تبليغاتX
همه جوره
همه جوره
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیستم فروردین 1388 توسط  |
 

در صورت پیروزی گشت های ارشاد را جمع آوری می کنم

پروژه امینت اجتماعی اثرات سوء دارد و تامین کننده اهداف نظام ما نمی باشد و همه مسایل اجتماعی با تکیه بر مزیت های ما در  اعتماد به جوانان و زنان باید تهیه شودو به صورت آمرانه و خشن هر نوع برخوردی که داشته باشیم آثار مثبتی نخواهد داشت.  وی تاکید کرد: بخشی از برخوردها اساسا موضوعیت نداردو با سو نیت انجام می شود و  این به حساب نظام گذاشته شود و من این گشت ها را جمع خواهم کرد.

سیاست های اجرایی در زمان جنگ، در بسیاری از کشورها آزموده شده بود

موسوی در ادامه  به پرسش و پاسخ با خبرنگاران، در پاسخ به سوال روزنامه اطلاعات در باره اینکه ذهنیت مردم از موسوی به زمان جنگ برمی گردد و به نوعی سیاست اقتصاد کوپنی را تداعی می کندو اکنون چه سیاستی در زمینه اقتصادی اتخاذ خواهد شد گفت: من بارها گفتم شرایط جنگ این سیاست ها را ایجاب می کرد و این به کشور ما منحصر نیست و همه کشورها ی در جنگ  در صورتی موفق بودند که بر اقتصادشان نظارت داشته باشند و یکی از نمونه های آن کشور انگلستان است . من بارها گفتم  انگلیسی ها حتی ورود و خروج کالا ها  را تحت کنترل داشتند. ژاپن قیمت ارز را در کشورش زمانی شناور کرد که 20 سال از جنگ گذشته بود.

پس از جنگ با توجه به شرایط جدیدو درآمدهای ارزی و فعال شدن 5 استانی که به دلیل جنگ از مدار تولید کنار رفته بود سیاست های جدیدی اتخاذ شد و کارهایی شروع شد و سیاست های اقتصادی به اصول و بنیادهایی بر می گردد و تحت شرایط مختلف سیاست ها عوض می شود. در شرایط جدید قرار نیست سیاست های زمان جنگ دنبال شود.

وی در مورد راه حل های اقتصادی گفت : در این زمینه در برخی زمنیه ها اجماع هست و در برخی زمینه ها اختلاف نظر وجود دارد. الان بیش از 1000 نفر دکترای اقتصاد داریم و با تکیه بر آنها برنامه های خوبی می توان داشت.

وی ادامه داد اگر از من سوال می کنید در قدم اول چه کاری باید صورت بگیرد می گویم قدم اول ایجاد ثبات مدیریتی در کشور باید ایجاد شود و نگاهی به بودجه بیاندازد و تغییراتی را در آن ایجاد کند و در قدم های بعدی راه اندازی تولید و امید دادن به مردم ، بخش خصوصی و نیروی کار را باید در دستور کار قرار داد.  وی کنترل افزایش نقدینگی و ثبات ارزش پول کشور  را از دیگر سیاست ها دانست  و گفت: دشوارترین مشکل دولت تورم و بیکاری است و این  جز با نگاه نو به بخش خصوصی و تولید حل نمی شود.

دفاع از آزادی کانال های تلوزیونی

موسوی در ادامه در پاسخ به سوال مهر درباره آزادی تلویزیون های خصوصی گفت: من در مجلس بازبینی قانون اساسی سال 68و سخنگوی اجرایی آن مجلس بودم جزو مواردی که از پیشنهادات بنده بود و من از آن دفاع کردم ازادی کانال های تلویزیونی با مدیریت نظام بود و هنوز هم اعتقادم عوض نشده در آن جلسه یکی از دوستان گفت شما می خواهید همه چیز را دولتی کنید و این که باید دولتی باشد می خواهید خصوصی کنید و این موضوع رد شد. وی تاکید کرد: من هنوز بر ایده گذشته اصرار دارم  با توجه به  گسترش  فضای رسانه ای جهان امروز حتی در عراق که کشور همسایه ماست این موضوع دیده شده و ما امکان حرکت در فضای رسانه ای نداریم مگر اینکه ازادی عمل داشته باشیم ولی هر تغییری در این زمینه با توجه به قانون اساسی صورت خواهد گرفت و باید به قانون اساسی رجوع کنیم این قانون در اصل 44 زاویه هایی را باز می کند. شاید باید منتظر بازنگری هایی باشیم و من در این زمان ها از این ایده دفاع می کنیم.

منتظر تغییرات در سیاست های عملی امریکا هستم

موسوی در پاسخ به سوال خبرنگار الجزیره  در باره رابطه ایران و آمریکا  و موضع گیری های اخیر باراک اوباما گفت : لحن اوباما نسبت به رییس جمهور قبلی تفاوت کرده و منتظر می مانم که ببیینم این تفاوت ها چه تغییرات عملی در سیاست های آمریکا خواهد داشت البته سخنان اخیر اوباما در پراگ بر سخنان نوروزی سایه انداخته و وی اتهاماتی را متوجه ایران کرده و ادامه این اتهامات می تواند بر ارتباط ایران و آمریکا سایه اندازد ما منتظریم ببینیم قدم های بعدی به کجا خواهد کشید.

گشت های ارشاد را جمع آوری می کنم

موسوی در پاسخ به  سوال خبرنگار اعتماد که پرسید«شما نخست وزیر دورانی بودید که دوران بگیر و ببند بود اگر شما رییس جمهور شوید با طرح امنیت اجتماعی و طرح های مشابه چگونه برخورد می کنید و سوال دوم اینکه موضع شما درباره تحزب چیست آیا به احزاب در کابینه سهم می دهید یا خود را فراحزبی می دانید؟» گفت: پروژه امینت اجتماعی اثرات سوء دارد و تامین کننده اهداف نظام ما نمی باشد و همه مسایل اجتماعی با تکیه بر مزیت های ما در  اعتماد به جوانان و زنان باید تهیه شودو به صورت آمرانه و خشن هر نوع برخوردی که داشته باشیم آثار مثبتی نخواهد داشت.  وی تاکید کرد: بخشی از برخوردها اساسا موضوعیت نداردو با سو نیت انجام می شود و  این به حساب نظام گذاشته شود و من این گشت ها را جمع خواهم کرد.

به تحزب اعتقاد دارم/ مشکلات کشور ناشی از نبود احزاب قوی است

وی درباره تحزب  گفت: من رییس دفتر سیاسی حزب جمهوری اسلامی بودم و اهمیت تحزب را می دانم و یکی از کاستی های کشور نبود حزب های قوی است و بخشی از مشکلات انتخابات های ما به این مساله بر می گردد. اگر در زمینه حزب پیشرفت داشتیم مشکلات کمتری بود و اگر احزاب امیدوار باشند که در آینده می توانند سهمی در انتخابات داشته باشند برای ملت خودشان برنامه ریزی می کنند و نیروی انسانی تربیت می کنند. وی ادامه داد، معتقدم در این زمنیه ضعف داریم و باید مشکلاتش را حل کنیم در این زمینه باید تشکل های سیاسی قوی در چارچوب قانون اساسی شکل بگیرد اما من مساله اعتقاد به تحزب را مساوی سهم دادن به احزاب نمی دانم اگر از سلیقه من درباره گزینش مدیران سوال شود می گویم هر کسی که بتواند به کشور خدمت کند باید از او استفاده کرد من مخالف تغییرات اساسی در نیروهای وزارت خانه ها و تغییرات کامیونی نیروها هستم و باید از مدیرانی با تجربه قدیمی استفاده کرد و مدیران جدید را جذب کرد. من در زمان جنگ این کار را می کردم. در دولت من در زمان جنگ 9 نفر بودند که کاملا با مشی کلی دولت مخالف بودند و ما هم اطلاع داشتیم اما با هم برای اعتلای کشور کار می کردندو نتایج خوبی می گرفتیم در آینده هم اینگونه خواهد بود.

نمی توانم با افراد ساختار شکن کنار بیایم و هیچ وقت هم در مقابل آنها سکوت نکرده ام

موسوی در پاسخ به خبرنگار فارس که پرسید،  علت سکوت شمانسبت به ساختارشکنی هایی که درباره دین و خط امام  صورت گرفت چیست و خط قرمز شما با گروه های سیاسی و احزاب در کجاست؟» گفت: شرایط اوایل انقلاب به گونه ای بود که شهید بهشتی می توانست با   کیانوری و دکتر پیمان و نماینده چریک های فدایی خلق مناظره کند و با استدلال فضایی را در کشور باز کند. بنده ان مناظره ها را به این معنا نمی گیرم که اقای بهشتی افکار خود را به سطح حزب توده تقلیل می داد بلکه اینگونه بود که ایشان به برهان خود انقدر اعتقاد داشت که به مصاف یک اندیشه می رفت. وی ادامه داد، درکشور ما ممکن است ساختار شکنی را اینگونه تعبیر کنیم که کسی  می خواهد با نظام بجنگد  که حساب او با دستگاه های امنیتی است اما ممکن است کسی اعتقادش را به نظام از دست داده باشد اما در چهارچوب قانون عمل کند ما  حق نداریم  مثل کسی که از مدار شهروندی خارج شده با او مواجه شویم.  وی تاکید کرد، من نمی توانم با افراد ساختار شکن کنار بیایم و هیچ وقت هم سکوت نکردم . من در همین 20 سال دست کم سالی یک تا دو سخنرانی داشتم و مواضعم را بیان کردم و بر اساس همان مواضع عمل می کنم و در اطلاعیه ای که دادم این اصول را به صراحت مطرح کردم و در آینده هم بر همین اصول متکی خواهم بود. موسوی گفت : من برای خودم قید درست نمی کنم و اینگونه نیست که سریع خط قرمز بکشم و افراد به غیر نظام یا خودی و غیر خودی تبدیل کنم من با اصلاح طلبان و اصولگرایان ارتباط قوی دارم و گفتم من اصلاح طلبی هستم که دایم به اصول رجوع می کنم و دستم را به کسانی که قانون اصول و نظام را قبول دارند دراز می کنم هنوز می گویم بسیج مدرسه عشق است و در عین  حال می دانم در میان شعارهای اصلاح طلبی هم شعارهای زیبایی هست و به معنای این نیست که تایید آن شعارها اصول را نفی می کند.

یکی از آسیب های ما در سیاست خارجی افراط و تفریط هاست

در ادامه خبرنگار خبرگزاری فرانسه از او پرسید، گفته می شود شما شخصیت میانه رویی دارید چه کارهایی انجام خواهید داد که چهره جمهوری اسلامی نه افراط و نه تفریط باشد و نظر شما درباره هولوکاست چیست؟
موسوی پاسخ داد، یکی از آسیب های ما در سیاست خارجی افراط و تفریط هاست در جایی ما تند رفتیم و در جایی مجبوریم کند برویم و این جریان ها به منافع ما لطمه جدی زده است درباره هولوکاست اسلام کشتن یک فرد را بر نمی تابد و این چهره اسلام است. بحث هولوکاست بحث اینکه چه تعداد یهودی بودند نیست   بحث این است که آیا از هولوکاست که جنایتی اتفاق افتاده فلسطینی ها چه گناهی دارند  و چرا باید تقاص جنایت نازی ها را پس بدهند اگر از این منظر نگاه کنیم خواهیم دید که ما مطابق همه هنجارهایی که بشریت به آنها معتقد است صحبت می کنیم.

گمان نمی کنم کسی به اندازه من با گرایش های جوانان اشنایی داشته باشد

وی در پاسخ به سوال ایسنا که پرسید :«برخی منتقدان می گویند آقای موسوی در 20 سال گذشته ارتباطی با جوانان نداشته و آیا جونان نسل سوم آقای موسوی را می شناسند ؟ گفت: بین نسل های مختلف امکان گفت و گو قایل هستیم و من می توانم چنین ارتباطی را برقرار کنم من در ده سال گذشته در فرهنگستان هنر بودم و با جامعه میلیونی هنرمندان ارتباط داشتم و مهمترین استفاده کنندگان کالاهای فرهنگی ما جوانان هستند و گمان نمی کنم افرادی که تا این اندازه به گرایش های جوانان اشنایی دارند به اندازه من باشند یکی از مشغله های روزانه من درباره جوانان بود.

وی ادامه داد، به نظر من مهمترین مساله جوانان این است جوانان بیش  از همه متاثر تغییراتی هستند که در جامعه رخ می دهد و نوع برخورد ما به این تغییرات بسیار مهم است برخی در جهت بستن تغییرات جهانی حرکت می کنند در حالی که این رویه موجب انباشت مسایل پشت یک سد می شود ودر صورت شکست آن خطرات جدی کشور را تهدید می کند که یکی از مهمترین آنها جدایی جوانان از نظام است.

