ظاهرا اموري كه رنگ و بوى فرنگى داشته، نشان بر متمدن و به روز بودن و باكلاسى دانسته ايم و عدم پيروى از آن را نشان بر عقب ماندگى!
اما آيا نام جشن ملي اسفندگان (سپندارمذگان) روز گراميداشت عشق، زمين و زن به گوشتان خورده است؟
اجازه بدهید در ابتداي اين نوشتار بگويم که نه تنها به هیچ روی با ارزشهای فرهنگ غربی و ساير ملل مخالف نیستيم، برعکس بر این باورم که فرهنگ همه ی ملتها ارزش هایی دارد که شایسته ستایشاند و قطعا فرهنگ کشورهای غربی و حتی عربی هم از این گونه اند. اما این هرگز به این معنا نیست که ما به ارزشهای فرهنگی خودمان پشت پا بزنیم و نابخردانه شیفتهی فرهنگ دیگران شویم.
چند سالی است حوالی 25 بهمن ماه (14 فوریه) كه می شود هیاهو و هیجان را در خیابان ها و شهر می بینیم. مغازه های اجناس كادوئی لوكس و فانتزی غلغله می شود. همه جا اسم ولنتاين و كادوي روز عشق به گوش می خورد. ديگر از هر كسي كه در مورد ولنتاین سوال كنی می داند كه "در سده سوم میلادی که مطابق میشود با اوایل شاهنشاهی ساسانی در ایران، در روم باستان فرمانروایی بوده است بنام کلودیوس دوم. کلودیوس عقاید عجیبی داشته است از جمله اینکه سربازی خوب خواهد جنگید که مجرد باشد. از این رو ازدواج را برای سربازان امپراتوری روم قدغن میکند.
کلودیوس به قدری بیرحم وفرمانش به اندازهای قاطع بود که هیچ کس جرات کمک به ازدواج سربازان را نداشت. اما کشیشی به نام والنتیوس (والنتاین)، مخفیانه عقد سربازان رومی را با دختران محبوبشان جاری میکرد. کلودیوس دوم از این جریان خبردار میشود و دستور میدهد که والنتاین را به زندان بیندازند. والنتاین در زندان عاشق دختر زندانبان میشود. سرانجام کشیش به جرم جاری کردن عقد عشاق، با قلبی عاشق اعدام میشود. روزی كه قرار بود والنتاین كشته شود نامه ای برای تشكر از دختر زندانبان نوشت كه با جمله “Love from your valentine” خاتمه یافت.
در سال ۴۹۶ بعد از میلاد، پاپ جلاسیوس ۱۴ فوریه را به افتخار او روز ولنتاین نامید.
بنابراین او را به عنوان فدایی و شهید راه عشق میدانند و از آن زمان نهاد و نمادی میشود برای عشق!" (1)
ديگر كمتر كسى است كه اگر به دنبال بهانه اى براى ابراز عشق و علاقه به كسى مى گردد؛ در اين روز، با تهيه هدايا و كارت پستال هاى مخصوص اين روز كه كاملاً رنگ و بوى سرزمين و فرهنگ اصلى شان را دارند، خود را به قافله عاشقان روز ولنتاين، اين رسم آشناى بيگانه نرساند.
چند صباحى است كه در اين ديار با وجود داشتن روز عشق ايرانى با پشتوانه اى بسيار غنى تر و كهن تر از ولنتاين، براى ابراز عشق خود، رسمى از بيگانگان به عاريت گرفته شده است. گسترش مراسمى از اين قبيل كه چندان سنخيتى با فرهنگ جامعه ما ندارد و همچون ديگر رسم ها و مدهاى وارداتى، اغلب مردم (گاها حتي بدون اطلاع از ريشه و فلسفه آن،) تنها اجراكننده محض آن هستند، به عنوان يك مسأله اجتماعى - فرهنگى مطرح است. البته اين مسأله تنها خاص ولنتاين نيست و به قول معروف «تا بوده همين بوده!».
شايد ديگر "Thanks" را با لهجه غليظ آمريكايي و "Merci" را با لهجه غليظ فرانسوي بيشتر از سپاسگذاريم و "Hi" و "Hello" را بيشتر از درود و سلام و "Bye" و "Good Bye" را بيشتر از بدرود و خداحافظ و... به كار مي بريم و هميشه داشتن رنگ و بوى فرنگى امور مختلف زندگى مان را نشان بر متمدن و به روز بودن و باكلاسى دانسته ايم و عدم پيروى از آن را نشان بر عقب ماندگى! و آنقدر جذب آيين و رسوم و مناسبات زندگى غربيان شده ايم كه گاه در پى افراط در اين تقليد كوركورانه و ظاهرى، به نسخه اى به مراتب غربى تر از خود غربيان بدل شده ايم. در حالى كه نسبت به فراموشى آداب و رسوم و آيين هاى ملى و مذهبى خود هيچ واهمه اى نداريم.
شايد كمتر ايرانى از وجود روز عشق در ايران باستان و برگزارى جشنى براى بزرگداشت اين موهبت، آن هم نه با قدمت سه قرن پيش از ميلاد روميان، بلكه از بيست قرن پيش از ميلاد! اطلاع داشته باشد؛ شايد كمتر ايرانى بداند روز اسفند از ماه اسفند (پنجم اسفندماه) با نام «اسفندگان» يا «سپندارمذگان»، روز عشق ايرانيان است.(۲) يعنى چند روز بعد از روز ولنتاين و زمانى كه شهر پس از پشت سر گذاشتن چندين روز متفاوت، تقريباً به روال عادى برگشته است و مردم، بى خبر و بى تفاوت، فارغ از تب و تاب روز عشق فرنگى! آن را عادى تر از روزهاى ديگر سپرى مى كنند. نه ديگر از هداياى مخصوص ابراز عشق و محبت خبر است و نه تكاپوى مردم براى ابراز عشق مهرورزي و برگزاري جشن. غافل از اينكه اين روزها، همان روزى است كه احساس نياز به آن و جايش خالى اش، آنها را سخت مجذوب جشن ساير فرهنگ ها نموده است.
در ایران باستان علاوه بر اینكه ماه ها اسم داشتند، هریك از روزهای ماه نیز یك نام داشتند. بعنوان مثال روز اول "روز اهورا مزدا"، روز دوم، روز بهمن (سلامت، اندیشه) كه نخستین صفت خداوند است و ... و روز پنجم "سپندار مذ" بوده است.
واژه ی فارسی «اسفند» یا «سپندارمذ»، از واژه ی پهلوی «سپندارمد» و اوستایی «سپَ نتَ ه آرمَ ئیتی»، برگرفته شده است.
پنجمین روز اسفند (اسفند روز در ماه اسفند) در گاهشمار (تقويم) ايراني، "اسفندگان" (=اسپندار مذگان / اسفندارمذگان / اسفندارگان / سپندارگان / اسپندگان / اسفندگان) جشن زمین و گرامی داشت عشق است كه هر دو در كنار هم معنا پیدا می كردند. سپندار مذ لقب ملی زمین است. یعنی گستراننده، مقدس، فروتن. زمین نماد عشق است چون با فروتنی، تواضع و گذشت به همه عشق می ورزد. زشت و زیبا را به یك چشم می نگرد و همه را چون مادری در دامان پر مهر خود امان می دهد. به همین دلیل در فرهنگ باستان اسپندار مذگان را بعنوان نماد عشق می پنداشتند.
در هر ماه، یك بار، نام روز و ماه یكی می شده است كه در همان روز كه نامش با نام ماه مقارن می شد، جشنی ترتیب می دادند متناسب با نام آن روز و ماه. مثلا شانزدهمین روز هر ماه مهر نام داشت و كه در ماه مهر، "مهرگان" لقب می گرفت. همین طور روز پنجم هر ماه سپندار مذ یا اسفندار مذ نام داشت كه در ماه دوازدهم سال كه آن هم اسفندار مذ نام داشت، جشنی با همین عنوان می گرفتند. (3)
به علت اهمیت زمین و زن، روز پنجم هر ماه موسوم است به اسفندارمذ، آخرین ماه سال نیز به همین نام است که از ویژگی باروری و زایندگی زمین سرچشمه گرفته است. ایرانیان روز اسفندارمذ از ماه اسفند را جشنی به نام اسفندگان می گرفتند. یا به قولی جشن زن می گرفتند. و این است که ابوريحان بيروني در هزار سال پیش در اين باره مي گويد: «اسفندارمذ فرشته ی موکل بر زمین است و نیز بر زن های عفیف رستگار و شوهردوست و خیرخواه ... در زمان گذشته این ماه بویژه این روز عید زنان بوده است و در این عید مردان به زنان بخشش می نمودند و هنوز این رسم در اصفهان و دیگر شهرهای پهله (شهرهای ناحیه ی مرکز و غرب ایران) باقی مانده است.» (4)
در جای دیگر آورده است که در این روز زنان بر تخت پادشاهی می نشستند و فرمان می راندند، همه ی کارها نیز به دست مردان و پسران انجام می گرفت.
