عباس كه هدفش احياي امپراتوري ايران با عقب راندن پرتغاليها از خليج فارس و تضعيف هرچه بيشتر عثماني بود جاي دهند.شاه عباس براي رسيدن به هدفهايش نياز به دوستي با اروپاييان داشت.
    277 سال پس از ايجاد كمپاني هند شرقي ، و تصرف تدريجي شبه قاره هند توسط انگليسي ها ، ملكه ويكتوريا ، اول ژانويه سال 1877 ميلادي خود را پادشاه انگلستان و امپراتور ( امپرس ) هند خواند . بسياري از مسائل جاري مشرق زمين ناشي از استعمار انگلستان بر هند است كه به خاطر حفظ هند از تعرض ساير قدرتهاي اروپايي ، از انجام هر توطئه اي در ايران ، افغانستان و همه خاورميانه ، آسياي ميانه و آسياي جنوبي خود داري نورزيد.

 

پارلماني كه همه اعضاي آن جز دو نفر به جرم خيانت به وطن به زندان محكوم شدند!

31 دسامبر سال 1907 ميلادي به دستور نيكلاي دوم تزار روسيه 167 تن از اعضاي 169 گانه دوماي روسيه به اتهام خيانت به كشور بازداشت و تحويل دادگاه شدند . بعدا دادگاه با رعايت تخفيف هر كدام را به سه ماه زندان محكوم كرد. اين تخفيف به اشاره انگشت تزار منظور شده بود. خيانت اين عده آن بود كه ضمن مذاكرات پارلمان گفته بودند كه اگر چنين نشود ممكن است مردم ماليات ندهند و اگر چنان شود احتمال دارد عده اي از خدمت سربازي شانه خالي كنند و....كه تزار همه اين حرفها را خيانت به كشور تلقي كرده بود و انان را جز دونفر كه اصلا حرف نزده بودند به دادگاه تحويل داد .
     با بازداشت و تحويل اعضاي دوما به دادگاه اين دوره مجلس منحل شد و تزار با اعضاي دوره ديگر دوما هم همين معامله را البته به طرزي ديگر انجام داد و پس از انحلال سه دوره پي در پي دوما از خير تشكيل آن براي مدتي صرف نظر کرد.

برخي ديگر از رويدادهاي 31 دسامبر

  • 1857:   ملكه ويكتوريا شهر اوتاوا را براي پايتختي مهاجرنشين انگليسي كانادا انتخاب كرد.

  • 1902:   دولت ونزوئلا راي دادگاه بين المللي لاهه را براي پرداخت غرامت به اتباع انگلستان و آلمان كه در جريان كودتاي سال 1899 آن كشور آسيب ديده و شركتهاي راه آهنشان ملي شده بود پذيرفت و ناوگان دو كشور سواحل ونزوئلا را ترك گفتند.

  • 1915:   نيروي دريايي آلمان كشتي مسافربر انگليسي « پرشيا » را غرق كرد كه 335 نفر كشته شدند . در آن زمان كه نيمي از ايران منطقه نفوذ انگلستان بود ، نامگذاري كشتي به نام پرشيا ( ايران ) آزاد بود ولي اينك رسانه هاي انگليسي خليج فارس را هم خليج و يا خليج عربي مي نويسند !!! .

  • 1930:   ركود اقتصادي ، شمار بيكاران ايالات متحده را به 4 ميليون و 800 هزار رسانيد.

  • 1971:   دولت عراق كه اختلافاتش بادولت وقت ايران گسترش يافته بود هزاران ايراني و ايراني زاده را از آن كشور بيرون راند.

  • 1973:   دولت وقت پرو شركتهاي امريكايي زغال سنگ را در آن كشور ملي كرد.

  • 1981:   در غنا يك افسر جزء كودتا كرد.
     

  • نوشته شده در تاريخ سه شنبه یازدهم دی 1386 توسط  |

    Business Week
    31 دسامبر
     

    جديدترين شماره از هفته نامه
    Business Week
     

    تاریخ انتشار: دسامبر 2007
    تعداد صفحات مجله: 82
    حجم فایل: 22 مگابايت
    رمز فايل: www.mobin-group.com

    برای دانلود مستقيم مجله، اینجا را کلیک کنید


    نوشته شده در تاريخ سه شنبه یازدهم دی 1386 توسط  |
    کیکهای کریسمس
    يار آمد
    نبرد شیر و تمساح و بوفالو
    پربیننده‌ترین ویدئوی یوتیوب در سال 2007، اگر توانستید حتما ببینید
    درختهای کریسمس عجیب
    گزارش تصویری "العربیه"
    از وضعیت پوشش ظاهری برخي زنان در ایران
    نوشته شده در تاريخ سه شنبه یازدهم دی 1386 توسط  |