خنده چیست ؟

فوايد خنده براي سلامتي ، خنده ،خنده خنده خنده خنده
خنده يك پاسخ فيزيولوژيك به شوخ طبعي ميباشد. خنده از دو مولفه ژست ها و توليد اصوات تشكيل يافته است.
چه اتفاقاتي حين خنده روي ميدهند:
1- 15 عضله صورت منقبض ميشوند.
2- عضله اصلي گونه كه لب بالا را بلند ميكند تحريك ميشود.
3- اپي گلوت (مدخل حنجره) حنجره را بصورت نيمه بسته در مي آورد بنابراين شما به نفس نفس مي افتيد.
4- در خنده هاي شديد غدد اشكي نيز تحريك ميشوند.
5- كنترل عضلات بدن از دست شما خارج شده و بدن شل ميگردد.
علل روانشناختي خنده:
1-نشانه اعتماد به ديگران.
2-تقويت روابط اجتماعي.
3-اجتناب از درگيري و برخورد.
4-ايجاد صميميت.
5-خنده گوياي پذيرش و تعاملات مثبت است.
6-خنده بيانگر و اثبات كننده عضوي از يك گروه بودن است.
مطالب جالب در مورد خنده:
1-افراد 30 برابر بيشتر در حضور جمع مي خندند تا در تنهايي و بطور انفرادي.
2-خنده قابل سرايت است.
3-صداي خنده متشكل از آواهايي است كه در هر 210 ميلي ثانيه تكرار ميشوند.
4-انسان ها بسته به اينكه در حضور چه فرد و يا افرادي هستند بطور متفاوتي ميخندند.
5-مردها هنگامي كه در كنار يكديگر ميباشند، با خنديدن دوستي و رفاقت خود را ابراز كرده و روحيه رقابت جويانه ميان خود را تعديل ميبخشند.
6-حداكثر فركانس صوتي كه مردها قادرند با خنده توليد كنند 1200 هرتز است، اما زنان قادرند فركانسي تا 2000 هرتز توليد كنند.
7-خنده همواره پس از مكث در پايان جملات و عبارات خنده دار روي ميدهد.
8-كودكان 300 بار در روز و بزرگسالان بطور متوسط 17 بار در روز مي خندند.
9- 80 درصد خنده ها در پاسخ به جوك و لطيفه نميباشد. اغلب خنده ها در هنگام خداحافظي و يا خوشامد گويي و سلام كردن روي ميدهند.
10-زنان 126 درصد بيشتر از مردان ميخندند. دختران هم بیش اززنان
11-صداي خنده زنان آهنگين تر از صداي خنده مردان است. خنده دختران را مقایسه کنید
12-شمپانزه ها و موشهاي صحرايي نيز ميتوانند بخندند (اما نه مثل انسان ها).
فوايد خنده براي سلامتي:
1-خنده يك مكانيسم دفاعي و كنار آمدن با استرس، تحقير، خجالتزدگي و درد است.
2-خنده باعث افزايش سطح انرژي بدن ميگردد.
3-خنده باعث كاهش استرس و تنش رواني ميگردد.
4-خنده باعث كاهش درد ميگردد.
5-خنده باعث افزايش روحيه فرد و احساس خوب نسبت به خود داشتن ميگردد.
6-خنده باعث بهبود كاركرد مغز ميگردد. خنده باعث تحريك هر دو نيمكره مغز گرديده و در عملكرد آنها تعادل ايجاد ميكند.
7- خنده باعث ماساژ دادن ارگان هاي شكمي و بهبود كاركرد آنها، تقويت عضلاتي كه ارگانهاي شكمي را در جاي خود نگه ميدارند، و افزايش و بهبود عمل جذب و هضم ميگردد.
8-خنده باعث تقويت يادگيري و تمركز ميگردد.
9-خنده باعث كاهش تنش عضلاني ميگردد. www.zibaweb.com
10-خنده يك تمدد اعصاب و تكنيك تن آرامي رايگان و آسان است.
11-هنگام خنده فشار خون و سرعت ضربان قلب شما افزايش مي يابد. اما بلافاصله پس از اتمام خنده فشار خون كاهش مي يابد(كمتر از حد طبيعي)
12-خنده باعث تغيير رفتار ما ميشود. پس از خنده ما بيشتر صحبت كرده وتماس چشمي و فيزيكي بيشتر برقرار ميكنيم.
13-خنده باعث كاهش سطح هورمونهاي استرس ميگردد. اين هورمونها كه در هنگام تجربه استرس و خشم ترشح ميگردند باعث سركوب سيستم ايمني بدن، افزايش پلاكت هاي خون و افزايش فشار خون ميگردند.
14-خنده باعث تقويت سيستم ايمني ميگردد. خنده سلولهاي T وB و گاما اينترفرون را افزايش ميدهد.
15-خنده ممكن است به سرفه و سكسكه بيانجامد كه باعث پاك شدن مجاري تنفسي از مخاط اضافي ميگردد.
16-خنده باعث افزايش ايمنوگلوبين A ميگردد كه از مجاري تنفسي در برابر ارگانيزمهاي بيماريزا دفاع ميكند.
17-خنديدن يك نوع فعاليت بدني هوازي ميباشد.100بار خنديدن معادل 15 دقيقه فعاليت با دوچرخه ثابت ميباشد. خنده باعث كاهش فشار خون، افزايش جريان خون در بدن و افزايش اكسيژن رساني در بدن ميگردد.
18-خنده باعث ورزش ديافراگم وعضلات شكم، تنفسي، صورت، پا و كمر ميگردد.
19-خنده باعث تخليه انرژي و احساسات منفي و مخرب ميگردد.
20-خنده با افزايش اكيسژن رساني باعث تسريع بهبود زخم ها ميگردد.
21-خنده كوتاهترين مسير ميان دو فرد است.
چگونه شوخ طبع باشيم:
ناهمخواني (با عقايد، تصورات)، غير منتظره بودن، غافل گير كننده بودن، ممنوع بودن (اعمال، رفتار و شخصيت)، و تاخيردر درك (به اصطلاح گرفتن مطلب) همگي ميتواند فاكتورهاي شوخ طبعي باشند.
چه نكاتي را بايد هنگام شوخ طبعي رعايت كنيم:
1-مطمئن گرديد فردي كه ميخواهيد با وي شوخي كنيد شرايط و يا جنبه شوخي را داراست.
2-با كسي شوخي كنيد كه با وي صميمي و نزديك ميباشيد.
3-موقعيت اجتماعي را مد نظر قرار دهيد (در دانشگاه، ميهماني و يا مراسم ترحيم).
4-شوخي بايد متوجه خودتان باشد و نه فرد ديگري.
5-شرايط و موقعيت ها را دستمايه خنده قرار دهيد و نه فرد و يا گروه را.
6-سعي كنيد با افرادي كه از نظر سني از شما بزرگتر هستند شوخي نكنيد.
7-در شوخ طبعي افراط نكنيدتا از وقار و شان شما كاسته نگردد
http://babakhodaei.blogfa.com/post-77.aspx
فواید خنده
آیا تاکنون از خود پرسیده ایدکه چند بار در روز از ته دل می خندید؟ آیا آدم خوش خنده و خوشرویی هستید یا گرفته و عبوس و به اصطلاح جدی و مبادی آداب! پژوهشهای گوناگون در زمینه اثرات خندیدن بر جسم و روح بیانگر این واقعیت است که خندیدن سبب از بین رفتن بسیاری از فشارهای روحی و روانی شده و راندمان کاری را در افراد بالا می برد. در کشور هندوستان برای تشویق مردم به اینکه از دل مشغولی های روزانه خود دست برداشته برای لحظه ای هم که شده با "خنده" مشکلات خود را فراموش کنند، دست به ابتکار جالبی زده اند و دوره هایی تحت عنوان "خنده درمانی" تشکیل داده اند این دوره ها با استقبال بسیاری روبه رو شده است. بهره گـیـری از " خنده" برای درمان ناهنجاری های فکـری و عارضـه های جـسمـی، نخستین بار نیست که به مرحله اجرا درمی آید. پیش از این در کشور ژاپن به معجزه خنده پی برده و از آن برای آرامش روح و روان استفاده نموده اند. طی یک برنامه از پیش تعیین شده در کلاس های خنده درمانی برای علاقمندان به آرامش درونی، فواید خنده به طور مبسوط، شرح داده می شود. در این راستا بر این نکته تاکید می شود که بسیاری از ما اکثر وقت خود را در محل کار سپری می نماییم، جایی که بیشترین فشار را از لحاظ کاری متحمل می شویم، بیماری های زیادی مانند "فشار خون"، "نارسایی های قلبی"، "بی خوابی و افسردگی" حاصل فشارهای بیش از اندازه ای هستند که هر کدام از ما روزانه با آنها دست و پنجه نرم می کنیم، اضطراب و استرس محیط کار و فعالیت ممکن است به وضعیت بدتر مانند اعتیاد به مواد مخدر یا تفریحات غیر سازنده منجر شود. از این رو، تمرین خنده به فواصل زمانی در روز باعث می شود اکسیژن بیشتری به مغز برسد و با آزاد شدن هورمون های انرژی زا در بدن، فرد احساس آرامش بیشتری کند. پس سعی کنید همیشه لبخند بر لبانتان باشد.دست کم پس از هر دو یا سه ساعت کار مداوم یک نفس عمیق کشیده گردن و شانه هایتان را به عقب خم کنید تا به اصطلاح خستگی از تنتان بیرون برود. خنده درمانی سیستم ایمنی بدن را افزایش داده باعث می شود کمتر دچار سرماخوردگی و عطسه شوید همین طور بروز عفونت های حلق و ریه را تا حد قابل ملاحظه ای کاهش می دهد. خنده استقامت بدن را در ابتلا به بیماری هایی همچون آسم، برونشیت، سردردهای عصبی و میگرن، و نیز دردهای ناشی از آرتروز، دیسک کمر و ستون فقرات افزایش می دهد. خنده درمانی درحقیقت نوعی تمرکز فکری محسوب می شود که افکارانسان را از دنیای فیزیکی جدا می کند تا جایی که ذهن به هیچ چیز دیگری نمی اندیشد. تمام کسانی که از این روش استفاده می کنند به خوبی می دانند که هنگام متمرکز ساختن ذهن، همه افکار بد و منفی از قبیل اندیشه های جرم برانگیز، ترس، عصبانیت، حسادت و خود خواهی را می توان از ذهن بیرون کرد و روحیه ای شاد و سرزنده را با تمرین گذشت و فداکاری، احترام به دیگران، دوست داشتن و محبت ورزیدن و از همه مهمتر "بخشش" در وجود خود زنده ساخت. از این رو افراد بایدبیش از هر چیز زوایای شخصیتی خودرا به خوبی بشناسند و جنبه های شوخ طبعی را در وجود خود شناسایی کنند اگر چه این خصیصه در همه اشخاص به یک اندازه موجود نیست. طی فرآیند خنده درمانی به افراد آموزش داده می شود که صرف نظر از مشکلات و گرفتاری هایی که برای هر فردی در زندگی ممکن است پیش بیاید خندیدن و خوشحالی بخش جدایی ناپذیری از زندگی فردی انسان ها محسوب می شود. وقتی ذهن و فکر شما در آرامش کامل باشد قطعاَ راحت تر و آسان تر می توانید تصمیم بگیرید و با آرامش خاطر مشکلات خود را حل کنید. اعضاء کلاس های خنده درمانی ابتدا یکسری فعالیت های جمعی و گروهی را با هم انجام می دهند سپس هرکدام جداگانه همان فعالیت ها را به طور انفرادی و به فواصل زمانی در روز تکرار می کنند. هر فردی دارای استعدادهای بالقوه نامحدودی است که بکر و دست نخورده باقی مانده اند و می باید در مسیر درست و با شناخت صحیح فعالیت یابند. یکی از این راههای شناخت استعدادهای خاموش در وجود انسان خنده درمانی است. یک محقق دانمارکی با الگوگرفتن ازاتاق های "استراحت" و "استعمال دخانیات" در شرکت ها و ادارات پیشنهاد کرد اتاق هایی با نام "اتاق خنده" به این گونه مراکز اضافه شود تا کارمندان بتوانند دست کم 10 الی 15 دقیقه را در آنجا به خندیدن سپری کنند. هر چند این پیشنهاد هنوز عملـی نشده و تنها در حد یک فـرضیه است اما به عقیده وی ایـن تنها راهی است که می تـوان خنده را به محیـط کار نیز انتقـال داد. باشگاههای خنده در کشورهای غربی ماننـد آمریکا و انگلیس که هفته ای یک بار دایر می شوند مفیـد هستند اما کافی نیستند و نیاز افراد را برطرف نمی سـازند چرا که انسان ها برای تامین نیازهای روحی خود به اینکه هر روز بخندند نیاز دارند. یکی از محاسن ایجاد اتاق خنده این است که دیگر نیازی به وقت قبلی نیست و هر کس می تواند در هر زمانی که دلش خواست به آنجا برود و تا دلش می خواهد بخندد. نکته مهم اینجا است که آیا افراد می توانند هر زمان که اراده کنند بی دلیل بخندند و یا باید محرکی آنها را به این عمل وادارد. تحقیقات نشان می دهد که بسیاری از انسان ها نسبت به لطیفه هائی که می شنوند عکس العمل نشان می دهند. اگر لطیفه شیرین و بامزه باشد قطعاَ خنده را بر لبانشان خواهد نشاند. برای اینکه بتوانید خندیدن را تمرین کنید باید با افرادی معاشرت کنید که همیشه شاد و خوشحال هستند، گویی هیچ غم و غصه ای در زندگی نــدارند و اگر هم دارند آن را بروز نمــی دهند. در این گونه کلاس ها توسط تلویزیون و یا ضبط صوت داستان های خنده دار و بامزه به نمایش در می آید تا افراد به خندیدن وادار شوند. خنده را می توان به چند گروه تقسیم بندی کرد. گروه اول همان لبخندهایی هستند که افراد در هر زمان و مکانی می توانند از آنها استفاده کنند. به طور مثال خیلی ها برای اینکه ترس و یا اضطراب خود را پنهان کنند آن را با یک لبخند بروز می دهند و یا لبخندهایی که آدم ها از روی تنبلی، بی تفاوتی و اینکه حوصله حرف زدن ندارند به یکدیگر تحویل می دهند. دسته دوم خنده هایی هستند که در مکان های خاص و با کمی احتیاط انجام می گیرند. مثلاَ در مکان های عمومی خنده بی جا و بی مورد شخصیت آدم ها را زیر سؤال خواهد برد. دسته سوم خنده های بی صدایی است که در دل آدم ها انجام می گیرد. برای مثال دوست شما مطلبی در مورد شخصیت شما به زبان می آورد که به نظر شما اصلاَ واقعیت ندارد و شما در دل به او می خندید و یا موردی را از کسی پنهان کرده اید و در دل به او می خندید که از همه جا بی خبر است. دسته چهارم خنده های کاملاَ دوستانه است، زمانی که از ته دل می خندید و در آن لحظه تنها به چیزی می اندیشید که باعث خندیدن شما شده است. در این حالت تمام اعضاء بدن شما از عضلات سر و صورت گرفته تا دست و حتی قفسه سینه، شما را در خندیدن همراهی می کنند. از این رو از ته دل خندیدن بهترین و مفیدترین نوع خنده است! بنابراین از همین امروز تصمیم بگیرید با لبخند زدن به دیگران و از ته دل خندیدن آرامش را به محیط کار و زندگی خود آورده و زمینه ای مناسب برای رشد خلاقیت ها و دوستیهای پایدار را فراهم کنید. منبع سایت بزرگ مردمان
****************************
باز هم در مورد خنده
نگرش ما نسبت به زندگی و توانایی هایمان در راه مقابله با مشکلات بـنـوع روابطمان و بویژه رابطه های صمیمی تر بستگی دارد. زمانیـکه ترشرویی در رابطه ای وجود داشته باشد، هر فردی در زندگی خود احساس خلا پیدا می کند و دلـیـل آن نیـز ایـن امر می باشد که کیفیت زندگی ارتباط شـدیـدی بـر روی تعادل روحی و روانی افراد می گذارد. اگر میخواهید از زندگی خود راضی باشید، بنابراین باید رابطه ها را شاداب و با نشاط نگه دارید.
آمـار طلاق حاکی از آن است که ما به هیچ وجه در این امر مـوفـق ظـاهر نشده ایم. تقریبا در حدود نیمی از ازدواج ها بـه طـلاق مـنـجر مـی شود و پایان ها ناگواری را به همراه می آورند. بسیاری از آن ازدواج هایی که به قوت خود باقی می مانند نیز زوجین به ندازه کافی شاد و خوشحال نیستند.
البته باید ذکر کنیم که بیشتر مردم ارزش یک رابطه سالم را می دانند و بدون توجه به اینکه چند بار ممکن است در عشق شکست بخورند، باز هم با امید فراوان به راه خود ادامه داده و به آینده امیدوارند. به همین دلیل مطالبی در این زمینه که در کتابهای مربوط به روابط و بحث ها و برنامه های تلویزیونی وجود دارند، وقت مردم را به خود اختصاص می دهند. و برخی از آنها ممکن است که بر روی زوج های خوشحال و یا ناراحت تاثیر گذار واقع شوند. www.zibaweb.com
اما از میان تمام فاکتورهایی که برای ایجاد جوی مساعد در روابط خانوادگی پیشنهاد می شود یک راه حل وجود دارد که کمتر از آن به عنوان یک مداوا یاد شده. این در حالی است که هر فرد آرزوی آن را می کند و همواره میزان بیشتری از آن را درخواست میکند: خنده
البته واضح است که بیشتر زوج های شاد و خندان به وقایع خنده دار و فیلم های خنده داری که در تلویزیون مشاهده می کنند، می خندند نه به یکدیگر. و مهمتر از هر چیز این است که هیچ گاه به یکدیگر خرده نمی گیرند و سر خودشان را با جوک هایی که از طریق e-mail به دستشان می رسد گرم می کنند.
اما خنده ای که در خانه رشد کند یکی از نیازهای ضروری زوج های ناراحت و غمگین است. خندیدن یکی از نیازهای اولیه و از انواع ضروری آن می باشد که تنها مختص انسان ها می باشد و نشاند هنده زندگی اجتماعی است. (زمانی که هیچ شنونده ای در مقابل شما وجود نداشته باشد هیچ خنده ای هم به وجود نمی آید). خندیدن باعث پیوند دادن انسان ها به یکدیگر می شود. ذهن گوینده و شنونده را با هم هماهنگ کرده و نشان می دهد که از نظر احساسی با هم موافق نظر هستند.
مطالبی که گفته شد همه جزئی از نظریات رابرت پروواین دکترای عصب شناسی میباشد. او معتقد است که بحث خندیدن آنقدر پیچیده است که نمی توان در ازمایشگاه ها در مورد آن بحث کرد. به جای آن او موقعیت های خنده آوری را که به خودی خود ممکن است در زندگی روزمره هر یک از انسان ها رخ دهد را جمع آوری کرده و نتایج آنرا در کتاب خود با نام: کتاب پنگوئن ها (2001) که نوعی تحقیق علمی میباشد به چاپ رسانده است.
خنده یک فضای مثبت احساسی را به وجود می آورد و طرفین نیاز برقراری ارتباط نزدیک تری را نسبت به هم پیدا کرده و از وجود یکدیگر بیشترین لذت را می برند. یکی از نتایجی که دکتر پرووین به آن دست پیدا کرده حاکی از آن است که حتی گوینده ها خیلی بیشتر از شنونده ها از تاثیرات مثبت خندیدن بهرمند می شوند. خنده و شوخی اضطراب و عصبانیت را از بین می برد و راه رسیدن به صمیمت را هموار می سازد.
خنده از طریق قانون های سخت از پیش تعیین شده به وجود نمی آید بلکه در حین مکالمه و برقراری ارتباط است که افراد شروع به خندیدن می کنند. دکتر پرووین معتقد است که: ''خنده ارتباطی به خوشمزگی ندارد بلکه در رابطه با ارتباط های اجتماعی است که معنا پیدا می کند.''
در این قسمت برخی از یافته های متعجب کننده او را با هم مرور می کنیم
خندیدن امری است که به طور تصادفی رخ می دهد و شما را به نتایج بسیار زیادی می رساند اما یکی از بهترین ره آوردهای آن: در کنار هم جمع کردن مردم می باشد. در حقیقت فواید سلامتی خنده از حمایت های اجتماعی که برای فرد به وجود می آورد نشئت می گیرد.
خنده نقش مهمی در پیوستن دل ها به یکدیگر دارد. مردها عاشق خانم هایی هستند که در حضورشان از ته دل می خندند.
هر دو جنس (چه زن و چه مرد) خندیدن را دوست داشته و بسیار می خندند. اما خانم ها بیشتر از آقایون می خندند – تقریبا در حدود 126 درصد بیشتر از مردها – و آقایون نیز خیلی بیشتر خنده تحویل می گیرند.
خنده خانم ها یکی از مولفه های ضروری برای حفظ یک رابطه سالم می باشد
خنده در زوج ها با افزایش وزن کاهش پیدا می کند.
مثل خمیازه، خنده نیز واگیر دار است. کسی نمی تواند در مقابل آن از خود مقاوت نشان دهد.
یکی از راه های ایجاد خنده (و به طور حتم یکی از قدیمی ترین راه ها) غلغلک دادن است. غلغلک دادن یک امر کاملا اجتماعی است چرا که هیچ یک از ما نمی تواند شروع کند به غلغلک دادن خودش. ما کسی را غلغلک می دهیم تا او نیز در مقابل به این عمل ما واکنش نشان هد. برای اینکه دیگران شما را غلغلک ندهند و به عنوان یک فرد غلغلکی شناخته نشوید باید خودتان انها را غلغلک دهید.
نه تنها تمام مردم از غلغلک خوششان می آید (چه غلغلکی ها چه کسانی که آنها را غلغلک می دهند) بیشتر افراد معتقدند که این عمل نشانه ای از علاقه و محبت است.
احتمالا غلغلک باید ریشه تمام بازی ها باشد. این کار دارای تاثیرات دوجانبه و متقابل می باشد. به عبارت دیگر آهنگ یک ارتباط سالم می باشد. البته می تواند غریزه جنسی را در بزرگسالان تحریک کند.
احساس غلغلکی بودن در سنین میانسالی تا حد بسیار زیادی کاهش مییابد. انسان ها به تدریج شروع به از دست دادن ''محرک های لامسه ای'' می کنند. دکتر پرووین معتقد است که میل به غلغلک، لمس کردن و شروع بازی، به تدریج ازبین می رود. اما هیچ گاه نباید فراموش کرد که چنین رفتارهایی جزء نقاط حساس عواطف یک فرد به شمار می روند.
بنابراین دفعه اینده که با همسر خود به مشکل برخورد کرده و شروع به جر و بحث نمودید، در اتاق را به شدت به هم نکوبید و خارج نشوید. به جای آن شروع کنید به غلغلک دادن همسر خود. ( قسمت های غلغلکی بدن به ترتیب حساسیت: زیر بغل، شکم، روی دنده ها، پا، زانو، گلو، گردن و کف دست ها می باشد.)
ما می دانیم که این کار مشکلات شما را به طور کلی از بین نمی برد اما می تواند به منزله نقطه شروعی باشد تا شما دونفر در کنار یکدیگر بنشینید و با هم در رفع انها کوشش کنید. http://www.tehranmania.com
*********************************************************************************
فوايد خنده براي سلامت قلب [ January 18, 2006 ]
تهران،ايرنا ۸۴/۱۰/۲۷
تحقيقات نشان ميدهد تماشاي يك فيلم كمدي جريان خون را به قلب افزايش ميدهد، درحالي كه ديدن يك فيلم غمانگيز موجب كاهش جريان خون به قلب ميشود. www.zibaweb.com
به گزارش خبرگزاري فرانسه از پاريس، پژوهشگران دانشگاه مريلند قسمتهاي ۱۵تا ۳۰دقيقهاي فيلمهاي كمدي و جدي را براي ۲۰جوان پخش كردند و دستكم ۴۸ساعت بين تماشاي فيلمها فاصله گذاشتند
محققان با سونوگرافي جريان خون در سرخرگ بازويي را كه بين كتف و آرنج جريان دارد در خوكهاي آزمايشگاهي اندازهگيري كردند.
جريان خون در ۱۴تن از ۲۰داوطلب به هنگام تماشاي صحنههايي از فيلم نجات سرباز رايان كاهش نشان داد. اما در ۱۹تن از ۲۰جوان به هنگام تماشاي قسمتهاي خندهدار يك فيلم ديگر افزايش نشان داد.
تفاوت بين اين دو وضعيت جريان خون ۵۰درصد بود.
تاثير تماشاي فيلم غم انگيز بر جريان خون قلب همانند انجام حساب ذهني بود.
اما تماشاي يك فيلم كمدي تاثيري همانند ورزش ايروبيك يا مصرف داروهاي پايين آورنده كلسترول خون داشت.
افسردگي، اضطراب، عصبانيت و خصومت باعث ايجاد اختلال در مسيرهاي اكسيد نيتريك كه به اتساع عروق خوني كمك ميكند ميشود.
خنده باعث ميشود برخي هورمونها تاثير متضادي داشته باشند.
احساسات مثبت مانند خنده از روي خوشي و شادماني تاثير مفيدي بر سلولهاي آندوتليوم كه ديواره رگهاي خوني را ميپوشاند دارد.
مشروح اين مطالعه در مجله تخصصي " "heartمنتشر شده است. منبع : سایت نیک صالحی
===============================================================
چگونه بخندیم ؟
خندیدن؛ بهترین دارو
كارشناسان می گویند: " فواید شادی و شوخ طبعی را هرگز دست كم نگیرید."
سالهای سال است كه نشریه ریدرز دایجست به خوانندگان خود می گوید: " خنده بر هر درد بی درمان دواست".
بر اساس تحقیقات نشریه انجمن پزشكی آمریكا، این موضوع كاملا حقیقت دارد. دكتر دونالد دبلیو بلك، در شماره هفتم این نشریه می نویسد: " خندیدن باعث حفظ تعادل بدن و تحریك گردش خون می شود. خلاصه اینكه، خندیدن با خود سلامت و شادمانی را به همراه می آورد."
ما همگی می خندیم ، اما معمولا به تاثیر خارق العاده خندیدن بر روی بدن خود فكر نكرده ایم. خندیدن معمولا از صورت و با یك لبخند شروع می شود كه ماهیچه های دهان ، بینی ، گونه ها و ماهیچه های اطراف چشم ما را به ورزش وا خواهد داشت. در خنده های بلند و پرهیجان مثل قهقهه یا خنده هایی كه آدم را روده بر می كند دیافراگم، ماهیچه های شكمی و شش ها درگیر می شوند. شما می توانید آنقدر بخندید كه به گریه بیفتید و خون به صورت شما هجوم بیاورد و به شما ظاهری گلگون و حاكی از سلامتی دهد. با خندیدن، ضربان قلب افزایش می یابد و هیپوتالاموس و غده هیپوفیز و غدد فوق كلیوی تحریك می شوند.
همچنین خنده و خندیدن:
__ محركی قوی برای تولید اندورفین است. اندورفین آن دسته از ترشحات مرموزی است كه به ما قدرت تحمل درد می دهند.
__ سیستم ایمنی را تقویت می كند. مطالعات نشان می دهند مردمی كه زیاد می خندند ایمونوگلوبین بیشتری دارند، ایمونوگلوبین مدافع بدن ما در مقابل عفونت ها ی تنفسی است.
__ ضربان قلب را افزایش می دهد و اكسیژن بیشتری برای مغز فراهم می كند. این به ما كمك می كند كه به آرامش برسیم و راحت تر فكر كنیم و مهم تر از همه اینها، خندیدن به سادگی لذت بخش است.
خندیدن تاثیرات روانی سودمندی دارد. "داروین" خنده را ابزاری برای تخلیه فشار عصبی اضافی یا هیجانات روحی می داند كه عدم تخلیه آنها، ایجاد مشكل می كند. " اصل آنتی تز" او، خنده را متضاد گریه می شمارد چرا كه گریه علامت افسردگی است. "فروید" نیز خنده را نوعی رها شدن از انرژی روحی و ذهنی می داند. از نظر فروید خنده تاثیری پالایشی دارد و دیده شده است كه انسانها اغلب بعد از خندیدن احساس آرامش بیشتری می كنند.
"نورمان كازینز" نویسنده سابق روزنامه "ساتر دی ریویو" در كتاب خود "ساختارشناسی یك مرض" گفته كه چگونه توانسته است از یك ناهنجاری و ناتوانی نخاعی، با ترك بیمارستان و رفتن به یك جای خوش آب و هوا و لذت بردن از تاثیرات روان درمانی كتابها و فیلمهای خنده دار، رهایی بیابد. كازینز درباره این تجربه خود می گوید: "من به این كشف مهم دست پیدا كرده ام كه ده دقیقه قهقهه زدن، تاثیری مثل یك داروی مسكن دارد. خنده به من این نیرو را می داد تا دست كم دو ساعت بی درد بخوابم، سرانجام من به این نتیجه رسیدم كه آنچه واقعا مرا درمان كرد، خندیدن به زمین و زمان بود."
"برتراند راسل" می گوید: " خنده ارزانترین و مؤثرترین داروی اعجاب انگیز است. خنده یك داروی همگانی و جهانی است."
دكتر "پاول مك گی"، یك روانشناس اهل نیوجرســــی كه به مطالعه تاثیرات خنده در طول 20 سال پرداخته است، می گوید: "ساختارذهن آدمی روی سیستم سلامت بدن او تأثیر می گذارد. " پیام او این است : " برای حفظ سلامتی خود مواظب شرایط روحی تان باشید. "
روانشناسان صنعتی از مدتها پیش به این نتیجه رسیده اند كه شوخ طبعی باعث راحت تر شدن كارها، كاهش استرس و افزایش بهره وری، كارایی و روحیه می شود.
در بسیاری از بیمارستانها بخشی به خنده و شوخی اختصاص داده شده است. در چهار سال گذشته، پروژه شوخ طبعی در نیویورك بودجه ای را به 125 بیمارستان، خانه های پرستاری و سایر آژانس های مربوطه برای ارائه برنامه های شادی و خنده آور تخصیص داد.
دكتر "جوئل گومان"، سرپرست پروژه شوخی و مزاح می گوید: "خندیدن شما را از فكر و خیال آزاد می كند. ماهیچه های شما به استثنای ماهیچه صورت و شكم به حالت آزاد در می آیند."
"جویس آنیسمان سالتمن"، یك روان درمان و دستیار استاد دانشگاه در دانشگاه ایالت كنتاكی جنوبی خنده را به یك نرمش درونی تشبیه می كندكه برای انجام آن نیاز به لباس یا لوازم خاصی ندارید. او به تولید اندورفین (ماده از بین برنده درد)، اشك پاك كننده چشم و گل انداختن گونه ها به عنوان مزایای خنده اشاره می كند.
آنیسمان سالتمن همچنین به مزایای ثابت شده روان شناختی خنده اشاره می كند و می گوید خنده تمام چرخه های منفی و افسردگـــــی را از بین می برد و چشم انداز جدیدی را برای مردم فراهم می كند.
اگرچه خنده یك عمل ذاتی است _ در كودكان در 5 تا 9 هفتگی به طور طبیعی اتفاق می افتد حتی در كودكانی كه نابینا یا ناشنوای مادرزاد هستند _ اما كارشناسان به ما می گویند كه هنوز همگی ما نیاز داریم تا یاد بگیریم بیشتر بخندیم.
پیرو توصیه كارشناسان، ما باید هوشمندانه گوشه ای از زندگی خود را به شوخی و مزاح اختصاص دهیم و اطراف خود را پر كنیم از آدمهایی كه زیاد می خندند و با آنها بخندیم ، قصه های خنده دار بخوانیم و فیلمهای كمدی تماشا كنیم و بالاتر از همه اینكه به خاطر بسپاریم: زندگی خشن و توان فرسا خواهد شد اگر ما آن را جدی بگیریم!
چه چیزی خنده آور است؟
به زبان ساده، حس شوخ طبعی و مزاح، توانایی خندیدن به چیزهایی است كه خنده دار هستند و دیدن جنبه های مضحك و خنده دار چیزهایی كه اغلب آنها را بسیار جدی می گیریم.
ما همگی از چیزهایی كه معنای خنده داری دارند خنده مان می گیرد ، فیلمها و تئاترهای كمدی، داستانهای خنده دار و جوكها. برای پرورش حس شوخ طبعی و مزاح خود، باید خودمان را بیشتر در معرض برنامه های خنده دار قرار دهیم، مخصوصا زمانی كه احساس می كنیم با خنده حالمان عوض
می شود. شوخی و مزاح وقایع جدی را به حاشیه می راند و شرایط سخت و مشكل را قابل كنترل تر می كند.
اما پیدا كردن چیزهای خنده دار و جالب، در برخی موقعیت ها نیازمند مهارت است. مثلا وقت گیر كردن نوك عصای دستی تان در سوراخی در پیاده رو، در حالی كه همراه شما بی خبر به راه ادامه می دهد، یا وقتی كه پیش متخصص می روید تا از او بخواهید دست مصنوعی تان را كه به دور یك لیوان نوشیدنی چسبیده است، جدا كند. مثل بیشتر مهارت ها، این مهارت هم برای پرورش یافتن نیازمند تمرین است. داشتن یك حس شوخ طبعی و مزاح بدین معنا نیست كه به هر چیزی بخندید، اما بدین معنا است كه به جنبه های جدی و شوخی چیزها به یك چشم نگاه كنید. این به برخی از ما كه طبیعتا منطقی و جدی هستیم، كمك می كند تا متعادل تر و شوخ تر شویم.
برای درك كامل حس شوخ طبعی بهتر است فرق میان خندیدن به خودمان، خندیدن به شرایط و خندیدن به دیگران را درك كنیم.
__ خندیدن به خودمان احتمالا ایمن ترین نوع شوخی است زیرا معمولا تهدیدی برای دیگران محسوب نمی شود و ما را به عنوان فردی مثبت و متعادل معرفی خواهد كرد.
__ خندیدن به شرایط نیز عموما خطری ندارد مگر در شرایطی كه فرد یا گروهی حساس و ناراحت شوند یا جبهه بگیرند.
__ خندیدن به دیگران كمترین ضریب امنیت و ایمنی را دارا است زیرا ممكن است باعث بی احترامی یا بی حرمتی به طرف یا گروه مقابل شود. پس پر واضح است كه باید از خندیدن به دیگران اجتناب كنیم، اما استثنائاتی هم وجود دارد. شوخ طبعی برای افراد معلول یك پیچیدگی دیگر دارد.
معلول شدن از هر دو جنبه فیزیكی و احساسی، تجربه دردناكی است. اغلب فرد معلول بسیار متفاوت از مردم عادی می بیند و احساس می كند. فرد معلول اغلب آسیب دیده است و این معمولا احساس خوشایندی نیست.
اساسا مردمی كه دچار بحران یا تغییری دردناك در زندگی خود می شوند _ مثلا معلول شدن _ تمایل دارند كه این تجربه را با شرایط احساسی شان تلفیق كنند. آنها نمی توانند این تجربه دردناك را از خود دور كنند. آنها در این واقعه آنقدر غوطه ور شده اند كه این تجربه دردناك بخشی جداناپذیر از احساسات دردناك درونی شان شده است. در این زمان، حتی حس شوخ طبعی نیز در شرایطی خاص می تواند ساختگی و تصنعی تلقی شود.
خنده و شوخ طبعی برای كسانی كه به تازگی معلول شده اند، بسیار سخت است اما برخی از ایشان قادر به انجام این كار هستند. این توانایی بیشتر در افرادی مشاهده می شود كه از یك حس سالم شوخ طبعی در درجه اول برخوردارند. با این حال، نكته مهم این است كه همه آنها اعلام كرده اند كه دیدگاه مثبت و شوخ طبعانه آنان باعث بهبودشان شده است.
علت امر این است كه توانایی آنها درخندیدن به خودشان و شرایط موجود، به آنها كمك می كند كه از معلولیتشان از نظر احساسی دور شوند. این امر به آنها كمك می كند كه آن واقعه منفی را از احساسات خود جدا كنند. در نتیجه آنها یاد می گیرند كه چگونه نسبت به یك تجربه منفی، احساسات مثبت داشته باشند. در واقع این امر مهارت باارزشی برای همه ماست!
زمان، عامل مهم دیگری است كه به ما كمك خواهد كرد. فاصله زمانی باعث افزایش فاصله احساسی می شود. پس هر فرد معلول با تجربه باید قادر باشد تا شوخ طبعی و مزاح را در شرایطی پیدا كند كه یك فرد تازه معلول شده هر گز نمی تواند.
در این زمینه درسهای چندی وجود دارد. اول اینكه خندیدن به خودمان نه تنها خطری ندارد بلكه شفابخش است و عموما سریع ترین كاری است كه می توانیم بعد از یك رویداد دردناك انجام دهیم و بهترین كار برای سلامت ذهنی و روحی ما محسوب می شود.
ثانیا چون كسانی كه تازه قطع عضو شده اند معمولا چه از نظر احساسی و چه از نظر زمانی قادر به جدا كردن خودشان از عمل جراحیشان نیستند، بازدیدكنندگان از فرد قطع عضو شده، باید آسیب پذیری او را نسبت به شوخی درك كنند و در مورد تعریف كردن حكایتهای خنده دار در طول ملاقات شان حتی در مورد خودشان محتاط باشند. ثالثا با افزایش فاصله حسی و زمانی، راحت تر می توان معلولیت فرد را جدی نگرفت و با این افراد شوخی كرد.
نهایتا كسانی از ما كه معمولا قادر به شوخی كردن نیستند، باید بیشتر روی خودشان كار كنند . از نظر فورست گامپ" شوخ طبعی نوعی لذت است" . با فكر كردن به شادمانی نمی توان به شادمانی دست یافت. پس باید واقعا شاد بود. فقط همین!
قدرت شفابخش شوخی و مزاح
در اینجا ده شیوه و راهكار برای افزودن شوخ طبعی به زندگیتان پیشنهاد می كنیم:
1- اخم های خود را باز كنید. یاد بگیرید كه همیشه لبخند بزنید و زیاد بخندید. به خاطر بسپارید كه خنده مسری است البته بدبینی هم همین طوراست. پس ترجیح می دهید چه چیزی به دیگران هدیه كنید؟ می دانید پاسخ چیست، مردم دوست دارند در اطراف كسانی باشند كه شادی و نشاط به آنها هدیه می دهند. همواره در دسترس، با محبت و مهربان باشید . هرگز نگذارید كه مشكلات شما را دچار ترشرویی كند. همیشه آماده شوخی كردن باشید وقتی دیگران نمی توانند این كار را بكنند.
" بهترین راه برای شاد كردن خودت این است كه دیگری را شاد كنی." مارك تواین
2- هر روز زمانی را به خنده اختصاص دهید. كار خود و دیگر ضروریات را جدی بگیرید اما خود و مشكلاتتان را زیاد جدی نگیرید. سعی كنید چشمانتان را به روی شوخی و مزاح بگشایید. همیشه در شرایط پیش آمده به دنبال شوخی و مزاح باشید. مطمئنا قطـــع عضو می تواند نوعی ناتوانـــی خاص و مهم باشد، اما همیشه چیزهای خنده دار زیادی برای آدمهای قطع عضو شده اتفاق می افتد. آماده باشید كه بگویید: " چه چیز خنده داری ! یا: " سالها بود كه چنین اتفاق خنده داری را تجربه نكرده بودم ." استیو آلن
3- در پایان هر روز از خودتان بپرسید:" امروز چه چیزهای خنده داری برای من اتفاق افتاد؟ امروز چه كاری كردم كه خنده دار بود؟ چه موارد خنده داری دارم كه برای دیگران تعریف كنم؟ " تمام تجربه های خود را در یك دفترچه یادداشت كنید. هرگز از جمع آوری قصه های خنده دار باز نایستید.
برنامه های تلویزیونی خنده دار مورد علاقه خود را فقط در ساعات پخش تماشا نكنید ، بلكه آنها را ضبط كنید و هر گاه به تغییر وضعیت و شاد شدن نیاز داشتید از آنها استفاده كنید. از پوشه یا یك آلبوم برای نگهداری مقالات خنده دار، نمایشها و كارتونهای مورد علاقه تان استفاده كنید. یك نوار خنده دار با خودتان داشته باشید تا هنگام ترافیك آن را گوش دهید و لذت ببرید.
وقتی كه به دنبال چیزهای خنده دار و جالب می گردید، افكار مضحك و جملات بامزه ناگهان به ذهن تان خطور می كند، آنها را به خاطر بسپارید و برای شاد كردن دیگران از آنها استفاده كنید.
4- یاد بگیرید كه از شوخی و مزاح به عنوان وسیله ای برای بهبود روابط تان در زندگی استفاده كنید. شما افرادی را می شناسید كه در كار مایوس و نگران هستند و دكترهای بسیار جدی یا متخصصین اندام مصنوعی یا كارگرانی كه به شما خدمت نمی كنند. دیگر نیاز ی به ذكر نام همسرانشان، رؤسا و موتورسوارها نیست. حس شوخ طبعی بهترین سپرده ای است كه شما می توانید در بانك روابط خود نگهداری كنید.
" خنده كوتاهترین فاصله بین دو نفر است." ویكتور بورگ
5- بهترین كار اجتناب از شوخی و مزاحی است كه باعث خنده و مسخره كردن دیگران می شود. اگر پروتز شما شكست و شما افتادید و كسی فریاد زد " چوب خشك !" احتمالا از این رفتار چندان خوشتان نمی آید. حس شوخی و مزاح را در خودتان پرورش دهید. بگذارید كه شوخی و خنده شما به كسی كمك كند نه اینكه او را ناراحت و رنجیده كند.
" برخی مردم، دیگران را وادار می كنند كه به عده ای دیگر بخندند و برخی كاری می كنند كه مردم با هم بخندند. آیا شوخی و مزاح شما دیگران را از هم جدا می كند یا موجب نزدیكی شان می شود؟" . نورمن كازینز
6- یاد بگیرید كه به خودتان بخندید و دیگران با شما و نه به شما بخندند. بی خطرترین هدف برای شوخی شما، خودتان خواهید بود. حس شوخی و مزاح پذیرش اشتباهاتتان را آسانتر می كند. اكثر مردم دوست دارند با كسانی باشند كه با آنها راحت ترند، بدون توجه به معایبی كه آن فرد دارد. این حس كامل بودن را در خود از بین ببرید چون باعث می شود احساس یك طرار و دغل باز را پیدا كنید. جهان به كسانی كه وانمود می كنند بسیار كامل هستند اصلا نیازی ندارد بلكه به كسانی نیاز دارد كه از مردمی كه به محدودیتهایشان واقفند دستگیری كنند. این قبیل مردم معمولا حس خوبی از شوخی و مزاح دارند.
7- اگر معلول هستید مثلا بازوی خود را از دست داده اید، بگویید: " من دستم از دنیا كوتاه است! " ، یا اگر پای شما قطع شده است، بگویید: " چه شوتی ! حالا چه كار می شه كرد؟" این جملات باعث می شود كه خنده بر لبهای دیگران بنشیند و در نظر دیگران بیشتر دلچسب باشید.
" لبخند زدن هیچ خرجی برای شما ندارد." هاری اچ. والدریپ
8- هرگز نامه های خشك و خالی برای دوستانتان نفرستید بلكه جوك هم بفرستید. وقتی كه با دوستان یا زیردستان خود صحبت می كنید سعی كنید خاطرات شاد و شیرین خود را به جای درد دلهای شكایت آمیز یا غیبت های منفی تعریف كنید. در طول غذا خوردن هم از مسایل شاد و مسرت بخش صحبت كنید. از دیگران بخواهید كه آنها هم قصه های خنده دار خود را برای شما تعریف كنند. شما هر چیزی كه بخواهید به دست خواهید آورد، اگر شادی و نشاط می خواهید آن را طلب كنید. همیشه هم آماده گفتن این عبارت باشید " خوب ، این خیلی خنده داره!"
" بهترین كاری كه می توان در حل یك مشكل پیدا كرد، پیدا كردن كمی شوخی و مزاح در آن است." فرانك ای كلارك
9- در این عصر تفریح و خنده، از این كه ملال آور یا كسل كننده باشید، ناراحت نشوید. اگر مردم شما را آدم جالبی نیابند، به سمت افراد دیگر و كانال دیگر خواهند رفت. مزاح و شوخی مؤثر شنوندگان را مشتاق می كند. یك گفتگو و ارتباط صحیح با بیشتر از یك رشته كلمات سر و كار دارد. یك داستان خوب یك تصویر عینی از خود ارائه می دهد. مردم داستانهای پر از شوخی و مزاح شما را به خاطر سپرده و به خوبی آن را برای خود تشریح می كنند.
"وقتی كه چیزی خنده دار است ، سعی كنید در آن به دنبال یك حقیقت پنهان بگردید." جرج برنارد شاو
10- بــه خودتان اجازه دهید كه یك آدم شوخ جلوه كنید، بگذارید آدم بزرگی باشید كه خصوصیات كودكی اش را هنوز حفظ كرده است. گه گاهی هم احساسات و شادی خود را نشان دهید.
" آن گوشه ای را كه هستید، درخشان كنید. نیازی نیست كه دنیا را تغییر دهید، اما می توانید آن گوشه ای را كه در آن قرار دارید، با حس شوخی و مزاحتان تغییر دهید و روشن كنید." برایان لی
همیشه جایی برای بازی و زمانی برای خندیدن و لبخند زدن در زندگی باقی بگذارید. در محل كار و در خانه لبخند بزنید و بگذارید شوخی و شیطنت از شما شروع شود.
|
موسيقي و افزايش قدرت تعقل |
|
واحد مركزي خبر، ايسنا: شماري از محققان اعلام كردند، در صورتي كه موسيقي سبب تحرك و چابكي شما شود و نواختن يك ساز به امور مغزي كمك كند، آنگاه مي توان با استفاده از موسيقي قدرت تعقل را به شدت افزايش داد. به نقل از شبكه خبري سي.ان.ان، طبق تحقيق دانشگاه ايالت اوهايو، داوطلباني كه هنگام انجام كار يكنواخت و خسته كننده به موسيقي چهار فصل اثر آنتونيو ويوالدي گوش داده اند، در مقايسه با افرادي كه بدون موسيقي به كار پرداخته اند، از توانايي كلامي بهتري برخوردارند. چارلز ايمري، روان شناسي كه اين تحقيق را بر عهده دارد، در اين باره گفت: شواهد نشان مي دهد، تمرين موسيقي بازده ادراكي افراد مبتلا به بيماري قلبي را بهبود مي بخشد. وي افزود: از سوي ديگر گوش سپردن به موسيقي قدرت تعقل را بالا مي برد. اين مطالعه بر روي سي و سه مرد و زني انجام شده است كه عمليات جراحي باي پس و ساير عمل هاي قلب را انجام داده اند. بيست و ششم فروردين ماه هشتاد و سه |
|
رابطه هوش فرزندان و ثروت خانوادهها |
|||
| |||
| نتایج یک تحقیق علمی نشان میدهد، اختلاف در میزان هوش، فرزندان خانوادههای فقیر را از فرزندان خانواده های مرفه متمایز می سازد. | |||
|
این کشف می تواند منجر به شناسائی شیوه هائی برای بهبود فرآیند یادگیری در کودکانی باشد که در خانواده های محروم بسر می برند و از دایره فعالیت کمتری برخوردارند. نتیجه حاصل از انجام تستهای هوش و همینطور امتحانات برگزارشده در مدارس نشان میدهد که کودکانی که خانواده های آنها درآمد بیشتری داشته و از تحصیلات بالاتری نیز برخوردار هستند، درمقایسه با کودکان هم سن و سال خود که از مزایای کمتری برخوردارند، عملکرد بهتری داشته اند. شاید دلیل چنین اختلافی دسترسی آسانتر و بهتر کودکان دسته اول به کتاب و اسباب بازیهای آموزشی و همینطور دور بودن نسبی محیط زندگی آنها از تنشها و فشارهای عصبی باشد. مارک کیشیاما در دانشگاه کالیفرنیا برکلی و همکارانش بمنظور کشف پایه و اساس عصبی برای اختلاف موجود، دست به ردیابی فعالیتهای مغزی در گروهی از کودکان بین ۷ تا ۱۳ سال زدند. در این آزمایش از کودکان خواسته شده بود اشکال بعضی از اشیاء که استفاده زیادی ندارند را شناسائی کنند. تقریبا عملکرد همه کودکان خوب بود، اما کودکانی که به خانوادههائی با موقعیت اجتماعی و اقتصادی پائین تعلق داشتند فعالیت کمتری را در قسمت کورتکس پیش مغزی نشان دادند. این قسمت از مغز میزان توجه و تمرکز شخص را کنترل می کند و به منابع اطلاعاتی مغز اختصاص دارد. کیشیاما اظهار می دارد که کاهش موجود در فعالیت میتواند پایه و اساس عملکرد ضعیف کودکان بهنگام انجام کارهای مشکلتری که نیاز به فهم و ادراک بیشتری دارند را تشکیل دهد. او توصیه می کند برای تقویت و فعال شدن این بخش از مغز در کودکان باید انجام بعضی از کارها را به آنها واگذار کرد. بررسیهای انجام شده در قالب ام.آر.آی هیچگونه تفاوت ساختاری را مابین این دو گروه نشان نمی دهد و گویای این واقعیت است که چنین تفاوتی نمیتواند دائمی و پایدار باشد. مقاله تفصیلی مربوط به تحقیق مذکور در نشریه کگنیتیو نوروساینس بچاپ خواهد رسید. | |||
نام محله های قدیمی تهران