مشکل از اینجا شروع می شود که عده ای را خودی و عده ای را غیرخودی می نامیم

وی اظهار کرد: ما باید ماهیت تغییرات را بفهمیم قدرت ماهواره ها و رسانه ها را درک کنیم ، به دهکده جهانی توجه کنیم و در عین حال سعی کنیم تغییرات را مدیریت کنیم. یکی از مشکلات ما در مورد جوانان این است که اعتماد ما به جوانان کم شده و به محض اینکه کمی ظاهر آنها با ما تفاوت می کند هزار سو ظن در ذهن ما برانگیخته می شود. مورد دیگر این است که نهاد خانواده در کشور ما هنوز مهم است و همه متعلق به خانواده های بزرگی هستم . خانواده ها بزرگترین کنترل کننده سلیقه های گوناگون هستند. مشکل از اینجا شروع می شود که ما در یک خانواده بزرگ عده ای را خودی و عده ای را غیرخودی می نامیم و نتیجه آن نوعی جدایی بین نسل های گوناگون است در حالی که در نهادهای سنتی که از ارزش های زیبای مذهبی متاثر هستند این جدا سازی ها وجود نداد.

باید به جوانان اعتماد کنیم و بدانیم آنها کشور خودشان را دوست دارند

وی ادامه داد، آیا یک گشت امنیتی می تواند جوانان ما را حفظ کند یا پدربزرگی که سعی دارد نوه هایش را حفظ کند؟ من معتقدم ما بخشی از نهادهای سنتی را از دست می دهیم و برای اعتماد سازی باید به جوانان اعتماد کنیم و بدانیم آنها کشور خودشان را دوست دارند و سعی کنیم نظام ارتباط قوی با این نسل ایجاد کند.

موسوی تاکید کرد، این نسل فرزندان همان پدرانی هستند که دفاع مقدس را پیش بردند امروز جنگ نیست اما کشور مسایل دیگری دارد اگر اول انقلاب به جوانان اعتماد نمی کردیم ان همه نیرو در جبهه ها نداشتیم الان هم باید به فرزندان همان جوانان اعتماد کنیم


ادامه دارد

نسخه قابل چاپ

نظرات:

رضا : فتبارک الله

رضا-م : با سلام و درود بر مهندس موسوی من یه جوان 25 ساله ام تو یه قسمت دیگه هم نظر گذاشتم اما منتشر نشد شنیدن صدای مهندس موسوی برای ارتباط با نسل جوان بسیار موثره از مدیریت سایت درخواست دارم این موضوع را عملی بفرمایند فرصت بسیار محدود است

شهاب : سلام و دورود بر مهندس میر حسین موسوی مردی از سلاله پاک رسول خدا مهندس موسوی عزیز جوانان و هنرمندان فهیم ایران آنان که عاشق ایران عزیزند پشت سر تو ایستاده اند. همانگونه که گفتی همیشه یاورشان باش. من 28 سال دارم و خود هنرمند می باشم

مرتضوی : مهندس خدا یاریت کنه
 
نیکی : سلام بر جناب میرحسین من 27 سال دارم و حقیقتاً شما را فقط از سخنان نیکی که بزرگترهای فامیل و دوستان می گویند می شناسم. بهتر است جلسات عمومی تری را با جوانان برگزار کنید تا بتوانیم شما را از نزدیک ببینیم و با دیدگاههایتان بهتر آشنا شویم...

 حسین خواجه علی : خدا کند که بمانی

علی از لامرد فارس : با سلام -آقای میر حسین موسوی جوانان با شما آشنایی کمتری دارند لذا لازم می باشد برای پیروزی در انتخابات از همین حالا به فکر راه اندازی ستاد انتخاباتی جوانان باشید و خودتان را به دانشگاهیان نزدیک کنید به امید پیروزی
 
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیستم فروردین 1388 توسط  |

حضور میرحسین موسوی در سالن اجتماعات روزنامه اطلاعات با فلاش زدن های متعدد عکاسان خبری همراه بود و میرحسین موسوی در حالی وارد سالن شد که در میان حلقه عکاسان خبری قرار داشت. اما میرحسین برخلاف برنامه پیش بینی شده در روی «سن» حاضر نشد بلکه ترجیح داد در میان خبرنگاران قرار بگیرد اما فلاش های متعدد دوربین های خبری از مردی که ۲۰ سال پیش عرصه سیاست را ترک کرده بود موجب شد وی به روی «سن» برود. میرحسین موسوی زمانی که روی سن قرار گرفت ترجیح داد برخی از سوالات خبرنگاران را پیش از طرح پاسخ دهد بنابراین مهم ترین انگیزه خود را برای حضور «حفظ اصل نظام» عنوان کرد و وجود دغدغه هایی را که بقای نظام را مورد چالش قرار می دهد، عاملی ذکر کرد که موجب شده است این «نگرانی ها» بر برخی از «مصلحت ها» فائق شود و وی برای حضور در عرصه رقابت آمادگی خود را اعلام کند.البته نخست وزیر دوران دفاع مقدس به صراحت از وضعیت موجود در جامعه انتقاد و ضمن طرح این انتقادها تصریح کرد این نگرانی در زمان آقایان هاشمی و خاتمی وجود نداشت. اما وجود برخی از قانون گریزی ها موجب شده است وی در صحنه حاضر شود، چنان که میرحسین موسوی ضمن انتقاد از حذف «سلیقه های گوناگون در کشور» اظهار داشت؛ سال ۶۸ که کار من در دولت تمام شد و در آن دوره تجدیدنظری در قانون اساسی صورت گرفت و نخست وزیر حذف شد، بنده نه تنها در آن مقطع بلکه پیش از آن هم فکر می کردم ما انقلاب کردیم که افراد در یک پست همیشگی و جاودانی نباشند. طبیعی بود قواعدی را طراحی کرده بودیم که بر اساس آن امید داشتیم با رعایت این قوانین سلیقه های گوناگونی به صحنه بیایند و من معتقد بودم اگر قوانین رعایت شوند، سیاست های مختلف اعم از راست و چپ و… فرع است چرا که یک نظام در این چارچوب می توانست شکل بگیرد و می تواند به اهداف خود نائل شود.نخست وزیر دولت های سوم و چهارم مهم ترین نگرانی خود را دغدغه حفظ اصول دانست و تصریح کرد؛ وقتی آقایان هاشمی و خاتمی تشریف آوردند، این نگرانی در وجودم نبود که آیا کسی از جناح راست یا چپ روی کار خواهد آمد. گر چه ممکن بود خودم گرایشی سیاسی داشته باشم اصل را بر این می دانستم که نظام حفظ و قواعد رعایت شود به گونه یی که کشور به جلو رفت. اگر کسی می آمد و افراطی می کرد، دولت بعدی این افراط ها را تعدیل می کرد.وی بار دیگر به انتخابات سال ۸۴ اشاره کرد و گفت؛ در جریان انتخابات نهم هم همین شرایط حاکم بود و افراد شایسته یی حضور داشتند و اعتماد به مردم وجود داشت. اما وقتی از هفت ماه پیش از من سوال می شد که شرکت می کنم یا نه، بر خلاف دفعات قبل جواب نه ندادم چرا که آنچه به تدریج در دوره جدید مرا به تصمیم گیری وادار کرد، این بود که احساس کردم این قواعد در حال بر هم خوردن است و این انگیزه من برای حضور در این انتخابات بود و این مساله در یک یا دو ماه گذشته در من شکل نگرفته است و از ماه ها پیش در این فکر بودم.نخست وزیر دوران دفاع مقدس ضمن هشدار به قانون گریزی در جامعه اظهار داشت؛ من معتقدم اجرای قانون در شکل صوری آن قدم اول برای هر برنامه و سیاستگذاری درست و حفظ کرامت انسانی و حفظ منافع ملی است. وقتی قانون گریزی نه یک بار بلکه به دفعات به رویه تبدیل شود، باید درباره نظام احساس خطر کنیم.وی دومین دلیل حضور را برهم خوردن ساختارها در سیستم تصمیم گیری عنوان کرد و افزود؛ برهم زدن ساختار ها امکان تصمیم گیری های عقلانی را از بین می برد و امکان تصمیم گیری درست در شرایط پیچیده داخلی و جهانی را از ما می گیرد و ما را به قهقرا می برد.موسوی سومین دلیل کاندیداتوری در این دوره را عدم شفافیت گردش اطلاعات در کشور عنوان کرد و گفت؛ من به کرات متوجه شدم که ملت ما، کشور ما، جوانان ما و ایران ما با آمار و اطلاعات متفاوتی مواجه اند که امکان یافتن حقیقت را در این میان ندارند. در شرایط مبهم که امکان گردش اطلاعات درست وجود ندارد، باید گفت در واقع یکی از اساسی ترین حقوق ملت سلب شده است.نخست وزیر دوران دفاع مقدس افراط و تفریط را نگرانی دیگری دانست که از دلایل کاندیداتوری او بوده است و در ادامه افزود؛ افراط و تفریط در کارها هزینه گزافی دارد به طوری که تفریط ما را به جایی می کشاند که بحث دوستداری ملت اسرائیل را مطرح می کنیم و از سوی دیگر در جاهایی آنچنان غرب ستیزی در شعارهای ما اوج می گیرد که برای جبران آن به فرستادن پیام ها و نامه های بی حاصل می پردازیم و شبیه آن را در مسائل اقتصادی هم داریم.

میرحسین موسوی ضمن انتقاد از تحقیر ملت با پرداخت صدقه گفت؛ زمانی که به این عزت نفس با دادن پول، صدقه و گونی سیب زمینی لطمه می زنیم و مردم را تحقیر می کنیم، نمی توانیم امید داشته باشیم که عزت نفس ملت مان را برای روزهای سخت ذخیره کنیم و نگاه داریم. وی تاکید کرد؛ در این زمینه شبهاتی هست و نشان می دهد در این زمینه خوب عمل نکردیم چرا که اگر لازم است به مردم کمک شود، این کمک حق مردم است و نباید انتظار محبت ویژه یی از آنها داشته باشیم. اگر قرار است کاری انجام دهیم، باید نهادینه و مشخص شود این کار مطابق کدام قانون انجام شده است.میرحسین موسوی به آزادی های مصرح قانون اساسی اشاره کرد و گفت؛ در جهت آزادی بیان و عقیده، آزادی مطبوعات و آزادی در نشر کتاب ها در چارچوب قوانین موجود، اگرچه به آن قانون اعتقاد نداشته باشیم، تلاش می کنیم و اگر بخواهیم تغییری ایجاد کنیم آن را از راه قانونی انجام دهیم.اما میرحسین موسوی پس از بیان دلایل حضور خود در پاسخ به سوالی، از سیاست اقتصاد کوپنی دولت خود دفاع کرد و افزود؛ من بارها گفتم شرایط جنگ این سیاست ها را ایجاب می کرد و این به کشور ما منحصر نیست و همه کشورها در جنگ در صورتی موفق بودند که بر اقتصادشان نظارت داشته باشند و یکی از نمونه های آن، کشور انگلستان است.اما دفاع از ایده ها به دفاع از سیاست دولت منحصر نشده چنان که وی از ایده تلویزیون خصوصی نیز دفاع کرد و اظهار داشت؛ من در مجلس بازبینی قانون اساسی سال ۶۸ و سخنگوی اجرایی آن مجلس بودم. جزء مواردی که از پیشنهادات بنده بود و من از آن دفاع کردم، آزادی کانال های تلویزیونی با مدیریت نظام بود و هنوز هم اعتقادم عوض نشده. در آن جلسه یکی از دوستان گفت شما می خواهید همه چیز را دولتی کنید و اینکه باید دولتی باشد، می خواهید خصوصی کنید و این موضوع رد شد. وی تاکید کرد؛ من هنوز بر ایده گذشته اصرار دارم. با توجه به گسترش فضای رسانه یی جهان امروز حتی در عراق که کشور همسایه ماست، این موضوع دیده شده و ما امکان حرکت در فضای رسانه یی نداریم مگر اینکه آزادی عمل داشته باشیم.وی در عین حال از رابطه ایران و امریکا دفاع کرد و گفت؛ لحن اوباما نسبت به رئیس جمهور قبلی تفاوت کرده و منتظر می مانیم که ببینیم این تفاوت ها چه تغییرات عملی در سیاست های امریکا خواهد داشت. البته سخنان اخیر اوباما در پراگ بر سخنان نوروزی سایه انداخته و وی اتهاماتی را متوجه ایران کرده و ادامه این اتهامات می تواند بر ارتباط ایران و امریکا سایه بیندازد. ما منتظریم ببینیم قدم های بعدی به کجا خواهد کشید.در ادامه نخست وزیر دوران دفاع مقدس در پاسخ به سوال «اعتماد» که پرسید؛ «شما نخست وزیر دورانی بودید که دوران بگیر و ببند بود. اگر شما رئیس جمهور شوید با طرح امنیت اجتماعی و طرح های مشابه چگونه برخورد می کنید و سوال دوم اینکه موضع شما درباره تحزب چیست؟ آیا به احزاب در کابینه سهم می دهید یا خود را فراحزبی می دانید؟» گفت؛ پروژه امنیت اجتماعی اثرات سوء دارد و تامین کننده اهداف نظام ما نیست و همه مسائل اجتماعی با تکیه بر مزیت های ما در اعتماد به جوانان و زنان باید تهیه شود و به صورت آمرانه و خشن هر نوع برخوردی که داشته باشیم، آثار مثبتی نخواهد داشت. وی تاکید کرد؛ بخشی از برخوردها اساساً موضوعیت ندارد و با سوء نیت انجام می شود و این به حساب نظام گذاشته می شود و من این گشت ها را جمع خواهم کرد.نخست وزیر دولت های سوم و چهارم تحزب را امری ضروری دانست و گفت؛ من رئیس دفتر سیاسی حزب جمهوری اسلامی بودم و اهمیت تحزب را می دانم و یکی از کاستی های کشور نبود حزب های قوی است و بخشی از مشکلات انتخابات های ما به این مساله بر می گردد. اگر در زمینه حزب پیشرفت داشتیم، مشکلات کمتری بود و اگر احزاب امیدوار باشند در آینده می توانند سهمی در انتخابات داشته باشند، برای ملت خودشان برنامه ریزی و نیروی انسانی تربیت می کنند. موسوی گفت؛ من برای خودم قید درست نمی کنم و این گونه نیست که سریع خط قرمز بکشم و افراد را به غیرنظام یا خودی و غیرخودی تبدیل کنم. من با اصلاح طلبان و اصولگرایان ارتباط قوی دارم و گفتم من اصلاح طلبی هستم که دائم به اصول رجوع می کنم و دستم را به سوی کسانی که قانون، اصول و نظام را قبول دارند دراز می کنم. هنوز می گویم بسیج مدرسه عشق است و در عین حال می دانم در میان شعارهای اصلاح طلبی هم شعارهای زیبایی هست و به معنای این نیست که تایید آن شعارها می تواند اصول را نفی کند.در ادامه میرحسین موسوی در بیان این سوال که شما ارتباطی با نسل جوان ندارید، چطور می خواهید با نسل سومی ها ارتباط برقرار کنید، گفت؛ به نظر من مهم ترین مساله جوانان این است که جوانان بیش از همه متاثر تغییراتی هستند که در جامعه رخ می دهد و نوع برخورد ما به این تغییرات بسیار مهم است. برخی در جهت بستن تغییرات جهانی حرکت می کنند در حالی که این رویه موجب انباشت مسائل پشت یک سد می شود و در صورت شکست آن خطرات جدی کشور را تهدید می کند که یکی از مهم ترین آنها جدایی جوانان از نظام است.وی در ادامه افزود؛ بخش خصوصی از شناور بودن سیاست ها می ترسد. کسی که زحمت کشیده و با خون دل سرمایه یی جذب کرده، با وجود سیاست های شناور نمی تواند سرمایه گذاری خوبی داشته باشد. وقتی ما در سه سال، سه رئیس بانک مرکزی عوض کنیم، طبیعی است که سرمایه گذار داخلی و خارجی حاضر به مشارکت نیست. من حمایت از تولیدکننده داخلی را نیز به عنوان یکی از برنامه ها دنبال خواهم کرد. در دوران جنگ هم این برنامه را دنبال می کردم. برای همه ما باید دردناک باشد که پسته کالیفرنیایی در آجیل ما باشد. امروز همه خبر دادند که صادرکنندگان خارجی مستقیم با کارخانه هایی که سال ها رشد کردند، تماس می گیرند که تولید را متوقف کرده و کالاهای آنها را به فروش برسانند. نخست وزیر دوران دفاع مقدس از اتهام «دولتی بودن» تبری جست و ضمن دفاع از خصوصی سازی گفت؛ ما باید فضای کسب و کار را بهتر کنیم و اراده یی قوی می طلبد و نیازمند همکاری همه قوا هستیم. ما باید جلوی فساد مالی را بگیریم اما منظور من این نیست که باید دنبال مافیای نفتی خیالی باشیم ولی با روش های اجرایی و مصوبات می توان زمینه های جرم خیزی را کم کرد و در نهایت اگر فاسدی پیدا شد، با همکاری قوه قضائیه باید عمل کرد.وی بار دیگر از سیاست منفعلانه ایران در صحنه بین الملل انتقاد کرد و اظهار داشت؛ بنده در صحبت های اخیر اشاره کردم کشوری در صحنه جهانی می تواند موثر باشد که با دست پر به این مصاف برود. وی با ذکر مثال امریکا گفت؛ امریکا قدرت بزرگی است و با ما مشکل دارد و می خواهد با ما برخورد کند ولی اول با اروپا هماهنگ می کند اما ما که می خواهیم درباره دنیا عمل کنیم، چه متحدانی داریم؟ ما حتی در سازمان همکاری های شانگهای حضور روشنی نداریم. وی تصریح کرد؛ البته ما دوستان محکمی داریم که باید آنها را به عنوان سرمایه حفظ و روابط مان را با آنها تقویت کنیم اما در عین حال به ظرفیت سازی برای روابط جدید نیاز داریم. دولت بعدی هر که باشد، بهتر است به سمت دوستی با ملت ها پیش برود و تنش ها را از بین ببرد و این برای توسعه داخلی ما بسیار حیاتی است.