این جشن همراه با آداب رسوم و تشریفاتی ویژه برگزار می شد. نخستین جشنی که در این روز برگزار می شد جشن «مردگیران» یا «مژگیران» بوده است، به این معنا که زنان از مردان خود هدیه ای می گرفته اند. این جشن ویژه ی زنان و به مناسبت تجلیل و بزرگداشت از آنان برگزار می شود.
جشن اسفندگان، یادمانی بسیار کهن از اسطوره های زایش و باروری است. با توجه به منابع موجود دانسته می شود که اسفندگان در ایران باستان، نه روز زن به مفهوم مطلق و امروزی آن، بلکه روز گرامیداشت زمین بارور و همتای انسانی آن یعنی بانوان بوده است. به عبارت دیگر منظور از زن، همسر است و نه جنسیت آن.
ابوريحان بیرونی نیز در نقل آیین های جشن، از زن به عنوان همسر یاد می کند و جنسیت زن را در نظر ندارد. آیین هایی نیز که امروزه در بسیاری از نقاط دور و نزدیک میهن برگزار می شود، همگی در پیوند با روابط عاطفی و مهر آمیز همسران است و ارتباطی با جنسیت زنانه ندارد.
منابع موجود نشان می دهد که جشن اسفندگان، مانند بسیاری از دیگر جشن ها و آیین های ایرانی در انحصار هیچیک از اقوام یا ادیان ایرانی نیست و به تمامی از پدیده های طبیعت و روابط انسانی برگرفته شده و متعلق به همگی مردمان ایرانی با هر گرایش قومی یا دینی است.
این جشن هنوز هم با نام «اسفندی» در بسیاری از نواحی مرکزی ایران، همچون اقلید، کاشان و محلات برگزار می شود و زنان در این روز، برای خوشنودی ایزدبانوی پشتیبان باروری خود، آشی نیز می پزند که بنام همین جشن، «آش اسفندی» نامیده می شود. این آیین در روستاهای پیرامون کاشان، همچون «نَ شَ لج»، «اِستَ رک» و «نیاسر»، در نخستین روز اسفندماه برگزار می شود.
اطلاع داشتن از فرهنگ های سایر ملل بسيار عالي و والاست ولي نشناختن فرهنگ خود و مرعوب شدن در برابر فرهنگ هاي ديگر كاري ناپسند و نابجاست. در واقع ما نمي خواهيم همچون عربستان (ممنوعیت فروش گل رز در عربستان در آستانه روز ولنتاین عصر ايران / 24 بهمن 86) و يا كويت (مخالفت با برگزاری جشن های روز ولنتاین در كويت عصر ايران / 25 بهمن 86) به مقابله مستقيم برويم، بلكه از طريق آشنايي با فرهنگ ملي والاي خودمان و شناساندن و معرفي آن، جلوي هجمه نادرست فرهنگي را بگيريم.
بسيارى از صاحبنظران با قائل شدن كاركرد براى پديده هاى فرهنگى و اجتماعى مانند ولنتاين، بر اين باورند كه جشن ولنتاين پاسخى است به يك نياز: نياز به شادى و يكى از اصلى ترين دلايل رواج گسترده اين جشن را در جامعه محدود بودن روزها و مناسبت هاى شادى مى دانند. به عقيده داور شيخاوندى (جامعه شناس): «اگرچه اين رسم برگرفته از يك سنت اروپايى، آمريكايى است، اما در كشور ما به دليل اينكه روزهاى شاد بسيار كم است، جوانان روز ولنتاين را جشن مى گيرند» و به دنبال اين نياز، برگزارى ولنتاين و بزرگداشت مهر و محبت را ابتكار خود جوانان مى دانند.
در تأييد اين مسأله، دكتر سيدحسن حسينى، جامعه شناس و استاد دانشگاه نيز در مورد علت گرايش جوانان به چنين مراسمى، با اشاره به «قرار گرفتن در يك وضعيت جهانى» معتقد است: «اگر مراسم سرور محدود شود، نمى توان توقع داشت كه چنين جامعه اى به دنبال جشنها و اعياد ساير جوامع نرود». و اظهار مى دارد كه مطمئناً در آينده نزديك ، بسيارى از جشنهاى مسيحى (غربى) وارد جامعه ما مى شود.
به خاطر اينكه ما نه تنها چنين مراسمى را ايجاد نكرده ايم، بلكه مراسمى را كه براى ابراز شادمانى داشتيم، نيز ، محدود كرده ايم. اين موضوع نه تنها تبعات نامطلوب اجتماعى و افسردگى را به دنبال دارد، بلكه باعث مى شود عوامل سرورآور فرهنگهاى ديگر ، مثل مد و ... وارد جامعه شود.
محمدعلى الستى نيز مى گويد: «به دليل اينكه ما نتوانسته ايم عناصر فرهنگى خود را براى جوانان به روز و جذاب كنيم، جوانان به اين فرهنگها روى آورده اند.» وى تصريح مى كند: «ترويج الگوهاى بيگانه با ضرورتهاى كشور ما سازگار نيست ولى در صورتى كه فرهنگى جذابيت داشته و قابليت گسترش در كشورهاى ديگر را داشته باشد، رواج مى يابند؛ در غيراين صورت در كشور خود نيز به دست فراموشى سپرده مى شوند». اين جامعه شناس تأكيد مى كند:«اگر فرهنگى با روحيات نسل جوان سازگار باشد ، مورد اقبال قرار خواهد گرفت.
قدرخانى در مقاله اى دراين خصوص مى نويسد: «ايرانيان تنها مردمى هستند كه در تمام افسانه ها، اساطير و داستانهاى ملموس و غيرملموس دور يا نزديك، شادمان ترين مردم شناخته شده اند. ايرانيان قديم براى تولد هرماه و روز و هفته خود جشنى داشتند كه همه به يكديگر مهر مى ورزيدند. شايد به همين دليل ايران كشور آيين مهرورزى نام گرفته است». با اين همه مناسبت و بهانه براى شادبودن و مهرورزى، كه همگى نشان از فرهنگ، نحوه زندگى، خلق و خوى ، فلسفه حيات و كلاً جهان بينى ايرانيان باستان دارد، باز ، ولنتاين را براى شادبودن و عشق ورزى برمى گزينيم
اما در ایران، چرا ولنتاین این شانس را داشته است که طی چند سال گذشته خود را بر فرهنگ ما تحمیل کند؟ شاید نقش رسانه های گروهی داخلی و خارجی در این میان نادیده گرفته شود. اما حقیقت این است که اگر این رسانه ها به ویژه شبکه های ماهواره ای فارسی زبان خارج کشور و یا دوستان وبلاگ نویس، آن قدر که در مورد ولنتاین سخن می گویند و می نویسند، یک دهم آن هم در مورد مهرگان، تيرگان، اسفندگان و... سخن می گفتند امروز جوانان ایرانی که تشنه ی جشن و شادی هستند، این چنین به آیین های بیگانه دل نمی باختند.
در چنین شرایطی اگر مسئولان کشور صلاح می دیدند و اجازه می دادند تا جشن هاي باستاني و ملي ايران آزادانه در میان همه ی مردم کشور به ویژه جوانان فراگیر شود، ضمن این که یکی از سنت های زیبای ایرانی حفظ شده بود، زمینه برای نفوذ اندیشه ها و سنت های بیگانه به کشور فراهم نمی شد و ولنتاین به راحتی جای خالی جشن اسفندگان را در دل جوانان ما پر نمی کرد.
آرى، واقعيت فراموش شده هم همين است كه فرهنگ اصيل ايرانى فرهنگ شادزيستى، شادباشى، شادگويى و شادخورى است؛ و در يك كلام، فرهنگ جشن و شادمانى است. جشن هاى ۱۲گانه ، آيين هاى نوروزى، جشن سده، گاهنبارهاى، جشن تولد خورشيد (يلدا) و هزاران مراسم ديگر ، خود، مؤيد پيوند عميق و ديرينه فرهنگ اين مرز و بوم با جشن وشادى است. (5)
ملت ایران از جمله ملت هایی است كه زندگی اش با جشن و شادمانی پیوند فراوانی داشته است، به مناسبت های گوناگون جشن می گرفتند و با سرور و شادمانی روزگار می گذرانده اند. این جشن ها نشان دهنده فرهنگ، نحوه زندگی، خلق و خوی، فلسفه حیات و كلا جهان بینی ایرانیان باستان است. از آنجایی كه ما با فرهنگ باستانی خود ناآشناییم، شكوه و زیبایی این فرهنگ با ما بیگانه شده است. چه بهتر است خودمان و مسئولان با مطرح نمودن اين جشن ها و بيان فلسفه آنها، به گونه اي درست از فرهنگ مان حفاظت، و جلوي هجوم فرهنگي ساير فرهنگ هاي ناآشنا را بگيرند. در حالي كه ما خود فرهنگ قوي و پر باري داريم.