شاید هر روز نام چند محله تهران را بشنویم بی آنکه بدانیم چرا به این نام ها معروف شده اند..
با استفاده از منابعی چون کتاب اول و ویکی پدیا و دیگر منابع در وب اطلاعاتی درباره نام برخی محله های تهران اطلاعاتی گردآوری شده که در ادامه می خوانید.
سید خندان
سید خندان نام ایستگاه اتوبوسی در جاده قدیم شمیران بوده است.
سیدخندان پیرمردی دانا بوده که پیش گویی های او زبانزد مردم در سی یا چهل سال پیش بوده است.
دلیل نامگذاری این منطقه نیز احترام به این پیرمرد بوده است.
فرمانیه
در گذشته املاک زمین های این منطقه متعلق به کامران میرزا نایب السلطنه بوده و بعد از مرگ وی به عبدالحسین میرزا فرمانفرما فروخته شده است.
فرحزاد
این منطقه به دلیل آب و هوای فرح انگیزش به همین نام معروف شده است.
شهرک غرب
دلیل اینکه این محله به نام شهرک غرب معروف شد ساخت مجتمع های مسکونی این منطقه با طراحی و معماری مهندسان آمریکایی
و به مانند مجتمع های مسکونی آمریکایی بوده و در گذشته نیز محل اسکان بسیاری از خارجیها بوده است.
آجودانیه
آجودانیه در شرق نیاوران قرار دارد و تا اقدسیه ادامه پیدا می کند.
آجودانیه متعلق به رضاخان اقبال السلطنه وزیر قورخانه ناصرالدین شاه بوده، او ابتدا آجودان مخصوص شاه بوده است.
اقدسیه
نام قبلی اقدسیه (تا قبل از ۱۲۹۰ قمری) حصار ملا بوده است.
ناصرالدین شاه زمین های آنجا را به باغ تبدیل و برای یکی از همسران خود به نام امینه اقدس (اقدس الدوله) کاخی ساخت و به همین دلیل این منطقه به اقدسیه معروف شد.
جماران
زمین های جماران متعلق به سید محمد باقر جمارانی از روحانیان معروف در زمان ناصر الدین شاه بوده است.
برخی از اهالی معتقدند که در کوه های این محله از قدیم مار فراوان بوده و مارگیران برای گرفتن مار به این ده می آمدند
و دلیل نامگذاری این منطقه نیز همین بوده است و عده ای هم معتقدند که جمر و کمر به معنی سنگ بزرگ است
و چون از این مکان سنگ های بزرگ به دست می آمده است، آنجا را جمران، یعنی محل به دست آمدن جمر نامیده اند.
پل رومی
پل رومی در واقع پل کوچکی بوده که دو سفارت روسیه و ترکیه را به هم متصل می کرده است. عده ای هم معتقدند که نام پل از مولانا جلالالدین رومی گرفته شده است.
جوادیه (در جنوب تهران)
بسیاری از زمین های جوادیه متعلق به آقای فرد دانش بوده است که اهالی محل به او جواد آقا بزرگ لقب داده بودند.
مسجد جامعی نیز توسط جواد آقا بزرگ در این منطقه بنا نهاده شده است که به نام مسجد فرد دانش هم معروف است.
داودیه (بین میرداماد و ظفر)
میرزا آقاخان نوری صدر اعظم این اراضی را برای پسرش، میرزا داودخان، خرید و آن را توسعه داد.
این منطقه در ابتدا ارغوانیه نام داشت و بعدها به دلیل ذکر شده داودیه نام گرفت.
درکهاگر چه هنوز دلیل اصلی نامگذاری این محل مشخص نیست اما برخی آن را مرتبط به نوعی کفش برای حرکت در برف که در این منطقه استفاده می شده و به زبان اصلی �درگ� نامیده می شده است دانسته اند.
دزاشیب (در نزدیکی تجریش)
روایت شده است که قلعه بزرگی در این منطقه به نام � آشِب � وجود داشته است
و در گذشته نیز به این منطقه دزآشوب و دزج سفلی و در لهجه محلی ددرشو می گفتند.
زرگنده
احتمالا دلیل نامگذاری این محل کشف سکه ها و اشیاء قیمتی در این محل بوده است.
در گذشته این منطقه ییلاق کارکنان روسیه بوده است.
قلهک
کلمه قلهک از دو کلمه �قله� و �ک� تشکیل شده است که قله معرب کلمه کله، مخفف کلات به معنای قلعه است.
عقیده اهالی بر این است که به دلیل اهمیت آبادی قلهک که سه راه گذرگاه های لشگرک، ونک و شمیران بوده است،
به آن( قله- هک) گفته شده است.
کامرانیه
زمین های این منطقه ابتدا به میرزا سعیدخان، وزیر امور خارجه تعلق داشت،
و سپس کامران میرزا پسربزرگ ناصرالدین شاه، با خرید زمین های حصاربوعلی، جماران و نیاوران، اهالی منطقه را مجبور به ترک زمین ها کرد و سپس آن جا را کامرانیه نامید.
محمودیه ( بین پارک وی و تجریش یا ولیعصر تا ولنجک)
در این منطقه باغی بوده است که متعلق به حاج میرزا آقاسی بوده است و چون نام او عباس بوده آنرا عباسیه می گفتند.
سپس علاءالدوله این باغ بزرگ را از دولت خرید و به نام پسرش، محمودخان احتشام السلطنه، محمودیه نامید.
نیاوران
نام قدیم این منطقه گردوی بوده است
و برخی معتقدند در زمان ناصرالدین شاه نام این ده به نیاوران تغییر کرده است
به این ترتیب که نیاوران مرکب از �نیا� (حد، عظمت و قدرت) ؛�ور� (صاحب) و �ان� علامت نسبت است
و در مجموع یعنی کاخ دارای عظمت.
ونک
نام ونک تشکیل شده است از دو حرف (ون) به نام درخت و حرف (ک)که به صورت صفت ظاهر می شود.
یوسف آباد
منطقه یوسف آباد را میرزا یوسف آشتیانی مستوفی الممالک
در شمال غربی دارالخلافه ناصری احداث کرد و به نام خود، یوسف آباد نامید.
پل چوبی
قبل از این که شهر تهران به شکل امروزی خود درآید، دور شهر دروازه هایی بنا شده بود تا دفاع از شهر ممکن باشد.
یکی از این دروازه ها، دروازه شمیران بود با خندق هایی پر از آب در اطرافش که برای عبور از آن، از پلی چوبی استفاده می شد.
امروزه از این دروازه و آن خندق پر از آب اثری نیست، اما این محل همچنان به نام پل چوبی معروف است.
شمیران
نظریات مختلفی درباره این نام شمیران وجود دارد.
یکی از مطرح ترین دلایل عنوان شده ترکیب دو کلمه سمی یا شمی به معنای سرد و � ران � به معنای جایگاه است
و در واقع شمیران به معنای جای سرد است. به همین ترتیب نیز تهران به معنای جای گرم است.
همچنین در نظریه دیگری به دلیل وجود قلعه نظامی در این منطقه به آن شمیران می گفتند
و همچنین برخی نیز معتقدند که یکی از نه ولایت ری را شمع ایران می گفتند که بعدها به شمیران تبدیل شده است.
گیشا
نام گیشا که در ابتدا کیشا بوده است برگرفته از نام دو بنیانگذار این منطقه (کینژاد و شاپوری) می باشد.
منیریه (در جنوب ولیعصر)
منیریه در زمان قاجار یکی از محله های اعیان نشین تهران بوده و گفته شده نام آن از نام زن کامران میرزا، یکی از صاحب منصبان قاجر، به نام منیر گرفته شده است.
لامپ کممصرف خوب است یا بد؟