نوشته شده در تاریخ ۱۸ / فروردین / ۱۳۸۸
نوشته شده در تاريخ شنبه پانزدهم فروردین 1388 توسط  |


آلبوم: موسیقی فیلم سنتوری
آهنگساز: اردوان کامکار
با صدای: محسن چاووشی
فیلمی از داریوش مهرجویی
01 - تنها بودن
02 - چهار مضراب
03 - برای هانیه
04 - سنگ صبور
05 - چهار مضراب شور-عروسی
06 - چهار مضراب شور-تولد
07 - با هم بودن
08 - A Work Of Vital
09 - Mozart
10 - خیانت
11 - خاطره

لینک دانلود:





* محسن چاووشی بعد از تقریبا 5 آلبوم که در کانال های اینترنتی پخش شد و مجوز پخش رسمی نگرفت ، اولین آلبوم مجاز خودش رو با نام " یک شاخه نیلوفر " راهی بازار موسیقی کرد ...
* این پُست از چهارشنبه هفته گذشته در دست آماده سازی بود و هر بار که می خواستم روی بلاگ کار کنم مشکلی پیش میومد و نمیشد ، بابت تاخیر چند روزه ام پوزش می خوام ...
* و در آخر یک هفته ایی هست که در تلاش برای مرتب کردن آلبوم هام هستم ، انقدر از این هارد به اون هارد اساس کشی کرده بودم ، هاردهام خیلی نامرتب شده بود ، الان که نگاه می کنم به داشته هام ، خیلی آثار کم یاب هست که دارم و دوست دارم شما هم بشنوید ، اگر عمری بود و توان ، سعی می کنم بعد از این پیوسته تر از پیش در کنارتون باشم ...
نوشته شده در تاريخ شنبه هشتم فروردین 1388 توسط  |


آلبوم: آرامش در رویا
اثر: آرنت اشتاین
موسیقی درمانی
01 - After The Rain
02 - Peace in Dream

لینک دانلود:



 



 



 

نوشته شده در تاريخ جمعه هفتم فروردین 1388 توسط  |

انیشتین سر سفره هفت سین پروفسور حسابی ...

 

einstein%20and%20Godel.jpg

در زمان تدریس در دانشگاه پرینستون دکتر حسابی تصمیم می گیرند سفره ی هفت سینی برای انیشتین و جمعی از بزرگترین دانشمندان دنیا از جمله "بور"، "فرمی"، "شوریندگر" و "دیراگ" و دیگر استادان دانشگاه بچینند و ایشان را برای سال نو دعوت کنند. آقای دکتر خودشان کارتهای دعوت را طراحی می کنند و حاشیه ی آن را با گل های نیلوفر که زیر ستون های تخت جمشید هست تزئین می کنند و منشا و مفهوم این گلها را هم توضیح می دهند. چون می دانستند وقتی ریشه مشخص شود برای طرف مقابل دلدادگی ایجاد می کند. دکتر می گفت: " برای همه کارت دعوت فرستادم و چون می دانستم انیشتین بدون ویالونش جایی نمی رود تاکید کردم که سازش را هم با خود بیاورد. همه سر وقت آمدند اما انیشتین 20دقیقه دیرتر آمد و گفت چون خواهرم را خیلی دوست دارم خواستم او هم جشن سال نو ایرانیان را ببیند. من فورا یک شمع به شمع های روشن اضافه کردم و برای انیشتین توضیح دادم که ما در آغاز سال نو به تعداد اعضای خانواده شمع روشن می کنیم و این شمع را هم برای خواهر شما اضافه کردم. به هر حال بعد از یک سری صحبت های عمومی انیشتین از من خواست که با دمیدن و خاموش کردن شمع ها جشن را شروع کنم. من در پاسخ او گفتم : ایرانی ها در طول تمدن 10هزار ساله شان حرمت نور و روشنایی را نگه داشته اند و از آن پاسداری کرده اند. برای ما ایرانی ها شمع نماد زندگیست و ما معتقدیم که زندگی در دست خداست و تنها او می تواند این شعله را خاموش کند یا روشن نگه دارد."

آقای دکتر می خواست اتصال به این تمدن را حفظ کند و می گفت بعدها انیشتین به من گفت:   " وقتی برمی گشتیم به خواهرم گفتم حالا می فهمم معنی یک تمدن 10هزارساله چیست. ما برای کریسمس به جنگل می رویم درخت قطع می کنیم و بعد با گلهای مصنوعی آن را زینت می دهیم اما وقتی از جشن سال نو ایرانی ها برمی گردیم همه درختها سبزند و در کنار خیابان گل و سبزه روییده است."

بالاخره آقای دکتر جشن نوروز را با خواندن دعای تحویل سال آغاز می کنند و بعد این دعا را تحلیل و تفسیر می کنند. به گفته ی ایشان همه در آن جلسه از معانی این دعا و معانی ارزشمندی که در تعالیم مذهبی ماست شگفت زده شده بودند. بعد با شیرینی های محلی از مهمانان پذیرایی می کنند و کوک ویلون انیشتین را عوض می کنند و یک آهنگ ایرانی می نوازند. همه از این آوا متعجب می شوند و از آقای دکتر توضیح می خواهند. ایشان می گویند موسیقی ایرانی یک فلسفه، یک طرز تفکر و بیان امید و آرزوست. انیشتین از آقای دکتر می خواهند که قطعه ی دیگری بنوازند. پس از پایان این قطعه که عمدأ بلندتر انتخاب شده بود انیشتین که چشمهایش را بسته بود چشم هایش را باز کرد و گفت" دقیقا من هم همین را برداشت کردم و بعد بلند شد تا سفره هفت سین را ببیند.

آقای دکتر تمام وسایل آزمایشگاه فیزیک را که نام آنها با "س" شروع می شد توی سفره چیده بود و یک تکه چمن هم از باغبان دانشگاه پرینستون گرفته بود. بعد توضیح می دهد که این در واقع هفت چین یعنی 7 انتخاب بوده است. تنها سبزه با "س" شروع می شود به نشانه ی رویش. ماهی با "م" به نشانه ی جنبش، آینه با "آ" به نشانه ی یکرنگی، شمع با "ش" به نشانه ی فروغ زندگی و ... همه متعجب می شوند و انیشتین می گوید آداب و سنن شما چه چیزهایی را از دوستی، احترام و حقوق بشر و حفظ محیط زیست به شما یاد می دهد. آن هم در زمانی که دنیا هنوز این حرفها را نمی زد و نخبگانی مثل انیشتین، بور، فرمی و دیراک این مفاهیم عمیق را درک می کردند. بعد یک کاسه آب روی میز گذاشته بودند و یک نارنج داخل آب قرار داده بودند. آقای دکتر برای مهمانان توضیح می دهند که این کاسه 10هزارسال قدمت دارد. آب نشانه ی فضاست و نارنج نشانه ی کره ی زمین است و این بیانگر تعلیق کره زمین در فضاست. انیشتین رنگش می پرد عقب عقب می رود و روی صندلی می افتد و حالش بد می شود. از او می پرسند که چه اتفاقی افتاده؟ می گوید : "ما در مملکت خودمان 200 سال پیش دانشمندی داشتیم که وقتی این حرف را زد کلیسا او را به مرگ محکوم کرد اما شما از 10هزار سال پیش این مطلب را به زیبایی به فرزندانتان آموزش می دهید. علم شما کجا و علم ما کجا؟!"

خیلی جالب است که آدم به بهانه ی نوروز، فرهنگ و اعتبار ملی خودش را به جهانیان معرفی کند.

خاطرات مهندس ایرج حسابی

لطفا فاتحه ای نثار روح استاد کنید.