گردآورنده: عليرضا حسين نژاد
پي نوشت:
1) براي ولنتاين روايت ديگر نيز وجود دارد:
این روز از دوره امپراتوری یونانیان به شهرت رسید. در یونان باستان روز ۱۴ فوریه به روز جونز معروف بود. جونز پادشاه همه بت ها بود. او همچنین مشهور به خدای همه الهه ها و زنان و ازدواج معروف بود. در روز ۱۴ فوریه نیز جشن lupercalia برگزار می شد، در این روز دختران جوان نام خود را روی کاغذ نوشته در بطری هایی می گذاشتند و به آب می انداختند، در طرف دیگر رودخانه پسران جوان در انتظار می ایستادند و هر یک بطری را از آب می
2) نكته لازم به ذكر است كه اگر در اينترنت عبارت سپندارمذگان (اسفندگان) را جستجو كنيد، در جاهاي بسياري 29 بهمن روز سپندارمذگان مي دانند، آن هم بدليل رواج تقويمي به نام "سالنمای دینی زرتشتیان" كه تمامي ماه ها را 30 روزه فرض كرده و بعلاوه 5 روز كه در آخر سال قرار داده است، كه نتيجه آن شده كه جشن اسفندگان را 6 روز قبل تر (به علت محسوب نكردن ماه هاي 31 روزه) از 5 اسفند، و در 29 بهمن معرفي مي كنند. اما درباره ی اين پرسش كه روز اسفنگان 5 اسفند به تقويم امروزي است يا 29 بهمن، باید گفت که جشن ها و فاصله های میان آنها در متون کهن ایرانی دارای تعریف و اندازه های مشخصی است که به مانند دانه های یک زنجیر در پیوستگی کامل با یکدیگر هستند. تغییر جای یکی از آنها، موجب گسست کل این رشته خواهد شد.
چنانکه در منابع ایرانی آمده است، جشن سده پس از 40 روز از شب یلدا یا چله، و پس از 100 روز از اول آبان قرار دارد. همچنین جشن سده، پیش از 25 روز از جشن اسفندگان است.
این اندازه ها و فاصله های تعریف شده در متون و منابع کهن ایرانی، تنها با گاهشماری ایرانی با ماه های سی و یک روزه (هجری خورشیدی فعلی) که بزرگ ترین دستاورد دانش گاهشماری در جهان است، مطابق است؛ ولی با کتابچه ای نوساخته که در چند سال اخیر در ایران با نام "سالنمای دینی زرتشتیان چاپ می شود،" مطابقت پیدا نمی کند. چرا که در این کتابچه، فاصله ی 100 روزه از اول آبان تا جشن سده به 106 روز، فاصله ی 40 روزه ی شب یلدا تا جشن سده به 46 روز، و فاصله ی 25 روزه ی جشن سده تا اسفندگان به 19 روز رسیده است. این فاصله ها با هیچکدام از اسناد و منابع و تاریخ نامه های ایرانی هماهنگی ندارد. از این رو، زمان درست شب یلدا در شامگاه 30 آذر، جشن سده در 10 بهمن و جشن اسفندگان در 5 اسفند است، در همه ی گاهشماری های (تقويم) ایرانی. [به نقل از آقاي رضا مرادي غياث آبادي ، اختر باستان شناس در خبرگزاري ميراث فرهنگي]
3) وجود نام ۱۲ ماه سال در ميان اسامى روزهاى ماه مبناى جشن هاى دوازده گانه ايران باستان بود. بدين ترتيب كه يك روز همنام در هرماه وجود داشت و هرگاه آن روز فرا مى رسيد مردم جشن مى گرفتند. اين جشن ها عبارت بودند از : فروردينگان (۱۹ فروردين ماه)، ارديبهشتگان (۱۳ ارديبهشت ماه)، خوردادگان (۶ خردادماه) ،تيرگان (۱۳تيرماه )، امردادگان (۱۷ مردادماه)، شهريورگان (۳شهريورماه) ، مهرگان (۱۶مهرماه)، آبانگان (۱۰آبان ماه)، آذرگان (۹ آذر )، ديگانه (۸ ، ۱۵ و ۲۳ دى ماه) ، بهمنگان (۲ بهمن ماه) و سپندارمذگان (۵ اسفندماه) (ر.ك به آيين ها و جشن هاى كهن در ايران امروز ، تأليف دكتر روح الامينى )
4) ترجمه ی آثارالباقیه ابوریحان بیرونی - به قلم اکبر داناسرشت تهران 1352 رویه 302.
5) گاه انبارها هر يک به مدت پنج روز برگزار مي شدند و به ترتيب عبارت بودند از : 1- ميديوزرم، در نيمة بهار هنگام برداشت خرمن 2- ميديوشهم، در نيمة تابستان 3- پيتي شهم، در ماه شهريور 4- اياترم، در ماه مهر 5- ميديارم، در نيمة زمستان 6- همسپتمدم، در ماه اسفند 7- آخرين گاه انبار، روز آخر سال بود و به جشن نوروز متصل مي شد.
منابع:
1. سايت پژوهش هاي ايراني
2. پايگاه پژوهشی آريابوم
3. خبرگزاري ميراث فرهنگي
4. یتااهو، سایت اطلاع رسانی زرتشتیان
5. سايت سپندارمذگان
6. سايت آتشکده
7.روزنامه ايران، شماره 3393، 84/11/24
8. روزنامه اعتماد، شماره 1332، 85/11/26 و شماره 1346، 85/12/13
9. روزنامه اعتماد ملي، شماره 303، 85/11/28
10. روزنامه كارگزاران 30 بهمن 85
11. سايت تحليلي خبري عصر ايران
12. سايت آفتاب
13. سايت زنده رود / بخش فرهنگ و ادب
لامپ کممصرف خوب است یا بد؟

پژوهشگران انگلیسی میگویند نور لامپ کممصرف برای مطالعه مناسب نیست، اما مقامات دولتی این نتایج را رد میکنند.
دولت انگلستان، ادعای برخی محققین را درباره رنج بردن کمبیناها از نور ضعیف لامپهای کممصرف، رد کرد. پیش از این محققین انگلستان مدعی شده بودند که نور لامپهای کممصرف برای مطالعه مناسب نیست.
اما لرد هانت، وزیر توسعه پایدار و ابداعات انرژی انگلستان، گفته است که لامپهای جایگزینی همچون «لامپهای هالوژن مانند» موجود و قابل استفاده است. او همچنین ترس ناشی از تاثیر محیطی جیوه را در لامپهای کممصرف رد کرد. قانون جلوگیری از آلودگی محیطی به جیوه، امسال تحت قوانین اتحادیه اروپا لازمالاجرا شده است. لرد هانت از تصمیم کنارگذاری لامپهای تنگستنی معمولی نیز دفاع کرد و این تصمیم را به سبب مقابله با اثرات تغییر اقلیم، امری ضروری خواند.
تابش کمتر، زندگی بهتر یا بدتر؟
لرد هانت همچنین درباره لامپهای معمولی گفت: «لامپهای معمولی تنگستنی، نزدیک به 95 درصد انرژی را به گرما تبدیل میکنند و بنابراین، بخش عمده انرژی هدر میرود. جایگزین کردن آنها با لامپهای کممصرف، میتواند سبب کاهش اتلاف انرژی و در نتیجه کاهش هزینه مصرف انرژی شود. ما بسیار مفتخریم که فروشندگان انگلیسی به طور داوطلبانه این تغییر را پیش از وضع قوانین امسال اتحادیه اروپا پذیرفتند.»
اما، لرد هریسون، عضو مجلس اعیان انگلستان، صحبتهای لرد هانت را درباره کاهش روشنایی این لامپهای جدید که زندگی را برای افراد کمبینا سخت میکند، ناکافی دانست. او گفت که نگرانیهایی هم در مورد کیفیت پایین این لامپهای جدید و هم در مورد ایمنی آنها وجود دارد. هریسون در ادامه گفت: «این تصمیمات دقیقا کی و کجا گرفته شدهاند؟ چند سیاستمدار برای تغییر سیاست استفاده از لامپ به کمک آمدند؟»
جیوه علیه طبیعت
لرد هانت گفته بود که دولت با موسسه سلطنتی ملی نابینایان انگلستان درباره لامپهای جایگزین پرنورتری مثل «لامپهای هالوژن مانند» صحبت کرده و علاوه بر آن، در حال ارتقای کیفیت و فناوری لامپهای کم مصرف است.