پژوهشگران انگلیسی میگویند نور لامپ کممصرف برای مطالعه مناسب نیست، اما مقامات دولتی این نتایج را رد میکنند.
دولت انگلستان، ادعای برخی محققین را درباره رنج بردن کمبیناها از نور ضعیف لامپهای کممصرف، رد کرد. پیش از این محققین انگلستان مدعی شده بودند که نور لامپهای کممصرف برای مطالعه مناسب نیست.
اما لرد هانت، وزیر توسعه پایدار و ابداعات انرژی انگلستان، گفته است که لامپهای جایگزینی همچون «لامپهای هالوژن مانند» موجود و قابل استفاده است. او همچنین ترس ناشی از تاثیر محیطی جیوه را در لامپهای کممصرف رد کرد. قانون جلوگیری از آلودگی محیطی به جیوه، امسال تحت قوانین اتحادیه اروپا لازمالاجرا شده است. لرد هانت از تصمیم کنارگذاری لامپهای تنگستنی معمولی نیز دفاع کرد و این تصمیم را به سبب مقابله با اثرات تغییر اقلیم، امری ضروری خواند.
تابش کمتر، زندگی بهتر یا بدتر؟
لرد هانت همچنین درباره لامپهای معمولی گفت: «لامپهای معمولی تنگستنی، نزدیک به 95 درصد انرژی را به گرما تبدیل میکنند و بنابراین، بخش عمده انرژی هدر میرود. جایگزین کردن آنها با لامپهای کممصرف، میتواند سبب کاهش اتلاف انرژی و در نتیجه کاهش هزینه مصرف انرژی شود. ما بسیار مفتخریم که فروشندگان انگلیسی به طور داوطلبانه این تغییر را پیش از وضع قوانین امسال اتحادیه اروپا پذیرفتند.»
اما، لرد هریسون، عضو مجلس اعیان انگلستان، صحبتهای لرد هانت را درباره کاهش روشنایی این لامپهای جدید که زندگی را برای افراد کمبینا سخت میکند، ناکافی دانست. او گفت که نگرانیهایی هم در مورد کیفیت پایین این لامپهای جدید و هم در مورد ایمنی آنها وجود دارد. هریسون در ادامه گفت: «این تصمیمات دقیقا کی و کجا گرفته شدهاند؟ چند سیاستمدار برای تغییر سیاست استفاده از لامپ به کمک آمدند؟»
جیوه علیه طبیعت
لرد هانت گفته بود که دولت با موسسه سلطنتی ملی نابینایان انگلستان درباره لامپهای جایگزین پرنورتری مثل «لامپهای هالوژن مانند» صحبت کرده و علاوه بر آن، در حال ارتقای کیفیت و فناوری لامپهای کم مصرف است.
لرد هانت همچنین ادعاهای اخیر لرد لاوسون، وزیر پیشین را درباره مسمومیت محیطی جیوه رد کرد. لرد لاوسون اخیر مدعی شده بود که استفاده از لامپهای کممصرف، خطر آلودگی به جیوه محیط را بالا میبرد. لرد هانت همچنین گفته است که مقدار جیوه درون لامپهای کممصرف کمتر از مقدار موجود در دماسنجهای جیوهای است که بنابه اعلام اتحادیه اروپا استفاده از آنها ممنوع شده است؛ اما دولت انگلستان همچنان به دنبال جایگزینهایی مانند لامپهای ل.ای.دی (LED) است که هم عاری از جیوه است و هم طول عمر بیشتری دارد. وی ابزار امیدواری کرد که مردم، این فناوریهای نوین را تا چندسال آینده در فروشگاهها ببینند.
لرد ریدزدیل، از اعضای مجلس اعیان که خود پشتیبان حرکت به سوی استفاده از لامپهای کمانرژی است، در این باره میگوید: «این یکی از حرکتهای بسیار مثبت اخیر دولت انگلستان بود». او همچنین مدعی شده که کاخ پارلمانی انگلستان با تغییر لامپهایش به لامپهای کممصرف، توانسته است 61درصد در مصرف انرژی صرفهجویی کند.
خرید انبوه لامپهای تنگستنی
اما لرد تیلور، وزیر در سایه محیطزیست، با نگاهی محافظهکارانه گفته است که مردم به سبب جایگزین کردن لامپهای کممصرف به جای لامپهای پرمصرف، باید هزینه بیشتری را برای تامین گرمای خانههایشان بپردازند و مدعی شده که برخی از همکارانش، انبوهی از لامپهای تنگستنی خریدهاند.
لرد هانت نیز گفت تعادلی که بین تاثیر تولید کارخانهای و مصرف خانگی وجود داشته بههم خورده است؛ اما به طور کلی شک ندارم که این، نه فقط سبب کاهش مصرف انرژی، که باعث کاهش هزینههای خانهداران نیز میشود.
انجمن سلطنتی ملی نابینایان انگلستان گفته است که در حرکت به سوی استفاده از لامپهای کممصرف، نگران این موضوع است که مردم از وجود لامپهای جایگزین برای افراد کمبینا ناآگاهند.
این انجمن در بیانه خود گفته است: « انجمن سلطنتی ملی نابینایان انگلستان، کمبینایان بسیاری را میشناسد که نگران تاثیر لامپهای کممصرف و بهینهشده اند؛ با این وجود، عمده مردم در بزرگراههایی که با لامپهای جدید نورپردازی شده، همان شرایط بینایی را تجربه میکنند. مهم این است که بدانیم میخواهیم چه بدست آوریم.»
انجمن سلطنتی ملی نابینایان انگلستان توصیه کرده است که نور راهروها و همچنین راهپلهها با لامپهای کممصرف جدید جایگزین نشوند، بلکه از لامپهای هالوژنی تنگستن به جای آن استفاده شود و لامپهای کممصرف در باقی نقاط خانه استفاده شوند.
بیبیسی، ژانویه 2009
ترجمه: محمدجواد ترابی
شخصیت شناسی با زنگ و گوشی موبایل
what-your-cell- phone-says- about-you
- اگر از گوشی های فلیپ فلاپی یعنی باز-و-بسته-شو (یعنی flip phone ) استفاده می کنید : آدمی هستید که مایلید که همه چیز را تحت کنترل داشته باشید و همیشه نگرانید که نکنه اشتباهی به کسی زنگ بزنید.
- اگر گوشی تلفن تان مستطیل و سنگین بدون در (یعنی candy bar style phone ) و شبیه گوشی های بیسیم خانگی است : آدمی ساده زیست، سنت گرا و کم خرج هستید.
- اگر گوشی موبایل (بویژه صورتی رنگ) کوچولو و خیلی ریزه میزه و اصطلاحا معروف به pink RAZR phone دارید: خیلی با استایل و دنباله روی مد روز هستید و از اینکه مورد توجه دیگران قرار بگیرید نگرانی ندارید .
شرکت انگلیسی Tesco Mobile یک مطالعه ای در باره رابطه شخصیت آدمها با نوع زنگ تلفن موبایلشون ( ringtone ) روی یکهزار نفر انجام داده ..نتیجه:
- کسانی که بجای رینگتون، از صدای خودشون استفاده می کنند آدمهایی خود شیفته ( self-obsessed ) هستند و آدمهایی که دایما رینگتون عوض می کنند غیرقابل اعتماد و متزلزل هستند.
- اگر رینگتون شما شبیه صدای زتگ تلفن های مکانیکی قدیمی است آنقدرها هم آدم بانمک و شوخی که خودتون فکر می کنید نیستید.
- اگر رینگتون موبایل تون، موزیک متن سریال ها و شوهای تلویزیونی است ، دیگران نسبت به هوش شما شک می کنند.
- اگر همیشه بجای رینگتون از وایبره ( مود لرزنده ) استفاده می کنید از دو حالت خارج نیست: یا آدم خیلی مهم و پرکاری هستید و هیچوقت فرصت جواب دادن به تلفن را ندارید، و یا اینکه برای آدمهای اطرافتون ارزش قائلید و نمیخواهید آونها از صدای موبایلتون ناراحت شوند. و بهترین همدم برای نشستن در سینما یا اتاق برای تماشای گروهی فیلم هستید.
- رینگتون های موزیکالی که موزیک hip-hop یا R&B دارند نشاندهنده اینه که آدمی با احساس و جوانگرا و امروزی هستید. در مقابلش: موزیک های کلاسیک مثلا بتهوون و موتزارت و اینجور چیزا نشوندهنده سن و سال بالای شماست و کهنه گرایی را نشون میده.... موزیک های جنگولک بازی و پر سروصدا ، و یا رینگتون های استاندارد و معمولی هم زیاد طرفدار نداره.
اهرام مصر چگونه ساخته شدند

آزتکها، مایاها و مصریان باستان سه تمدن متفاوت با یک ویژگی مشترک داشتند و این اشتراک چیزی نبوده است به جز اهرام.از این میان، مصریان، اهرام خود را به گونهای ساختهاند که شکلی موقرتر و رساتر را به خود گرفته است.
بناهایی عظیم با پایهای وسیع و چهار دیوار مثلثی شکل که در یک نقطه به هم میرسند.به گزارشی از میراث آریا در حالیکه اهرام آزتکها و مایاها، بناهایی با تعدادی پلکان و سقف صاف بودند.دونالد ردفورد، کارشناس مطالعات کلاسیک و مدیترانهای باستان از دانشگاه پن استیک در رابطه با شکل اهرام معتقد است که شاید این شکل متمایز و برجسته از مقبرههای فراعنه به علت مذهب خورشید پرستی آنها باشد.مصریان باستان معتقد بودند "را( "Ra ) خداوند آفتاب مصریان، پدر فراعنه، پیش از به وجود آمدن دیگر خدایان خود را از تپه هرم گونه کوچکی در زمین به وجود آورد و این مورد میتواند باعث تقویت فرضیهای شود که اهرام را اشعههای خورشیدی ذکر میکردند.
اهرام مصر تقریبا در یک دوره ۱۰۰۰ ساله و در زمان شکوفایی و عظمت فراعنه مصر بین سالهای ۲۷۰۰ تا ۱۷۰۰ قبل از میلاد بنا شدهاند. شاه جوذر (Djoser ) اولین نوع از اهرام به وجود آورد.ایمهوتپ معمار این بنا، ساختمان را به صورت پلهای به همراه ۶ دیرک و به گونهای مستطیلی ساخت که در آن سلاطین اولیه مصر مدفون شدهاند.بزرگترین و معروفترین اهرام در گیزا (Giza ) به چشم میخورد که هرم بزرگ گیزا منصوب به فرعون "خوفو" از جمله آنان است.شاید در طول قرنها، نظریههای متفاوتی در مورد نحوه شکل گیری اهرام را ارائه شده است.
بعضی معتقدند که موجوداتی فرازمینی در ساخت آن نقش داشتند بعضی دیگر بر این باورند که این فنآوری بعد از گذشت سالیان به فراموشی سپرده شد. اما با این وجود، امروزه پیچیدگی زیادی در نحوه ساخت آن به چشم نمیخورد.اسناد و مدارک به دست آمده حاوی این مطالب است که به عنوان مثال نزدیک به ۲۰ تا ۳۰ هزار کارگر طی ۲۳ سال هرم بزرگ گیزا را به وجود آوردند. در حالی که کلیسای جامع نوتردام (Notre Dame ) پاریس بعد از گذشت ۲۰۰ سال تکمیل شد.دوناله ردفورد معتقد است: فراعنه بعد از به حکومت رسیدن، تیمی از مهندسان، معماران، کارفرمایان را برای ساخت اهرام خود تشکیل میدادند.
اهرام را معمولا در جنب باختری رود نیل میساختند تا ارواح فراعنه با غروب و طلوع خورشید هم راستا باشد.باستانشناسان دو علت عمده را دلیل این انتخاب میدانند. شرقی بودن آن نسبت به افق غربی و غروب خورشید و غرابت آن با ممفیس (Memphis ) شهر مرکزی مصر باستان.دیوارهای اهرام مصر را با سنگ آهنگ درست میکردند تا جلوهای سفید رنگ به اهرام داده و باعث مشخص بودن آنها تا فواصل چندین مایلی باشد.سنگ فوقانی اهرام را از جنس گرانیت و دیگر سنگهای سخت ساخته لایهای از طلا یا نقره بر روی آن میکشیدند تا انعکاس کننده نور آفتاب باشد. نحوه استخراج سنگها، چگونگی برش و بیرون کشاندن آنها هنوز مجهول مانده است.
بعضی از یافتهها به وجود قلمهای مسی اشاره دارد که برای استخراج سنگ آهک استفاده میشده است. اما سنگهایی همچون گرانیت نیازمند ابزاری مستحکمتر برای استخراج بودند. دولریت (Dolerite ) نوعی دیگر از سنگ سیاه آتشفشانی است که برای این کار مورد استفاده قرار میگرفت.طی فرایند استخراج، دولرتیها را بر روی لبه سنگهای گرامیتی میساییدند و آنها را بیرون میآوردند.
نزدیک به ۷۰ کارگر سنگها را میکشیدند، در زیر آنها، شکافهایی به وجود میآوردند و پیچهای چوبی در آن فرو کرده و با آب پر میکردند. پیچها منبسط شده و سنگ را به دو نیم میکرد. سپس آنها را برای محل بر روی قایقهای مخصوص قرار میدادند. اما، آیا کارگران به زور و بدون مزد دست به چنین کارهایی میزدند.ردفورد این تفکر و اندیشه را رد کرده است.
وی نظام بردهداری در مصر باستان را بسیار پیچیده عنوان میکند.وی اذعان می کند که نظام قانونی در استخدام بردهها و نحوه بردهداری در مصر بسیار پیچیده بود. روستاییانی که در ساخت اهرام شرکت داشتهاند در ازای خوراک، پوشاک و مسکنی که در شهرک اهرام به آنها تعلق میگرفت موظف به پرداخت مالیات بودند.با این وجود و با گذشت سالها و انجام مطالعات و تحقیقات بسیار، هنوز شکایتی در نحوه حمل، استخراج و بنای ساختمانها وجود دارد که ناشناخته باقی مانده است.
پرتقال

ميوه اى كه براى پير و جوان و خردسالان مفيد و انرژى بخش است .
در دنيا بيش از صد جور پرتقال وجود دارد اصل اين ميوه از چين بوده است و از چين به هند، ايران ، سوريه و مصر رفته است . جنگجويان صليبى پرتقال را به اروپا بردند و كشت آن را در كشورهاى حوزه مديترانه ترويج كردند.
در قديم پرتقال براى اروپاييان ميوه لوكسى بود. بچه ها آن را نمى شناختند. و بزرگترها در موقع عيد نوئل يك پرتقال هديه مى گرفتند. به همين علت است كه در اروپا به پرتقال ميوه نوئل هم مى گويند.
ولى اكنون پرتقال ميوه اى است كه در دسترس همه قرار گرفته و مخصوصا در زمستان كه ميوه هاى ديگر ناياب مى شود اين ميوه به حد وفور وجود دارد و براى علاقه مندان آن به منزله نعمت بزرگى است .
پرتقال چه خواصى دارد؟
پرتقال ميوه ممتازى است كه سرشار از ويتامينها، مخصوصا ويتامين ((ث )) مى باشد. پرتقال داراى املاح معدنى فسفر و آهن و مخصوصا كلسيم است .
يك پرتقال به وزن متوسط معمولى داراى 65 ميلى گرم كلسيم است . به علت طعم ترشى كه دارد كه بعضيها اين ميوه مفيد را متهم كرده اند كه املاح بدن را كم مى كند. حال آن كه خود اين ميوه سرشار از املاح معدنى است و كمبود املاح را در بدن جبران و ترميم مى كند.
آب پرتقال مثل آب ديگر ميوه ها داراى خاصيت قليايى كننده خون است و به بدن كمك مى كند تا افزايش ترشى خون برطرف شود، اسيد خون در صورتى افزايش مى يابد كه غذاى ما داراى مقدار زيادى گوشت و مواد چربى باشد به همين جهت است كه دكتر ((گيلورد هاوزر)) غذاشناس نامى توصيه مى كند كسانى كه زياد گوشت مى خورند بايد در مقابل سبزى و ميوه هم بخورند تا خون آنها معتدل شود.
از ويتامينهاى ديگرى كه در پرتقال است و تقريبا از هر صد گرم پرتقال پنجاه ميلى گرم آن اين ويتامين هاست ويتامين ((ب 1)) و ((ب 2)) مى باشد كه به صورت رگه هايى در پرتقال وجود دارد.
آب پرتقال تازه نوشابه نشاط آورى است كه ضد عفونى كننده است و كالرى آن خيلى كم است . بطورى كه يك ليوان بزرگ آب پرتقال فقط پنجاه كالرى حرارت توليد مى كند.
شايد بعضى از اشخاص كه روده عليلى دارند نتوانند پرتقال تازه را تحمل كنند. اين اشخاص بايد آب پرتقال را با كمى آب خالص و يك قاشق عسل مخلوط كنند و بنوشند.
روغن هاى مايع معطر كه طعم خاصى به پرتقال مى دهد خواص ضد عفونى دارد و عمل اين روغنهاى مايع با عمل ويتامينهاى ((ث )) يكى شده و دستگاه بدن را در مقابل عفونتهاى مختلف حمايت مى كند.
چه كسانى بايد پرتقال بخورند؟
پرتقال براى همه از پير و جوان و خرد سال مفيد است و براى هر سنى و هر مزاجى مى باشد. آب پرتقال تازه را بدون هيچگونه عوارض ناگوارى مى توان به بيماران و كسانى كه دوره نقاهت را مى گذرانند تجويز كرد مگر اين كه از نظر هضم ناراحتى زيادى داشته باشند. مصرف پرتقال را مخصوصا به بچه هاى خيلى كوچك به ورزشكاران به زنان آبستن ، به مادران شيرده و به اشخاص چاق و تنومند تجويز و توصيه مى كنند.
توصيه به خانمهايى كه به زيبايى خود علاقه دارند.
اگر خانمها هر شب بعد از اينكه آرايش خود را پاك كردند گوشت پرتقال له شده را روى صورت و گردن و شانه ها و دستان خود بگذارند و پس از پانزده يا بيست دقيقه بردارند و به اين وسيله ماسك زيبايى بگيرند پوست نرم و شادابى پيدا خواهند كرد كه هيچ وقت چين نخواهد خورد و اگر چين و چروكى داشته باشد رفته رفته برطرف خواهد شد.
اگر كفش و كيف چرمى داريد كه مى خواهيد براق شود، پوست پرتقال را اول روى آن بماليد و بعد يك دستمال پارچه اى نرم را روى آن بكشيد تا برق اول خود را بدست آورد اگر يك پرتقال را كه دانه هاى ميخك در آن فرو كرده ايد در قفسه لباستان آويزان كنيد لباسهاى شما از خطر بيد زدگى مصون خواهد بود.
Orange Orange Orange Orange
Orange Orange Orange Orange
Orange Orange Orange Orange
Orange Orange Orange Orange
پرتقال پرتقال پرتقال پرتقال
پرتقال پرتقال پرتقال پرتقال
پرتقال پرتقال پرتقال پرتقال
پرتقال پرتقال پرتقال پرتقال
اين ماشين و راننده در سال 1278 خورشيدی وارد شد
بعد از مدتي به علت نا آشنايي راننده با راه های ايران و نا مناسب بودن راهها با كوه برخورد ميكند ، اولين حادثه رانندگي در تاريخ ايران ثبت ميشود برخلاف خودروهاي امروزي سوخت اتومبيلهای اوليه از نفت بود
در ابتدا به علت نبود راه هاي مناسب و سوخت (كه از روسيه وارد مي شد) استقبال چنداني از اين وسيله نشد ولي با گذشت زمان ورود خودرو به كشور سرعت بيشتري يافت، به طوري كه در سال 1305 تعداد اتومبيل هاي ايران به 608 دستگاه رسيده بود كه در بين آنها سي و شش دستگاه مربوط به سفارتخانه ها بودندمعماي هوش الكترونيك
جستاري در تاريخچه، مباني و شاخههاي
علم هوش مصنوعي