با افتخار " سال نو مبارک، نوروزتان پاینده "

نوشته شده در تاريخ سه شنبه چهارم فروردین 1388 توسط  |

Mobin_s2004@yahoo.com

Mobin_s2004@yahoo.com

 

29 اسفند / 19 مارس

Mobin_s2004@yahoo.com
29 اسفند ماه هجري خورشيدي
Mobin_s2004@yahoo.com
ماجراي «وسموس» بالاخره باعث كناره كيري رئيس الورزاء شد

ميرزا حسن مشير الدوله

اسفند 1293 (مارس 1915) و در دومين سال جنگ جهاني اول، ماجراي ناپديد شدن «وسموس» ديپلمات آلماني در فارس، دولت ايران را دچار بحران شديد كرده بود كه بالاخره باعث كناره گيري ميرزاحسن مستوفي از رئيس الوزرايي شد و ميرزاحسن مشير الدوله جاي او را گرفت.
    «وسموس» كنسول آلمان در شيراز كه شهرت داشت ايرانيان و سران بعضي قبايل را بر ضد انگلستان تحريك مي كند نيمه اسفند در مسير شيراز به بهبهان توسط نيروهاي انگليسي كه طبق موافقتنامه سن پترزبورگ جنوب و شرق ايران منطقه نفوذ آنها بود دستگير و بازداشت شده بود. دولت آلمان از طريق نماينده سياسي خود در تهران در اين زمينه به مستوفي رئيس الوزراء ايران اعتراض كرده بود. مستوفي در پي اين اعتراض از والي (استاندار) فارس خواست كه وسموس را از انگليسي ها بگيرد كه انگليسي ها خبردادند وسموس از قرارگاه آنها گريخته و احتمالا به برازجان رفته است. والي فارس عازم برازجان شد كه وسموس را تا شيراز بدرقه كند كه نيروهاي انگليسي دوباره او را بين راه دستگير نكنند. مستوفي كه از اين وضعيت و مداخلات انگليسي ها خسته شده بود از كار كنار گيري كرد و مشير الدوله رئيس الوزراء شد. كابينه مشير الدوله تنها 18 روز عمر كرد و بر اثر فشار روسيه و انگلستان كه نگران افزايش محبوبيت آلمان ميان ايرانيان بودند بركنارشد. پس از انحلال كابينه مشيرالدوله، به فاصله 24 ساعت احمدشاه دو رئيس الوزراء تعيين كرد. اولي را به اصرار سفيران انگلستان و روسيه و دومي را تحت فشار سفيران آلمان و عثماني! و بالاخره مجلس به رئيس الوزراء سوم كه عين الدوله بود راي تاييد داد كه او هم سه ماه بعد كناره گيري كرد.
     احمدشاه که چنين ديد دست به دامن مستوفي شد كه رئيس الوزراء شود كه نپذيرفت، عين الدوله و مشير الدوله هم زير بار تشكيل كابينه نرفتند كه مجلس دوباره سراغ مستوفي رفت و او را رئيس الوزراء كرد.
     دليل اين وضعيت بحراني، مداخلات خود سرانه نيروهاي انگلستان و روسيه در ايران بود كه انگليسي ها در بوشهر ژاندارمهاي ايران را خلع سلاح كرده بودند و روسها بيش از ده هزار قزاق در قزوين مستقر ساخته و هردم دولت تهران را كه ديگر كاري از دستش بر نمي آمد تهديد مي كردند و در شهرهاي مركزي و جنوبي از جمله اصفهان، كرمان و فارس مردم به جان نمايندگان انگلستان افتاده بودند و به قتل و جرح آنان مبادرت مي كردند.

 

 روز ملّى شدن صنعت نفت

29 اسفند 1329 - مجلسين شورا و سنا به موجب مبارزات مردم مسلمان كشورمان مادّه واحده اي مبني برملي شدن صنعت نفت ايران در سراسر كشور از مرحله تصويب گذراندند. براساس اين ماده قانوني عمليات اكتشاف، استخراج و بهره برداري ازمنابع نفتي برعهده دولت ايران قرارگرفت و درارديبهشت ماه سال بعد قانون خلع يد ازشركت انگليسي نفت جنوب نيزدرمجلسين تصويب شد.

Mobin_s2004@yahoo.com
19 مارس ميلادي
Mobin_s2004@yahoo.com
خودكشي امپراتور چين با 200 تن از درباريان
و پايان يك دودمان

قبور پادشاهان دودمان « مينگ » در نزديكي پكن

19 مارس سال 1644 ميلادي « سي سانگ » امپراتور وقت چين از دودمان مينگ پس از اين كه شنيد يك مقام اين كشور از راه خيانت يكي از دروازه هاي پكن را به روي نيروهاي شورشي « لي زي چنگ » كه شهر را محاصره كرده بودند گشوده و شورشيان وارد شهر شده اند خودكشي كرد و متعاقب او دويست تن از اعضاي خاندان و درباريان او دست به خودكشي زدند تا اسير و تحقير نشوند و با خودكشي آنان حكومت سلسله مينگ بر چين كه 276 سال طول كشيده بود پايان يافت و سلسله« كوينگ» كه از منچوها بود و آخرين دودمان سلطنتي چين بشمار مي رود روي كار آمد. دودمان كوينگ در 1911 منقرض شد.
    دودمان مينگ در سال 1368 ميلادي با بركنار كردن خاندان چنگيز ( مغولها ) بر جاي انها نشست و پايتخت چين را در« بي جينگ Beijing به معناي پايتخت شمالي ( پكن ــ پايتخت مغولها ) تثبيت كرد. اين دودمان ديوار چين را به منظور جلوگيري از رخنه مغولها تعمير و تقويت كرد. در زمان همين دودمان، چين به صورت يك قدرت دريايي درآمده بود و بزرگترين كشتي هاي جهان آن روز را مي ساخت و با بنادر آسيا و افريقا داد و ستد داشت. دست اندازي ژاپني ها به شبه جزيره كره و فساد اداري باعث تضعيف اين دودمان شده بود.

 

قتل لاسال

رنه ـ رابر لاسال Rene – Robert La Salle كه مالكيت دولت فرانسه را بر مناطق مركزي ايالات متحده امروز بر قرار كرده بود 19 مارس سال 1687 در تكزاس امروز هنگامي كه در جستجوي دهانه رود «مي سي سي پي» و جايي كه به خليج مكزيك مي ريزد بود به دست يكي از همراهانش كشته شد. لاسال منطقه طرفين رود مي سي سي پي را به نام لوئي 14 پادشاه وقت فرانسه « لوئيزيانا » اسم گذاري كرد كه هنوز باقي است.
    لاسال از طريق كانادا دست به اكتشاف مناطق مركزي آمريكاي شمالي از شيكاگو تا دلتاي مي سي سي پي زده بود. وي نخستين اروپايي بود كه به رودخانه اهايو رسيد. او مركز تجسس خود را در سن لوئي كه اينك شهر بزرگي است مستقر ساخته بود. لاسال نخست تصور مي كرد كه مي سي سي پي به خليج كاليفرنيا مي ريزد ولي بعدا كه طول اين رودخانه را طي كرد به اشتباه خود پي برد. علت قتل او اين بود كه راه را گم كرده بودند و يكي از همراهان او كه به اين لحاظ كنترل اعصاب خود را ازدست داده بود لاسال را كشت. لاسال بر خلاف مهاجران انگليسي هاي كه سرخپوستان را مي كشتند با ايشان دوستي مي كرد و روابط حسنه داشت و از همان زمان سرخپوستان هميشه متحد فرانسه بودند و در جنگ با انگليسي ها به فرانسويان كمك مي كردند. 130 سال بعد از استقرار فرانسويان در امريكاي شمالي دولت واشنگتن لويزيانا را از دولت ناپلئون خريداري كرد.

برخي ديگر از رويدادهاي 19 مارس

721:   در بابل ( جنوب عراق امروز ) ماه گرفتگي مشاهده شد كه آن را ثبت كردند و سفالنبشته آن كه شرح ماجراست به دست آمده است.

1571:   اسپانيايي ها مانيل امروز را به عنوان پايگاه استعمار خود بر فيليپين انتخاب كردندكه همه اين سرزمين به نام فيليپ پادشاه وقت اسپانيا « فيليپين » نامگذاري شده است.

1628:   مهاجرنشين انگليسي ماساچوست در امريكاي شمالي تاسيس شد.

1748:   قانون تبعه خواندگي ( نچراليزيشن ) انگلستان به يهوديان امكان داد كه به آمريكاي شمالي مهاجرت كنند.

1938:   «لازارو كاردناس» رئيس جمهور مكزيك منابع نفت و صنايع مربوط را در اين كشور ملي اعلام و اموال موسسات خارجي فعال در اين صنايع را مصادره كرد و دست به فروش نفت به آلمان (نازي) زد. در دهه هاي سوم و چهارم قرن 20، مكزيك دومين كشور توليد كننده نفت در جهان بود.

1942:   رئيس جمهوري وقت آمريكا دستورالعملي صادر كرد كه به دليل ورود اين كشور به جنگ جهاني دوم مردان 45 تا 64 ساله آمريكايي هم بايد براي خدمات غير رزمي ثبت نام كنند.

1945:   در نتيجه حمله انتحاري ( كاميكازي ) يك خلبان ژاپني به يك ناو امريكايي در نزديكي آبهاي ژاپن 800 تن از افراد نيروي دريايي آمريكا كشته شدند.

1945:   هيتلر دستور العملي صادر كرد كه برپايه آن بايد همه موسسات توليدي آلمان كه ممكن بود مورد استفاده فاتحان جنگ جهاني دوم قرار گيرند منهدم شوند.

1965:   دكتر سوكارنو رئيس جمهوري اندونزي همه شركتهاي نفتي خارجي در آن كشور را ملي اعلام كرد. همين اقدام بر مخالفت غرب با او افزود و ژنرال سوهارتو تشويق به كودتا بر ضد وي شد.

شهر ايروان در جريان دومين جنگ ايران و روس

21 ربيع الاول 1243 - شهر ايروان در جريان دومين جنگ ايران و روس به تصرف قواي روسيه درآمد. اين شهر در زمان فتحعليشاه قاجار سقوط كرد و به روس ها واگذار شد. نتيجه اين شكست، انعقاد عهدنامه تركمانچاي بود كه به موجب اين عهدنامه و بدليل بي تدبيري هاي شاه قاجار بخش وسيعي از اراضي شمالي آذربايجان و قفقاز از خاك ايران جدا و ضميمه روسيه شد.

نوشته شده در تاريخ سه شنبه چهارم فروردین 1388 توسط  |

خنده چیست ؟

فوايد خنده براي سلامتي ، خنده ،خنده خنده خنده خنده

خنده يك پاسخ فيزيولوژيك به شوخ طبعي ميباشد. خنده از دو مولفه ژست ها و توليد اصوات تشكيل يافته است.
چه اتفاقاتي حين خنده روي ميدهند:

1- 15 عضله صورت منقبض ميشوند.
2- عضله اصلي گونه كه لب بالا را بلند ميكند تحريك ميشود.
3- اپي گلوت (مدخل حنجره) حنجره را بصورت نيمه بسته در مي آورد بنابراين شما به نفس نفس مي افتيد.
4- در خنده هاي شديد غدد اشكي نيز تحريك ميشوند.
5- كنترل عضلات بدن از دست شما خارج شده و بدن شل ميگردد.

علل روانشناختي خنده:
1-نشانه اعتماد به ديگران.
2-تقويت روابط اجتماعي.
3-اجتناب از درگيري و برخورد.
4-ايجاد صميميت.
5-خنده گوياي پذيرش و تعاملات مثبت است.
6-خنده بيانگر و اثبات كننده عضوي از يك گروه بودن است.

مطالب جالب در مورد خنده:
1-افراد 30 برابر بيشتر در حضور جمع مي خندند تا در تنهايي و بطور انفرادي.
2-خنده قابل سرايت است.
3-صداي خنده متشكل از آواهايي است كه در هر 210 ميلي ثانيه تكرار ميشوند.
4-انسان ها بسته به اينكه در حضور چه فرد و يا افرادي هستند بطور متفاوتي ميخندند.
5-مردها هنگامي كه در كنار يكديگر ميباشند، با خنديدن دوستي و رفاقت خود را ابراز كرده و روحيه رقابت جويانه ميان خود را تعديل ميبخشند.
6-حداكثر فركانس صوتي كه مردها قادرند با خنده توليد كنند 1200 هرتز است، اما زنان قادرند فركانسي تا 2000 هرتز توليد كنند.
7-خنده همواره پس از مكث در پايان جملات و عبارات خنده دار روي ميدهد.
8-كودكان 300 بار در روز و بزرگسالان بطور متوسط 17 بار در روز مي خندند.
9- 80 درصد خنده ها در پاسخ به جوك و لطيفه نميباشد. اغلب خنده ها در هنگام خداحافظي و يا خوشامد گويي و سلام كردن روي ميدهند.
10-زنان 126 درصد بيشتر از مردان ميخندند. دختران هم بیش اززنان
11-صداي خنده زنان آهنگين تر از صداي خنده مردان است. خنده دختران را مقایسه کنید
12-شمپانزه ها و موشهاي صحرايي نيز ميتوانند بخندند (اما نه مثل انسان ها).