لرد هانت همچنین ادعاهای اخیر لرد لاوسون، وزیر پیشین را درباره مسمومیت محیطی جیوه رد کرد. لرد لاوسون اخیر مدعی شده بود که استفاده از لامپهای کممصرف، خطر آلودگی به جیوه محیط را بالا میبرد. لرد هانت همچنین گفته است که مقدار جیوه درون لامپهای کممصرف کمتر از مقدار موجود در دماسنجهای جیوهای است که بنابه اعلام اتحادیه اروپا استفاده از آنها ممنوع شده است؛ اما دولت انگلستان همچنان به دنبال جایگزینهایی مانند لامپهای ل.ای.دی (LED) است که هم عاری از جیوه است و هم طول عمر بیشتری دارد. وی ابزار امیدواری کرد که مردم، این فناوریهای نوین را تا چندسال آینده در فروشگاهها ببینند.
لرد ریدزدیل، از اعضای مجلس اعیان که خود پشتیبان حرکت به سوی استفاده از لامپهای کمانرژی است، در این باره میگوید: «این یکی از حرکتهای بسیار مثبت اخیر دولت انگلستان بود». او همچنین مدعی شده که کاخ پارلمانی انگلستان با تغییر لامپهایش به لامپهای کممصرف، توانسته است 61درصد در مصرف انرژی صرفهجویی کند.
خرید انبوه لامپهای تنگستنی
اما لرد تیلور، وزیر در سایه محیطزیست، با نگاهی محافظهکارانه گفته است که مردم به سبب جایگزین کردن لامپهای کممصرف به جای لامپهای پرمصرف، باید هزینه بیشتری را برای تامین گرمای خانههایشان بپردازند و مدعی شده که برخی از همکارانش، انبوهی از لامپهای تنگستنی خریدهاند.
لرد هانت نیز گفت تعادلی که بین تاثیر تولید کارخانهای و مصرف خانگی وجود داشته بههم خورده است؛ اما به طور کلی شک ندارم که این، نه فقط سبب کاهش مصرف انرژی، که باعث کاهش هزینههای خانهداران نیز میشود.
انجمن سلطنتی ملی نابینایان انگلستان گفته است که در حرکت به سوی استفاده از لامپهای کممصرف، نگران این موضوع است که مردم از وجود لامپهای جایگزین برای افراد کمبینا ناآگاهند.
این انجمن در بیانه خود گفته است: « انجمن سلطنتی ملی نابینایان انگلستان، کمبینایان بسیاری را میشناسد که نگران تاثیر لامپهای کممصرف و بهینهشده اند؛ با این وجود، عمده مردم در بزرگراههایی که با لامپهای جدید نورپردازی شده، همان شرایط بینایی را تجربه میکنند. مهم این است که بدانیم میخواهیم چه بدست آوریم.»
انجمن سلطنتی ملی نابینایان انگلستان توصیه کرده است که نور راهروها و همچنین راهپلهها با لامپهای کممصرف جدید جایگزین نشوند، بلکه از لامپهای هالوژنی تنگستن به جای آن استفاده شود و لامپهای کممصرف در باقی نقاط خانه استفاده شوند.
بیبیسی، ژانویه 2009
ترجمه: محمدجواد ترابی
مورد عجیب بنجامین باتن
فرانک مجیدی: شاید یکی از بهانههایی که باعث میشود، فیلم تماشا کردن را دوست داشتهباشیم، فرار از روزمرگیهای زندگی باشد. پس چه باک اگر روایتی که به تماشایش مینشینیم، در عالم امکان و واقع نگنجد؟ هر چند ساختن افسانهوارهایی که به زمان و مکان نامعلومی در صدها سال پیش باز نمیگردد و در زمان معاصر جریان دارد، شجاعتی افزون میطلبد، ولی شاید یکی مثل “دیوید فینچر”، این دل را داشتهباشد که از ایدهی یک داستان کوتاه “اسکات فیتز جرالد” چنان خوشش آید که دست به ساخت “مورد عجیب بنجامین باتن” بزند.
پیرزنی در بیمارستانی در کارولینا در حال مرگ است و دخترش در لحظات آخر نزد اوست. طوفان کاترینا آغاز شده و اوضاع جوی نامساعد است. پیرزن میخواهد در لحظات آخر عمر رازی را برای دخترش بازگو کند. پس برای او داستان ساعتسازی را میگوید که نابینا بود و زندگی خانوادگی کوچکی با پسر و همسرش میگذراند؛ پسر به جنگ میرود و کشته میشود. در آن روزها شهرداری به او سفارش ساخت یک ساعت را دادهبود. او تمام وقتش را صرف ساخت آن ساعت میکند. در روز افتتاح تدی روزولت هم حضور داشت و همگان با تعجب می بینند که ساعت برعکس کار میکنند، ساعتساز میگوید خودش به عمد آن را اینطور ساخته،” شاید ساعت عقب برود، زمان به عقب برگردد، فرزندان ملت بازگردند و زندگی کنند، ازدواج کنند، بچهدار شوند و به مرگ طبیعی بمیرند، شاید پسر من هم برگردد!” پیرزن از دخترش میخواهد دفترچهای که در کیف دارد را برایش بخواند. در سال ۱۹۱۸، در میان شادی مردم از پیروزی جنگ جهانی اول در خانوادهی باتنها پسری به دنیا میآید که جادوی ساعت بر او اثر کرده، او نوزادی ۸۰ ساله است. مادر کودک میمیرد و توماس باتن( جیسون فلمینگ)، پدر کودک، او را زیر پلهی خانهای رها میکند که در آن زوج سیاهپوستی به افراد پیر جا میدهند. زن سیاهپوست که کویینی(تاراجی هنسون) نام دارد از شوهرش میخواهد که او را نگاه دارند و نامش را بنجامین میگذارد. بنجامین (برد پیت) کمکم بزرگ میشود ولی سنش به عقب باز میگردد، او آرزو دارد مثل تمام بچههای ۶،۷ ساله باشد ولی ظاهر او مانند پیرمردی ۷۵ ساله است. در همان روزها اتفاقی با پدرش که همواره دورادور به او سر میزد ملاقات میکند. او با دخترکی زیبا به نام دیزی آشنا میشود و با هم دوست میشوند. وقتی بنجامین ۱۷ ساله شد (با ظاهری۶۳ساله!) از خانه میرود و با کاپیتان مایک(جیرد هریس) به دریا میزند. آنها به روسیه میروند و او با زنی انگلیسی به نام الیزابت ابوت(تیلدا سوئینتون) آشنا میشود. همسر الیزابت جاسوس است. علیرغم شوهردار بودن البزابت، میان بنجامین و او رابطهای عاطفی شکل میگیرد. در یکی از روزها الیزابت او را بیخبر ترک میکند. دیزی(کیت بلانشت) در نیویورک بالرین میشود. او و بنجامین همیشه برای هم کارت پستال میفرستند. با پیام فرانک روزولت بنجامین و کاپیتان مایک هم وارد جنگ میشوند و با حملهی یک زیردریایی مایک کشته میشود. بنجامین به خانه بر میگردد و باز دیزی را ملاقات میکند و یاد روزهای خوش گذشته زنده میشود. اما حوادث دیگری هم میان دیزی و بنجامین رخ میدهد…

دیوید فینچر، خالق شاهکار “هفت” و فیلم خوب “باشگاه مشتزنی”، در سالهای اخیر به سراغ ساخت “زودیاک” رفت. فیلمی دربارهی یک داستان واقعی قاتلی زنجیرهای که هرگز به دام نیفتاد. این فیلم در قیاس با “هفت” بسیار ناامید کننده بود. پس از این افول بود که فینچر به امید بازگشت به روزهای اوجش با هنرپیشهی محبوبش، برد پیت، دست به خلق تصویری از ایدهی جسورانهی فیتز جرالد زد. فیلم راوی ایدهی عجیب زندگی وارونه میشود. چیزی که شاید به نظر اینقدر عجیب و احمقانه بیاید که خندهدار باشد، اما کنجکاوی دربارهی اینکه اگر چنین چیزی امکان داشت چطور میشد، بیننده را میخکوب میکند و با مسیر داستان پیش میبرد. داستانی که روایتگر بخشی از حوادث مهم تاریخی جهان است.