اشاره :
بيش از نيم قرن پيش، هنگامي كه هنوز هيچ تراشه سيليكونياي ساخته نشده بود، آلن تورينگ، يكي از بحثانگيزترين پرسشهاي فلسفي تاريخ را پرسيد. او گفت <آيا ماشين ميتواند فكر كند؟> و اندكي بعد كوشيد به پيروي از اين قاعده كه <هر ادعاي علمي بايد از بوته آزمايش سربلند بيرون بيايد>، پرسش فلسفي خود را با يك آزمايش ساده و در عين حال پيچيده جايگزين كند. او پرسيد: آيا يك ماشين - يك كامپيوتر - ميتواند آزمون <بازي تقليد> را با موفقيت پشت سر بگذارد؟ آيا ماشين ميتواند از انسان چنان تقليد كند كه در يك آزمون محاورهاي نتوانيم تفاوت انسان و ماشين را تشخيص دهيم؟ او در سال1950 بر اساس محاسباتي تخمين زد كه پنجاه سال بعد، كامپيوتري با يك ميليارد بيت حافظه خواهد توانست به موفقيتهايي در اين زمينه دست پيدا كند. اكنون كه در آستانه سال 2007 ميلادي هستيم، حتي هفت سال بيشتر از زماني كه او لازم دانسته بود، هنوز هيچ ماشيني نتوانستهاست از بوته آزمون تورينگ با موفقيت خارج شود. اما همين پرسش كافي بود تا بشر در نيم قرن اخير به دستاوردهاي شگرفي در زمينه هوش مصنوعي برسد. دست كم يكي از پيشبينيهاي تورينگ درست از آب درآمد: در سال 2000 مفهوم <هوش مصنوعي> براي هيچكس غيرقابلباور نبود. در اين مقاله نگاهي داريم به سير تحولاتي كه پس از اين پرسش تاريخي در دنياي علم و مهندسي به وقوع پيوستند.
آيا كامپيوتر ميتواند فكر كند؟
يكي از جالبترين و هيجانانگيزترين پرسشهايي كه تاكنون تاريخ فلسفه به خود ديده، پرسشي است كه آلن تورينگ، فيلسوف و رياضيدان انگليسي در سال 1950 طي مقالهاي به نام Computing Machinery and Intelligenceيا <ماشين محاسباتي و هوشمندي> مطرح كرد. او پرسيد: <آيا ماشين ميتواند فكر كند؟> و براي اينكه ذهن مخاطب را از پريشاني درباره ماهيت اين ماشين برهاند، توضيح داد كه منظور او از ماشين، يك كامپيوتر است؛ ماشيني كه قادر به انجام محاسبات نرمافزاري است. به اين ترتيب براي اولين بار اين پرسش در ذهن نوع بشر پديد آمد كه: <آيا كامپيوتر ميتواند فكر كند؟>
خود تورينگ نتوانست پاسخ قطعي اين پرسش را پيدا كند، اما براي يافتن پاسخ مناسب در آينده، يك راهبرد خلاقانه پيشنهاد كرد. او آزموني طراحي كرد كه خود آن را <بازي تقليد> ناميد. تورينگ پرسيد: <آيا يك ماشين، يعني يك كامپيوتر، ميتواند آزمون تقليد را با موفقيت پشت سربگذارد؟> آيا يك كامپيوتر ميتواند با يك انسان چنان گفتوگو كند كه او فريب بخورد و تصور كند در حال گفتوگو با يك انسان است؟
او آزمون بازي تقليد را چنين شرح داد: يك پرسشگر - يك انسان - همزمان در حال گفتوگو با دو نفر است. هر يك از اين دو نفر در اتاقهاي جداگانهاي قرارگرفتهاند و پرسشگر نميتواند هيچيك از آنها را ببيند. يكي از اين دو نفر يك انسان است و ديگري يك ماشين؛ يعني يك كامپيوتر. پرسشگر بايد با اين دو نفر شروع به گفتوگو كند و بكوشد بفهمد كداميك از اين دو انسان است و كداميك ماشين. اگر كامپيوتر بتواند طوري جواب دهد كه پرسشگر نتواند انسان را از ماشين تميز دهد، آنگاه ميتوان ادعا كرد كه اين ماشين هوشمند است.
تورينگ براي آسانتركردن شرايط اين آزمون و پرهيز از پيچيدگيهاي اضافي، آن را به محاورهاي متني و روي كاغذ محدود كرد تا مجبور به درگير شدن با مسائل انحرافي مانند تبديل متن به گفتار شفاهي و تنظيم تُن صدا و لهجه نباشيم. او همچنين براساس يك سري محاسبات، پيشبيني كرد كه پنجاه سال بعد، يعني در سال 2000 انسان قادر خواهد بود كامپيوترهايي بسازد كه در يك گفتوگوي پنج دقيقهاي، فقط هفتاد درصد پرسشگرها بتوانند كشف كنند كه در حال گفتوگو با يك انسان هستند يا يك ماشين. او برخورداري از يك ميليارد بيت حافظه (125 ميليون بايت - حدود 120 مگابايت) را يكي از مشخصههاي اصلي اين كامپيوتر دانست.
تورينگ همچنين در اين مقاله يك سري استدلالهاي مخالف با نظريه و آزمون خود را مطرح كرد و كوشيد به آنها پاسخ دهد. نخست، تصور اينكه ماشينهاي هوشمندي ساخته شوند كه بتوانند فكر كنند، وحشتناك است. تورينگ در پاسخ ميگويد: اين نكتهاي انحرافي است؛ زيرا بحث اصلي او بايدها و نبايدها نيست، بلكه بحث درباره ممكنها است. ديگر اينكه، ادعا ميشود محدوديتهايي درباره نوع پرسشهايي كه ميتوان از كامپيوتر پرسيد وجود دارد؛ زيرا كامپيوتر از منطق خاصي پيروي ميكند. اما تورينگ در پاسخ ميگويد: خود انسان هنگام گفتوگو پرغلط ظاهر ميشود و نميتوان گفتار هر انساني را لزوماً منطقي كرد. او پيشبيني كرد كه منشا اصلي هوشمندي ماشينِ فرضي او، حافظه بسيار زياد و سريعي است كه يك كامپيوتر ميتواند داشته باشد. بنابراين، از نگاه تورينگ، ماشيني همچون كامپيوتر Deep Blue كه كاسپاروف، قهرمان شطرنج را شكست داد، ميتوان يك ماشين هوشمند تلقي كرد.
در عين حال تورينگ اين نظر را كه <آزمون مورد بحث معتبر نيست؛ زيرا انسان داراي احساسات است و مثلاً موسيقي دراماتيك ميسازد> رد كرد و گفت: هنوز هيچ سند قابل قبولي وجود ندارد كه ثابت كند فقط ما انسانها داراي احساسات هستيم؛ زيرا مشخص نيست مفهوم دقيق اين واژه به لحاظ علمي چيست.
در سال 1956 جان مككارتي، يكي از نظريهپردازان پيشگام اين نظريه در آن زمان، اصطلاح <هوش مصنوعي> را براي اولين بار در نخستين كنفرانسي كه به اين موضوع اختصاص يافته بود، به كار برد. او همچنين زبان برنامهنويسي Lisp را ابداع كرد كه در همين زمينه كاربرد دارد. دانشمندان بعداً اين تاريخ را به عنوان تاريخ تولد علم هوش مصنوعي انتخاب كردند. تقريباً در همان زمان جان فون نيومان <نظريه بازيها> را معرفي كرد. اين نظريه بديع و درخشان كه بعداً در اكثر حوزههاي علم، از جمله جامعهشناسي، اقتصاد و سياست كاربردهايي پيدا كرد، نقش مؤثري در پيشبرد جنبههاي نظري و عملي هوش مصنوعي داشت. چند سال بعد، در 1968، آرتور سي كلارك، در رمان معروف خود، يعني اوديسه فضايي 2001 اصطلاح <آزمون تورينگ> را به جاي <بازي تقليد> سرزبانها انداخت. از زماني كه تورينگ اين فرضيه را مطرح كرده است، هزاران دانشمند با هدف ساختن ماشيني كه بتواند آزمون تورينگ را با موفقيت تمام كند، دست به كار شدهاند. اما هنوز هيچكس موفق نشده است چنين ماشيني بسازد و پيشبيني تورينگ هم درست از آب درنيامده است.
چالشهاي بنيادين هوشمصنوعي
البته امروزه هوش مصنوعي به واقعيت نزديك شده است و تقريباً ميتوان گفت وجود دارد، اما دلايل اساسي متعددي وجود دارند كه نشان ميدهند چرا هنوز شكل تكامل يافته هوشي كه تورينگ تصور ميكرد، به وقوع نپيوسته است. به طور كلي خود نظريه تورينگ مخالفاني جدي دارد. بعضي از اين منتقدان اصلاً هوش ماشيني را قبول ندارند و برخي ديگر صرفاً كارآمدي آزمون تورينگ را براي اثبات هوشمندي زير سؤال ميبرند. يكي از مهمترين مباحث مطرح در اين زمينه، موضوع شبيهسازي است. غالباً پرسيده ميشود آيا صرف اينكه ماشيني بتواند نحوه صحبت كردن انسان را شبيهسازي كند، به معني آن است كه هوشمند است؟ به عنوان مثال، شايد شما هم درباره روباتهاي نرمافزاري كه ميتوانند چت كنند (Chatter Bots) چيزهايي شنيده باشيد.(1) اين روباتها از روشهاي تقليدي استفاده ميكنند و به تعبيري، نمونه مدرن و اينترنتي آزمون تورينگ هستند.
مثلاً روبات ELIZA يكي از اينهاست. اين روبات را ژوزف وايزن بام، يكي ديگر از پژوهشگران نامدار اين حوزه اختراع كرد. اليزا در برخي مكالمات ساده ميتواند طرف مقابل خود را به اشتباه بيندازد. طوري كه مخاطب ممكن است فكر كند درحال گپ زدن با يك انسان است. البته اليزا هنوز نتوانسته است آزمون تورينگ را با موفقيت پشت سر بگذارد. با اين حال تكنيكهاي شبيهسازي مورد انتقاد گروهي از دانشمندان است. يكي از مشهورترين انتقادات در اين زمينه را فيلسوفي به نام جان سيرل (John Searle) مطرح كرده است. او معتقد است بحث هوشمندي ماشينهاي غيربيولوژيك اساساً بيربط است و براي اثبات ادعاي خود مثالي ميآورد كه در مباحث تئوريك هوش مصنوعي <بحث اتاق چيني> ناميده ميشود. سيرل ابتدا نقد خود درباره هوش ماشيني را در 1980 مطرح كرد و سپس آن در مقاله كاملتري كه در 1990 منتشر كرد، بسط داد.
ماجراي اتاق چيني به اين صورت است: فرض كنيد داخل اتاقي يك نفر نشسته است و كتابي از قواعد سمبولهاي زبان چيني در اختيار دارد. براي اين فرد عبارات - سمبولهاي - چيني روي كاغذ نوشته ميشود و از زير درِ اتاق به داخل فرستاده ميشود. او بايد با مراجعه به كتاب قواعد پاسخ مناسب را تهيه كند و روي كاغذ پس بفرستد. اگر فرض كنيم كتاب مرجع مورد نظر به اندازه كافي كامل است، اين فرد ميتواند بدون اينكه حتي معني يك نماد از سمبولهاي زبان چيني را بفهمد، به پرسشها پاسخ دهد. آيا ميتوان به اين ترتيب نتيجه گرفت كه پاسخ دهنده هوشمند است؟
استدلال اصلي اين منتقد و ديگر منتقدان موضوع شبيهسازي اين است كه ميتوان ماشيني ساخت (مثلاً يك نرمافزار لغتنامه) كه عبارات و اصطلاحات را ترجمه كند. يعني ماشيني كه كلمات و سمبولهاي ورودي را دريافت و سمبولها و كلمات خروجي را توليد كند؛ بدون اينكه خود ماشين معني و مفهوم اين سمبولها را درك كند. بنابراين آزمون تورينگ حتي در صورت موفقيت نيز نميتواند ثابت كند كه يك ماشين هوشمند است.
در مقابل اين انتقاد دو نظر وجود دارد: يك دسته از دانشمندان كه بيشتر به نظريه تورينگ معتقدند، ميگويند اساساً چه دليلي وجود دارد كه باور نكنيم (دستكم) بخش بزرگي از آنچه را كه هوشمندي انسان تلقي ميكنيم، معلومات تقليدي تشكيل داده باشد؟ در واقع تمام سندي كه ما درباره متفكر بودن انسان داريم رفتاري است كه انديشه او پديد ميآورد، ولي درباره ماهيت و ساختار اين انديشه چيز زيادي نميدانيم. دسته دوم، كساني هستند كه معتقدند اگر ماشينها بتوانند با دنياي پيرامون خود كنش و واكنش داشته باشند، آنگاه ميتوانند فكر كنند. منظور اين است كه كامپيوترها نيز مانند ما داراي حس بينايي، شنوايي، لامسه و حسهاي ديگر باشند. در اين صورت، تركيب همزمان <پاسخهاي تقليدي> با <واكنش مناسب به محيط> يعني همان <هوشمندي>. اتفاقاً كسي مانند جان سيرل نيز تفكرات مشابهي دارد؛ با اين تفاوت كه به طور خاص او شكل ايدهآل كنش و واكنش مورد نياز را همان تعامل بيولوژيكي ميداند.
انتقادات ديگري نيز به آزمون تورينگ وارد ميشود. ازجمله اينكه ممكن است يك ماشين هوشمند باشد، ولي نتواند همچون انسان ارتباط برقرار كند. ديگر اينكه، در آزمون تورينگ فرض ميشود كه انسان مورد آزمايش - يكي از دو نفري كه داخل اتاق در بسته به سؤالات پاسخ ميدهد - به اندازه كافي هوشمند است. در حالي كه با استناد به استدلال خود تورينگ ميتوان نتيجه گرفت كه خيلي از افراد مانند بچهها و افراد بيسواد در اين آزمون مردود ميشوند؛ نه به دليل هوشمندي ماشين، بلكه به دليل نداشتن مهارت كافي در ارتباطگيري از طريق مكاتبه.
مسئله ديگري كه در بحث هوش مصنوعي اهميت دارد، موضوع <قالب و محتوا> است. منظور از قالب يا Context در اينجا، ظرفي است كه محتوا داخل آن قرار ميگيرد.
يكي از پايههاي هوشمندي انسان توجهي است كه او به قالب محتوا - و نه صرفاً خود محتوا - دارد. به عنوان مثال، وقتي ميگوييم <شير>، اين كلمه به تنهايي معاني متفاوتي دارد، ولي هنگامي كه همين واژه داخل يك جمله قرار ميگيرد، فقط يك معني صحيح دارد. انسان ميتواند معاني كلمات را نه فقط به صورت مجرد، بلكه با دنبال كردن نحوه وابستگيشان به جمله تشخيص دهد. مشابه همين هوشمندي، در تمام حسهاي پنجگانه انسان وجود دارد. به عنوان مثال، از نظر علمي ثابت شده است كه گوش انسان ميتواند هنگام توجه به صحبتهاي يك انسان ديگر در محيطي شلوغ، كلمات و عباراتي را كه نميشنود، خودش تكميل كند يا چشم انسان ميتواند هنگام مشاهده يك تصوير، قسمتهاي ناواضح آن را با استفاده از دانستههاي بصري قبلي خود تكميل كند.
از اين رو كارشناسان معتقدند، دانش پيشزمينه يا <آرشيو ذهني> يك موجود هوشمند نقش مؤثري در هوشمندي او بازي ميكند. در حقيقت منشأ پيدايش برخي از شاخههاي مدرن و جديد دانش هوش مصنوعي همچون <سيستمهاي خبره> و <شبكههاي عصبي> همين موضوع است و اساسا با اين هدف پديد آمدهاند كه بتوانند به ماشين قدرت آموختن و فراگيري بدهند؛ هرچند كه هر يك از اين شاخهها، از پارادايم متفاوتي براي آموزش به ماشين استفاده ميكنند و همين تفاوتها مبنا و اساس دو جريان فكري عمده در محافل علمي مرتبط با هوش مصنوعي را پديد آوردهاند.
شاخههاي علم هوش مصنوعي
امروزه دانش مدرن هوش مصنوعي به دو دسته اصلي تقسيم ميشود: يكي <هوش مصنوعي سمبوليك يا نمادين> (Symbolic AI) و ديگري هوش غيرسمبوليك كه پيوندگرا (Connection AI) نيز ناميده ميشود.
هوش مصنوعي سمبوليك از رهيافتي مبتني بر محاسبات آماري پيروي ميكند و اغلب تحت عنوان <يادگيري ماشين> يا (Machine Learning) طبقهبندي ميشود. هوش سمبوليك ميكوشد سيستم و قواعد آن را در قالب سمبولها بيان كند و با نگاشت اطلاعات به سمبولها و قوانين به حل مسئله بپردازد. در ميان معروفترين شاخههاي هوش مصنوعي سمبوليك ميتوان به سيستمهاي خبره (Expert Systems) و شبكههاي Bayesian اشاره كرد.
يك سيستم خبره ميتواند حجم عظيمي از دادهها را پردازش نمايد و بر اساس تكنيكهاي آماري، نتايج دقيقي را تهيه كند. شبكههاي Bayesian يك تكنيك محاسباتي براي ايجاد ساختارهاي اطلاعاتي و تهيه استنتاجهاي منطقي از روي اطلاعاتي است كه به كمك روشهاي آمار و احتمال به دست آمدهاند. بنابراين در هوش سمبوليك، منظور از <يادگيري ماشين> استفاده از الگوريتمهاي تشخيص الگوها، تحليل و طبقهبندي اطلاعات است.
اما هوش پيوندگرا متكي بر يك منطق استقرايي است و از رهيافت <آموزش/ بهبود سيستم از طريق تكرار> بهره ميگيرد. اين آموزشها نه بر اساس نتايج و تحليلهاي دقيق آماري، بلكه مبتني بر شيوه آزمون و خطا و <يادگيري از راه تجربه> است. در هوش مصنوعي پيوندگرا، قواعد از ابتدا در اختيار سيستم قرار نميگيرد، بلكه سيستم از طريق تجربه، خودش قوانين را استخراج ميكند. متدهاي ايجاد شبكههاي عصبي (Neural Networks) و نيز بهكارگيري منطق فازي (Fuzzy Logic) در اين دسته قرار ميگيرند.
براي درك بهتر تفاوت ميان اين دو شيوه به يك مثال توجه كنيد. فرض كنيد ميخواهيم يك سيستم OCR بسازيم. سيستم OCR نرمافزاري است كه پس از اسكن كردن يك تكه نوشته روي كاغذ ميتواند متن روي آن را استخراج كند و به كاراكترهاي متني تبديل نمايد.
بديهي است كه چنين نرمافزاري به نوعي هوشمندي نياز دارد. اين هوشمندي را با دو رهيافت متفاوت ميتوان فراهم كرد. اگر از روش سمبوليك استفاده كنيم، قاعدتاً بايد الگوي هندسي تمام حروف و اعداد را در حالتهاي مختلف در بانك اطلاعاتي سيستم تعريف كنيم و سپس متن اسكن شده را با اين الگوها مقايسه كنيم تا بتوانيم متن را استخراج نماييم. در اينجا الگوهاي حرفي-عددي يا همان سمبولها پايه و اساس هوشمندي سيستم را تشكيل ميدهند. روش دوم يا متد <پيوندگرا> اين است كه يك سيستم هوشمند غيرسمبوليك درست كنيم و متنهاي متعددي را يك به يك به آن بدهيم تا آرام آرام آموزش ببيند و سيستم را بهينه كند. در اينجا سيستم هوشمند ميتواند مثلاً يك شبكه عصبي يا مدل مخفي ماركوف باشد. در اين شيوه سمبولها پايه هوشمندي نيستند، بلكه فعاليتهاي سلسله اعصاب يك شبكه و چگونگي پيوند ميان آنها مبناي هوشمندي را تشكيل ميدهند.
در طول دهههاي 1960 و 1970 به دنبال ابداع اولين برنامه نرمافزاري موفق در گروه سيستمهاي مبتني بر دانش
(Knowledge-based) توسط جوئل موزس، سيستمهاي هوش سمبوليك به يك جريان مهم تبديل شد. ايده و مدل شبكههاي عصبي ابتدا در دهه 1940 توسط Warren McCulloch و Walter Pitts معرفي شد. سپس در دهه 1950 كارهاي روزنبالت (Rosenblatt) درمورد شبكههاي دولايه مورد توجه قرارگرفت. در 1974 الگوريتم back propagation توسط Paul Werbos معرفي شد، ولي متدولوژي شبكههاي عصبي عمدتاً از دهه 1980 به اين سو رشد زيادي پيدا كرد و مورد استقبال دانشمندان قرار گرفت. منطق فازي ابتدا توسط پروفسور لطفي زاده، در 1965 معرفي شد و از آن زمان به بعد توسط خود او و ديگر دانشمندان دنبال شد.
در دهه 1980 تلاشهاي دانشمندان ژاپني براي كاربردي كردن منطق فازي به ترويج و معرفي منطق فازي كمك زيادي كرد. مثلاً طراحي و شبيه سازي سيستم كنترل فازي براي راهآهن Sendai توسط دو دانشمند به نامهايYasunobu و Miyamoto در 1985، نمايش كاربرد سيستمهاي كنترل فازي از طريق چند تراشه مبتني بر منطق فازي در آزمون <پاندول معكوس> توسط Takeshi Yamakawa در همايش بينالمللي پژوهشگران منطق فازي در توكيو در 1987 و نيز استفاده از سيستمهاي فازي در شبكه مونو ريل توكيو و نيز و معرفي سيستم ترمز ABS مبتني بر كنترلرهاي فازي توسط اتومبيلسازي هوندا در همين دهه تاثير زيادي در توجه مجدد دانشمندان جهان به اين حوزه از علم داشت.
فراتر از هوشمندي ماشين
چنانكه گفتيم، هوش مصنوعي دانش و مهندسي ساختن ماشينهاي هوشمند، به ويژه كامپيوترهاي هوشمند است. اما براستي هوشمندي چيست؟ در واقع هنوز دانشمندان نتوانستهاند تعريف واحدي از هوشمندي ارائه دهند كه مستقل از <هوش انساني> باشد. ما ميدانيم كه برخي از ماشينها يا جانداران ميتوانند هوشمند باشند، اما بشر هنوز نميداند كه مايل است كدام دسته از فرآيندهاي محاسباتي يا پردازشي را هوشمندي بنامد. بنابراين براي پاسخ دادن به اين پرسش كه <آيا فلان ماشين هوشمند است؟> هنوز فرمول مشخصي وجود ندارد. در واقع هوشمندي، خود يك مفهوم فازي و نادقيق است. هوشمندي را ميتوان يك فرآيند تلقي كرد كه دانشمندان هنوز در حال شبيهسازي، تحليل و حتي تعريف مشخصههاي آن هستند.
موضوع مهم ديگري كه در ارتباط با هوش مصنوعي مطرح است، هدف دانشمندان از بهكارگيري آن است. روشن است كه هدف اوليه بشر از ورود به اين موضوع، شبيهسازي هوش انسان در كالبد ماشين بودهاست. ولي امروزه ديگر چنين نيست و اين تصور كه هدف علم هوشمصنوعي تنها شبيهسازي هوش انساني است، تصوري نادرست است. در حقيقت موضوع شبيهسازي هوش انساني عاملي پيشبرنده در اين حوزه از علم است كه به دانشمندان انگيزه ميدهد تا آن را توسعه دهند، اما در خلال روند توسعه، بشر ميتواند به دستاوردهايي برسد كه در تمام زمينهها كاربرد دارد. سيستمهاي خبره و مبتني بر دانش نمونهاي از اين دستاوردهاست. بسياري از نرمافزارهاي موسوم به سيستمهاي تصميمسازي (Decision Making Systems) در شاخه اقتصاد و يا سيستمهايي كه در تجزيه و تحليل دادههاي علم پزشكي به كار ميروند از اين دستاورد بهره ميگيرند. هوش منصوعي همچنين بستري براي توسعه علومي كه مانند تئوري بازيها يا منطق فازي خود شاخه مستقلي هستند پديد ميآورد تا در سايه همان عوامل انگيزشي، بتوانند رشد و توسعه پيدا كنند.
در عين حال برخي از دستاوردهاي اين علم فراتر از بحث هوشمندي است. به عنوان مثال، افزايش قدرت محاسباتي و پردازشي كامپيوتر همواره به پيشرفت اين علم كمك كردهاست. بنابراين ميزان موفقيت هوش مصنوعي در آينده نه فقط به خبرگي الگوريتمها و متدولوژيها، بلكه به سرعت پردازشها و محاسبات كامپيوتري نيز بستگي دارد. اين دو لازم و ملزوم يكديگرند و به رشد هم كمك ميكنند. شايد پيروزي كامپيوتر Deep Blue بر كاسپاروف، قهرمان شطرنج، تأثير محسوسي بر زندگي روزانه ما نگذاشته باشد. اما همين مسابقه و تلاشهاي ديگري از اين دست، به صنعت كامپيوتر امكان ميدهند، توانايي خود را براي توليد سيستمهاي كارآمدتر و سودمندتري كه در زندگي روزانه بشر كاربرد دارند، افزايش دهد.
نحوه خواب و شخصیت انسان ها
شاید حالت های خوابی که به ان عادت کردید نتوانند شما را به بالاترین میزان ارامش در هنگام خوابیدن برسا نند
اما این بار که می خواستید بخوابید به طرز خوابیدن خود دقیق شوید و ببینید به کدام یک از حالت های موجود در این مقاله شباهت دارد
ریاست انجمن ارزیا بی خواب انگلیس پروفسور کریس ایدزیکوسکی
در مورد 6 نمونه از رایج ترین حالات خوابیدن تحقیق کرده است و به این نتیجه رسیده است که
هر یک از انها با یک کاراکتر شخصی منحصر به فرد مرتبط هستند.
حالت جنینی:
افرادی که خودشان را خم کرده و مانند دوران جنینی به خواب میروند.
افرادی هستند که از بیرون سر سخت اما قلبا انسان های ملایمی هستند
و روح بسیار لطیفی دارند.
شاید در نگاه اول از کسی که او را به تازگی ملاقات کرده اند خجالت بکشند اما دیری نخواهد گذشت که خجالتشان میریزد و ارام میشوند.
این مورد یکی از شایع ترین حالات خوابیدن است.
در تحقیقی که انجام شد 41% از 1000 نفری که تحت ازمایش بودند به این حالت می خوابیدند.
خانم ها دو برابر اقایان به خوابیدن جنینی گرایش دارند.
چوب گرد:
خوابیدن به پهلو در حالتی که دستها در کنار پهلو قرار دارد.
این افراد به سرعت با دیگران ارتباط برقرار می کنند و از روابط اجتماعی بالایی برخوردارند.
به راحتی به غریبه ها اعتماد می کنند و دوست دارند همیشه در جمع های بزرگ شرکت کنند.
البته این امکان هم وجود دارد که اندکی زودتر از سایرین گول بخورند.
ارزومند:
افرادی که به پهلو می خوابند در حالی که دستانشان به سمت خارج و جلو است.
دارای طبع بازی هستند اما در عین حال شکاک غرغرو و عیبجو نیز می توانند باشند.
در تصمیم گیری قدری تغلل به خرج میدهند اما زمانی که تصمیم به انجام کاری بگیرند
هیچ چیز نمی تواند انها را وادار به تغییر نظرشان
کند.
ازاد و رها:
خوابیدن روی شکم در حالی که دست ها اطراف بالش قرار گیرد و سر به یکی از طرفین چرخیده باشد.
معمولا افراد عجول بی پروا و کمی گستاخ به این شیوه میخوابند.
انها به سرعت عصبانی می شوند به شدت اسیب پذیز هستند وانتقاد و قرار گرفتن در شرایط سخت را دوست ندارند.
سرباز:
خوابیدن به پشت در حالی که دستها به پهلو ها چسبیده باشد.
افرادی که اینگونه می خوابند معمولا ساکت و خود دار هستند
تمایل چندانی به هیاهو و سر و صدا ندارند و برای خود وسایرین
مقررات و معیارهای متعددی
مشخص می کنند
ستاره دریایی:
خوابیدن بر روی پشت در حالی که دست ها اطراف بالش قرار دارد.
این افراد به عنوان بهترین دوست ها برای دیگران به شمار می ایند چرا که به خوبی
به حرف های دیگران گوش می کنند و هر موقع که نیاز به کمکشان باشد حاضر هستند
انها معمولا علاقه ای ندارند مرکز توجه دیگران قرار گیرند
چطور
میخندیم؟