فوايد خنده براي سلامتي:
1-خنده يك مكانيسم دفاعي و كنار آمدن با استرس، تحقير، خجالتزدگي و درد است.
2-خنده باعث افزايش سطح انرژي بدن ميگردد.
3-خنده باعث كاهش استرس و تنش رواني ميگردد.
4-خنده باعث كاهش درد ميگردد.
5-خنده باعث افزايش روحيه فرد و احساس خوب نسبت به خود داشتن ميگردد.
6-خنده باعث بهبود كاركرد مغز ميگردد. خنده باعث تحريك هر دو نيمكره مغز گرديده و در عملكرد آنها تعادل ايجاد ميكند.
7- خنده باعث ماساژ دادن ارگان هاي شكمي و بهبود كاركرد آنها، تقويت عضلاتي كه ارگانهاي شكمي را در جاي خود نگه ميدارند، و افزايش و بهبود عمل جذب و هضم ميگردد.
8-خنده باعث تقويت يادگيري و تمركز ميگردد.
9-خنده باعث كاهش تنش عضلاني ميگردد. www.zibaweb.com
10-خنده يك تمدد اعصاب و تكنيك تن آرامي رايگان و آسان است.
11-هنگام خنده فشار خون و سرعت ضربان قلب شما افزايش مي يابد. اما بلافاصله پس از اتمام خنده فشار خون كاهش مي يابد(كمتر از حد طبيعي)
12-خنده باعث تغيير رفتار ما ميشود. پس از خنده ما بيشتر صحبت كرده وتماس چشمي و فيزيكي بيشتر برقرار ميكنيم.
13-خنده باعث كاهش سطح هورمونهاي استرس ميگردد. اين هورمونها كه در هنگام تجربه استرس و خشم ترشح ميگردند باعث سركوب سيستم ايمني بدن، افزايش پلاكت هاي خون و افزايش فشار خون ميگردند.
14-خنده باعث تقويت سيستم ايمني ميگردد. خنده سلولهاي T وB و گاما اينترفرون را افزايش ميدهد.
15-خنده ممكن است به سرفه و سكسكه بيانجامد كه باعث پاك شدن مجاري تنفسي از مخاط اضافي ميگردد.
16-خنده باعث افزايش ايمنوگلوبين A ميگردد كه از مجاري تنفسي در برابر ارگانيزمهاي بيماريزا دفاع ميكند.
17-خنديدن يك نوع فعاليت بدني هوازي ميباشد.100بار خنديدن معادل 15 دقيقه فعاليت با دوچرخه ثابت ميباشد. خنده باعث كاهش فشار خون، افزايش جريان خون در بدن و افزايش اكسيژن رساني در بدن ميگردد.
18-خنده باعث ورزش ديافراگم وعضلات شكم، تنفسي، صورت، پا و كمر ميگردد.
19-خنده باعث تخليه انرژي و احساسات منفي و مخرب ميگردد.
20-خنده با افزايش اكيسژن رساني باعث تسريع بهبود زخم ها ميگردد.
21-خنده كوتاهترين مسير ميان دو فرد است.

چگونه شوخ طبع باشيم:
ناهمخواني (با عقايد، تصورات)، غير منتظره بودن، غافل گير كننده بودن، ممنوع بودن (اعمال، رفتار و شخصيت)، و تاخيردر درك (به اصطلاح گرفتن مطلب) همگي ميتواند فاكتورهاي شوخ طبعي باشند.
چه نكاتي را بايد هنگام شوخ طبعي رعايت كنيم:
1-مطمئن گرديد فردي كه ميخواهيد با وي شوخي كنيد شرايط و يا جنبه شوخي را داراست.
2-با كسي شوخي كنيد كه با وي صميمي و نزديك ميباشيد.
3-موقعيت اجتماعي را مد نظر قرار دهيد (در دانشگاه، ميهماني و يا مراسم ترحيم).
4-شوخي بايد متوجه خودتان باشد و نه فرد ديگري.
5-شرايط و موقعيت ها را دستمايه خنده قرار دهيد و نه فرد و يا گروه را.
6-سعي كنيد با افرادي كه از نظر سني از شما بزرگتر هستند شوخي نكنيد.
7-در شوخ طبعي افراط نكنيدتا از وقار و شان شما كاسته نگردد

http://babakhodaei.blogfa.com/post-77.aspx

 

فواید خنده

آیا تاکنون از خود پرسیده ایدکه چند بار در روز از ته دل می خندید؟ آیا آدم خوش خنده و خوشرویی هستید یا گرفته و عبوس و به اصطلاح جدی و مبادی آداب! پژوهشهای گوناگون در زمینه اثرات خندیدن بر جسم و روح بیانگر این واقعیت است که خندیدن سبب از بین رفتن بسیاری از فشارهای روحی و روانی شده و راندمان کاری را در افراد بالا می برد. در کشور هندوستان برای تشویق مردم به اینکه از دل مشغولی های روزانه خود دست برداشته برای لحظه ای هم که شده با "خنده" مشکلات خود را فراموش کنند، دست به ابتکار جالبی زده اند و دوره هایی تحت عنوان "خنده درمانی" تشکیل داده اند این دوره ها با استقبال بسیاری روبه رو شده است. بهره گـیـری از " خنده" برای درمان ناهنجاری های فکـری و عارضـه های جـسمـی، نخستین بار نیست که به مرحله اجرا درمی آید. پیش از این در کشور ژاپن به معجزه خنده پی برده و از آن برای آرامش روح و روان استفاده نموده اند. طی یک برنامه از پیش تعیین شده در کلاس های خنده درمانی برای علاقمندان به آرامش درونی، فواید خنده به طور مبسوط، شرح داده می شود. در این راستا بر این نکته تاکید می شود که بسیاری از ما اکثر وقت خود را در محل کار سپری می نماییم، جایی که بیشترین فشار را از لحاظ کاری متحمل می شویم، بیماری های زیادی مانند "فشار خون"، "نارسایی های قلبی"، "بی خوابی و افسردگی" حاصل فشارهای بیش از اندازه ای هستند که هر کدام از ما روزانه با آنها دست و پنجه نرم می کنیم، اضطراب و استرس محیط کار و فعالیت ممکن است به وضعیت بدتر مانند اعتیاد به مواد مخدر یا تفریحات غیر سازنده منجر شود. از این رو، تمرین خنده به فواصل زمانی در روز باعث می شود اکسیژن بیشتری به مغز برسد و با آزاد شدن هورمون های انرژی زا در بدن، فرد احساس آرامش بیشتری کند. پس سعی کنید همیشه لبخند بر لبانتان باشد.دست کم پس از هر دو یا سه ساعت کار مداوم یک نفس عمیق کشیده گردن و شانه هایتان را به عقب خم کنید تا به اصطلاح خستگی از تنتان بیرون برود. خنده درمانی سیستم ایمنی بدن را افزایش داده باعث می شود کمتر دچار سرماخوردگی و عطسه شوید همین طور بروز عفونت های حلق و ریه را تا حد قابل ملاحظه ای کاهش می دهد. خنده استقامت بدن را در ابتلا به بیماری هایی همچون آسم، برونشیت، سردردهای عصبی و میگرن، و نیز دردهای ناشی از آرتروز، دیسک کمر و ستون فقرات افزایش می دهد. خنده درمانی درحقیقت نوعی تمرکز فکری محسوب می شود که افکارانسان را از دنیای فیزیکی جدا می کند تا جایی که ذهن به هیچ چیز دیگری نمی اندیشد. تمام کسانی که از این روش استفاده می کنند به خوبی می دانند که هنگام متمرکز ساختن ذهن، همه افکار بد و منفی از قبیل اندیشه های جرم برانگیز، ترس، عصبانیت، حسادت و خود خواهی را می توان از ذهن بیرون کرد و روحیه ای شاد و سرزنده را با تمرین گذشت و فداکاری، احترام به دیگران، دوست داشتن و محبت ورزیدن و از همه مهمتر "بخشش" در وجود خود زنده ساخت. از این رو افراد بایدبیش از هر چیز زوایای شخصیتی خودرا به خوبی بشناسند و جنبه های شوخ طبعی را در وجود خود شناسایی کنند اگر چه این خصیصه در همه اشخاص به یک اندازه موجود نیست. طی فرآیند خنده درمانی به افراد آموزش داده می شود که صرف نظر از مشکلات و گرفتاری هایی که برای هر فردی در زندگی ممکن است پیش بیاید خندیدن و خوشحالی بخش جدایی ناپذیری از زندگی فردی انسان ها محسوب می شود. وقتی ذهن و فکر شما در آرامش کامل باشد قطعاَ راحت تر و آسان تر می توانید تصمیم بگیرید و با آرامش خاطر مشکلات خود را حل کنید. اعضاء کلاس های خنده درمانی ابتدا یکسری فعالیت های جمعی و گروهی را با هم انجام می دهند سپس هرکدام جداگانه همان فعالیت ها را به طور انفرادی و به فواصل زمانی در روز تکرار می کنند. هر فردی دارای استعدادهای بالقوه نامحدودی است که بکر و دست نخورده باقی مانده اند و می باید در مسیر درست و با شناخت صحیح فعالیت یابند. یکی از این راههای شناخت استعدادهای خاموش در وجود انسان خنده درمانی است. یک محقق دانمارکی با الگوگرفتن ازاتاق های "استراحت" و "استعمال دخانیات" در شرکت ها و ادارات پیشنهاد کرد اتاق هایی با نام "اتاق خنده" به این گونه مراکز اضافه شود تا کارمندان بتوانند دست کم 10 الی 15 دقیقه را در آنجا به خندیدن سپری کنند. هر چند این پیشنهاد هنوز عملـی نشده و تنها در حد یک فـرضیه است اما به عقیده وی ایـن تنها راهی است که می تـوان خنده را به محیـط کار نیز انتقـال داد. باشگاههای خنده در کشورهای غربی ماننـد آمریکا و انگلیس که هفته ای یک بار دایر می شوند مفیـد هستند اما کافی نیستند و نیاز افراد را برطرف نمی سـازند چرا که انسان ها برای تامین نیازهای روحی خود به اینکه هر روز بخندند نیاز دارند. یکی از محاسن ایجاد اتاق خنده این است که دیگر نیازی به وقت قبلی نیست و هر کس می تواند در هر زمانی که دلش خواست به آنجا برود و تا دلش می خواهد بخندد. نکته مهم اینجا است که آیا افراد می توانند هر زمان که اراده کنند بی دلیل بخندند و یا باید محرکی آنها را به این عمل وادارد. تحقیقات نشان می دهد که بسیاری از انسان ها نسبت به لطیفه هائی که می شنوند عکس العمل نشان می دهند. اگر لطیفه شیرین و بامزه باشد قطعاَ خنده را بر لبانشان خواهد نشاند. برای اینکه بتوانید خندیدن را تمرین کنید باید با افرادی معاشرت کنید که همیشه شاد و خوشحال هستند، گویی هیچ غم و غصه ای در زندگی نــدارند و اگر هم دارند آن را بروز نمــی دهند. در این گونه کلاس ها توسط تلویزیون و یا ضبط صوت داستان های خنده دار و بامزه به نمایش در می آید تا افراد به خندیدن وادار شوند. خنده را می توان به چند گروه تقسیم بندی کرد. گروه اول همان لبخندهایی هستند که افراد در هر زمان و مکانی می توانند از آنها استفاده کنند. به طور مثال خیلی ها برای اینکه ترس و یا اضطراب خود را پنهان کنند آن را با یک لبخند بروز می دهند و یا لبخندهایی که آدم ها از روی تنبلی، بی تفاوتی و اینکه حوصله حرف زدن ندارند به یکدیگر تحویل می دهند. دسته دوم خنده هایی هستند که در مکان های خاص و با کمی احتیاط انجام می گیرند. مثلاَ در مکان های عمومی خنده بی جا و بی مورد شخصیت آدم ها را زیر سؤال خواهد برد. دسته سوم خنده های بی صدایی است که در دل آدم ها انجام می گیرد. برای مثال دوست شما مطلبی در مورد شخصیت شما به زبان می آورد که به نظر شما اصلاَ واقعیت ندارد و شما در دل به او می خندید و یا موردی را از کسی پنهان کرده اید و در دل به او می خندید که از همه جا بی خبر است. دسته چهارم خنده های کاملاَ دوستانه است، زمانی که از ته دل می خندید و در آن لحظه تنها به چیزی می اندیشید که باعث خندیدن شما شده است. در این حالت تمام اعضاء بدن شما از عضلات سر و صورت گرفته تا دست و حتی قفسه سینه، شما را در خندیدن همراهی می کنند. از این رو از ته دل خندیدن بهترین و مفیدترین نوع خنده است! بنابراین از همین امروز تصمیم بگیرید با لبخند زدن به دیگران و از ته دل خندیدن آرامش را به محیط کار و زندگی خود آورده و زمینه ای مناسب برای رشد خلاقیت ها و دوستیهای پایدار را فراهم کنید. منبع سایت بزرگ مردمان

****************************

باز هم در مورد خنده

نگرش ما نسبت به زندگی و توانایی هایمان در راه مقابله با مشکلات بـنـوع روابطمان و بویژه رابطه های صمیمی تر بستگی دارد. زمانیـکه ترشرویی در رابطه ای وجود داشته باشد، هر فردی در زندگی خود احساس خلا پیدا می کند و دلـیـل آن نیـز ایـن امر می باشد که کیفیت زندگی ارتباط شـدیـدی بـر روی تعادل روحی و روانی افراد می گذارد. اگر میخواهید از زندگی خود راضی باشید، بنابراین باید رابطه ها را شاداب و با نشاط نگه دارید.
آمـار طلاق حاکی از آن است که ما به هیچ وجه در این امر مـوفـق ظـاهر نشده ایم. تقریبا در حدود نیمی از ازدواج ها بـه طـلاق مـنـجر مـی شود و پایان ها ناگواری را به همراه می آورند. بسیاری از آن ازدواج هایی که به قوت خود باقی می مانند نیز زوجین به ندازه کافی شاد و خوشحال نیستند.
البته باید ذکر کنیم که بیشتر مردم ارزش یک رابطه سالم را می دانند و بدون توجه به اینکه چند بار ممکن است در عشق شکست بخورند، باز هم با امید فراوان به راه خود ادامه داده و به آینده امیدوارند. به همین دلیل مطالبی در این زمینه که در کتابهای مربوط به روابط و بحث ها و برنامه های تلویزیونی وجود دارند، وقت مردم را به خود اختصاص می دهند. و برخی از آنها ممکن است که بر روی زوج های خوشحال و یا ناراحت تاثیر گذار واقع شوند. www.zibaweb.com

اما از میان تمام فاکتورهایی که برای ایجاد جوی مساعد در روابط خانوادگی پیشنهاد می شود یک راه حل وجود دارد که کمتر از آن به عنوان یک مداوا یاد شده. این در حالی است که هر فرد آرزوی آن را می کند و همواره میزان بیشتری از آن را درخواست میکند: خنده

البته واضح است که بیشتر زوج های شاد و خندان به وقایع خنده دار و فیلم های خنده داری که در تلویزیون مشاهده می کنند، می خندند نه به یکدیگر. و مهمتر از هر چیز این است که هیچ گاه به یکدیگر خرده نمی گیرند و سر خودشان را با جوک هایی که از طریق e-mail به دستشان می رسد گرم می کنند.