با این حال، این فیلم خالی از اشکال نیست. عشق میان الیزابت و بنجامین خیلی بیریشه و غیر ضروری تصویر شده. بنجامین که قرار بوده در جنگ شرکت کند، حتی برای حفظ ظاهر هم که شده، اسلحه به دست نمیگیرد. اصلاً انگار در سکانس جنگ شبانهی قایق و زیردریایی به زور در صحنه چپانده شده که فقط باشد! هر چند که این فیلم حاوی نکات تاریخی خوبی است، اما در مقام قیاس با فیلم “فارست گامپ” ( که بزودی پستی دربارهاش خواهم نوشت) از بسیاری از جریانات فکری و اجتماعی در آن سالها به سادگی عبور میکند و ناگفته رهایشان میکند. از اریک راث که سناریوی این فیلم و “فارست گامپ” را به رشتهی تحریر در آورده، انتظار بیشتری میرفت. اینکه بنجامین وقتی به دوران کودکی میرسد ناگهان دیزی را فراموش میکند و وقایع زندگیش را از یاد میبرد با چه منطقی رخ میدهد؟ به باور من، بر خلاف تصور خیلیها، حد و اندازهی بازی برد پیت اصلاً اسکاری نیست! صرف یک گریم سنگین نمیتواند باعث بهترین بازیگر مرد بودن، شود. بازی پیت خیلی خشک است، چه وقتی الیزابت را از دست میدهد، چه وقتی دیزی را دوباره میبیند وچه وقتی که میفهمد توماس باتن پدر اوست. هرچند صبوری برد پیت در تحمل آن گریم سنگین قابل تقدیر است ولی اگر میتوانست متناسب با آن گریم فوقالعاده بازی کند چقدر این فیلم بهتر میشد! از دید من، بازی کیت بلانشت بسیار چشمگیرتر از پیت از آب در آمده!
البته فیلم جاهای قشنگی دارد که امضای فینچر را میشود بر آنها دید. مثلاً جایی که بنجامین و پدرش به تماشای طلوع آفتاب بر دریا مینشینند یا جایی که روح کاپیتان مایک و بنجامین چون مرغی مگسخوار و زیبا تصویر میشود. گریمهای فیلم عالی است و صحنهآراییها با تناسب گذر سالها استادانه طراحی شدهاست. این تناسب و تغییر در موسیقی فیلم هم مشهود است. فیلم “مورد عجیب بنجامین باتن” بخاطر ایدهی خوبش و چیزهایی که میتواند یادآور فینچر باشد ارزش دیدهشدن را دارد. ” بعضی از مردم برای زندگی کنار رودخانه بدنیا میآیند، برخی برای کشته شدن با صاعقه، برخی برای شنیدن موسیقی، برخی برای شنا کردن، برخی برای ساخت دکمه، برخی برای شکسپیر بودن، برخی برای مادر بودن، و برخی برای رقصیدن!” این نریشن سکانس پایانی فیلم بود که بسیار زیبا و دلچسب به تصویر کشیده شدهبود! بله، همه برای چیزی زندگی میکنند اما فقط بنجامین باتن است که مثل بنجامین باتن زندگی میکند، برای موردی عجیب!
کلمات کلیدی : فیلم “مورد عجیب بنجامین باتن” فیلم “مورد عجیب بنجامین باتن” بنجامین باتن بنجامین باتن بنجامین باتن بنجامین باتن بنجامین باتن بنجامین باتن بنجامین باتن بنجامین باتن بنجامین باتن بنجامین باتن بنجامین باتن
همه چیز درباره ولنتاین

* ولنتاین یا همان روز عشاق هر ساله در سراسر جهان در 14 فوریه برابر با 25 بهمن جشن گرفته میشود.
* سمبلهای ولنتاین شامل موارد زیر میباشد:
1- شکل یک قلب ساده و یا تیر خورده: از آنجـایـی کـه قـلب مرکز
احساسات عمیق،اصیل و پر شور است. قلب تیر خورده آسیب پذیری عشق را نشان میدهد. هنگامی که شما از سوی معشوق خود طرد میشود. قلب تیر خورده نشانه پیوند و اتحاد زن و مرد نیز میباشد.
2- کیوپید(CUPID): کـه به شـکل یک کودک برهنه، فربه و بالدار ترسیم میگردد. این کودک شیطان با لبخندی موذیانه تـیـر و کمان نیز با خود حمل میکند. چنانچه یکی از تیرهای این کودک به قلب فردی اصابت کند وی فورا عاشق میشود. کـیوپید در واقع پسر ونوس الهه عشق و زیبایی در افسانه های روم باستان می بـاشد. معنی لغوی آن "آرزو " است. کوپید برخی اوقات آمور(AMOR) نیز نامیده میگردد. همتای کوپید در افسانه های یونانی اروس ((EROS نام دارد.
3- کبوتر،قمری و مرغ عشق: این پرندگان نماد وفاداری، پاکی و معصومیت هستند.
4- گل رز: گل سرخ شهبانوی گلهاست. نماد جنگ و صلح، عشق و گذشت.
5- تور: جنـس دستـمال خانم هـا را در گـذشـته تشـکـیـل میـداده است. در زمــانهای دیرین رسم برآن بوده که هرگاه دسـتـمال خـانمـی به زمیــن می افتاد مردی که متوجه آن میشده بلافاصله آن را از زمین برداشته و به زن میداد.
6- گره های عشق: از یک سری حلقه های در هم تنیده و بافته شـده تشکـیـل یـــافته اند. این حلقه ها آغاز و پایانی ندارند و نماد عشق جاودانی و پایدار است.
7- علامت"X":این علامت به معنی بوسه در کارت های تبریک و نامه های روز ولنتاین است.
8- روبان قرمز: این رسم به زمانهای قدیم بازمیگردد که شوالیه ها هنـگـامیکه عـازم جنـگ بودند نوار یا روسری از معشوقه خود دریافت کرده و آن را به یادگار با خود میبردند.
* سالیانه بیش از یک میلیارد کارت تبریک ولنتاین در سراسر جهان رد و بدل میگردد که 85 درصد آنها توسط زنان خریداری میشود.
* سالیانه 50 میلیون گل رز و میلیونها جعبه شکلات در سالروز ولنتاین هدیه داده میشود که اغلب آنها را مردان خریداری میکنند.
* هدایای روز ولنتاین شامل: گل رز و یا دسته گل کوچک، شکلات، کارت تبریک ولنتاین، عروسک، شمع، یک نامه عاشقانه، یک قطعه شعر عاشقانه و یا هدیه کوچک.
* برای جشن گرفتن این روز به یک کافی شاپ و یا برای صرف شام به یک رستوران دنج بروید.
* رنگهای روز ولنتاین شامل قرمز، سفید و صورتی است.
* در خصوص تاریخچه و مبداء ولنتاین اختلاف نظر وجود داشته تا جایی که ولنتاین با افسانه در آمیخته است.
* هویت ولنتاین مبهم است. در کل 3 روایت در رابطه با ولنتاین نقل گردیده که به آنها اشاره میکنیم.
* جشنواره ای به نام LUPERCALIA که 15 فوریه در رم باستان میان کافران متداول بوده است. لوپرکالیا جشن تطهیر و زمان خانه تکانی بوده است. در این جشن مشرکین از خدای LUPERCUS بخاطر محافظت از چوپانها و گله هایشان از گزند گرگها قدردانی میکردند. در این فستیوال بمنظور بزرگداشت FAUNUS خدای حاصلخیزی، باروری و جنگلها رومیان یک سگ و دو بز نر را قربانی کرده و از پوست آنها شلاق میساختند. مردان با این شلاقها به میان مردم رفته و به هر کسی که میرسیدند ضربه ای با شلاق به آنها میزدند. دختران داوطلبانه برای شلاق خوردن صف میکشیدند. آنها اعتقاد داشتند که شلاق خوردن با تازیانه های ساخته شده از پوست بز باروری آنها را تضمین میکند. همچنین در این جشن طی بزرگداشت الهه ای بنام JUNO FEBRUTA زنان مجرد نامه های عاشقانه مینوشتند و درون گلدانهایی می انداختند. (و یا تنها نام خود را روی برگه ای مینوشتند) مردان مجرد روم نیز هر کدام یکی از این یادداشتها را از درون گلدانها بیرون کشیده و مشتاقانه بدنبال دختر نویسنده نامه میرفتند. (نوعی دوست یابی) این آشنایی ها اغلب به ازدواج می انجامید. این رسم تا قرن هجدهم ادامه داشت اما از آن به بعد مردان رم ترجیح دادند پیش از آشنایی زن را ببینند!
* کلیسای کاتولیک حداقل 3 قدیس بنام VALENTINE و یا VALENTINUS شناسایی کرده که هر سه در روز 14 فوریه به شهادت رسیده اند.