انسان خندیدن را دوست دارد. هر انسان بالغ به طور متوسط در روز 17 بار میخندد و همین علاقه انسان به خندیدن است که باعث پدید آمدن جوک و طنز و حتی کمدی شده است.
خندیدن برای ما نشاط آور است و به همین خاطر به خندیدن علاقه داریم. اما جالب است بدانید انسان ها تنها موجوداتی هستند که می خندند.
خندیدن مکانیزم پیچیده ای دارد که در عین حال می تواند دوای درد بسیاری از دردها باشد و دانشمندان هنوز هم معتقدند که خنده می تواند در درمان بیماری ها مؤثر باشد.
خنده چیست؟
خنده از دو قسمت تشکیل شده است که یکی به حالت صورت و دیگری به صدایی که تولید می شود اطلاق می شود.
وقتی ما می خندیم، مغز دستور این عمل ها را صادر می کند و اگر شدیدتر بخندیم، دستوراتی برای تکان خوردن دست ها و پاها نیز صادر می شود.
هنگام خنده 15 ماهیچه صورت به حرکت در می آیند که مهم ترین آنها مکانیزم حرکت لب های بالای شماست.
ماهیچه های حلق شما دچار انقباض می شوند و به همین علت شما دچار بریده نفس کشیدن می شوید.
گاهی اوقات در حالت های شدید خنده مجراهای اشکی شما هم وارد کار می شوند و در حالی که شما از شدت خنده دهان خود را برای گرفتن اکسیژن بیشتر باز و بسته می کنید صورت تان هم از اشک خیس می شود و حتی رنگ چهره تان به قرمز تغییر می کند و صداهای عجیبی نیز تولید می کنید.
محققان بسیاری تا کنون سعی کرده اند که از مکانیزم خنده بیشتر بدانند، اما مشکل این است که در هنگام تحقیقات، خنده افراد زود از بین می رود .
یکی از محققان تحقیق خود را روی صدای خنده متمرکز کرد و به این نتیجه رسید که همه خنده ها از یکی از صداهای ها-ها-ها یا هو-هو-هو پیروی می کنند و امکان ندارد فردی بتواند با ترکیب این دو صدا بخندد.
محققان معتقدند که در بدن انسان یابنده هایی وجود دارد که خنده را تشخیص می دهد و باعث ادامه یافتن آن می شود. از نظر آنها خنده یک عکس العمل کاملاً اتوماتیک و نا خودآگاه است.
چرا میخندیم؟
بیشتر محققان معتقدند که خنده باعث ایجاد کشش و رابطه نزدیک میان انسان ها می شود. وقتی شما با کسی احساس راحتی می کنید با او می خندید و این احساس را نشان می دهید.
اینکه شما نمی خواهید در یک گروه احساس تنهایی کنید، باعث می شود هنگام خنده با آنان بخندید و آنها را همراهی کنید و به همین دلیل است که خنده را مسری می دانند.
اگر دقت کرده باشید معمولاً اگر بزرگ خانواده و یا حتی رئیس تان بخندد، شما نیز می خندید و این دقیقاً همان حالتی است که گفته می شود با خنده می توان رفتارهای دیگران و حتی خلقیات آنان را کنترل کرد.
به طور مثال اگر هنگام خطر شما بخندید و فرد تهدیدکننده نیز بخندد تا حدود زیادی مشکل حل می شود.
یکی از محققان خنده انسان را با آواز پرنده ها مقایسه می کند و معتقد است که خنده یک عکس العمل طبیعی انسان برای ایجاد رابطه است.
تحقیقات دیگر نشان می دهد که خنده در زمانی که در یک گروه هستند، 30 برابر زمانی است که شما تنها مثلاً جلوی تلویزیون نشسته اید.
خنده و مغز:
ما می دانیم که قسمت های مختلف مغز، در مکانیزم خنده مؤثرند. به طور مثال عکس العمل های عاطفی بزرگترین حرکت های مغز را تولید می کنند.
محققان معتقدند که هنگام خنده قسمت های مختلف مغز وارد کار می شود، اما هنوز به طور دقیق رابطه میان خنده و مغز مشخص نشده است.
برای انجام این تحقیقات چندین نفر به دستگاه های پیشرفته متصل شدند و نتیجه اینکه هنگام خنده امواجی که توسط مغز آنان تولید می شد کاملا یکسان بود. براساس این تحقیقات:
ابتدا قسمت چپ فعال شده و کلمات و جوک ها را تحلیل می کند.
سپس قسمت جلویی ان که مربوط به احساسات است، بسیار فعال می شود.
قسمت راست مغز اطلاعات مربوط به جوک را تحلیل می کند.
قسمت پشت سر که دستور حرکات دهان و یا دست ها را صادر می کند، فعال می شود.
رفتارهای خارجی ظاهر می شوند.
قابل ذکر است که راهی که خنده در مغز طی می کند با راهی که هنگام احساسات شدید طی می کنیم، کاملا متفاوت است و به همین خاطر است که محققان معتقدند که هر گونه اختلالی در این بخش مغز می تواند انسان را از خندیدن باز دارد و یا به آن شکلی غیر عادی دهد.
سیستم فعال:
سیستم فعال مغز که گفته می شود، در مکانیزم خنده دخیل است در قسمت مرکزی قرار دارد. این قسمت بسیار مهم است زیرا حرکاتی را که برای انسان بسیار حیاتی است کنترل می کند.
این قسمت از مغز در حیوانات بسیار قدیمی همچون تمساح ها نیز وجود داشته است که با استفاده از آن و بو کشیدن طعمه خود را انتخاب می کرده اند، اما در مورد انسان ها این بخش در احساسات و انگیزه انسان مورد استفاده قرار می گیرد.
محققان معتقدند که "آمیگدالا " و "هیپو کامپوس" بیشترین نقش را در احساسات انسان ایفا می کنند.
امیگدالا با هیپوکامپوس ارتباط برقرار می کند و همین ارتباط باعث احساساتی همچون عشق و دوستی و احساسات روزانه می شود.
هیپوتالاموس بخشی است که موجب تولید صداهای گوناگون هنگام خنده می شود.
چه چیزهایی خنده دار است؟
بر اساس تئوری ناسازگاری انسان زمانی می خندد که چیزهایی را بشنود که از نظر عقلی و اتفاقات روزمره غیر ممکن به نظر برسند.
جوک ها زمانی خنده دارند که ما یک انتظار دیگر از پایان آنها داریم اما به شکلی دیگر ظاهر می شوند. وقتی جوکی شروع به تعریف می شود، مغز ما ناخودآگاه شروع به پیش بینی آن می کند و وقتی پایان آن کاملاً متفاوت با آن چیزی است که ما تصور می کردیم ،خنده دار به نظر می رسد.
اکنون ما احساسات جدیدی داریم که تفکرات قبلی ما را نسبت به آن موضوع تغییر داده است.
تئوری برتری بیان می کند که ما زمانی به یک جوک می خندیم که حماقت اشخاص و نادانی و اشتباهات آنان بیان شود . این احساس برتری به شخص باعث می شود ما احساس خرسندی کرده و بخندیم.
تئوری آسودگی معتقد است انسان می خندد چون احتیاج دارد که بدنش را از تنش های روزانه پاک نماید. زیرا خندیدن می تواند این عصبیت های روزانه را تا حد بسیاری کم نماید.
چه چیز هایی خندهدار نیستند؟
مهم ترین موضوع در این میان سن است. کودکان و نوزادان در حال کشف دنیای اطراف خود هستند پس موضوعات برای آنان کاملا متفاوت است.
یک کودک ممکن است به جوک های ساده ای که مثلاً یک فیل در آن نقش اول را بازی می کند، بخندد.
در مورد نوجوانان قضیه فرق می کند. آنها به موضوعات روزمره شان مانند غذا و تفریحات می خندند که به آنان احساس برتری می دهد.
وقتی بزرگتر می شویم، افکار و فیزیک ما تغییر می کند. هر چه بیشتر دنیا دیده شویم به مسائل متفاوت تری همچون تفاوت آدم ها می خندیم. خنده دقیقاً در سنین مختلف در مورد مسائلی صورت می گیرد که استرس ما را کمتر کند.
اینکه در کدام کشور و با چه فرهنگی بزرگ شده ایم، نیز فرق می کند. شما معمولاً اگر جوک های کشور های دیگر را بشنوید، کمتر برای تان خنده دار است و این به تفاوت فرهنگ ها بر می گردد.
وقتی کسی به شما می گوید که جوک تان اصلا خنده دار نبود هم دو دلیل می تواند داشته باشد یکی احساس منفی که در شخص ایجاد شده و دیگری اینکه آن شخص نکته جوک را نفهمیده و یا برایش جذاب نبوده است.
خنده و سلامت:
همه ما می دانیم که خنده برای بسیاری از دردها درمان است. مهم ترین کاری که خنده برای ما انجام می دهد آن است که به اعصاب ما تعادل داده و همین موضوع از امراض مختلف جلوگیری می نماید.
خنده هورمونهای استرس را بسیار کم کرده و باعث می شود که ما کمتر عصبانی شویم و از بالا رفتن فشار خون جلوگیری مینماید.
این عمل همچنین باعث بالا رفتن سلول های پروتئین که از بیمار شدن مان جلوگیری می کند، میشود. بیشتر شدن بزاق دهان از ورود بیماری های عفونی از طریق دهان جلوگیری کرده و کمک بزرگی به ما میکند.جالب است بدانید که 100 بار خندیدن برابر 15 دقیقه دوچرخه سواری کردن است، پس خنده میتواند یک ورزش به حساب بیاید. اکسیژنخون بالا رفته و فشار خون پایین میاید.
به گفته پزشکان اکثر مردم احساسات منفی خود از قبیل ترس یا نفرت را در خود نگه می دارند و خنده راهی است، برای بیرون ریختن این احساسات و به همین دلیل است که افراد ترس خورده را معمولاً به رفتن سینما برای دیدن فیلم های خنده دار ترغیب می کنند.
برای بیشتر خندیدن:
چیزهایی را که برایتان جالب است و شما را می خنداند شناسایی کنید و انها را بیشتر وارد زندگی خود کنید.
اطراف خود را از ادمهای شاد پر کنید
خودتان سعی کنید که فرد با مزه تری باشید!! خنداندن اطرافیانتان می تواند برای شما هم مفید باشد پس از این فرصت استفاده کنید.
لايه برداري از پوست:
راز داشتن پوستي سالم

توی تبلیغات درموردش می شنوید. همسرتان را هم هرشب هنگام انجام آن دیده اید. قفسه های داروخانه ها نیز پر از محصولات مربوط به آن است. همه ی اینها شما را گیج کرده است و از خود می پرسید که واقعاً لايه برداري از پوست چیست؟
چرا آقايون هم باید پوست برداری کنند؟
پوست برداری عمل تمیز کردن سلول های مرده ی پوست برای رو آوردن پوست جوان و تازه است. عمل برداشتن پوست، منافذ پوست را باز کرده که باعث می شود پوست پاک و تمیز بماند و از بروز جوش و آکنه هم جلوگیری میکند. پس از این عمل حتماً پوست باید با آب و صابون، ترجیحاً صابون با خاصیت هیپوآلرژیک، شسته شده و در آخر مرطوب شود.
متاسفانه، اکثر مردها پوستشان را با صابون های قدیمی معمولی شستشو میکنند. البته برای تمیز کردن پوستتان کافی است اما باعث سالم نگاه داشتن پوستتان نخواهد شد. درواقع، صابون های قالبی پوست شما را خشک می کند، منافذ پوست را می بندد و در طولانی مدت باعث زبر و زمخت شدن پوست می شود.
پوست برداری همچنین مزایای بزرگ دیگری نیز برای آقایون دارد: پیازهای موی صورت را بیشتر ظاهر می کند که باعث می شود بتوانند عمل اصلاح صورت را بهتر انجام دهند.
پوست برداری قسمت به قسمت
مردها در همه ی جای بدنشان مو دارند، و مو نیز چربی، کثیفی و چرک جمع می کند. در مردها سه نقطه از بدنشان هست که نیاز به پوست برداری مداوم دارد: صورت، پشت و سینه (البته پوست برداری دست ها و پاها نیز بسیار عالی است، اما ضروری نیست)
صورت
پوست صورت مردها کاملاً با پوست صورت خانم ها متفاوت است. پوست صورت مردها منافذ بزرگتر، مو، کلاژِن و اِلاستین بیشتر، رگ های خونی متراکم تر دارد و عرق بیشتری نیز تولید می کند. اگر همه ی این چیزها را با هم در نظر بگیریم، دلیل جذب بیشتر دوده و کثیفی را متوجه خواهیم شد.
یکی از مهمترین مولفه های پاک سازی پوست، وسیله یا اسفنج تمیز کننده است. مارک هایی که بهترین این محصولات را تولید می کنند، کلینیک، باکستر کالیفرنیا و نیوآ می باشد.
اکثر این محصولات ترکیبی از سنگ پای دانه دانه، نمک دریا، تخم میوه، اسید سالیسیلیک، اسید آلفا هیدروکسی و بتا هیدروکسی، است که همه ی آنها باعث شل شدن و پوست انداختن سلول های مرده ی پوست می شود. برخی از آنها حتی به تولید کلاژن نیز منجر می شود.
برای اینکه بتوانید از تمیز کننده ی پوست برداریتان استفاده ی بهتری بکنید و کف صابون بیشتری ایجاد کنید، می توانید از یکی از راه های زیر استفاده کنید.
دستکش های پوست برداری: این دستکش های نایلونی برای خانم ها مفیدتر است، اما برای آقایون هم کار می کند. آنها را دست کنید و تمییز کننده را به آرامی روی پوست صورتتان بکشید. تکانهای ماساژدهنده ی دستکش ها جریان خون ر افزایش داده و باعث می شود منافذ پوستی باز شوند.
اسفنج: یک اسفنج ساینده و پاک کننده نیز مثل دستکش کار می کند اما این مزیت را دارد که باعث کف کردن بیشتر مایه ی پاک کننده می شود و باعث می شود که آن عمیق تر به منافذ و لایه های بیرونی پوست نفوذ کند.
سایر پوست بردارهای صورت
ماسک پوست برداری: این ترکیبی گچ مانند است که روی پوست مالیده می شود، پوست صورت را سفت کرده و باعث کنده شدن و ریختن سلول های مرده پوست و کثیفی ها می شود.
صابون و سنگ پا: این یکی از ابزارهای کم خرج برای پوست برداری است که از قدیم مورد استفاده قرار می گرفته است. تنها اشکال این وسیله این است که برای ایجاد کف صابون، باید سنگ پا را خیلی مالید.
نکته: فرقی نمی کند که از چه راهی برای پوست برداری استفاده کنید، اما بعد از انجام این عمل باید حتماً پوستتان را با کرم های مرطوب کننده مرطوب کنید. پوست برداری باعث خشک شدن پوست شما می شود اما کرم مرطوب کننده باعث تثبیت پوست شما و پرورش پوست جدید می شود.
سینه / پشت
پوست برداری سینه و پشت به سختی پوست برداری صورت نیست، اما لازم است که این کا را در حمام انجام دهید.
اولین قدم این است که موهایتان را شامپو کنید و همه ی کثیفی ها را بزدایید.
قدم بعدی برداشتن یک اسفنج شستشو، ریختن مقداری مایه ی پاک کننده روی آن و مالیدن آن روی پشتتان، البته با حرکات دورانی، است. مایه های پاک کننده ی بدن با صوت متفاوت است، از اینرو توجه داشته باشید که برای هر قسمت از مایه ی مخصوص به خود استفاده کنید.
از کشیدن محکم اسفنج به پشتتان واهمه نداشته باشید، اینکار باعث می شود که سلول های مرده به طور کامل از پوستتان جدا شوند.
بعد نوبت به پوست برداری روی بدنتان (سینه، شانه ها و شکم) می رسد. برای این قسمت نیز مانند پوست برداری پشتتان عمل می کنید اما اسفنج را کمی ملایم تر روی بدن بکشید. پوست روی بدن نازک تر و حساس تر از پشت بدن است.
برای رانهایتان بهتر است که از دستکش های پوست برداری استفاده کنید. آنها قدرت سایندگی کمتری دارند و نواحی سفت مثل کشاله ی ران را با آنها بهتر می توان تمیز نمود.
دست ها و پاها
پوست برداری دست و پا همیشه لازم نیست، چون باعث زبرتر شدن پوست آن میشود.
برای پوست برداری دست ها می توان از سنگ پا استفاده کرد، فقط کافی است که آن را در اطراف انگشتانتان بکشید. اما راه های ارزان و ستی دیگری نیز برای این منظور وجود دارد. مخلوط کردن نمک دریا با آب لیمو و مالیدن آن روی پوست نیز همان کار را انجام می دهد. و پس از انجام پوست بردارید، کرم مرطوب کننده فراموشتان نشود.
برای پاها نیز می توانید همین کار را انجام دهید. می توانید از سنگ پا یا ماسک پوست برداری استفاده کنید. همه ی این راه ها باعث تمیز شدن پاهایتان و پاک کردن آن از باکتری ها می شود.
داشتن پوست سالم آسان است!
خود شما با بدنتان بیش از هر کس دیگری آشنا هستید، و شما هستید که باید تشخیص دهید هر چند وقت یکبار بدنتان نیاز به پوست برداری پیدا می کند، هر روز، سه روز در هفته یا حتی یک روز در هفته؟ پوست برداری بیش از حد ممکن است باعث خراب شدن پوست شود و پوست برداری کم و به ندرت نیز باعث فوران چربی پوست می شود. هر راه و روشی که برای پوست برداری انتخاب کنید، اما خاطرتان باشد که ممکن است اینکار کمی وقت و تلاش بخواهد اما با اینکار دیگر لازم نیست نگران چین و چروک، جوش و پوست پوست شدن پوستتان باشید.
|
اهميت مشاركت يكسان در ازدواج
پـدرها و مـادرهـا، مسـئولـیـت هــایی خاص و خدا گونه در مــشارکتی یکسان دارند، و نه زن و نه مرد نباید بر دیگری سلطه پیدا کند. |
چطور
گوش زنگ ميزند؟

آمبولانس از زير پنجره اتاقتان مي گذرد و شما كه تحمل شنيدن صدا را نداريد فورا پنجره را مي بنديد.
اينكه شما مي توانيد از هر صدايي كه برايتان خوشايند نيست به راحتي دوري كنيد نعمت بزرگي است چون بعضي ها متاسفانه نمي توانند از صداهايي كه در گوششان وجود دارد دوري كنند چون صداها از داخل مغزشان است.گرفتن گوشها كمكي به آنها نمي كند و اعصابشان همواره خرد مي شود.
اين صداها كه از داخل مغز به گوش مي رسند مي توانند به اشكال مختلفي ظاهر شوند و توصيف آنها تنها براي افردي كه آن را تجربه كرده امكان پذير است.
اين بيماري را به اسم "tinnitus" يا وز وز كردن و يا زنگ زدن گوش مي شناسيم و محققان سالهاست به دنبال آن هستند تا بفهمند به چه دليل صداهاي كوچكي در دنياي اطراف ما وجود دارد از لايه هاي ظريف گوش ما گذشته و ما آنها را مي شنويم.
آنچه كه تحقيقات نشان مي دهد حاكي از آن است كه هزاران سلول موي انسان در گوشش گاهي اوقات صداهاي خفيفي كه در محيط اطراف وجود دارند را دريافت كرده و به مغز انتقال مي دهند و آنگاه است كه شما آنها را مي شنويد. گاهي اوقات اين سلولها چنان آسيب ديده اند كه شنيدن اين صداها به تمام وقت و يا بيشتر اوقات گسترش پيدا مي كند و آن گاه است كه مي تواند موجبات ناراحتي شديد شما را پديد آورد.
ادامه اين اتفاق از سوي سلول هاي مو در سر باعث مي شود تا مغز انسان اين صداها هميشگي فرض كرده و آن گاه است كه صداها هميشه در گوش شما وجود دارند.
در كنار اين موضوع كه مي تواند سبب شنيدن صداها در گوش شما شود عوامل ديگري همچون حساسيت به صداهاي بلند، بالا يا پايين بودن فشار خون، تومور، ديابت،مشكلات غده تيروئيد، و يا حتي جراحات سر و گردن هستند كه در اين اتفاق موثرند.
وزوز كزدن گوش همانطور كه اكثر ما مي دانيم خطر جدي را براي سلامتي ما به وجود نمي آورد اما ميليونها نفر در سراسر دنيا به اين مشكل دچارند و بعضي ها تحمل خود را در مقابل اين صداها از دست مي دهند.
براي قابل تحمل كردن اين موضوع چند راه به شما پيشنهاد مي كنيم كه مي تواند موثر باشد:
- از صداها دوري كنيد:
افراد عادي براي شركت در يك مسابقه پر صدا و يا حتي كنسرت موسيقي مشكلي ندارند اما براي شما كه از وز وز كزدن گوشتان در عذابيد از اين كار دوري كنيد. گوش دادن هر نوع صدايي از طريق واكمن ها، هدفونها و يا هر وسيله اي كه مستقيما وارد گوشتان شود برايتان مضر است . اين كار حتي براي آنان كه از اين مشكل رنج نمي برند نيز ممكن است سبب شود تا در آينده به مشكلات سنگين شدن گوش و يا حتي وز وز كردن آن دچار شوند.
اكثر افرادي كه در كارخانه هايي كه صداهاي بلند در اطرافشان است و كارگران در خطر مشكلاتي كه در آينده به خاطر صداي بلند در اطرافشان وجود داشته قرار دارند و ممكن است سلولها و بافتهاي موي سر و يا گوش آنان نيز آسيب هاي جدي ببيند پس تا آنجا كه مي توانيد از صداهاي بلند دوري كنيد.
- فشار خونتان را كنترل كنيد:
گاهي اوقات صداي وز وز گوش ممكن است به خاطر بالا بودن فشار خون باشد. پس در اين حالت اين صداها را به عنوان زنگ خطري براي بالا رفتن فشار خونتان بدانيد و فورا به پزشك مراجعه كنيد.
- نمك نخوريد:
اگر از فشار خون بالا رنج مي بريد و يا گوشهايتان زنگ مي زند، خوردن نمك برايتان بسيار مضر است. هر چه مي توانيد كمتر سديم بخوريد و در رژيمتان از غذاهايي كه نمك زيادي دارند مثل غذاهاي حاضري جدا دوري كنيد.
- آسپرين نخوريد:
گاهي اوقات آسپرين باعث مي شود روز بعد از خوردن آن گوشتان وز وز كند و يا زنگ بزند. اگر به صورت مداوم آسپرين مي خوريد ممكن است در خطر ابتلا به اين مشكل قرار بگيريد.خوردن آسپرين بچه براي آنان كه براي مشكلات قلبي از آن مصرف مي كنند خطر كمتري دارد. براي جايگزيني آسپرين با داروي ديگر با دكترتان مشورت كنيد.
- ورزش كنيد:
راه رفتن روزانه پس از مشورت با پزشكتان ممكن است برايتان مفيد باشد.
- استراحت كنيد:
خستگي بيش از حد، سرماخوردگي هاو آنفولانزا ها مي توانند برايتان مشكل ساز شوند. خوب استراحت كنيد و خسته نمانيد كه وز وز گوشتان ممكن است بيشتر شود.
- آرام باشيد:
استرس به خاطر صداهايي كه در گوش مي شنويد برايتان مضر است . پس آرام باشيد كه اين بيماري خطرناك نيست.
- صداهاي جانبي را در كنار خود داشته باشيد:
هميشه راديو و يا ضبط خود را با صداي كم روشن بگذاريد اين صداها حتما از آنچه در گوشتان ممكن است وجود داشته باشد قطعا بهترند.
تصاویر پیکسلی