اما خنده ای که در خانه رشد کند یکی از نیازهای ضروری زوج های ناراحت و غمگین است. خندیدن یکی از نیازهای اولیه و از انواع ضروری آن می باشد که تنها مختص انسان ها می باشد و نشاند هنده زندگی اجتماعی است. (زمانی که هیچ شنونده ای در مقابل شما وجود نداشته باشد هیچ خنده ای هم به وجود نمی آید). خندیدن باعث پیوند دادن انسان ها به یکدیگر می شود. ذهن گوینده و شنونده را با هم هماهنگ کرده و نشان می دهد که از نظر احساسی با هم موافق نظر هستند.

مطالبی که گفته شد همه جزئی از نظریات رابرت پروواین دکترای عصب شناسی میباشد. او معتقد است که بحث خندیدن آنقدر پیچیده است که نمی توان در ازمایشگاه ها در مورد آن بحث کرد. به جای آن او موقعیت های خنده آوری را که به خودی خود ممکن است در زندگی روزمره هر یک از انسان ها رخ دهد را جمع آوری کرده و نتایج آنرا در کتاب خود با نام: کتاب پنگوئن ها (2001) که نوعی تحقیق علمی میباشد به چاپ رسانده است.

خنده یک فضای مثبت احساسی را به وجود می آورد و طرفین نیاز برقراری ارتباط نزدیک تری را نسبت به هم پیدا کرده و از وجود یکدیگر بیشترین لذت را می برند. یکی از نتایجی که دکتر پرووین به آن دست پیدا کرده حاکی از آن است که حتی گوینده ها خیلی بیشتر از شنونده ها از تاثیرات مثبت خندیدن بهرمند می شوند. خنده و شوخی اضطراب و عصبانیت را از بین می برد و راه رسیدن به صمیمت را هموار می سازد.

خنده از طریق قانون های سخت از پیش تعیین شده به وجود نمی آید بلکه در حین مکالمه و برقراری ارتباط است که افراد شروع به خندیدن می کنند. دکتر پرووین معتقد است که: ''خنده ارتباطی به خوشمزگی ندارد بلکه در رابطه با ارتباط های اجتماعی است که معنا پیدا می کند.''

در این قسمت برخی از یافته های متعجب کننده او را با هم مرور می کنیم

خندیدن امری است که به طور تصادفی رخ می دهد و شما را به نتایج بسیار زیادی می رساند اما یکی از بهترین ره آوردهای آن: در کنار هم جمع کردن مردم می باشد. در حقیقت فواید سلامتی خنده از حمایت های اجتماعی که برای فرد به وجود می آورد نشئت می گیرد.
خنده نقش مهمی در پیوستن دل ها به یکدیگر دارد. مردها عاشق خانم هایی هستند که در حضورشان از ته دل می خندند.
هر دو جنس (چه زن و چه مرد) خندیدن را دوست داشته و بسیار می خندند. اما خانم ها بیشتر از آقایون می خندند – تقریبا در حدود 126 درصد بیشتر از مردها – و آقایون نیز خیلی بیشتر خنده تحویل می گیرند.
خنده خانم ها یکی از مولفه های ضروری برای حفظ یک رابطه سالم می باشد
خنده در زوج ها با افزایش وزن کاهش پیدا می کند.
مثل خمیازه، خنده نیز واگیر دار است. کسی نمی تواند در مقابل آن از خود مقاوت نشان دهد.
یکی از راه های ایجاد خنده (و به طور حتم یکی از قدیمی ترین راه ها) غلغلک دادن است. غلغلک دادن یک امر کاملا اجتماعی است چرا که هیچ یک از ما نمی تواند شروع کند به غلغلک دادن خودش. ما کسی را غلغلک می دهیم تا او نیز در مقابل به این عمل ما واکنش نشان هد. برای اینکه دیگران شما را غلغلک ندهند و به عنوان یک فرد غلغلکی شناخته نشوید باید خودتان انها را غلغلک دهید.
نه تنها تمام مردم از غلغلک خوششان می آید (چه غلغلکی ها چه کسانی که آنها را غلغلک می دهند) بیشتر افراد معتقدند که این عمل نشانه ای از علاقه و محبت است.
احتمالا غلغلک باید ریشه تمام بازی ها باشد. این کار دارای تاثیرات دوجانبه و متقابل می باشد. به عبارت دیگر آهنگ یک ارتباط سالم می باشد. البته می تواند غریزه جنسی را در بزرگسالان تحریک کند.
احساس غلغلکی بودن در سنین میانسالی تا حد بسیار زیادی کاهش مییابد. انسان ها به تدریج شروع به از دست دادن ''محرک های لامسه ای'' می کنند. دکتر پرووین معتقد است که میل به غلغلک، لمس کردن و شروع بازی، به تدریج ازبین می رود. اما هیچ گاه نباید فراموش کرد که چنین رفتارهایی جزء نقاط حساس عواطف یک فرد به شمار می روند.
بنابراین دفعه اینده که با همسر خود به مشکل برخورد کرده و شروع به جر و بحث نمودید، در اتاق را به شدت به هم نکوبید و خارج نشوید. به جای آن شروع کنید به غلغلک دادن همسر خود. ( قسمت های غلغلکی بدن به ترتیب حساسیت: زیر بغل، شکم، روی دنده ها، پا، زانو، گلو، گردن و کف دست ها می باشد.)
ما می دانیم که این کار مشکلات شما را به طور کلی از بین نمی برد اما می تواند به منزله نقطه شروعی باشد تا شما دونفر در کنار یکدیگر بنشینید و با هم در رفع انها کوشش کنید. http://www.tehranmania.com

*********************************************************************************

فوايد خنده براي سلامت قلب [ January 18, 2006 ]

تهران،ايرنا ‪۸۴/۱۰/۲۷
تحقيقات نشان مي‌دهد تماشاي يك فيلم كمدي جريان خون را به قلب افزايش مي‌دهد، درحالي كه ديدن يك فيلم غم‌انگيز موجب كاهش جريان خون به قلب مي‌شود. www.zibaweb.com
به گزارش خبرگزاري فرانسه از پاريس، پژوهشگران دانشگاه مريلند قسمتهاي ‪ ۱۵تا ‪ ۳۰دقيقه‌اي فيلمهاي كمدي و جدي را براي ‪ ۲۰جوان پخش كردند و دستكم ‪ ۴۸ساعت بين تماشاي فيلم‌ها فاصله گذاشتند
محققان با سونوگرافي جريان خون در سرخرگ بازويي را كه بين كتف و آرنج جريان دارد در خوكهاي آزمايشگاهي اندازه‌گيري كردند.

جريان خون در ‪ ۱۴تن از ‪ ۲۰داوطلب به هنگام تماشاي صحنه‌هايي از فيلم نجات سرباز رايان كاهش نشان داد. اما در ‪ ۱۹تن از ‪ ۲۰جوان به هنگام تماشاي قسمتهاي خنده‌دار يك فيلم ديگر افزايش نشان داد.

تفاوت بين اين دو وضعيت جريان خون ‪ ۵۰درصد بود.

تاثير تماشاي فيلم غم انگيز بر جريان خون قلب همانند انجام حساب ذهني بود.

اما تماشاي يك فيلم كمدي تاثيري همانند ورزش ايروبيك يا مصرف داروهاي پايين آورنده كلسترول خون داشت.

افسردگي، اضطراب، عصبانيت و خصومت باعث ايجاد اختلال در مسيرهاي اكسيد نيتريك كه به اتساع عروق خوني كمك مي‌كند مي‌شود.

خنده باعث مي‌شود برخي هورمون‌ها تاثير متضادي داشته باشند.

احساسات مثبت مانند خنده از روي خوشي و شادماني تاثير مفيدي بر سلولهاي آندوتليوم كه ديواره رگهاي خوني را مي‌پوشاند دارد.

مشروح اين مطالعه در مجله تخصصي "‪ "heartمنتشر شده است. منبع : سایت نیک صالحی

===============================================================

چگونه بخندیم ؟

 خندیدن؛ بهترین دارو

    كارشناسان می گویند: " فواید شادی و شوخ طبعی را هرگز دست كم نگیرید."

     سالهای  سال است كه  نشریه ریدرز دایجست به خوانندگان خود می گوید: " خنده بر هر درد بی درمان دواست".

بر اساس تحقیقات نشریه انجمن پزشكی آمریكا، این موضوع كاملا حقیقت دارد. دكتر دونالد دبلیو بلك، در شماره هفتم این نشریه می نویسد: " خندیدن باعث حفظ تعادل بدن و تحریك گردش خون  می شود. خلاصه  اینكه،  خندیدن  با  خود  سلامت  و  شادمانی  را   به   همراه می آورد."

     ما همگی می خندیم ، اما معمولا به تاثیر خارق العاده خندیدن بر روی بدن خود فكر نكرده ایم. خندیدن  معمولا از صورت و با یك لبخند شروع می شود كه ماهیچه های دهان ، بینی ، گونه ها و ماهیچه های اطراف چشم ما را به ورزش وا خواهد داشت. در خنده های بلند و پرهیجان مثل قهقهه یا خنده هایی كه آدم را روده بر می كند  دیافراگم،  ماهیچه های  شكمی و شش ها درگیر می شوند.  شما می توانید آنقدر بخندید كه به گریه بیفتید و خون به صورت شما هجوم بیاورد و به شما ظاهری گلگون و حاكی از سلامتی دهد. با خندیدن، ضربان قلب افزایش می یابد و هیپوتالاموس و غده هیپوفیز و غدد فوق كلیوی تحریك می شوند.

     همچنین خنده و خندیدن:

     __ محركی قوی برای تولید اندورفین  است. اندورفین آن دسته از ترشحات مرموزی است كه به ما قدرت تحمل درد می دهند.

     __ سیستم ایمنی را تقویت  می كند. مطالعات نشان می دهند مردمی كه زیاد می خندند ایمونوگلوبین بیشتری دارند، ایمونوگلوبین مدافع بدن ما در مقابل  عفونت ها ی تنفسی است.

     __ ضربان قلب را افزایش می دهد و اكسیژن بیشتری برای مغز فراهم می كند. این به ما كمك می كند كه به آرامش برسیم و راحت تر فكر كنیم و مهم تر از همه اینها، خندیدن به سادگی لذت بخش است.

     خندیدن تاثیرات  روانی سودمندی دارد. "داروین" خنده را ابزاری برای تخلیه فشار عصبی اضافی یا هیجانات روحی می داند كه عدم تخلیه آنها، ایجاد مشكل  می كند.  " اصل آنتی تز" او، خنده را متضاد گریه می شمارد چرا كه گریه علامت افسردگی است. "فروید" نیز خنده را نوعی رها شدن از انرژی روحی و ذهنی  می داند. از نظر فروید خنده تاثیری پالایشی دارد و دیده شده است كه انسانها اغلب بعد از خندیدن احساس آرامش بیشتری می كنند.

     "نورمان كازینز" نویسنده سابق روزنامه "ساتر دی ریویو" در كتاب خود "ساختارشناسی یك مرض" گفته كه چگونه توانسته است از یك ناهنجاری و ناتوانی نخاعی، با ترك بیمارستان و رفتن به یك جای خوش آب و هوا  و لذت بردن از تاثیرات روان درمانی كتابها و فیلمهای خنده دار، رهایی بیابد. كازینز درباره این تجربه خود می گوید: "من به این كشف مهم دست پیدا كرده ام كه ده دقیقه قهقهه زدن، تاثیری مثل یك داروی مسكن  دارد. خنده به  من  این  نیرو  را می داد تا دست كم دو ساعت بی درد بخوابم، سرانجام من به این نتیجه رسیدم كه آنچه واقعا مرا درمان كرد، خندیدن به زمین و زمان بود."

     "برتراند راسل" می گوید: " خنده ارزانترین و مؤثرترین داروی اعجاب انگیز است. خنده یك داروی همگانی و جهانی است."

     دكتر  "پاول مك گی"، یك روانشناس اهل نیوجرســــی كه  به مطالعه  تاثیرات   خنده  در طول 20 سال پرداخته است،  می گوید: "ساختارذهن آدمی روی سیستم سلامت بدن او تأثیر می گذارد. " پیام او این است : " برای حفظ سلامتی خود مواظب شرایط روحی تان باشید. "

            روانشناسان صنعتی از مدتها پیش به این نتیجه رسیده اند  كه شوخ طبعی  باعث راحت تر شدن كارها، كاهش استرس و افزایش بهره وری، كارایی و روحیه  می شود.

     در بسیاری از بیمارستانها بخشی به خنده و شوخی اختصاص داده شده است. در چهار سال گذشته، پروژه شوخ طبعی در نیویورك بودجه ای را به 125 بیمارستان، خانه های پرستاری و سایر آژانس های مربوطه برای ارائه برنامه های شادی و خنده آور تخصیص داد.