* ولنتاین مقدس یک کشیش مسیحی بوده که در قرن سوم خدمت میکرده است. زمانی که امپراطور CLADIUS دوم بر روم حکمرانی میکرده. کلادیوس دریافت که مردان مجرد از آنجایی که همسر و خانواده ای ندارند (مردان متاهل حاضر به ترک همسر و خانواده خود نبودند) نسبت به مردان متاهل بیشتر به سربازی روی آورده و سربازان بهتر، کاراتر و جنگجو تری نیز میباشند. از همین رو ازدواج را برای مردان جوان غیر قانونی و ممنوع اعلام کرد. ولنتاین که این حکم را ناعادلانه و ظالمانه میپنداشت از فرمان کلادیوس سرباز زد. ولنتاین مخفیانه عشاق جوان را به عقد یکدیگر در می آورد. هنگامی که این عمل ولنتاین بر ملا گشت کلودیوس حکم اعدام وی را صادر کرد.
* خود ولنتاین نخستین فردی بود که برای اولین بار نامه ولنتاین را نگاشت. وی هنگامی که در زندان بسر میبرد دلداده دختر جوانی شد که دختر زندانبان وی بود. این دختر جوان زمانی که ولنتاین در بازداشت بسر میبرد به ملاقات وی می آمد. در انتهای این نامه ولنتاین چنین نوشته بود: "از طرف ولنتاین تو." این عبارت کماکان در نامه های روز ولنتاین استفاده میشود.
* ولنتاین در روز 14 فوریه اعدام شد. تقریبا در سال 269 پس از میلاد. به گرامیداشت وی کلیسایی در سال 350 پس از میلاد بنا گردید که پیکر وی نیز در آنجا دفن شده است. در واقع روز ولنتاین سالروز مرگ و خاک سپاری ولنتاین میباشد.
* پاپ اعظم GLASIUS فردی بود که روز 14 فوریه را، در سال 498 پس از میلاد، روز ولنتاین (ST. VALENTINE`S DAY) نام نهاد. در واقع وی این روز را جایگزین آیین کفرآمیز لوپرکالیا که مختص کافران بود کرد. وی در گلدانها عوض نام دختران اسامی مقدسین مسیحی را نهاد. و با این کار به لوپرکالیا تقدس بخشید. در این آیین مرد و زن هر دو یک نام قدیس را از گلدان بیرون میکشیدند که میبایست تا آخر سال خصوصیات اخلاقی آن قدیس را الگو قرار داده و در خود متجلی می ساختند.
* روایت دیگر: در دوران کلادیوس مسیحیت به شدت سرکوب میشد. ولنتاین نه تنها کشیش و مبلغ مسیحیت بود بلکه رهبر جنبش زیر زمینی مسیحیان نیز بود. اغلب کشیشها در این دوران زندانی و سپس اعدام گردیدند. ولنتاین پس از به زندان افتادن دختر نابینای زندانبان خود را شفا میدهد. کلادیوس پس از اینکه از این خبر مطلع میگردد به خشم آمده و دستور میدهد سر وی را از تنش جدا سازند.
* کهن ترین نامه و شعر ولنتاین توسط چارلز، دوک اورلئان نگاشته شد. وی زمانی که در سال 1415 و در قرن شانزدهم در زندان برج لندن در اسارت بسر میبرد این نامه را برای همسر خود نوشت.
* روایت دیگر حاکی از آن است که ولنتاین یک مسیحی بوده که عاشق کودکان بوده. اما از آنجایی که وی از پرستش خدایان سر باز میزده به زندان فرستاده میشود. اما کودکان که به وی علاقه مند بودند دلتنگ وی شده و برای وی پیامهای مهر آمیزی مینوشتند. این کودکان نامه ها را از لابه لای میله های زندان به درون سلول ولنتاین می انداختند. وی در سال 14 فوریه 269 پس از میلاد اعدام شد.
* برخی هم روز ولنتاین را به باور مردمان انگلیس و فرانسه قرون وسطی نسبت میدهند. آنها اعتقاد داشتند که پرندگان در روز 14 فوریه جفت خود را انتخاب میکنند.
* برگزاری جشن ولنتاین امروزی از دو کشور فرانسه و انگلیس آغاز گردیده است.
* ابتدا کارتهای تبریک ولنتاین را هر کس خودش تهیه میکرد اما از سال 1800 کارتهای تبریک ولنتاین تجاری به بازار عرضه گشت. البته این کارتها نیز دست نوشته و دارای نمادهای ولنتاین نقاشی شده بودند. سپس کارتهای تبریک چاپی جایگزین آنها گردید.
* در گذشته دور در ایتالیا و انگلیس رسم بر آن بود که زنان مجرد پیش از طلوع آفتاب روز ولنتاین از خواب برخاسته و لب پنجره اتاق خود می ایستادند تا مردی از مقابل پنجره آنان عبور کند. اعتقاد بر آن بود که با اولین مردی که در آن روز ببینند، ظرف یکسال ازدواج خواهند کرد. شکسپیر نیز در نمایشنامه هملت به این باور اشاره کرده است.
* در برخی کشورها رسم بر این است که مردان جوان روز ولنتاین لباس به زنان هدیه میدهند. چنانچه زن آن لباس را برای خود نگه دارد نشانه آنست که زن خواهان ازدواج با آن مرد است.
* در فرانسه پسران اسم معشوقه خود را روی آستین لباسشان می نوشتند تا به همه بگویند: ازحس من آگاه شوید.
* در زمانهای گذشته در ولز چنین مرسوم بود که در سالروز ولنتاین قاشقهای چوبی به یکدیگر هدیه بدهند. روی این قاشقهای چوبی معمولا نقش قلب و کلید و قفل کنده کاری شده بود. معنی این کنده کاریها چنین بود: "تو قلب مرا گشوده ای" یا "کلید دروازه قلب من دست توست."
* برخی باورهای آمیخته با خرافات نیز در رابطه با روز ولنتاین وجود دارد. اگر در این روز سینه سرخ از بالای سر دختری عبور کند او با یک ملوان ازدواج خواهد کرد و اگر گنجشک عبور کند همسرش مرد فقیری میشود اما بسیار خوشبخت خواهند شد و اگر آن پرنده سهره باشد آن دختر با مردی پولدار ازدواج خواهد کرد.
* کودکان انگلیسی در صدها سال پیش در این روز مانند بزرگترها لباس بتن میکردند و خانه به خانه به ترانه سرایی و آواز خوانی میپرداختند.
* اما در ژاپن روز ولنتاین به گونه ای دیگر مرسوم است. روز ولنتاین این دختران هستند که باید به مردان شکلات هدیه بدهند. زنان شاغل به اجبار باید به تمام همکاران مرد خود بویژه رییس خود شکلات هدیه بدهند. اما در روزی موسوم به "روز سفید"(WHITE DAY) که تاریخ آن 14 مارس میباشد مردان برای جبران محبت خانمها به آنها هدیه میدهند. البته اغلب فقط به دوستان دختر خود. هدیه مردان معمولا یک لباس زنانه سفید رنگ است.
* در چین هم افسانه ای وجود دارد که نمادی از عشق است و روز ولنتاین چینی ها محسوب میگردد. این روز هفتمین روز از هفتمین ماه در تقویم چینی است. این روز فستیوال دختران نیز نامیده میگردد. در این روز مردم چین به ستاره ها خیره میشوند. دختران نیز دعا میکنند تا کدبانوهای با کفایتی در آینده شوند و همچنین شوهر مناسبی نصیبشان گردد. پسران مجرد نیز دعا میکنند تا هر چه زودتر معشوق خود را بیابند.
* بنابراین روز ولنتاین از روم به فرانسه و انگلیس وسپس به آمریکا راه یافت و اکنون در تمام جهان جشن گرفته میشود .
| معرفي و دانلود بازيهاي کامپيوتري |
بازي جديد و جذاب
John Deere Drive Green 1.0

يادتون هست قبلا چند بازي با موضوع زراعت و مزرعه داري معرفي کرده بودم؟ خب و اما در بازي که امروز مي خوام معرفي کنم. شما به عنوان راننده ماشين هاي «John Deere» از جمله: تراکتور، ماشين شخم زن، کود پاش و .... به کشاورزان در اداره مزرعه شان کمک خواهيد کرد.