پیکسل که مخفف Picture Element با جایگزینی لفظ pix برای تصویر محسوب می شود، یک نقطه واحد در هر تصویر گرافیکی است. چنین واحد اطلاعات گرافیکی به خودی خود یک نقطه، دایره یا مربع نیست بلکه نمونه ای تجسمی و انتزاعی است. با کمی اغماض نیز می توان ادعا کرد که پیکسل ها در تصاویر گرافیکی می توانند بدون نشان دادن نقطه ها یا مربع های قابل مشاهده بازتولید شوند. هرچند زمانی که کیفیت تصویر چندان بالا نیست، در بسیاری از تصاویر نیز می توان آنها را به صورت مجموعه یی از نقطه ها و مربع ها دید. شدت و فزونی رنگ هر پیکسل در شرایط مختلف، متفاوت است. در سیستم های شناسایی رنگ، هر پیکسل به طور متوسط سه یا چهار وجه تغییرپذیری رنگی دارد مانند ترکیبات �قرمز، سبز و آبی� یا �آبی کبود، قرمز، زرد و سیاه�.
تصور غالب بر این است که هر پیکسل کوچک ترین واحد هر تصویر است. در حالی که ارائه تعریف برای پیکسل بسیار حساس و وابسته به مورد کاربرد آن است. مثلاً ما می توانیم در مورد پیکسل های پرینت شده روی یک صفحه صحبت کنیم یا پیکسل هایی که توسط سیگنال های الکترونیکی انتقال داده می شوند و همین طور توسط مقادیر دیجیتال و عددی تعریف می شوند. همین طور پیکسل های نمایشگر یک دستگاه خاص یا پیکسل های یک دوربین دیجیتال.
البته این فهرست، جامع نیست و بسته به نوع محتوا، تعریف های مختلفی می توان یافت که در هر سیستم ویژه صدق می کند. برای مثال بایت، بیت، نقطه و spot. همین طور می توان در مورد پیکسل ها به صورت انتزاعی نظر داد یا آنها را واحد اندازه گیری محسوب کرد، به ویژه زمانی که از پیکسل به عنوان واحد اندازه گیری وضوح تصویر استفاده می کنیم. با توجه به اینکه هر اینچ معادل ۵/۲ سانتی متر است، واحدهای نقطه در اینچ (DPI) و پیکسل در اینچ (PPI) معمولاً به صورت تبادل پذیر استفاده می شوند، اما تعریف های مختلفی به ویژه در بحث چاپ و نشر دارند، به طوری که مثلاً dpi یک واحد سنجش وضوح نقطه ای چاپگرهاست مثل چاپگرهای جوهرافشان قطره ای.از سوی دیگر، از پیکسل ها برای تشکیل و نمایش یک تصویر استفاده می شود و هرچه وضوح و کیفیت پیکسلی بالاتر باشد، تشابه با اصل تصویر نیز بالاتر می رود. تعداد پیکسل های به کار رفته در یک تصویر گاهی اوقات به عنوان Resolution خوانده می شود. در واقع می توان گفت رزولوشن یک تعریف دقیق تر دارد.
تعداد پیکسل ها می تواند به عنوان یک عدد واحد معرفی شود. مثلاً یک دوربین ۳ مگاپیکسلی دیجیتال، تقریباً سه میلیون رنگ را نمایش می دهد یا برخی نمایشگرهای VGA که رزولوشن در آنها به صورت یک زوج اعداد معرفی می شود (و غالباً �۶۴۰+۴۸۰� پیکسل نیز هست) ۶۴۰ پیکسل از سمت راست به چپ نمایشگر را شامل می شود و دارای ۴۸۰ پیکسل از بالا تا پایین صفحه است، یعنی به طور کلی مقدار حاصل ضرب این اعداد برابر با ۳۰۷ هزار و ۲۰۰ پیکسل را نمایش می دهد. پیکسل ها یا واحدهای رنگ که تصاویر رقمی شده (دیجیتال مانند) فایل های تصویری با فرمت JPEG (که در طراحی وب سایت ها نیز استفاده می شود) را تشکیل می دهند، می توانند دارا یا فاقد تناظر و تناسب یک به یک با پیکسل های صفحه باشند که به نوع نمایش تصاویر در یک رایانه بستگی دارد.
در کار با کامپیوتر، تصویری که از پیکسل ها ساخته شده باشد، به عنوان تصویر Bitmap شده شناخته می شود و به آن Raster Image نیز می گویند. کلمه �رستر� به معنای محل تعبیه تصویر، از فناوری چاپ تصاویر به صورت نقطه یی گرفته شده و برای تعریف الگوی پویش تصاویر تلویزیونی استفاده می شود.
● پیکسل های محلی و منطقی
از مانیتورها و نمایشگرهای مدرن و جدید انتظار می رود محدوده یی از رزولوشن ها و کیفیت های خاص تصویر را نمایش دهند. البته این قاعده همواره صدق نمی کند. مثلاً در مورد مانیتورهای CRT یا دارای لامپ صفحه کاتدی. در این گونه صفحات که فقط قادر به نمایش فقط یک نوع کیفیت تصویر هستند، ابتدا باید سیگنال های محلی از سیگنال های غیرمحلی ساخته و تشکیل شوند. نمایشگرهای جدید LCD دارای کریستال مایع، طوری طراحی شده اند که بهترین تناسب را بین سه رنگ اصلی در پیکسل ها برقرار سازند. هرچند نمایشگرهای صفحه کاتدی نیز ترکیب های فسفری از قرمز، سبز و آبی را نمایش می دهند اما با پیکسل ها سازگار و هماهنگ نیستند، در نتیجه با پیکسل ها تعادل رنگی نیز برقرار نمی کنند. سیگنال های محلی، باکیفیت ترین و واضح ترین تصویر ممکن را برای هر پیکسل می سازند. در نتیجه چون کاربر می تواند رزولوشن و کیفیت صفحه نمایشگر را تغییر دهد، مانیتور نیز قادر خواهد بود سایر resolutionها را نمایش دهد.
اما سیگنال های غیرمحلی باید برای قابل نمایش شدن، توسط الگوریتم های واسطه و میانجی به صورت تقریبی همانند صفحات LCD شبیه سازی شوند. این مسأله باعث می شود در این گونه نمایشگرها و در بسیاری از موارد، تصویر به صورت محو و ناهموار دیده شود و این افت کیفیت صفحه در زمانی که تغییر رزولوشن برابر با مضربی زوج از رزولوشن اصلی پیکسلی باشد، مضاعف خواهد بود. مثلاً تصویری که رزولوشن اصلی آن ۱۰۲۴+۱۲۸۰ است در همین حالت بهترین نمایش را خواهد داشت، در حالت ۸۰۰+۶۰۰ با استفاده از کشیدگی بیشتر پیکسل های سه رنگی به صورت فیزیکی، کیفیت نسبی خود را حفظ خواهد کرد اما در حالت ۱۶۰۰+۱۲۰۰ به دلیل فقدان کشیدگی فیزیکی پیکسل های سه رنگی (قرمز، سبز و آبی) کیفیت خود را کلاً از دست می دهند. پیکسل ها همچنین می توانند به شکل مربع یا مستطیل باشند. یک عدد خاص که نسبت نمایش (aspect ratio) نامیده می شود، میزان مربع بودن یک پیکسل را تفسیر می کند. برای مثال عدد نسبت نمایش ۱؛ ۲۵/۱ به آن معناست که عرض هر پیکسل ۲۵/۱ برابر بزرگ تر از طول آن است.
معمولاً پیکسل های نمایشگرهای کامپیوتری، مربعی هستند اما پیکسل های استفاده شده در فناوری های ویدئویی دیجیتال، aspect ratioهای غیرمربعی دارند، مثل اعدادی که برای نمایش مختصات صفحات فیلم PAL و NTSC استفاده می شوند. هر پیکسل در یک تصویر ساخته شده از تک رنگ دانه های کروماتیک، مقدار خاص خود را دارد و با میزان شفافیت و روشنایی شهودی تصویر یا شدت فیزیکی تابش نور آن متناسب است. مثلاً یک نمایش عددی صفر در دستگاه کروماتیک، معمولاً رنگ سیاه را در یک پیکسل نمایش می دهد و بیشترین مقدار ممکن به ایجاد رنگ سفید می انجامد. یک مگاپیکسل، یک میلیون پیکسل است. این مقدار نه فقط برای بیان تعداد پیکسل های به کار رفته در یک تصویر استفاده می شود بلکه تعداد عناصر گیرنده و سنسورهای یک دوربین دیجیتال را نیز مشخص می کند. برای مثال یک دوربین با دارا بودن ارائه ۲۰۴۸+۱۵۳۶ عنصر گیرنده حسی، عموماً دوربینی ۱/۳ مگاپیکسلی خوانده می شود.
عجیب تر از علم

گهگاه در روی کره زمین موجوداتی آفتابی شده اند که نه تنها موجبات ترس و وحشت ساکنان زمین را فراهم ساخته اند، بلکه مدت ها توجه دانشمندان را بخود جلب کرده اند. مثلا در سال ۱۹۵۳، یکی از روزها، مردم جزیره «کانوی» انگلستان با موجود ناشناخته ای روبرو شدند که تا آن زمان نظیرش را ندیده بودند. این موجود عجیب را از آب بیرون کشیدند و به ساحل آوردند، روی آنرا با علف های دریایی پوشاندند و دوان دوان ماجرا را به مقامات محلی اطلاع دادند.
مقامات محلی نیز به نوبه خود به دنبال کمک فرستادند و دولت انگلیس، کار مطالعه و بررسی پیرامون این موجود جدیدالکشف را به دو جانورشناس، به دقت طور و عرض این موجود افسانه ای را برانداز کردند و از آن عکس گرفتند و سرانجام اعتراف کردند که نظیر این موجود را قبلا ندیده اند. این جانور شگفت انگیز، ظاهرا شبیه موجودات دریایی بود، ولی دست و پای آن به شکلی بود که هرگاه می خواست می توانست به کمک آن روی زمین راه برود. قامت او، هنگامی که روی دوپایش قرار می گرفت، در حدود هفتادوپنج سانتیمتر بود و پوست ضخیمی به رنگ قهوه ای مایل به قرمز داشت.
کله اش بزرگ و چشمانش ورقلمبیده بود. دانشمندان ناچار تنها اندازه او را گرفتند و عکسش را برداشتند و کار دیگری از دستشان برنیامد جز اینکه آن را سوزاندند و خاکسترش را به دریا ریختند. این دانشمندان تصور می کردند که با این اقدام ساده، برای همیشه به معمای جزیره «کانوی» پایان داده اند، در حالیکه واقعیت چنین نبود و موضوع به همینجا خاتمه نیافت. در تاریخ ۱۱ اوت ۱۹۵۴ کشیشی بنام «جوزف اورز» که در ساحل جزایر «کانوی» سرگرم گردش بود، چند کیلومتر بالاتر از محلی که هیولای قبلی پیدا شده بود، با لاشه موجود عجیبی برخورد کرد. کشیش مزبور نگاهی به این موجود انداخت، سپس یکی از افراد جوان را که همراهش بود، دنبال پلیس فرستاد.
این بار نیز لاشه حیوان را کاملا به ساحل کشیدند و دنبال کارشناس فرستادند. موجود قبلی که در ماه نوامبر پیدا شد، در حدود ۷۵ سانتیمتر طول داشت، ولی طول این یکی بالغ بر یکصدوبیست سانتیمتر بود و در حدود دوازده کیلوگرم وزن داشت و بخوبی می شد آن را مورد مطالعه قرار داد. براساس گزارشی که دانشمندان پس از ملاحظه این موجود ناشناخته به دولت بریتانیا فرستادند، مشخصات این جانور به این شرح تعیین شده بود. دارای چشمان درشت و دهانی بزرگ با دندان های تیز و قوی است. این حیوان، مانند ماهی دارای برانشی یا «آب شش» بود. ولی بجای فلس، بدنش از یک لایه پوست صورتی رنگ پوشیده بود که بقول دانشمندان شباهت زیادی به پوست یک خوک جوان داشت. ولی آنچه بیش از هر چیز در این جانور جلب توجه می کرد، دو پای کوتاه او بود که به پنج انگشت کوچک منتهی می شد. انگشت میانی بلندتر و انگشتان دیگر به ترتیب کوتاه تر بودند. اگر علم قادر بود که اینگونه موجودات ناشناخته را شناسایی کند، این گزارش هیچگاه فاش نمی شد.
لیکن برای بسیاری از مردم انگلستان، این چیزها، خاطره شب باورنکردنی فوریه ۱۸۵۵ را بیاد آورد که حومه «دیو نشایر» یک میهمان اسرارآمیز داشت و هیچ بعید نیست چیزی شبیه همان موجوداتی بود که صد سال بعد در سال جزیره «کانوی» پیدا شد. روزنامه های آن زمان نوشتند که جای پاهای کوچکی را روی بستری از برف که شب ۷ فوریه سراسر حومه شهر را فرا گرفته بود مشاهده کرده اند. این میهمان اسرارآمیز، چگونه موجودی بود؟ همه این سوال را می کردند، ولی هیچکس پاسخ قانع کننده ای برای این پرسش نداشت. این حیوان ناشناس، فقط چند جای پا از خود باقی گذاشته بود و نشان می داد که درست وقتی که همه، به خوابی خوش فرو رفته بودند، این جانور مرموز، از روی برف ها گذشته و به آسانی از دیوارها بالا رفته و مدتی بالای بام ها پرسه زده و سپس آنجا را ترک گفته است. اینکه این موجود نامریی از کجا آمده بود هنوز جزو اسرار باقی مانده است. ولی از روی ردپایش، دانشمندان دریافتند که این موجود، راه طولانی در حدود یکصد مایل را از شمال تا جنوب انگلستان پیموده بود!
نخستین بار، یک نانوا متوجه این ردپای عجیب شد و صبح، هنگامی که به مغازه کوچک خود می رفت تا کار روزانه خود را آغاز کند، مشاهده کرد که این ردپاها تا نزدیک مغازه او ادامه یافته، ولی در آنجا به سرعت بطرف راست پیچیده و به سوی یک دیوار آجری رفته است. او از مشاهده این آثار، نگران و وحشت زده نشد، ولی فکر همین موجود ناشناخته که هیچکس آن را ندیده بود، ذهن میلیون ها نفر از مردم انگلستان را در قرن گذشته آشفته ساخته بود. و گروهی که معتقد بودند این جای پاها متعلق به شیطان است. بسیج شدند تا شب ها بیدار بمانند و کشیک بدهند. جای پاها، شبیه جای سم های کوچکی بود که به فاصله ۲۰سانتیمتر از یکدیگر قرار داشت.
روزنامه های معتبر انگلیس، از جمله روزنامه «تایمز» چندین ستون را به درج اخبار مربوط به پیدا شدن یک موجود ناشناس در «دیونشایر» اختصاص دادند. و از سوی مردم، اظهارنظرهای مختلفی درباره این موجود اسرارآمیز ابراز می شد. از جمله جای پاها را به جاندارانی مانند کانگورو، پرندگان و حتی گرگ نسبت می دادند. ولی هیچیک از نظریات آنها درست نبود، زیرا هیچیک از این نظریات با حقایق علمی مطابقت نداشت. دانشمندان درحالی که دستخوش هیجان بودند، این آثار پا را مربوط به دو یا سه موجودی می دانستند که از نظر جانورشناسی در دسته کاملا ناشناخته ای قرار داشتند و خود و دیگران را متقاعد ساختند که این موجودات پس ازعبور از خشکی به دریا گریخته اند و دیگر اثری از آنها برجای نمانده است. به هرحال دانشمندان نتوانستند دریابند که آن رد پاها، با موجودات ناشناخته ای که در سال های ۱۹۵۳ و ۱۹۵۴ در سواحل جزیره «کانوی» دیده شد ارتباط دارد یا نه! بعبارت دیگر معلوم نشد که کشف این موجودات معمای ماجرای اسرارآمیز «دیونشایر» را حل می کند یا آنکه راز دیگری بر اسرار کشف نشده این جهان می افزاید.
الكل و مضرات آن

تــمـام الـكل هـا داراي ايـن خواص مي بـاشنـد:
1- الكل در دماي اتاق يك مايع شفاف ميباشد.
2- چـگالي الكل از آب بيشتر بوده و سريـعتـر ازآب تبخير ميگردد. اين ويژگي الكل را تقـطير پذيرميكند.
3- الكل بسهولت در آب حل ميشود.
4- الكل قابل اشتعال ميباشد.
روشهاي توليد الكل متفاوت ميباشد:
1- از تخمير حبوبات و ميوه ها (مانند آبجو)
2- از تقطيرحبوبات و ميوه ها (مانند ودكا، ويسكي، جين)
3- از تـغـيير شـيميايي در سوختـهاي فسـيلي هـمچـون گاز، زغال سنگ و نفت ( الكل صنعتي )
4- از تركيـب شيـميـايي مـنوكســيد كربن و هيدروژن (مانند متانول و الكل چوب).
الـكـل موجود در مشروبات الكلي از نوع اتيل الكل (اتانول) مي بـاشد. مـيـزان اتـانـول در برخي مشروبات الكلي اين چنين است:
آبجو: 4 الي 6 درصد
شراب: 7 الي 15 درصد
شامپاين: % 8 الي 14 درصد
مشروبات الكلي تقطير شده همچون جين، ودكا، ويسكي:40 الي 95 درصد
نحوه جذب الكل در بدن
پـس مـصرف الـكـل در حـدود 20 درصـد آن از طـريق معـده جذب شده و 80 درصد مابقي در روده كوچك جـذب بـــدن ميگردد. سرعت جذب الكل و ميزان قدرت مست كنندگي آن به عوامل زير بستگي دارد:
1- پر و خالي بودن معده: چون بيشتر الكل مصرفي ازطـريــق روده كوچك جذب بدن ميگردد، بنابراين اگر مـعـده شـما از غذا پر باشد، دريچه معده براي هضم غذا بـستـه شـده و عبـور الـكل بـه روده كــوچك كند مي گردد و مـدت بيشتري الكل در معده باقي ميماند.
2- وزن بدن: هـر چه فرد وزنش بيشتر باشد، ديرتر تحت تاثير الكل قرار ميگيرد زيرا الكل پس از ورود به جريان خون در آب كل بدن حل شده و در واقع توزيع ميگردد. بـنـابـراين افراد سنگين وزن تر به خاطر آب بيشتر در بدنشان، ديرتر تـحت تاثير الكل واقع ميشوند.
3- چربي بدن: به علت آنكه الكل قادر به حل شدن در چربي نميباشد، هـر چـه مـيزان چربي بدن بيشتر باشد، فرد بيشتر تحت تاثير قرار مي گيرد. عـكس مـوضـوع نـيز صـدق ميكند افراد عضلاني ديرتر تحت تاثير قرار ميگيرند.
4- جنـســيت: زنـان زودتـر از مـردان تـحـت تـاثـيـر قــرارمي گيـرند حـتـي اگـر وزنشـان بـرابر باشد. علت آن اين اسـت كـه ميـزان چـربـي بــدن زنان بيشتر از بدن مردان ميباشد. همچنين بافت عضلاني در زنان كمـتر از مردان اسـت. زنـان هـمچنين فاقد آنزيم تجزيه كننده الكل بوده(دي هيدروژناز) كه به عنـوان سـد محـافظ در معده عمل كرده و نقش تجزيه الكل را بعده دارد. همچنين زناني كه از قرصهاي ضد بارداري استفاده مي كنند، بيـشتر تحت تاثير الكل هستند بـه عـلت آنـكـه قرصـهاي ضـد بارداري متابوليسم الكل را كاهش ميدهند.
5- غلضت الكل: هر چه غلظت الكل بيشتر باشد، جـذب آن بيـشتـر و سـريـعتر است.
6- سرعت نوشيدن، محـيط مـصرف (خانه، ميـهمانـي، محل كار)، خـستگي ( چون كبد آنزيم كمتري توليد ميكند)، نوع مشروب (مشروبات گازدار جذب الكل را افزايش ميدهند) نيز در سرعت جذب الكل و تاثير آن، موثر ميباشند.
7- اگر الكل همراه با ديگر قرصهاي روانگران (اكستازي) مـصرف گـردند قدرت سركوبگري الكل افزايش يافته و ميتواند بسيار خطرناك باشد.
8- افراد الكلي: افرادي كه بطور مستمر الكل مصرف مي كنند، نسـبـت به آن مقاومت پيدا كرده و در واقع بدنشان به مصرف الكل سازگاري پيدا مي كند. بـنابـراين بـراي ايـجاد حالت مستي به الكل بيشتري نياز دارند زيرا:
كبدشان در پي سازش، آنزيم تجزيه كننده بيشتري ترشح ميكند فعاليت نورونهاي دستگاه عصبي و مغزشان افزايش مي يابد راه هاي دفع الكل، اثرات زيانبار كوتاه مدت و بلند مدت...
راه هاي دفع الكل
الكل از 4 طريق دفع ميگردد:
كـليـه 5 درصـد الـكل را از طريق ادرار از بـدن خارج مي كند ششـهـا 5 درصـد الـكـل را از طـريـق بـاز دم خـارج مي كنند مقدار بسياراندكي از طريق تعريق دفع ميگردد قسمت اعظم الكل توسط آنـزيمـهاي كـبد اكسيد شـده و به اسـيـد استـيـك، دي اكسيد كربن و آب تبديل مي گردد
بطور متوسط يك انسان معمولي قادر است 15 ميلي ليـتـر الـكل را در طـي يـك ساعت دفع كند.
ميزان غلظت الكل خون
با اندازه گيري ميزان الكل موجود در خون فرد ميتوان تعيين كـرد چه ميزان فرد تحت تاثير الكل مي باشـد. در زيــر حالات ايجاد شده در فرد بر اساس ميزان درصد الكل درون خون بيان گرديده است:
مرحله نشاط آور (%0.12-0.03) : افزايش اعتماد بنفس و شجاعت فرد، فرد پر حرف تر و اجتماعي تر مي شـود، دقـتـش كـاهش مـي يـابد، چـهره افـروخته، قضاوتش مختل مي گردد، معمولا اولين جمله اي كه به ذهنش ميـرسـد را بـيان ميكند، در حركات ظريف مانند نوشتن دچار مشكل مي شود.
مـرحله برانگيختگي (%0.25-0.09) : خـواب آلـوده، در درك و بـخـاطـــر آوردن موضوعات گذشته دچار مشكل مي گردد، واكـنش وي در بـرابـر مـحركات كاهش مي يابد، حركات بدن ناهماهنگ مي شـود، بـيـنايـي مخـتـل مـي شــود. حـس چشايي و شنوايي كاهش مي يابد.
مرحله سرگشتگي (%0.30-0.18) : فرد گيج و مـبهوت است، شـايـد نـدانـد كجاست و مشغول چه كاريست، سرگيجه دارد و تلوتلو مي خـورد، بـيـش از حد احـساساتي، خشن و يـا مـهربان مـي گـردد، خـواب آلـوده اسـت و درد را ديـرتـر احسـاس ميكند، حركات ناهماهنگ است، قادر به گرفتن شيئ كه به سـمتـش پرتاب ميگردد نيست.
مرحله بهت (%0.4-0.25): قادر به حركت نيست، به محـركات واكنش نشان نمي دهد، قادر به نشستن و ايستادن نيست، استفراغ مي كند، مـمكن است بيهوش گردد.
مرحله كما (%0.50-0.35) : فرد بيهوش است، احساس شديد سرما،تنفس كم عمق و آهسته ميگردد، ضربان قلب كاهش مي يابد، امكان مرگ وجود دارد.
مرحله مرگ: ميزان 0.50 درصد و يا بيشتر الكل در خون سبب مرگ مي گردد.
اثرات كوتاه مدت الكل بر بدن
ارتـباطهاي بين سلولهاي عصبي تداخل كرده و فــعـالـيـت گـذرگاه هاي مـحـرك عـصبـي را ســركـوب و گـذرگاه هـاي بازدارنده عصبي را افزايش مي دهـد. در كـل يك سركوبگر دستگاه عصبي مي باشد. اتساع مردمك چشم، افزايش ضـربان قـلب، بـي خـوابـي، تـهـوع و اسـتفراق، سرگيجه،احـساس بـي قـراري، خستـگي و اضطراب، جـريـان خـون ســطحي افزايش يافته كه موجب تعريق بدن ميـشود امـا
جريان خون عضلاني را كاهش داده و موجب درد عضلاني ميـگردد. اعتـماد بنفس و شجاعت فرد افزايش مي يـابـد.
كنترل رفتاري كاهش يافـتـه و مـمـكن اسـت فرد دست به عملي زده و يا حرفي بزند كه بعدا پشيمان گردد. فرد اجتماعي تر مي شود. تـعادل بدن كاهش مي يابد، قوه تشخيص فرد كاهش مي يابد، واكنش هاي كند به محركات. چـون سبب دفع آب بدن ميگردد، ايجاد تشنگي و نياز به دفع ادرار افزايش مييابد. مـيـدان ديـد فرد كاهش يافته و گويي دچار نزديك بيني مي گـردد و تنـها اشـيـاء و افراد نزديك بخود را ديده و به آنها توجه ميكند.
اثرات بلند مدت(افراد الكلي)
از دست دادن حافظه، تغيير شخصيت، اختلال در سيستم عصبي،مشكلات پوسـتـــي، اسهال، سوء تـغـذيـه، مشـكـلات مـالي و خـانـوادگـي، رفتـار خـشونت آمـيــز، اضـطـراب و افسردگي شديد، آسيب به مخاط بيني، آسيب دائمي به كبد و مغز، سرطان سيـنه، حنجره، لب و مري، سقط جنين، ناباروري، بي ميلي جنسي، زخم معده، فشـار خــون بالا و سكته قلبي، كم خوني، تورم كبد، اختلال در سيستم ايمني بدن،خود كشي.
نكته: در صورت مصموميت فرد به الـكل، نه نـوشيـدن قـهـوه و يـا دوش آب سـرد و ديــگر اعمال كارساز نمي بـاشد. تـنها زمان نياز است تا الكل بطور كامل از بدنشان دفع گردد. اين زمان معمولا 10 ساعت بطول مي انجامد. در صورت مصموميت شديد حتما بيمار را به بيمارستان منتقل كنيد.
در پايان به خاطر بسپاريد كه الكل يك سم ميباشد و نه يك نوشيدني نشاط آور.
فوايد گريه كردن

اشك مايعي است كه با فرآيند ايجاد اشك در چشمها توليد ميگردد. وظايف اشك شامل تميز كردن و شستشوي سطح چشم، ضد عفوني كردن چشمها، لغزنده كردن چشمها براي حركت آسان كره چشم و پلك ها، جلوگيري ازخشك شدن چشم ها و پلك ها ، ايجاد ارتباط ميان انسان ها، دفع مواد تجمع يافته حاصل از فرآيند پاسخ به استرس ميباشد. فقدان اشك باعث ايجاد سوزش، خارش و قرمزي در چشمها، احساس وجود شن در چشم ها، حساسيت به نور، از دست رفتن شفافيت قرنيه، ايجاد زخم در قرنيه، عفونت هاي مكرر و شديد چشم ها، خشكي چشم ها و در نهايت منجر به نابينايي مي گردد.
فيلم (پرده) اشك از سه لايه مجزا تشكيل يافته است:
1-لايه موكوس(mucous): داخلي ترين لايه فيلم اشك ميباشد. چسبناك و لزج بوده و از موسين تشكيل يافته است. اين لايه توسط سلولهاي ملتحمه و قسمت داخلي پلك ها ترشح ميشود. اين لايه قرنيه را ميپوشاند تا يك لايه آبگريز براي پخش و گسترش يكنواخت لايه آبي فراهم آيد. اين لايه فيلم اشك را روي سطح چشم مي چسباند. بدون اين لايه، فيلم اشك بصورت قطره هاي ريز در خواهد آمد.
2-لايه آبي(aqueus):آبكي بوده و 90 درصد فيلم اشك را تشكيل ميدهد. حاوي آب و ديگر مواد نظير پروتئين هاي لاكتوفرين، ليزوزيم و ليپوكالين، الكتروليت ها، آنتي اكسيدانها و برخي ويتامينها ميباشد. اين لايه عمدتا توسط غدد اشكي ترشح ميشود. وظايف اين لايه شامل: اكسيژن رساني به سطح چشم، مبارزه با عفونت توسط آنتي بيوتيك هاي طبيعي (ليزوزيم و لاكتوفرين)، صاف كردن سطح چشم، شستن چشمها ازسلولهاي مرده، گردوغبار، مواد محرك و حساسيت زا است.
3-لايه (چربي) ليپيد(lipid): اين لايه روغني است و خارجي ترين لايه فيلم اشك را تشكيل ميدهد. اين لايه توسط غدد ميبومين(meibomian) كه در لبه پلك ها ي فوقاني و تحتاني واقع ميباشند ترشح ميشود. اين لايه با ايجاد يك حايل آبگريز از تبخير لايه اصلي فيلم اشك (لايه آبي) جلوگيري ميكند. وظايف ديگر اين لايه شامل: افزايش كشش سطحي و جلوگيري از سر ريز شدن اشك از پلك ها و لغزنده كردن چشم و تسهيل عمل بازو بسته كردن پلك ها ميباشد.