      دكتر "جوئل گومان"، سرپرست  پروژه شوخی و مزاح می گوید: "خندیدن شما را از فكر و خیال آزاد می كند. ماهیچه های شما به استثنای ماهیچه صورت و شكم به حالت آزاد در می آیند."

            "جویس آنیسمان سالتمن"، یك روان درمان و دستیار استاد دانشگاه در دانشگاه ایالت كنتاكی جنوبی خنده را به یك نرمش درونی تشبیه می كندكه برای انجام آن نیاز به لباس یا لوازم خاصی ندارید. او به تولید اندورفین (ماده از بین برنده درد)‌، اشك پاك كننده چشم و گل انداختن گونه ها به عنوان مزایای خنده اشاره می كند.

     آنیسمان سالتمن همچنین به مزایای ثابت شده روان شناختی خنده اشاره می كند و می گوید خنده تمام چرخه های منفی و  افسردگـــــی  را  از بین می برد و چشم انداز جدیدی را برای  مردم فراهم می كند.

     اگرچه خنده یك عمل ذاتی است _ در كودكان در 5 تا 9 هفتگی به طور طبیعی اتفاق می افتد حتی در كودكانی كه نابینا یا ناشنوای مادرزاد هستند _ اما كارشناسان به ما می گویند كه هنوز همگی ما نیاز داریم تا یاد بگیریم بیشتر بخندیم.

     پیرو توصیه كارشناسان، ما باید هوشمندانه گوشه ای از زندگی خود را به شوخی و مزاح اختصاص  دهیم و اطراف خود را پر كنیم از آدمهایی كه زیاد می خندند و با آنها بخندیم ، قصه های خنده دار بخوانیم و فیلمهای كمدی تماشا كنیم و بالاتر از همه اینكه به خاطر بسپاریم: زندگی خشن و توان فرسا خواهد شد اگر ما آن را جدی بگیریم!

     

چه چیزی خنده آور است؟

            به زبان ساده، حس شوخ طبعی و مزاح، توانایی خندیدن به چیزهایی است كه خنده دار هستند و دیدن جنبه های مضحك و خنده دار چیزهایی كه اغلب آنها را بسیار جدی می گیریم.

     ما همگی از چیزهایی كه معنای خنده داری دارند خنده مان می گیرد ، فیلمها و تئاترهای كمدی، داستانهای خنده دار و جوكها. برای پرورش حس شوخ طبعی و مزاح خود، باید خودمان را بیشتر در معرض برنامه های خنده دار قرار دهیم، مخصوصا زمانی كه احساس می كنیم با خنده حالمان عوض

می شود‌. شوخی  و  مزاح  وقایع  جدی را به حاشیه می راند و شرایط سخت و مشكل را قابل كنترل تر می كند.

     اما  پیدا كردن چیزهای خنده دار  و  جالب،  در  برخی موقعیت ها نیازمند مهارت است. مثلا وقت گیر كردن نوك عصای دستی تان در سوراخی در پیاده رو، در حالی كه همراه شما بی خبر به راه ادامه می دهد، یا وقتی كه پیش متخصص می روید تا از او بخواهید دست مصنوعی تان را كه به دور یك لیوان نوشیدنی چسبیده است، جدا كند. مثل بیشتر مهارت ها، این مهارت هم برای پرورش یافتن نیازمند تمرین است. داشتن یك حس شوخ طبعی و مزاح بدین معنا نیست كه به هر چیزی بخندید، اما بدین معنا است كه به جنبه های جدی و شوخی چیزها به یك چشم نگاه كنید. این به برخی از ما كه طبیعتا منطقی و جدی هستیم، كمك می كند تا متعادل تر و شوخ تر شویم.

     برای درك كامل حس شوخ طبعی بهتر است فرق میان خندیدن به خودمان، خندیدن به شرایط و خندیدن به دیگران را درك كنیم.

     __  خندیدن به خودمان احتمالا ایمن ترین نوع شوخی است زیرا معمولا تهدیدی برای دیگران محسوب نمی شود و ما را به عنوان فردی مثبت و متعادل معرفی خواهد كرد.

     __  خندیدن به شرایط نیز عموما خطری ندارد مگر در شرایطی كه فرد یا گروهی حساس و ناراحت شوند یا جبهه بگیرند.

     __  خندیدن  به  دیگران  كمترین  ضریب امنیت و ایمنی را دارا است زیرا ممكن است باعث بی احترامی یا بی حرمتی به طرف یا گروه مقابل شود. پس پر واضح است كه باید از خندیدن به دیگران اجتناب كنیم، اما استثنائاتی هم وجود دارد. شوخ طبعی برای افراد معلول یك پیچیدگی دیگر دارد.

     معلول شدن از هر دو جنبه فیزیكی و احساسی، تجربه دردناكی است. اغلب فرد معلول بسیار متفاوت از مردم عادی می بیند و احساس می كند. فرد معلول اغلب آسیب دیده است و این معمولا احساس خوشایندی نیست.

     اساسا مردمی كه دچار بحران یا تغییری دردناك در  زندگی  خود  می شوند  _ مثلا  معلول شدن _  تمایل دارند كه این تجربه را با شرایط احساسی شان تلفیق كنند. آنها نمی توانند این تجربه دردناك را از خود دور كنند. آنها در این واقعه آنقدر غوطه ور شده اند كه این تجربه دردناك بخشی جداناپذیر از احساسات دردناك درونی شان شده است. در این زمان، حتی حس شوخ طبعی نیز در شرایطی خاص می تواند ساختگی و تصنعی تلقی شود.

     خنده و شوخ طبعی برای كسانی  كه به تازگی معلول شده اند، بسیار سخت است اما برخی از ایشان قادر به انجام این كار هستند. این توانایی بیشتر در افرادی مشاهده می شود كه از یك حس سالم شوخ طبعی در درجه اول برخوردارند. با این حال، نكته مهم این است كه همه آنها اعلام كرده اند كه دیدگاه  مثبت و شوخ طبعانه آنان باعث بهبودشان شده است.

     علت  امر  این  است  كه  توانایی  آنها درخندیدن به خودشان و شرایط موجود، به آنها كمك می كند كه از معلولیتشان از نظر احساسی دور شوند. این امر به آنها كمك می كند كه آن واقعه منفی را از احساسات خود جدا كنند. در نتیجه آنها یاد می گیرند كه چگونه نسبت به یك تجربه منفی، احساسات مثبت داشته باشند. در واقع این امر مهارت باارزشی برای همه ماست!

     زمان، عامل مهم دیگری است كه به ما كمك خواهد كرد. فاصله زمانی باعث افزایش فاصله احساسی می شود. پس هر فرد معلول با تجربه باید قادر باشد تا شوخ طبعی و مزاح را در شرایطی پیدا كند كه یك فرد تازه معلول شده هر گز نمی تواند.

     در این زمینه درسهای چندی وجود دارد. اول اینكه خندیدن به خودمان نه تنها خطری ندارد بلكه شفابخش است و عموما سریع ترین كاری است كه می توانیم بعد از یك رویداد دردناك انجام دهیم و بهترین كار برای سلامت ذهنی و روحی ما محسوب می شود.

     ثانیا چون كسانی كه تازه قطع عضو شده اند معمولا چه از نظر احساسی  و چه از نظر زمانی  قادر به جدا كردن  خودشان  از  عمل  جراحیشان  نیستند،  بازدیدكنندگان  از  فرد  قطع عضو شده، باید آسیب پذیری او را نسبت به شوخی درك كنند و در مورد تعریف كردن حكایتهای خنده دار در طول ملاقات شان حتی در مورد خودشان محتاط باشند. ثالثا با افزایش فاصله حسی و زمانی، راحت تر می توان معلولیت فرد را جدی نگرفت و با این افراد شوخی كرد.

     نهایتا كسانی از ما كه معمولا قادر به شوخی كردن نیستند، باید بیشتر روی خودشان كار كنند . از نظر فورست گامپ" شوخ طبعی نوعی لذت است" . با فكر كردن به شادمانی نمی توان به شادمانی دست یافت. پس باید واقعا شاد بود. فقط همین!

 

قدرت شفابخش شوخی و مزاح

     در اینجا ده شیوه و راهكار برای افزودن شوخ طبعی به زندگیتان پیشنهاد می كنیم:

1- اخم های خود را باز كنید. یاد بگیرید كه همیشه لبخند بزنید و زیاد بخندید. به خاطر بسپارید كه خنده مسری است البته بدبینی هم همین طوراست. پس ترجیح می دهید چه چیزی به دیگران هدیه كنید؟ می دانید پاسخ  چیست، مردم  دوست  دارند  در اطراف  كسانی  باشند كه شادی و نشاط به آنها هدیه می دهند. همواره در دسترس، با محبت و مهربان باشید . هرگز نگذارید كه مشكلات شما را دچار ترشرویی كند. همیشه آماده شوخی كردن باشید وقتی دیگران نمی توانند این كار را بكنند.

     بهترین راه برای شاد كردن خودت این است كه دیگری را شاد كنی." مارك تواین

2- هر روز زمانی را به خنده اختصاص دهید. كار خود و دیگر ضروریات را جدی بگیرید  اما خود و مشكلاتتان را زیاد جدی نگیرید. سعی كنید چشمانتان را به روی  شوخی و مزاح بگشایید. همیشه در شرایط پیش آمده به دنبال شوخی و مزاح باشید. مطمئنا قطـــع عضو می تواند نوعی ناتوانـــی خاص و مهم باشد، اما همیشه چیزهای خنده دار زیادی برای آدمهای قطع عضو شده اتفاق می افتد. آماده باشید كه بگویید: " چه چیز خنده داری ! یا:  " سالها بود كه چنین اتفاق خنده داری را تجربه نكرده بودم ." استیو آلن

3- در  پایان  هر  روز  از  خودتان بپرسید:" امروز چه چیزهای خنده داری برای من اتفاق افتاد؟ امروز چه كاری كردم كه خنده دار بود؟ چه موارد خنده داری دارم كه برای دیگران تعریف كنم؟ " تمام تجربه های خود را در یك دفترچه یادداشت كنید. هرگز از جمع آوری قصه های خنده دار باز نایستید.

     برنامه های تلویزیونی خنده دار مورد علاقه خود را فقط در ساعات پخش تماشا نكنید ، بلكه آنها را ضبط كنید و هر گاه به تغییر وضعیت و شاد شدن نیاز داشتید از آنها استفاده كنید. از پوشه یا یك آلبوم برای نگهداری مقالات خنده دار، نمایشها و كارتونهای مورد علاقه تان استفاده كنید. یك نوار خنده دار با خودتان داشته باشید تا هنگام ترافیك آن را گوش دهید و لذت ببرید.

     وقتی كه به دنبال چیزهای خنده دار و جالب می گردید، افكار مضحك و جملات بامزه ناگهان به ذهن تان خطور می كند،‌ آنها را به خاطر بسپارید و برای شاد كردن دیگران از آنها استفاده كنید.

4- یاد بگیرید كه از شوخی و مزاح به عنوان وسیله ای برای بهبود روابط تان در زندگی استفاده كنید. شما افرادی را می شناسید كه در كار مایوس و نگران هستند و دكترهای بسیار جدی یا متخصصین اندام مصنوعی یا كارگرانی كه به شما خدمت نمی كنند. دیگر نیاز ی به ذكر نام همسرانشان، رؤسا و موتورسوارها نیست. حس شوخ طبعی بهترین سپرده ای است كه شما می توانید در بانك  روابط خود نگهداری كنید.

     خنده كوتاهترین فاصله بین دو نفر است." ویكتور بورگ

5- بهترین كار اجتناب از شوخی و مزاحی است كه باعث خنده و مسخره كردن دیگران می شود. اگر پروتز شما شكست و شما افتادید و كسی  فریاد زد " چوب خشك !" احتمالا از این رفتار چندان خوشتان نمی آید. حس شوخی و مزاح را در خودتان پرورش دهید. بگذارید كه شوخی و خنده شما به كسی كمك كند نه اینكه او را ناراحت و رنجیده كند.

     برخی مردم،‌ دیگران را وادار می كنند كه به عده ای دیگر بخندند و برخی كاری می كنند كه مردم با هم بخندند. آیا  شوخی  و  مزاح  شما  دیگران  را  از  هم  جدا می كند یا موجب نزدیكی شان می شود؟" . نورمن كازینز

6- یاد بگیرید كه به خودتان بخندید و دیگران با شما و نه به شما بخندند. بی خطرترین هدف برای شوخی شما، خودتان خواهید بود. حس شوخی و مزاح پذیرش اشتباهاتتان را آسانتر می كند. اكثر مردم دوست دارند با كسانی باشند كه با آنها راحت ترند، بدون توجه به معایبی كه آن فرد دارد. این حس كامل بودن را در خود از بین ببرید چون باعث می شود احساس یك طرار و دغل باز را پیدا كنید. جهان به كسانی كه وانمود می كنند بسیار كامل هستند اصلا نیازی ندارد بلكه به كسانی نیاز دارد كه از مردمی كه به محدودیتهایشان واقفند دستگیری كنند. این قبیل مردم معمولا حس خوبی از شوخی  و  مزاح دارند.