لينک دانلود (حجم فايل حدود 124 مگابايت مي باشد)
رمز فايل: ندارد
لينک دانلود غيرمستقيم و از سايت رپيدشر مي باشند. براي آشنايي با نحوه دانلود از سايت رپيدشر (Rapidshare) روي اين لينک کليک کنيد
بالاخره لپ تاپ چند لمسی DELL Latitude XT2 به بازار عرضه شد

تا به حال شایعات زیادی در خصوص Tablet PC جدید شرکت DELL شنیده می شد، اما سرانجام امروز این شرکت لپ تاپ جدید خود را به طور رسمی معرفی و برای فروش عرضه کرد. پیشنهاد می کنم که قبل از خواندن هر گونه مطلب در خصوص DELL Latitude XT2 اول ویدئوی این محصول را ببینید و از تماشای کارایی های صفحه چند لمسی این لپ تاپ لذت ببرید.
Latitude XT2 با صفحه نمایش 12.1 اینچ، کیفیت تصویر 1280x800 پیکسل و یک باطری 6 سلولی تا 11 ساعت به کار خود ادامه می دهد. و مهمتر از آن اینکه تنها 2.5 سانتی متر قطر و 1.72 کیلوگرم وزن دارد. این لپ تاپ هم اکنون با قیمت 2399 دلار برای خرید در آمریکا عرضه شده است و هنوز از تاریخ عرضه آن در دیگر نقاط دنیا خبری منتشر نشده است.
منبع
مشخصات فنی:
- پردازنده 1.4 گیگاهرتزی اینتل Core 2 Due با چیپست Montevina
- کارت گرافیک GMA 4500MHD اینتل
- ویندوز ویستا Ultimate
- پشتیبانی از رم DDR3 تا 5 گیگابایت! (1*1GB و 1*4GB)
- هارد 120 گیگابایتی ساتا با سرعت 5400 دور در دقیقه و یا SSD با ظرفیت 128 گیگابایت
- شبکه بیسیم 802.11 a/g/n
- درایو نوری ساتا (دی وی دی رایتر)
- 2 پورت USB به همراه پورت eSATA و firewire
به عکاسی ماکرو علاقمند هستيد؟ ميکروسکوپ دوچشمی نيکون را ببينيد

شرکت نیکون ابزاري ارایه کرده که دوستاران عکاسي ماکرو را شدیدا خوشحال کرده. هر چقدر هم که لنز های فوق العاده براي عکاسی از اجسام کوچک داشته باشيد، باز هم به پاي این ميکروسکوپ دوچشمی نمي رسد.
اين گجت قابل حمل می تواند به دوربين های عکاسي DSLR نيکون متصل شده و عکس هایی با بزرگنمایی حداکثر 66 برابر بگیرد. اين ميکروسکوپ که Fabre Photo EX نام دارد با استفاده از يک باطري قلمی 10 ساعت کار می کند و داراي منبع نور LED سفيد است تا کار نور دهی سوژه را هم انجام دهد.
ميکروسکوپ نیکون در سه حالت بزرگنمایی 20 برابر، 45 برابر و 66 برابر، کار مي کند و از پانزده روز دیگر با قيمت حدود 1200 دلار به بازار ارایه خواهد شد.
البته ميکروسکوپ نیکون فقط برای عکاسي لذت بخش از حشرات زیبا نخواهد بود، بلکه انتخابي فوق العاده براي محققين در کارهاي پژوهشي هم محسوب می شود.
منبع و اطلاعات بیشتر
| نرم افزار PC |
Alive YouTube Video Converter 2.1.0.9


یوتیوب یکی از سایت های بسیار بزرگ و معروف است که اغلب کاربران اینترنتی آن را به خوبی می شناسند . این سایت در زمینه به اشتراک گذاری ویدئوها فعال است ، که ویدئوهای آن در زمینه های مختلف فهرست بندی شده اند . شما می توانید با عضویت در سایت به تماشای ویدئوهای آن پرداخته یا اینکه ویدئوهای خود را در آن به اشتراک بگذارید.
Alive YouTube Video Converter نرم افزاری است که توسط آن می توانید به دانلود و تماشای ویدئوهای سایت یوتیوب بپردازید. شاید مایل باشید تا ویدئوهای دانلودی را بر روی موبایل یا هر وسیله دیگری تماشا کنید. برای اینکار ابتدا باید ویدئوهای خود را به فرمت سازگار با دستگاه مورد نظر تبدیل کنید. این برنامه پس از دانلود ویدئوها از یوتیوب ، قادر است تا آن ها را در فرمت هایی نظیر: AVI, MPEG, MP4, DivX, XviD, ASF, WMV, QuickTime, VOB, MP3, AAC, 3GP, iPod, PSP, MOV, iPhone, Zune, , AC3 ذخیره کند . همچنین شما قادرید تا ویدئوهای خود را بر روی CD/DVD به طور مستقیم رایت کرده یا اینکه آن ها را بر روی دستگاه هایی نظیر iPod/iPhone, mobile phone, PocketPC, PDA, PSP و… ذخیره کنید و به تماشای آن ها بپردازید .
ویژگی های کلیدی :
- دانلود ویدئو از سایت های معروفی نظیرYouTube, Google Video , MySpace و …
- ذخیره ویدئو ها در سایر فرمت های موجود با نهایت کیفیت
- توانایی در نمایش محتوای Clipboard
- توانایی در پردازش دسته ای ویدئوها “دانلود ، تبدیل و …”
- سرعت بسیار بالا در دانلود ویدئو ها
- دانلود ویدئوها به صورت مستقیم
- محیط بسیار ساده و آماتور
- و …
سیستم مورد نیاز برای نصب :
366MHz or higher CPU;
64M RAM or biger RAM;
About 50M free HD space;
Internet connection.
سازگار با ویندوزهای: 95/98/ME/NT/ 2000/XP/2003/ Vista
لينک دانلود (حجم فايل حدود 3 مگابايت مي باشد و کرک فايل در داخل فايل زيپ قرار دارد)
رمز فايل: ندارد
لينک دانلود غيرمستقيم و از سايت رپيدشر مي باشند. براي آشنايي با نحوه دانلود از سايت رپيدشر (Rapidshare) روي اين لينک کليک کنيد
کلمات کلیدی : دانلود از youtobe . دانلود ویدیو از youtobe دانلود از youtobe . دانلود کلیپ از youtobe
| دانلود فيلم مستند و ورزشي |
تاريخچه ايالات متحده آمريکا
A Biography of America

مستند «تاريخچه ايالات متحده آمريکا»
در 26 قسمت
توجه: بعد از دانلود، توسط نرم افزار hjsplit فايلها را به هم Join کنيد
لينکهاي دانلود غيرمستقيم و از سايت رپيدشر مي باشند. براي آشنايي با نحوه دانلود از سايت رپيدشر (Rapidshare) روي اين لينک کليک کنيد
براي خريد اينترنتي و دريافت از طريق پست روي اين لينک کليک کنيد
| علت چاقی شما کشف شد! |
| دانلود مجموعه مستند داستان انقلاب |
| تصاويري از آتش سوزي مهيب استراليا |
| دانشنامه فضايي |
| شميم؛ سايتي جامع براي خانواده |
| بلندترین برج های انسانی دنیا |
| تصاویر 360 درجه از نقاط مختلف ایران |
| با رقص سر انگشتان سكوت خاك را مي شكنيم |
| سايتي براي دانلود رايگان کتابهاي صوتي (انگليسي) مفيد براي زبان آموزان |
| ويدئوهايي از کارتونهاي دوران کودکی |
| صندلی های مدرن |
| سايتي جذاب براي زوجهاي جوان! عکس پدر و مادر را بدهيد تا عکس فرزند آينده تان را ببينيد! |
| فعلا كسي هواي سفر به قاهره را ندارد... |
|
معرفي و دانلود فيلم |
هنکاک
Hancock

کارگردان: پيتر برگ. فيلمنامه: وينست نگو، وينس گيليگن. موسيقي: جان پاول. مدير فيلمبرداري: توبياس اي. اسکلايسلر. تدوين: کولبي پارکر جونيور، پل ريوبل. طراح صحنه: نيل اسپايسک. بازيگران: ويل اسميت[جان هنکاک]، چارليز ترون[مري امبري]، جيسون بيتمن[ري امبري]، جي هيد[آرون امبري]، ادي مارسن[رد]، ديويد ماتي، ميتريکس فيتن[ماتريکس]، تامس لنون[مايک]، جاني گالکي[جرمي]. 92 دقيقه. محصول 2008 آمريکا. نام ديگر: John Hancock، Tonight, He Comes. نامزد جايزه بهترين آنونس از مراسم گولدن تريلر.