غدد اشكي(lacrimal glands):


غدد اشكي در گوشه خارجي چشمها و پشت پلك هاي فوقاني قرار گرفته اند. غدد اشكي هر كدام به اندازه يك بادام بوده و 2 سانتي متر طول دارند. مايع اشكي از طريق 6-12 مجاري كوچك ترشحي به فضاي ميان چشم و پلك فوقاني وارد ميگردد. با هر بار باز و بسته كردن چشم ها اشك ازمجاري ترشحي غدد اشكي مكيده شده و به سمت مجراي اشكي-بيني كه به صورت دو سوراخ بسيار ريز در گوشه داخلي چشمها قرار گرفته هدايت ميگردد. در انتها اشك به كيسه اشك و سپس به حفره بيني مي ريزد. به همين علت است كه هنگام گريه كردن ممكن است دچار آبريزش بيني گرديد.
انواع اشك:

1-اشك پايه (basal tears): درچشمان پستانداران سالم قرنيه پيوسته (24 ساعته) توسط اشك هاي پايه خيس و تغذيه ميگردد. اين اشك باعث لغزنده شدن چشم ها و شستشوي چشمها از ذرات خارجي ميگردد. مايع اشك حاوي آب+موسين+چربي ها+ليزوزيم+لاكتوفرين+ليپوكالين+ايمنوگلوبولين ها+گلوكز+سديم كلرايد+كلرايد پتاسيم+آنتي اكسيدان ها+برخي ويتامينها ميباشد.
2-اشك رفلكس(reflex tears):هر چزي كه باعث تحريك و يا خشك شدن چشم شود، ميتواند توليد اين نوع اشك را افزايش دهد.اين نوع اشك بطورغيرارادي و در پاسخ به مواد محرك چشم نظير ذرات خارجي،گردوغبار،آلرژن ها،پاتوژن ها و مواد محرك ديگري همچون بخارات پياز،گاز اشك آور و افشانه فلفل ترشح ميگردد.اين اشك ها سعي ميكنند تا مواد محرك و آزاردهنده را از چشم ها پاك كنند.باد شديد و نور شديد خورشيد نيز ميتواند باعث توليد اشك رفلكس گردند.اين اشك بيشتر آبكي بوده و از ليزوزويم و ايمنوگلوبولين بيشتري برخورداراست.
3-اشك احساسي و يا گريه(emotional tears/crying): اين اشك هنگام احساساتي شدن انسان ها (استرس هيجاني ) و يا احساس درد فيزيكي ترشح ميگردد. آغازگرهاي هيجاني اين نوع اشك معمولا خشم، اندوه، شادي، ترس، شوخ طبعي و ناكامي ميباشند. تركيبات شيميايي اين نوع اشك با تركيبات دو اشك قبلي متفاوت است. اشك احساسي حاوي هورمونها و پروتئين هاي بيشتري ميباشد. اين اشك حاوي هورمونهاي پرولاكتين، هورمون رشد، آدرنوكورتيكوتروپين، آندروفين و فلز منگنز ميباشد.
1-به غير از انسانها برخي معتقدند فيل ها و گوريل ها نيز ميتوانند گريه كنند اما نه به پيچيدگي گريه انسانها. حيوانات ديگر اغلب هنگام درد كشيدن، وارد شدن اجسام خارجي در چشمها و يا خشك شدن چشمها دچار اشك ريزش ميشوند. حيوانات (به ويژه نوزادان آنها) بصورت آوايي و مانند نوزادان تازه متولد شده گريه ميكنند بدون توليد اشك.
2-غدد اشكي روزانه در حدود 2 قاشق پر چايخوري اشك توليد ميكنند.
3-هر پلك زدن (باز و بسته كردن چشم) در حدود 100-150 ميلي ثانيه بطول مي انجامد. انسانها بطور متوسط هر 2 تا 10 ثانيه يكبار و 10 بار در دقيقه پلك ميزنند.
4-شور بودن اشك عمدتا به علت وجود كلرايد سديم و پتاسيم در اشك ميباشد. ميزان نمك موجود در اشك با ميزان نمك پلاسماي خون برابراست.
5-از آنجايي كه جنين نيز در درون رحم قادر به گريه كردن است بنابراين گريه كردن نميتواند يك رفتارآموختني باشد. اما فرهنگ، سن، جنسيت، فرآيند اجتماعي شدن، شخصيت، روابط و بافت اجتماعي همگي ميتوانند در شكل بيان گريه تعيين كننده باشند.
6-PH اشك اندكي قليايي و خود اشك ترش و شور مزه ميباشد.
7-سرفه شديد، استفراغ، احتقان بيني، آلرژي بيني، التهاب يا عفونت بيني و يا چشم و اختلالات عصبي نيز ميتواند باعث اشك ريزش گردند.
8-گريه كردن در برخي فرهنگها عملي كودكانه و غير موقر محسوب شده و گريستن در انظارعمومي تقبيح ميگردد.
9-علت اشك ريزش هنگام خميازه كشيدن و يا خنديدن وارد شدن فشار به غدد و كيسه اشكي ميباشد. علت ديگر آن ميتواند اين مسئله باشد كه غدد اشكي تحت كنترل سيستم عصبي خود مختار ميباشند. اين سيستم عصبي تمام كاركردهاي غيرارادي را كنترل مي كند. هنگامي كه اين اعصاب تحريك ميشوند (هنگام خميازه) غدد اشكي نيز اندكي تحريك ميگردند.
10-بسياري از افراد به علت مبتلا بودن به خشكي چشم قادر به گريه كردن نميباشند. اما دراختلال ديگري كه در پي آسيب به مغزايجاد ميگردد فرد مبتلا ممكن است بطور مداوم براي ساعتها بدون علت گريه كند.
11-علت سوزش و اشك ريزش چشمها هنگام خرد كردن پياز به علت وجود آنزيمها و آمينو اسيد سولفوكسايد موجود در سلولهاي پياز ميباشد. آمينو اسيد سولفوكسايد توسط آنزيمهاي پياز به سولفينيك اسيد تبديل ميشود، كه بسيار ناپايدار بوده و فورا به گازي فرار تبديل ميگردد. هنگامي كه اين گاز با آب درون چشم (اشك) تركيب ميگردد توليد اسيد سولفوريك ملايمي را ميكند كه باعث سوزش و اشك ريزش ميشود. با افزايش توليد اشك بدن سعي ميكند تا اسيد سولفوريك را رقيق و از چشمها بشويد. براي جلوگيري از سوزش و اشك ريزش چشمها هنگام خرد كردن پياز به توصيه هاي زير عمل كنيد:
* دستان خود وپياز را قبل از خرد كردن با آب خيس كنيد تا گاز متصاعد شده با، آب روي دستها و پياز واكنش نشان دهد نه با اشك چشمها.
* تنها با دهان خود تنفس كنيد. عمل دم گازها را به درون ريه كشانده و عمل بازدم نيز باعث پراكنده شدن گاز ميشود.
* از چاقوي تيز براي بريدن و خرد كردن پياز استفاده كنيد تا سلولهاي كمتري در پياز دچار پارگي شوند.
* قبل از خرد كردن پياز آن را نيم ساعت درون يخچال قرار دهيد. چراكه كاهش دما فعاليت آنزيمهاي پياز و انتشار گاز را كاهش ميدهد.
1-نوزادان از گريه به عنوان ابزار بقا استفاده ميكنند. گريه كودكان يك وسيله ارتباطي با مادر بوده و از طريق آن طلب كمك ميكنند. علل اصلي گريه نوزادان گرسنگي، پوشك خيس، كثيف و يا نامناسب، نياز به تماس بدني و نوازش، درد ناشي از گاز معده و روده، سرما و گرماي شديد، كسالت و بي حوصلگي، استرس، محيط پر ازدحام، درد و جلب توجه ميباشد.
2-علل گريه در افراد بزرگسال عمدتا شامل غم و اندوه(49%)، شادي و خوشي(21%)، خشم(10%)، همدردي(7%)، اضطراب(5%) و ترس(4%) ميباشد.
3-انسان ها براي تحت تاثير قرار دادن و برانگيختن احساسات و ترحم ديگران نيز متوسل به گريه ميشوند.
1-هنگامي كه ما دچار استرس هيجاني مي شويم، مغز وبدن ما شروع به توليد تركيبات شيميايي و هورمونهاي خاصي ميكند. گريه كردن كمك ميكند تا اين تركيبات شيميايي زائد كه نيازي به آنها نيست از بدن حذف گردند.
2-اشكهاي احساسي در واقع مواد سمي اي كه در پي استرس هيجاني در خون تجمع مي يابند را از بدن دفع ميكند.
3-اشكهاي احساسي سطح منگنز بدن را كاهش ميدهند. اين مواد معدني بروي خلق و خو تاثير مستقيم ميگذارد. غلظت منگنز اشك احساسي 30 برابر بيشتر از منگنز موجود در سرم خون است.
4-اشك احساسي نسبت به اشك پايه و رفلكس حاوي 24 درصد پروتئين آلبومين بيشتري ميباشد.
5-گريه مانند ادرار و تعريق باعث حذف مواد سمي و محصولات زائد بدن ميشود.
6-گريه يك مكانيسم رايگان، طبيعي و قدرتمند براي كنار آمدن با درد، استرس و اندوه ميباشد.
7- هورمونهايي كه پس از استرس در بدن انباشته ميشوند به حد سطح سمي رسيده و باعث تضعيف سيستم ايمني بدن و ديگر فرآيندهاي بيولوژيكي ميشوند. اشك هاي احساسي به عنوان دريچه اطمينان براي قلب عمل ميكنند.
8-تركيباتي كه حين استرس در بدن تجمع مي يابد با اشك خارج ميگردند. همين امر باعث كاهش استرس ميگردد. اين مواد شامل آندورفين (lucine-enkephaline )، كه در كنترل درد موثر است، پرولاكتين كه در تنظيم توليد شير نقش دارد، و آدرنوكورتيكوتروپين (ACTH) كه يك نشانگر مهم استرس است، ميباشند. سركوب گريه و اشك باعث افزايش استرس ميگردد.
9-نه تنها گريه باعث ارتقاي سطح سلامتي فرد ميشود بلكه در افزايش حس تعلق در گروه نيز تاثير گذاربوده و موجب افزايش حضور و دخالت ديگران در تامين رفاه فرد ميشود. اشك ها يك روش موثر در ايجاد ارتباط بوده و در برانگيختن حس همدردي و دلسوزي سريعتر ازهر ابزار ديگري عمل ميكنند. گريه بطور موثري بازگو كننده آنست كه شما در مورد يك دلمشغولي خاص صادق و بي ريا بوده و در كنار آمدن با آن مشكل مضطرب ميباشيد.
10-گريه عملي طبيعي، سالم و شفا بخش است.
11-گريه در كاهش و جلوگيري از بيماريهاي مرتبط با استرس موثر ميباشد.
12-خنده و گريه دو ابزار كارآمد دركاهش استرس و رهايي ازاحساسات منفي ميباشند.
13-هنگامي كه گريه سركوب ميشود، هيجانات رها نمي شوند و خصايص شخصيتي مخرب همچون پرخاشگري بروز ميكنند.
14- به باور دانشمندان سركوب و امتناع از گريه كار معقولي نيست. اما برخي افراد كه پس از مورد انتقاد قرار گرفتن، مشاجره با دوستان، مواجهه با ناكاميهاي كوچك فورا شروع به گريستن ميكنند، بايد به روانشناس مراجعه كنند. چراكه معمولا علت اصلي اين نوع گريه ها اعتماد بنفس پايين و يا مشكلات رواني مزمن در فرد بوده و بايستي فرد تحت درمان قرار گيرد.
15-انسان ها پس از گريه كردن از لحاظ جسمي و رواني احساس بهتري ميكنند و در واقع سبك و خالي ميشوند. (به علت دفع مواد انباشته شده كه توضيح داده شد)
16-گريه يك ابزار برقراري ارتباط است يك زبان جهاني براي درخواست كمك و حمايت اجتماعي.
17-گريه كمك ميكند به آزاد سازي آندورفين ها به جريان خون. آندورفين ها تركيبات شيميايي اي هستند كه باعث بهبود خلق و خو و تسكين درد ميشوند.
1-زنان 4 تا 5 برابر بيشتر از مردان گريه ميكنند.5.4 بار در ماه.
2-دختران وپسران تا قبل از بلوغ به يك ميزان گريه ميكنند، چراكه ترشح هورمون پرولاكتين كه باعث تحريك توليد اشك ميشود به يك ميزان در هر دو جنس توليد ميشود.
3-پس از بلوغ ميزان ترشح پرولاكتين كه در توليد و تناوب گريه موثر است در زنان 60 درصد بيشتر از مردان ميشود.
4- غدد اشكي مردان از لحاظ ساختاري متفاوت و كوچكتر از غدد اشكي زنان ميباشد. شايد يكي از دلايل بيشتر گريه كردن زنان نيزهمين مسئله باشد. مردان و زنان نميتوانند يكديگر را بخاطر چگونه گريه كردنشان مورد سرزنش قرار دهند.
5-يكي ديگر از علل بيشتر گريه كردن زنان باورهاي فرهنگي ميباشند، كه اجتماع گريه كردن زنان را بيشتر مورد پذيرش قرار ميدهد.
6-مردان آرام، بدون صدا و با اندكي اشك گريه ميكنند. بطوري كه معمولا كاسه چشمان آنها از اشك پر ميشود، اما بندرت اشك به گونه ها سرازير ميگردد.
7-اما زنان معمولا پر سرو صدا و با اشك هاي فراوان گريه ميكنند.
8-مردان اغلب در نتيجه احساسات مثبت و زنان پس از درگيري و مشاجره با ديگران و يا در نتيجه احساس بي كفايتي گريه ميكنند.
همچنان علت و فرآيند اشك هاي احساسي مبهم و رازآلود باقي مانده است. كماكان پرسشهاي بدون پاسخ مانده ي بسياري وجود دارند نظير: چنانچه گريه كردن به منظور كاهش استرس طراحي گرديده پس فلسفه اشك شوق و شادي چيست؟ و يا اگر گريه يك وسيله ارتباطي با ديگر همنوعان است پس چرا انسانها در خلوت وتنهايي خود نيز گريه ميكنند؟
چطور
مومیایی میشوند؟

مومیاییها بعد از داستانهای دراکولا و فراکشتاین، موضوع اصلی بسیاری از فیلمهای ترسناک هستند.
شاید این موضوع به راحتی قابل توضیح باشد. مومیاییها بدنهایی هستند که بیش از حد معمول نگهداری شدهاند و این ماجرا باعث ترس بسیاری از ما میشود.
مصر مرکز مومیایی
بسیاری از مومیاییهای معروف اهل مصر هستند. مصریان قدیم بسیاری از بزرگان خود را به روش مومیایی نگه داشته و دنیا را در تعجب و حتی شگفتی گذاشتهاند. در طول 200 سال گذشته مومیاییهای بسیاری توسط دانشمندان و محققان در مصر مورد بررسی قرار گرفتهاند و تلاش برای یافتن تعداد بیشتر آنها به خصوص در مصر هنوز هم ادامه دارد.
اینکه در مورد مومیاییها اطلاعات بیشتری بدست آوریم در شناخت زندگی انسانهای قدیم کمک زیادی به ما میکند. با مطالعه روی مومیاییها دانشمندان اطلاعات زیادی بدست آوردهاند که برایشان بسیار قیمتی است.
مومیایی چیست؟
مومیایی به بدن فردی گفته میشود که سالهای سال قبل جان خود را از دست داده است اما بدنش به شکل نادری سالم مانده است. معمولا وقتی انسانی جان خود را از دست می دهد به دست طبیعت سپرده میشود و خیلی زود تنها اسکلتی از وی باقی میماند.
تبدیل شدن بدن به چند استخوان و یا در واقع همان اسکلت مدت زمان زیادی وقت نمیخواهد. چرخه طبیعت به شکلی طراحی شده است که بدن خیلی زود به خاطر باکتریهای موجود در هوا تجریه میشود.
تنها اگر محیطی که بدن بیجان انسان در آنجا قرار گرفته خشک باشد این اتفاق دیرتر میافتد. زیرا باکتری برای زنده ماندن و تولید مثل کردن به هوا و گرما احتیاج دارد و بنابراین در هوای مرطوب بدن زودتر از هم پاشیده میشود.
حال اگر شرایط هوا سرد و یا خشک باشد و اکسیژن کافی وجود نداشته باشد باکتریها نمیتوانند به درستی زندگی کنند و آن زمان است که بدن میتواند هزاران سال تا حدی سالم بماند.
این توضیح در واقع همه آنچه است که باید در مورد چگونگی سالم ماندن بدن در مومیاییها دانست. آنها با نرسیدن اکسیژن به بدن و در نتیجه زنده نماندن باکتریها سالم ماندهاند.
نمونه بسیار مشهود این سالم بودن اجساد نمونهای است که سال 1991 توسط کوهنوردان ایتالیایی در آلپ پیدا شد. بدن فردی که 5300 سال قبل جان سپرده بود به خاطر سرمای شدید و وجود برف تا حد بسیار زیادی سالم مانده بود. این مومایی با سلامتش توانست رازهای بسیاری را برای محققان اروپایی در مورد زندگی گذشتگان فاش کند.
مومیاییهای کشف شده در بیابان "تاکلیمکان" هم توانستند رازهای زیادی را در مورد زندگی افراد کهن که در این منطقه زندگی میکردند روشن سازند. وجود خالکوبیهای مشابه در مورد مومیاییهای آسیایی و اروپایی فرضیههای بسیاری را برای محققان مهیا کرده است که برای کشف آنها هنوز تحقیقات ادامه دارد.

مومیایی مصری
مومیایی شدن انسانها در 3000 سال قبل در مصر آغاز شد. مصریها در ابتدا اجساد بستگان خود را با تعداد کمی از متعلقاتشان داخل شنهای بسیار گرم قرار میدادند اما پس از سالها تصمیم گرفتند آنها را با قرار دادن در جعبه هایی به شکل تابوت بهتر نگهداری کنند.
اما این کار برای آنها جوابگو نبود زیرا آنها میخواستند عزیزانشان را هر طور که شده به شکلی نگهداری کنند که به اسکلت تبدیل نشوند و اینجا بود که دانشمندان مصری وارد کار شدند.
در اوایل کار مومیایی کردن، اجساد در پارچههایی پیچیده میشدند که هوا به سختی وارد آنها میشد و شکل انسان را کامل به خود میگرفت. این کار در روزهای اول مرگ به نظر درست میرسید و نظر را تامین میکرد اما پس از گذشت زمان این اجساد هم به خاطر وارد شدن باکتریها خیلی زود به اسکلت تبدیل میشدند و باقی نمیماندند.
پس راه جدیدی برای نگهداری آنها پیشنهاد شد. آنها اجساد عزیزان و بزرگان خود را در کنار رود نیل میبردند و به خوبی شستشو میدادند تا به اصطلاح آنها را برای زندگی آینده آماده کنند. سپس این اجساد به خانه مومیایی برده میشدند تا راه جدید که کشف شده بود روی آنها پیاده شود.

افراد مومیایی میشوند
برای اینکه جسد فردی سالم بماند و باکتریها دیرتر به سراغ او بروند راهی که به نظر مصریان رسید آن بود که ارگانهای داخلی بدن افراد را خارج کنند. آنها مغز و دیگر ارگانها را از بدن خارج میکردند زیرا ظاهرا معتقد بودند که افراد در زندگی بعد از مرگ خود احتیاجی به آنها ندارند.
بقیه ارگانها بدن به جز کلیهها از بدن خارج میشدند. قلب افراد مرده در بدنها باقی می ماند زیرا آنها تصور میکردند که همه احساسات و عواطف و تفکر فرد توسط قلبش صورت میپذیرد و به همین دلیل قلب نیز در بدن باقی میماند.
پس از شستشوی دوباره بدن افردی که تمام ارگانها بدنشان را از دست داده بودند آنها آماده مومیایی شدن میشدند. بدن این افراد ابتدا با پودری به نام "ناترون" پوشیده میشد. این پودر را مصریهای قدیم از ترکیبات سدیم در سواحل نیل بدست آورده بودند . این ماده باعث جذب بالای رطوبت میشد و میتوانست بدن را بدون آنکه تغییری در رنگ و شکل پوست ایجاد کندخشک کند.
بدن افراد برای مدت 35 تا 40 روز آغشته به این پودر باقی میماند تا به طور کامل خشک شود. در این مدت یک نفر باید به طور متوالی از جسد مراقبت میکرد زیرا بوی شدید ناشی از آن میتوانست توجه لاشخورها را به خود جلب کند و مومیایی را به خطر بیندازد.
بعد از این مدت، جسد به خانه "تمیز سازی" منتقل میشد. در این خانه، داخل بدن هم با "ناترون" پر شده و بدن به مرکز "باند پیچی" منتقل میشد.
باندپیچی شدن اجساد کار بسیار مهمی بود که برای مدت دست کم یک یا دو هفته به طول میانجامید. افراد ثروتمند برای این کار مقدار بسیار زیاد پارچه "لینن" را به مومیاییسازها میدادند تا اجسادشان را در آنها بپیچند.
آنها برای باند پیچی کردن اجساد ابتدا از دستها و و پاها شروع میکردند و همه نقاط را به خوبی پوشش میدادند. وقتی همه جای بدن به خوبی جداگانه باندپیچی میشد نوبت به باند بستن به تمامی بدن میرسید. انها با استفاده از چسبهای قوی باندها را به شکلی میچسباندند تا از بدن جدا نشود و به اصطلاح هوا به بدن نرسد.
چرا باند پیچی؟
علت اینکه مصریان اجساد را برای مومیایی شدن باند پیچی میکردند، نرسیدن رطوبت به اجساد برای تخریب نشدن، شکل دادن به آنها شبیه انسانها و در نهایت جلوگیری از متلاشی شدن بود.
پس از باندپیچی شدن نوبت به گذاشتن آنها در تابوت میرسید. صورت مومیاییها با ماسکهای متنوع پوشانده میشدند و در تابوت قرار میگرفتند و این زمان بود که دیگر مومیایی حاضر بود.