7- اگر معلول هستید مثلا بازوی خود را از دست داده اید، بگویید: " من دستم از دنیا كوتاه است! "  ، یا  اگر پای  شما  قطع  شده  است،  بگویید: " چه شوتی ! حالا  چه  كار می شه كرد؟" این جملات باعث می شود كه خنده بر لبهای دیگران بنشیند و در نظر دیگران بیشتر دلچسب باشید.

     لبخند زدن هیچ خرجی برای شما ندارد." هاری اچ. والدریپ

8- هرگز نامه های خشك و خالی برای دوستانتان نفرستید بلكه جوك هم بفرستید. وقتی كه با دوستان یا  زیردستان  خود  صحبت می كنید سعی كنید خاطرات شاد و شیرین خود را به جای درد دلهای شكایت آمیز یا غیبت های منفی تعریف كنید. در طول غذا خوردن هم از مسایل شاد و مسرت بخش صحبت كنید. از دیگران بخواهید كه آنها هم قصه های خنده دار خود را برای شما تعریف كنند. شما هر چیزی كه بخواهید به دست خواهید آورد، اگر شادی  و نشاط می خواهید آن را طلب كنید. همیشه هم آماده گفتن این عبارت باشید " خوب ، این خیلی خنده داره!"

     بهترین كاری كه می توان در حل یك مشكل پیدا كرد، پیدا كردن كمی شوخی و مزاح در آن است." فرانك ای كلارك

9- در این عصر تفریح و خنده، از این كه ملال آور یا كسل كننده باشید، ناراحت نشوید. اگر مردم شما را آدم جالبی نیابند، به سمت افراد دیگر و كانال دیگر خواهند رفت. مزاح و شوخی مؤثر شنوندگان را مشتاق می كند. یك گفتگو و ارتباط صحیح با بیشتر از یك رشته كلمات سر و كار دارد. یك داستان خوب یك تصویر عینی از خود ارائه می دهد. مردم داستانهای پر از شوخی و مزاح شما را به خاطر سپرده و به خوبی آن را برای خود تشریح می كنند.

   "وقتی كه چیزی خنده دار است ، سعی كنید در آن به دنبال یك حقیقت پنهان بگردید." جرج برنارد شاو

10- بــه خودتان اجازه دهید كه یك آدم شوخ جلوه كنید،‌ بگذارید آدم بزرگی باشید كه خصوصیات كودكی اش را هنوز حفظ كرده است. گه گاهی هم احساسات و شادی خود را نشان دهید.

     آن گوشه ای را كه هستید، درخشان كنید. نیازی نیست كه دنیا را تغییر دهید، اما می توانید آن گوشه ای را كه در آن قرار دارید، با حس شوخی و مزاحتان تغییر دهید و روشن كنید." برایان لی

     همیشه جایی برای بازی و زمانی برای خندیدن و لبخند زدن در زندگی باقی بگذارید. در محل كار و در خانه لبخند بزنید و بگذارید شوخی و شیطنت از شما شروع شود.

نوشته شده در تاريخ دوشنبه سوم فروردین 1388 توسط  |
عکس : سمند يک ميليارد توماني در عباس‏آباد
اين سمند طلايي كه توسط دو شريك طلاكار و در اصفهان تيونينگ شده، از سوي هيچ‌يك از شركت‌هاي بيمه كشور تحت پوشش قرار نگرفته و انتقال آن از اصفهان تا تهران و سپس بندر انزلي، با مشكلات و دردسرهاي بسياري همراه بوده است.
تصادف خاور حامل سمند LX، انتقال پنهاني اتومبيل 950 ميليون توماني به آن سوي درياي خزر را فاش كرد.

به گزارش «شفاف» اين سمند LX استثنايي كه بدنه آن روكش طلا است، قرار بود بدون سر و صدا و جنجال خبري از طريق بندر انزلي به روسيه فرستاده شود، اما انتشار عكس‌ها و تصاوير بلوتوثي، برنامه‌ها و تدابير امنيتي صاحبانش را بر هم زد.

بنابراین گزارش صبح روز پنج‌شنبه 16 اسفندماه، به دنبال آسيب‌ديدگي شديد خاور حامل محموله در تصادف با يك وانت نيسان در جنوب تهران، سمند طلايي قدم بر تهران گذاشت و مجبور شد تا براي چند ساعت در پايتخت گشت بزند.

اين سمند طلايي كه توسط دو شريك طلاكار و در اصفهان تيونينگ شده، از سوي هيچ‌يك از شركت‌هاي بيمه كشور تحت پوشش قرار نگرفته و انتقال آن از اصفهان تا تهران و سپس بندر انزلي، با مشكلات و دردسرهاي بسياري همراه بوده است.


با توجه به اين كه اين محموله حدود 1 ميليون دلار (950 ميليون تومان) مي‌بايست پيش از آغاز تعطيلات نوروزي به گمرك تحويل مي‌شد، پس از يك روز اقامت در تهران، اكنون روي آب و در راه بندر آستاراخان روسيه است.

به گزارش «شفاف» و به نقل از نشریه دنیای خودرو، «فرزاد فخرالدين»، يكي از صاحبان سمند طلايي در گفت‌گو با يك نشريه خودرویی ایران، درباره جزئيات اين محموله توضيح داده است:

تصادف خاور، چطور اتفاق افتاد؟
بي‌احتياطي راننده وانت نيسان باعث آن حادثه شد. كاري هم از كسي ساخته نبود. او بدون زدن راهنما، ناگهان تصميم گرفت داخل خروجي اتوبان بپيچد.

سمند طلايي در اين تصاف آسيبي ديد؟
خوشبختانه چون اطراف آن را با حجم زيادي از فيبر فشرده پر كرده بوديم، اتفاقي نيفتاد. اما خاور ديگر قادر به حركت نبود. سمند را از پشت آن خارج كرديم و به دنبال يك خاور جديد و سالم گشتيم.

ايده اتومبيل طلايي از كجا آمد؟
در اخبار تلويزيون و اينترنت، اتومبيل‌هايي مانند پورشه 911 و مرسدس طلايي را ديده بوديم. چند ماه قبل فكر كرديم كه ما هم خودرو داريم و هم طلا. پس چرا خودمان يك اتومبيل طلايي نداشته باشيم.

تمام بدنه اين سمند از طلا است؟
خير. فقط روي قاب كاپوت، صندوق عقب، درها و گلگيرها كار كرديم و به سقف و ستون‌ها و همچنين جز آينه‌ها به اجزاي لاستيكي مانند سپرها دست نزديم.

چرا؟ فرصت‌تان كم بود؟
ما محدوديت زماني نداشتيم. اما در هر حال چون از مسايل فني و اتومبيل‌ساطزي اطلاع نداريم، نمي‌توانستيم با تغيير نصب سپرهايي از جنسي ديگر، ايمني خودرو را با خطر مواجه كنيم. به همين علت بود كه سمند با رنگ نوك‌مدادي را انتخاب كرديم تا تناسب آن با رنگ طلا، كافي نباشد.

ابتدا سفارش گرفتيد، يا بعد از اتمام كار به دنبال مشتري گشتيد؟
تقريبا هر دو! به ما گفتند اگر اتومبيل طلايي بسازيد، آن را مي‌خريم.

چرا سمند؟
براي اين كه ايراني است و همه آن را مي‌شناسند.

مشتري آن هم ايراني است؟
خير. سمند از چد سال قبل به روسيه صادر مي‌شود و الان خريدار سمند طلايي هم يك فرد روس است كه قرار نيست با اتومبيل طلايي‌اش در شهر گشت بزند. آن را براي كلكسيون خودش مي‌خواهد. اما با اين حال به سپرها دست نزديم.

همه ايراني‌ها از پيكان خاطره‌هاي زيادي دارند. مي‌توانستيد اين طرح را روي اين خودرو پياده كنيد. نظرتان چيست؟
تصميم گروه، اين بود كه روي LX كار كنيم و كسي هم مخالفتي نداشت. در هر حال، خودرو ملي است و همه آن را مي‌شناسند.

چه مقدار از مبلغ توافق شده را از مشتري دريافت كرده‌ايد؟
هنوز پرداختي صورت نگرفته. بايد صبر كنيم تا محموله ابتدا به آنجا برسد، بعد رابط ما ترتيب باقي امور را مي‌دهد.

سود حاصل از معامله نسبت به هزينه‌ها و وقت صرف شده براي LX طلايي، برايتان به صرفه خواهد بود؟
بخشي از جلو داشبورد اين اتومبيل، خاتم‌كاري شده و هنوز به هنرمندي كه اين كار را انجام داد، بدهكار هستيم. اما بعد از پايان معامله و رسيدن پول، با او تسويه‌حساب مي‌كنيم و سود خودمان را هم برمي‌داريم.

غير از اين موارد، چه كارهاي ديگري روي خودرو انجام داده ايد؟
من هميشه پيش خودم فكر مي‌كردم، خودرويي مانند سمند كه نشانگر مليت ما در صنعت است، بايد داراي بخشي از نمادهاي فرهنگي‌مان باشد. براي همين هم در تزئينات داخلي به ‌خاتم‌كاري پرداختيم و حتي تنها به اين مورد بسنده نكرديم. مثلا در كف خودرو هم از فرش زيبايي استفاده كرديم.

كارهاي شما فقط در تزئينات داخلي بوده؟
خير. موتور خودرو را هم تقويت كرديم. پلت‌فرم سمند، همان پلت‌فرم پژو 405 است. يعني اتاق 4 پژو براي همين موتور پژو 407 و گيربكس‌اش را مي‌توان روي خودرو سمند نصب كرد. ما همين كار را كرديم.

شما كه گفتيد از مسايل فني خودرو، سر رشته نداريد. چطور پلت‌فرم را عوض كرديد؟
خيلي اتفاقي بود. هنگامي كه درگير طلاپوش كردن بدنه خودرو بوديم، با يك توريست فرانسوي آشنا شديم كه براي گردش به اصفهان آمده بود. با او هم‌كلام شديم و او هم گفت يكي از مهندسان قسمت موتور كمپاني پژو است و مي‌تواند به ما كمك كند تا كارهاي بهتري انجام دهيم. البته پول زيادي هم به خاطر اين كار از ما گرفت.

چرا با رسانه‌ها صحبت نكرديد؟
از ابتدا چنين قراري نداشتيم. حضورمان در تهران، گذري بود. قصد شلوغ كردن قضيه را هم نداشتيم. مسوول تيم اسكورت هم مخالف بود.

فكر نمي‌كنيد كه جنجال رسانه‌اي براي چنين خودرويي، مي‌توانست جالب باشد؟
نه! فقط امنيت محموله را به خطر مي‌انداخت. ما كلي تلاش كرديم تا كسي متوجه چيزي نشود.

پس چطور در خيابان‌هاي تهران، آزادانه گشت زديد؟
ما اين كار را نكرديم.

اما عكس‌هايي كه ما در اختيار داريم، نشان مي‌دهد در تهران چرخيده‌ايد. اين را هم تكذيب مي‌كنيد؟
ما فقط به خيابان عباس‌آباد رفتيم تا با چند نفر از نمايشگاه‌دارهاي آنجا صحبت كنيم. خلاف كه نكرد‌ايم!

ريسك بزرگي نبود؟
تيم حفاظت اطراف ما بودند و نگراني زيادي نداشتيم.

فكر نمي‌كنيد بهتر بود اين اتومبيل را در موزه قرار دهيد؟
مطمئن هستيم كه كسي پولش را نمي‌داد و آن را نمي‌خريد. الان خيلي از اتومبيل‌هاي قديمي هم در موزه خودرو، خاك مي‌خورند.

در آينده، باز هم روي اتومبيل ديگري كار مي‌كنيد؟
اگر مشتري داشته باشيم، كار مي‌كنيم. با توجه به اين كه سمند هم تجربه نخست‌مان بود و الان ايده‌هاي ديگري هم داريم. به اين نتيجه هم رسيدم كه اگر روزي ايران‌خودرو سمندLX طلايي رنگ توليد كند، مطمئن باشيد كه مشتري آن، خودم خواهم بود.
نوشته شده در تاريخ یکشنبه دوم فروردین 1388 توسط  |

موسيقي و افزايش قدرت تعقل

واحد مركزي خبر، ايسنا: شماري از محققان اعلام كردند، در صورتي كه موسيقي سبب تحرك و چابكي شما شود و نواختن يك ساز به امور مغزي كمك كند، آنگاه مي توان با استفاده از موسيقي قدرت تعقل را به شدت افزايش داد. به نقل از شبكه‌ خبري سي.ان.ان، طبق تحقيق دانشگاه ايالت اوهايو، داوطلباني كه هنگام انجام كار يكنواخت و خسته كننده به موسيقي چهار فصل اثر آنتونيو ويوالدي گوش داده اند، در مقايسه با افرادي كه بدون موسيقي به كار پرداخته اند، از توانايي كلامي بهتري برخوردارند. چارلز ايمري، روان شناسي كه اين تحقيق را بر عهده دارد، در اين باره گفت: شواهد نشان مي دهد، تمرين موسيقي بازده ادراكي افراد مبتلا به بيماري قلبي را بهبود مي بخشد. وي افزود: از سوي ديگر گوش سپردن به موسيقي قدرت تعقل را بالا مي برد. اين مطالعه بر روي سي و سه مرد و زني انجام شده است كه عمليات جراحي باي پس و ساير عمل هاي قلب را انجام داده اند.

بيست و ششم فروردين ماه هشتاد و سه