جان هنکاک ابرقهرماني غير عادي است. او به دليلي نامعلوم افسرده و الکلي است و هر قدمي که براي تاديب خلاف کاران و افراد شرور برمي دارد هزينه زيادي براي شهر لس آنجلس به دنبال دارد. چون اعمال او باعث وارد شدن خسارت به ساختمان ها، اتومبيل ها و اموال عمومي مي شود. آخرين بار که او براي متوقف کردن چند تبهکار اقدام کرد، مبلغي نزديک به 9 ميليون دلار براي شهر آب خورد. از اين رو افکار عمومي و رسانه ها مرتباً از مسئولين مي خواهند تا جلوي دخالت هاي او را بگيرند. تا اينکه يک روز، هنکاک جان ري امبري را نجات مي دهد. امبري متخصص روابط عمومي است و دوست دارد در ازاي نجات جانش راهي براي بهبود وضعيت هنکاک و در نتيجه از بين بردن سوء شهرت او بردارد. ري او را به خانه برده و با همسر و پسرش آشنا مي کند. مري همسري ري عقيده دارد هنکاک اصلاح ناپذير است. اما ري از هنکاک مي خواهد تا خود را تسليم کرده و در يک دوره بازپروري شرکت کند تا مردم در غياب او پي به ارزش وجودش ببرند. هنکاک مي پذيرد، و يک روز مري به همراه پسر کوچکش به ديدار او آمده و از وي مي خواهد تا ري را نا اميد نکند. به دنبال اين ماجرا رئيس پليس از هنکاک براي دستگيري گروهي سارق به رهبري رد که تعدادي انسان بيگناه را به گروگان گرفته اند، کمک مي خواهد. هنکاک اين بار دقت و احتياط تبهکاران را دستگير و بار ديگر شهرت نيک خود را به دست مي آورد. در ميهماني که ري به افتخار اين موضوع داد، هنکاک مي گويد که حافظه اش را از دست داده و از گذشته هيچ به ياد ندارد. همان شب هنکاک کشف مي کند که مري نيز داراي قدرت هاي غير عادي است و به نظر مي رسد که از گذشته او با خبر است...
چرا بايد ديد؟
چهار سال قبل که انيميشن شگفت انگيزها ب نمايش در آمد، تماشاگران خود را با ابرقهرماناني روبرو ديدند که جامعه آنها را طرد کرده و خود را بي نياز از خدمات شان مي ديد. بنابراين شگفت انگيزها به زندگي عادي رو آورده و تقريباً دچار افسردگي هم شده بودند. حال نسخه سينمايي روزآمدتر و زنده آن ابرقهرمان ها روي پرده ظاهر شده و اين يکي بر خلاف آنها مشکلي با گذشته خود دارد و الکلي و افسرده است. هيچ کس به او احترام نمي گذارد، عوضي خطابش مي کنند و خدماتش مايه دردسر شهر و اهالي آن است.
البته اين ظاهر قصه است و زماني که به کارنامه سازنده آن نگاه کنيد که فيلم پر سر و صداي قلمرو را سال گذشته روي پرده داشته، به بطن ماجرا توليد اين يکي هم پي خواهيد برد. فيلمنامه هنکاک که ابتدا "امشب، او مي آيد" نام داشت، نزديک به يک دهه در هاليوود سرگردان بود و کسي حاضر به ساخت آن نبود. پس چرا پيتر برگ حالا به ساختن آن علاقمنده شده است؟ و حتي نمايش افتتاحيه آن را در پايگاه ارتش آمريکا در خاورميانه و پيش از آمريکا و به صورت رايگان برگزار مي کند؟
پيتر وينکلر برگ متولد 1964 بازيگر آشناي نقش هاي فرعي و حالا کارگرداني شناخته شده است. برگ از 1994 با ساختن قسمت هايي از سريال "Chicago Hope" شروع به کارگرداني نيز کرد و بعدها نويسندگي و تهيه کنندگي را نيز آزمود. اولين فيلم بلندش اعمال بسيار وحشيانه را در 1998 کارگرداني کرد که در چند جشنواره مورد توجه قرار گرفت. دو فيلم بعدي اش در همين حد نيز موفق نبود، اما آشنايي با مايکل مان در فيلم وثيقه او را وارد مسيري تازه و متفاوت کرد. حاصل اين تغيير فيلم 80 ميليون دلاري قلمرو بود که در زمان درست توليد شد و با توجه به موضوع حساس خود در بسياري از کشورها مورد توجه قرار گرفت. چکيده مطلب و جان کلام فيلم اين بود: نفت با امنيت ملي آمريکا ارتباط دارد.
قلمرو تريلري سياسي بود که سبعيت بنيادگرايان مسلمان[القاعده و حزب الله] و حضور گروهي آمريکايي براي بازگرداندن امنيت به منطقه خاورميانه و تلاش براي رسيدن به درک و اعتماد متقابل ميان اعراب صاحب نفت و آمريکايي ها نيازمند ين نفت را نشان مي داد. يک فيلم با داستاني رو، اما هنکاک از جنم ديگري است. پيامش را لابلاي قصه نوجوان پسند خود پنهان مي کند و به سرباز آمريکايي که در نبرد با تروريسم سرخورده شده و مانند هنکاک استعداد افسردگي و الکلي شدن را دارد مي آموزد که قهرمان است و بايد مانند قهرمان نيز رفتار کند. حتي اگر اين رفتار زماني خسارت هايي سنگين نيز به دنبال داشته، اين امر از قهرمانانه بودن کار وي چندان نمي کاهد.
او بايد ياد بگيرد گذشته خود را به ياد بياورد و با آن زندگي کند. کاري که آمريکايي جوان نيز بايد ياد بگيرد. او بايد به ياد بياورد که کساني مانند وودرو ويلسون و روزولت در تاريخ کشورش بوده اند و دولت شان را صاحب رسالتي عظيم در قبال همه دنيا مي دانسته اند. پس بايد دست از خود ويرانگري برداشته و حتي عشق پر رنج خود را به فراموشي بسپرد. او زاده شده تا قهرمان باشد و قهرماني کند. هميشه جوان بماند و يک مدير روابط عمومي خوب هم براي خودش دست و پا کند!
هنکاک تبليغ براي نياز به قهرمان و ابرقهرمان ها در زمانه ماست. چه کسي بود گفت بدبخت کسي که به قهرمان نياز دارد؟ چون قهرمان امروز که ريشه در قرن بيستم دارد دولت/ملت است نه فرد!
اما در کنار همه اينها، فيلم پر از شوخي هاي جذاب، جلوه هاي ويژه گران قيمت و ويل اسميت و چارليز ترون دوست داشتني است که مي توانند دلارهاي هر تماشاگر بي اعتقادي را نيز از جيبش خارج کنند. هنکاک تا لحظه تنظيم اين مطلب بيش از 60 ميليون دلار در گيشه آمريکا به دست آورده و به نظر مي رسد که سرسخت ترين رقيب فيلم هاي ديگر است.
ژانر: اکشن، کمدي، درام، فانتزي.
لينکهاي دانلود
Hancock.V2.TS. XVID-STG. part1.rar
Hancock.V2.TS. XVID-STG. part2.rar
Hancock.V2.TS. XVID-STG. part3.rar
Hancock.V2.TS. XVID-STG. part4.rar
رمز فايل: ندارد
لينکهاي دانلود غيرمستقيم و از سايت رپيدشر مي باشد. براي آشنايي با نحوه دانلود از سايت رپيدشر (Rapidshare) اينجا کليک کنيد
براي خريد اينترنتي و دريافت از طريق پست روي اين لينک کليک کنيد
| تصاوير بسيار زيبا و ديدني از مراسم تحليف اوباما |
| 10 فتوبلاگي که انصافا تصاوير ديدني دارند |
| تصاويري ديدني از خودروي تشريفاتي ليموزين |
| عکسهايی از مقبره مادر بشريت، حضرت حوا |
| تصاويري از روستايي در چين براي بازيافت ضايعات الکترونيکي |
| هتلي با ديوارهاي نمکي فقط ديوارها را ليس نزنيد! |
| درب براي همه سليقه ها 138 طرح مدرن وكلاسيك |
| ويژه نامه عمليات کربلاي 5 |
| اگر پوسترهاي فيلمها صادق بودند... انصاف خيلي جال هستن! |
| ويدئو: سوگند خوردن باراک حسين اوبابا من رسماُ سوگند یاد می کنم که مسئولیت ریاست جمهوری ایالات متحده را صادقانه انجام دهم و تا آتجا که در توان دارم از قانون اساسی ایالات متحده آمریکا صیانت، حمایت و دفاع نمایم |
| |||||||||||||||||||||||||||||||
| |||||||||||||||||||||||||||||||
|




24 بهمن 1386 - شهید "عماد مغنیه" معروف به "حاج رضوان" از مردانی بود که پیام سرخ عاشورا را درک کرده و راه مبارزه با ظلم و بیعدالتی را به عنوان هدفی مقدس انتخاب نموده بود.