دیگر مومیاییهای قدیمی:
گرچه مصریها سابقهدار ترین و متبحرترین افراد در ساخت مومیاییها هستند اما در جوامع دیگر نیز مومیایی ساخته میشده است.
تحقیقات نشان میدهد که در شمال شیلی قبل از مصریها اجساد مومیایی میشدند که قدیمیترین مومیاییها را تشکیل میدهند.
در آمریکای جنوبی و پرو و چین نیز مومیاییهای بسیاری کشف شدهاند که رازهای بسیاری را گشودهاند.
مومیاییهای جدید:
در قرن 19 و 20 علاقه به مومیایی شدن گسترش یافت. اینکه اجساد به شیوه مصریها مومیایی شوند مورد تعجیب و شگفتی همگان قرار گرفت و افراد بسیاری نیز درخواست مومیایی شدن کردند.
جدیدترین و معروفترین مومیاییها "ولادیمیر لنین" انقلابی روسیه است. لنین در سال 1924 درگذشت و همان زمان تحت تاثیر کشف چندین مقبره مصریان قدیم بود به همین خاطر دستور مومیایی شدن او در کرملین صادر شد.

موادی که به بدن لنین زده شده همچنان توسط روسهای به عنوان راز نگه داشته شده است اما این مواد به شکلی انتخاب شدند که "لنین" حتی مایعهای بدنش را هم از دست نداد و کاملا سالم ماند.
نقش آب در ورزشكاران
شما بدون غذا چند هفته،بدون آب چند روز و بدون اکسیژن چند دقیقه میتوانید زنده بمانید،به عبارت دیگر بجز اکسیژن آب مهمترین عنصریست که در بدنمان داریم.
بدن شما از70-55 درصد آب تشکیل شده و تقریباً 90-80 درصد خون را آب تشکیل می دهد.آب تقریباً در تمام روندهای حیاتی بدن دخیل است.کمبود آب میتواند به تغییرات ذهنی و فیزیکی منجر شود.آب نقش های زیر را ایفا میکند:
با شستن سمومی که در طی زندگی عادی تولید میشود،بدن را پاک میکند.
زندگی مفاصل را تأمین میکند.
پوست را از خشکی محافظت می نماید.
هیدراسیون احشاء داخلی را حفظ میکند.
دمای بدن را کنترل مینماید.
وقتی بدن گرم میشود،آب به شکل عرق از پوست دفع میگردد.این مساله خوب است چرا که عرق از پوست شما تبخیر میشود و بدن شما سرد میشود.در واقع یک Air-Conditioner در بدن شما وجود دارد ولی برای اینکه این سیستم به کار خود ادامه دهد،نیاز به جبران آب از دست رفته بدن دارید.اگر به اندازه کافی و در حد جبران عرق از دست رفته آب ننوشید،خون غلیظ شده و جریان خون کند میشود این امر باعث میگردد که فشار بروی قلب وارد شود.در صورتی که کمبود مایع زیاد باشد،بدن شما به اندازه کافی آب برای تولید عرق ندارد.در این نقطه درجه حرارت بدن میتواند تا حد خطرناکی بالا برود.
وجود اینکه یک فرد بزرگسال با چثه متوسط در روز حدود2 لیتر آب از دست میدهد،یک ورزشکار ممکن است در ظرف یک ساعت ورزش شدید قریب به 3 لیتر آب از دست بدهد.در صورتی که این مایعات از دست رفته جایگزین نشوند،ممکن است دهیدراسیون عارض گردد.
کم آبی یا دهیدراسیون یک اثر منفی و شدید روی کارایی ورزشی دارد.در واقع حتی هیدراسیون خفیف تا حد یک درصد کاهش وزن بدن می تواند با ایجاد سرگیجه،سردرد و زمان عکس العمل کندتر باشد و میتواند بر خطر گرمازدگی بیافزاید.
در صورت عدم درمان،دهیدراسیون بدتر میشود و میتواند کشنده باشد.مراقب علایم زودرس هشداردهنده در خودتان و هم تیمی ها باشیدتا از دهیدراسیون اجتناب شود.در صورتی که هر یک از این علائم را مشاهده کردید،به مربی خود اطلاع دهید یا مراقبت طبی فوری طلب کنید.
سوال اینست که آیا احساس تشنگی همیشه با آغار کم آبی همراه است؟پاسخ اینست،نه همیشه.در بسیاری موارد ورزش واقعاً واکنش تشنگی را مختل میکند.به هنگام ورزش شما مقدار زیادی آب را قبل از احساس تشنگی از دست می دهید و قبل از اینکه بطور کامل کم آبی شما جبران شود احساس تشنگی از بین میرود.بنابراین برای تأمین نیازتان به آب نمی توانید به حس تشنگی اکتفا کنید.به عنوان یک ورزشکار،لازم است که بطور آگاهانه بیش از آنچه که دوست دارید آب بنوشید،مصرف کنید،بویژه زمانی که در گرما ورزش میکنید.
ميزان مصرف مايعات در ورزشكاران
بنا به همه دلایل فوق،ورزشکاران لازم است که آب یا سایر نوشابه ها را قبل،در طی و بعد از ورزش مصرف کنند.
قبل از ورزش:یک یا دو لیوان مایعات را دو ساعت قبل از مسابقه یا تمرین بیاشامید تا اطمینان حاصل کنید که بخوبی هیدراته شده اید.پانزده دقیقه قبل از شروع ورزش یک لیوان دیگر نیز بنوشید.
در طی ورزش:در طی ورزش برای جایگزینی مایعات از دست رفته و اجتناب از گرمای بیش از حد هر20- 15 دقیقه ،180-120 سی سی مایعات بنوشید،مایعات سرد بهتر است چرا که به سرعت جذب می شوند و حرارت مرکزی بدن را سریعتر پایین می آورند.
پس از ورزش:این نکته که پس از انجام ورزش به مصرف مایعات ادامه دهید حائز اهمیت است که جبران کم آبی بدن زمان میکیرد.برای اطمینان از اینکه به اندازه کافی آشامیده اید،خودتان را قبل و بعد ورزش توزین کنید.به ازای هر 5/0 کیلوگرم کاهش وزن حداقل 500 سی سی آب مصرف نمایید.این اشتباه را نکنید که وزن کاهش یافته در ورزش مربوط به چربی است،چرا که چربی بتدریج از دست میرود و در مقیاس چند روز،مشخص نخواهد شد.تقریباً تمام کاهش وزن طی ورزش از منشاً آب می باشد.
علائم و خطرات كم آبي در ورزشكاران
دهیدراسیون می تواند نسبتاً سریع عارض شود.ملی همچنین ممکن است ظرف چندین روز ورزش بدون نوشیدن مایعات کافی پدید آید.ورزشکارانی که هر روز یا دوبار در روز و بویژه در آب و هوای گرم و مرطوب بشدت ورزش میکنند ممکن است بازای ها 5/0 کیلوگرم وزنی که از دست می دهند آب نیاز داشته باشند تا تعادل آب آنها مجدداً اعاده شود.به طور معمول نباید در روز وزن شما کاهش یابد،حتی 2درصد کاهش وزن می تواند به کاهش کارآیی منجر شود و معرف دهیدراسیون خفیف باشد.
علاوه بر آب،برخی از ورزشکاران نیاز به جایگزینی الکترولیتهای سدیم و پتاسیم که در عرق از دست می روند،دارند.این امر بویژه در ورزشی که بیش از یک ساعت به طول انجامد صدق میکند.بسیاری از نوشابه های ورزشی حاوی غلظتهایی از الکترولیتها و کربوهیدراتها هستند که جذب آب را تشریع می نمایند.به علاوه الکترولیتهای موجود در نوشابه های ورزشی تشنگی را تحریک میکند،که باعث تحریک فرد به نوشیدن و جبران کم آبی میشود. نوشابه های ورزشی در ورزشکاران استقامتی و نیز افرادی که تا حد توان به طور روزانه تمرین می کنند،یا در چند مسابقه در یک روز شرکت میکنند یا دو جلسه تمرین در روز دارند بیشترین فایده را دارند.
در صورتی که ذائقه و بیزاری مانع نوشیدن مایعات مورد نیاز شماست،نوشابه را بر طریق سلیقه خود برگزینید.(انواع آبمیوه، آب ساده، آب معدنی،نوشابه های ورزشی،لیموناد)شما همچنین میتوانید از غذاهایی که آب زیادی دارند(مثل هندوانه،گوجه فرنگی،کاهو،سوپ)بیشتر استفاده کنید.با این حال آگاه باشید که نوشیدنیهای حاوی کافئین،نظیر قهوه و چای اثر متضادی دارند.کافئین نیاز بدن به ادرار کردن را افزایش میدهد و بنابراین باید در زمان اعاده مایعات از دست رفته،از مصرف آنها اجتناب نمود.به همین ترتیب مشروبات الکلی دارای اثر کاهنده آب بدن هستند.
نوشته شده توسط بهادر خدادادي
writed by bahador khodadadi
فوايد و خواص سبزيجات
آن چیست که در هر شکل، رنگ و اندازه ای می تواند از بروز چاقی، بیماری های قلبی و سرطان جلوگیری نماید؟ پاسخ این پرسش یک قرص رژیمی عجیب و غریب نیست. ساده است؛ پاسخ آن چیزی نیست جز "سبزیجات"! این درحالی است که نیمی از افراد جهان هیچ گونه سبزی، جز سیب زمینی، لوبیا و سالاد مصرف نمی کنند. در این قسمت دلایلی را دال بر استفاده مکرر و دائمی از سبزیجات برایتان ذکر می کنیم.
1- سبزیجات از کالری پایینی برخوردار هستند
می توان گفت که تقریبا در حدود یک سوم مردم دنیا از بیماری چاقی رنج می برند. به منظور کاهش وزن، فرد باید از غذاهایی با کالری پایین استفاده کرده و تحرک خود را نیز افزایش دهد. استفاده از سبزیجات در غذاهای اصلی و میان وعده ها از اهمیت ویژه ای برخوردار می باشد.
2- چربی سبزیجات بسیار پایین بوده و همچنین فاقد کلسترول می باشند
مردم اکثراً به خوردن غذاهای با چربی بالا از خود تمایل زیادی نشان می دهند. رژیم غذایی چرب، ریسک ابتلا به بیماری های قلبی و انواع خاصی از سرطان ها را افزایش می دهد. از سوی دیگر چربی هایی که باعث ایجاد ناراحتی قلبی می شوند در سبزیجات در پایین ترین حد خود قرار دارند. بسیاری از خوراک های حیوانی مقادیر زیادی کلسترول در خود جای می دهند. مصرف اینگونه غذاها، کلسترول موجود در خون را افزایش داده و موجب بالا رفتن خطر ابتلای بیماری های قلبی نیز می شوند. از آنجاییکه سبزیجات فاقد کلسترول می باشند می توانند از بروز این بیماری کشنده در افراد جلوگیری کنند.
3- سبزیجات دارای میزان پایینی سدیم هستند
سدیم در نمک و بسیاری از مواد غذایی دیگر یافت می شود. سدیم بیش از حد، باعث بروز فشار خون بالا در برخی افراد می شود. سبزیجات تازه، حاوی مقدار کمی سدیم هستند. به طور کلی سبزیهای یخی نسبت به انواع تازه خود، حاوی مقدار بیشتری سدیم هستند. این رقم در سبزیجات کنسرو شده به بالاترین میزان خود می رسد. برای یافتن خوراک هایی با سدیم پایین به برچسب اینگونه غذاها توجه کنید تا نمونه هایی با سدیم پایین را انتخاب کنید.
4- سبزیجات سرشار از ویتامین ها و مواد معدنی می باشند
سبزی هایی با رنگ سبز پر رنگ و نارنجی از بروز سرطان حنجره و ریه جلوگیری میکنند. اینگونه سبزی ها دارای بتا- کاروتن می باشند. این ماده رنگدانه ای است که در بدن به ویتامین A تبدیل می شود. غذاهایی که حاوی این ماده هستند به راحتی می توانند از بدن در مقابل سرطان ها محافظت کنند. مواردی از قبیل: هویج، کدوی مسمی، اسفناج، کلم بروکلی، سیب زمینی شیرین و کلم پیچ به وفور حاوی این ماده می باشند.
همچنین بیشتر سبزیجات دارای ویتامین C نیز هستند و می توانند از بروز سرطان حنجره و معده نیز جلوگیری کنند. سبزیجاتی که شامل ویتامین C هستند عبارتند از: فلفل، کلم، بروکلی، جوانه بروکسل، و گوجه فرنگی.
بسیاری از سبزیجات حاوی مقادیر زیادی مواد معدنی از جمله آهن می باشند. آهن در خونسازی و تامین انرژی بدن نقش مهمی را ایفا می کند. استفاده ناکافی از آهن در رژیم غذایی روزمره باعث بروز آنمی ( کم خونی) می شود. آهن در اسفناج، لوبیا، لوبیا قرمز، لوبیای چشم بلبلی، چغندر و انواع سیب زمینی ها یافت می شود.
سبزی ها با رنگ سبز پر رنگ مثل اسفناج، خردل، بروکلی، و کلم حاوی میزان بالایی کلسیم می باشند. کلسیم برای استحکام استخوان و دندان ضروری است و از بروز پوکی استخوان نیز جلوگیری می کند.
5- سبزیهای هم خانواده کلم و خردل از ارزش های سلامتی بالایی برخوردار می باشند
هم خانواده این گروه از سبزیجات، شامل: کلم، گل کلم، بروکلی، جوانه بروکسل، کلم پیچ و خردل می شوند. به این دلیل نام سبزیجات چلیپایی بر روی آنها گذاشته شده است که شکل ظاهری گل آنها همانند چلیپا است. این سبزی ها خطر سرطان روده، معده، و ریه را تا حد بسیار زیادی کاهش می دهند.
6- سبزیجات دارای مواد فیبردار هستند
فیبر قسمتی از گیاهان را تشکیل می دهد که بدن انسان نمی تواند آنرا هضم و یا جذب کند. پیروی از رژیم غذایی که حاوی مقدار زیادی مواد فیبردار باشد، ریسک ابتلا به سرطان روده را تا حد بسیاز زیادی کاهش می دهد. تمام سبزیجات منبع مناسبی از فیبر هستند. بهترین راه مصرف فیبر از طریق غذاهایی طبیعی است؛ باید توجه داشته باشید که قرص ها و مکمل هایی که وجود دارند هیچ گاه نمی توانند جای مواد طبیعی را بگیرند. البته ناگفته نماند که فیبر بیش از اندازه نیز موجوب عدم جذب برخی موارد معدنی نظیر آهن می شود.
نکاتی برای افزودن سبزی بیشتر به وعده های غذایی
انواع و اقسام مختلفی از سبزیجات وجود دارد. برای ایجاد تنوع از رنگ ها، طعم ها و اشکال مختلف آن استفاده کنید.
در میان وعده های خود می توانید از سبزیهایی استفاده کنید که می توان از آنها به صورت خام نیز سرو کرد. هویج، گل کلم، و بروکلی از این دست سبزی ها می باشند.
به غذاهای همیشگی و روزمره خود سبزی اضافه کنید. با تن ماهی، بروکلی سرو کنید و اگر کباب میل می کنید کنار آن کمی اسفناج نیز مصرف کنید.
اگر کودکان در تهیه غذاهای همراه با سبزی به شما کمک کنند، آنوقت تمایل بیشتری نسبت به میل آنها از خود نشان می دهند.
سبزی را تنها برای افرادی بپزید که دارای مشکل هاضمه هستند. بیشتر سعی کنید آنها را به صورت خام و یا نیم پز استفاده کنید.
نکاتی برای حفظ مواد غذایی سبزی در طبخ
سبزی ها را با آب کم بپزید تا ویتامین آنها خارج نشود. مایکرو فر و بخارپز کردن بهترین نوع طبخ سبزی می باشد.
آنها را برای مدت زمان کمی بپزید و اگر می توانید بهتر است که آنها را خام مصرف کنید. گرمای بیش از حد می تواند بسیاری از ویتامین ها را از بین ببرد. در حین طبخ سبزیجات، حتما درب ظرف را ببندید.
از سرخ کردن سبزیحات در کره و یا روغن به شدت پرهیز کنید. زمان مصرف نیز سعی کنید تا جایی که می توانید میزان کمی از چاشنی های با چربی بالا، نظیر: سس قرمز، مایونز، کره و مارگارین را با آنهااستفاده کنید. سس سویا و سس های کم چرب گوجه فرنگی جایگزین مناسبی برای سس های پر چرب هستند.
سبزیجات فصلی به همراه فلفل جایگزین مناسبی برای نمک می باشند.
چرا پلک چشممان می پرد ؟
پرش چشم یکی از عارضه های چشمی می باشد که گاه به گاه بروز می نماید . این عارضه چشمی از دید پزشکان دارای علت های مختلفی می باشد . به گزارش خبرنگار سلامت نیوز ، از دید برخی از پزشکان اين عارضه اكثرا خود به خود برطرف مي شود. علت پرش پلك معلوم نيست و ممكن است در اثر تحريك اعصاب عضلات چشم ايجاد شود. علت پرش پلك در صورت تداوم ممكن است خستگي چشم باشد. اگر در محلي زير نور شديد لامپ هاي مهتابي كار مي كنيد سعي كنيد ميزان نور را كاهش دهيد و نور حاصل از مفتول هاي گداخته فلزي (لامپ هاي معمولي) را براي ملايم كردن روشنايي به محيط اضافه كنيد. ممكن است با قرار دادن روزانه دوبار كمپرس مرطوب و گرم روي چشم هاي خود احساس راحتي كنيد و به عضلات پلك آرامش بخشيد. از سوی دیگر برخی دیگر از پزشکان معتقدند عارضه يا ناراحتي پرش يا لرزش پلك چشم، نشانه و اختلالي است كه در عضلات بوجود ميآيد و اين اختلالات به علت كمبود مواد حاوي منيزيم و كلسيم بوجود ميآيد. پزشكان ميگويند: درمان اين ناراحتي طولاني است و لااقل بايد به مدت 2 تا 3 ماه ادامه داشته باشد كه به تمام اعضاي بدن مواد معدني برسد. ساير عوارض و اختلالاتي كه در اثر كمبود منيزيم در بدن بوجود ميآيد شامل لرزش دستها، كرامپ عضلات در پاها، گردن، شانه، گرفتگي گلو يا بلع، خواب رفتن دستها يا پاها و نيز اسپاسمهاي عضلاني است .
زنان هنگام تنها قرار گرفتن در بين مردان مضطرب مي شوند تحقيقات نشان مي دهد حضور يك زن تنها، در مكاني كه همگي اعضا آن مرد هستند باعث بروز استرس زياد در زن مي شود. به گزارش سلامت نیوز به نقل از خبرگزاري آلمان، نتيجه يك تحقيق صورت گرفته بر روي زنان حاكي از آن است كه زنان تنهايي كه در محيط پر از مرد قرار مي گيرند ضربان قلبشان بشدت افزايش مي يابد، عرق مي كنند و در كل احساس تهديد شدن به آنها دست مي دهد. بنابراين گزارش، زنان در صورت قرار گرفتن در چنين شرايطي حوصله و صبرشان كم مي شود و فشار عصبي به آنها وارد مي شود. اين گزارش مي افزايد، زنان هنگام قرار گرفتن در اين موقعيت غير عادي دچار عدم تمرکز و حواس پرتي مي شوند و بيش از پيش به محيط اطرافشان توجه مي كنند و اين امر مي تواند تاثير منفي بر توانايي زنان، مثل هنگام تحصيل در رشته هاي تحصيلي مردانه اي مانند علوم رياضي و مهندسي شود. براساس اين گزارش، محققان در اين تحقيق رفتارگروهي از دانشجويان سطوح بالاي تحصيلي را مورد بررسي قرار دادند كه براي مثال در كلاس هاي داراي سه تا چهار مرد و يك زن شركت داشتند. اين تحقيق نشان داد، مردان به عكس هنگام قرار گرفتن در جمع چند زن دچار اين حالات و استرس نمي شوند.
چطور
دلفینها و والها میخوابند؟

دلفینها و والها پستاندار هستند و بسیاری خصوصیات شبیه به انسانها دارند.
آنها خون گرمند و این خصیصه آنان هم شبیه انسان هاست. اما یکی از تفاوت هایی که این حیوانات با انسان ها دارند، محیط زندگی آنهاست.
وال ها و دلفین ها، دارای ویژگی هایی هستند که این امکان را به آنها می دهد که بتوانند بیش از نیم ساعت را بدون گرفتن اکسیژن زیر آب بمانند.
روی کره خاکی انسان ها و دیگر حیوانات بطور غیر ارادی تنفس می کنند، این به آن معناست که ما حتی اگر نخواهیم نفس بکشیم بدن ما اکسیژن می طلبد و ما را مجبور به نفس کشیدن می کند.
اما در مورد دلفین ها و وال ها قضیه فرق می کنند. آنها بطور ارادی نفس می کشند به این معنا که هر گاه اراده کنند که زیر آب باشند می توانند دقایق طولانی را تا زمانی که روی آب می آیند نفس نکشند .
حال چطور ممکن است حیوانی که حرکاتش کاملاً ارادی و هوشیار است بتواند بخوابد؟
کاملاً واضح است که اگر ما در حالت هوشیاری به سر ببریم، نمی توانیم به خواب برویم و از آنجا که ساختار مغز پستانداران به شکلی است که تا زمانی که هوشیار باشند بیدار هستند، پس دلفین ها که باید در هوشیاری تصمیم بگیرند که چه وقت نفس بکشند چه هنگام می خوابند؟
تحقیقات ثابت کرده است که برای رفع این مشکل دلفین ها هنگام خواب نیمی از مغزشان را فعال نگه داشته و نیم دیگر در حال کار نگه می دارند.
به این صورت آنها هم استراحت لازم را دارند و هم تا حدودی در حالت نیمه هوشیار می باشند. گفته می شود که این حیوانات حدود 8 ساعت در روز را در این حالت به سر می برند.
ما انسان ها احتمالا هرگز درک نمی کنیم که این نوع خواب چگونه است، اما آن را می توان به حالت ابتدای فرو رفتن به خواب یعنی حالتی که نیمه بیهوش هستیم و صداهای گنگی می شنویم تشبیه کرد.
حال این سؤال پیش می آید که دلفین ها کجا می خوابند؟
بهترین جا برای انان نزدیک سطح اقیانوس است که بتوانند در موقع مقتضی روی آب بیایند و نفس بکشند.
اگر دلفینی را دیدید که نزدیک سطح آب بود و تکان های کمی داشت بدانید که به خواب رفته است.
۲۰حقیقت خواندنی جهان
1- گذاشتن گوشی هدفون در گوش به مدت یک ساعت باعث می شود باکتری های
گوش شما 700 برابر شود.
2- مردان بهتر از زنان می توانند نوشته های ریز را بخوانند ولی شنوایی خانم ها
بهتر از آقایان است.
3- قلب یک زن تندتر از قلب یک مرد می تپد.
4- اگر تخم مرغ در آبی که محلول شکر در آن وجود دارد قرار بدهیم ، تخم مرغ در
آب شناور می شود.
5- اگر کسی بخواهد یک بار دور ساختمان پنتاگون ( وزارت دفاع آمریکا ) بزند
باید حدود 15 دقیقه زمان بگذارد.
6-خوک ها به دلیل شرایط فیزیکی بدن نمی توانندبه آسمان نگاه کنند.
7- کار گذاشتن تله موش در ایالت کالیفورنیای آمریکا برای داشتن مجوز شکار
ممنوع است.
8- روز 22 ماه می در آمریکا شاهد کمترین میزان تولد در این کشور است.
9- یک عطسه می تواند با سرعتی حدود 1000 مایل در ساعت حرکت کند.
10- پرنس چارلرز و پرنس ویلیام ( جانشینان احتمالی ملکه انگلیس ) برای
رعایت جوانب احتیاط در صورت سقوط هواپیما ، هرگز در یک هواپیما سفر
نمی کنند.
11- چتر نجات قبل از هواپیما اختراع شده است.
12-تعداد فیلم های تولید شده در سینمای هند از فیلم های تولیدی در هالیوود
بیشتر است.
13- مشهورترین و پر تعداد ترین اسم در جهان « محمد» است.
14- اولین تلفن همراه در سال 1924 اختراع شد.
15- « ولوو» مارک معروف کامیون ها و ماشین های سواری به زبان ایتالیایی به
معنی « در حال حرکت هستیم»
16- زبان قوی ترین ماهیچه در بدن انسان است.
17- مطابق قوانین آمریکا در آگهی های تبلیغاتی مشروبات الکلی ، کسی حق
ندارد یک فرد را در حال نوشیدن این مشروبات نشان می دهد.
18- مصریان باستان روی بالش هایی که از سنگ درست شده بود می خوابیدند.
19- تا سال 1960 مردهایی که موی سر بلندی داشتند اجازه ورود به منطقه «
دیزنی لند » ( استودوی والت دیزنی ) در آمریکا را نداشتند.
20- چربی بدن انسان برای ساخت 7 قالب صابون کافی است.
مهارتي به نام " خنده "
گاهي خنديدن آنقدر براي انسان عادي ميشود که فراموش ميکنيم، چقدر
شگفتآور است. آيا تا به حال به اين مساله فکر کردهايد که خنده چقدر
ميتواند در کنش و واکنش بدن سودمند باشد و آيا ميدانيد در هنگام
خنديدن در بدن چه اتفاقي رخ ميدهد؟
دانش روانشناسي، امروزه پي برده است که لبخند در زندگي ما از اهميت به
سزايي برخوردار است. لبخند و خنده هيچ عارضه جانبي مضري ندارد و حتي اگر
نتواند بهخودي خود بيماري و فشارهاي روحي را علاج کند، حداقل ميتواند
لحظات نگراني بهوجود آمده از بيماري را برطرف سازد.
لبخند علاوه بر معکوس کردن مسير بيماري و تامين سلامت، بهترين يخشکن در
گردهماييهاي اجتماعي است.
در سالهاي اخير دانشمندان سعي داشتند که فيزيولوژي خنده و اثرات پزشکي
قابل اثباتش را آشکار کنند.
گروهي از اين وحشت دارند که اگر زياد بخندند و يا لبخند به لب داشته
باشند، ديگران آنها را جدي نگيرند در حالي که بايد بدانيم امروزه مشکل،
خنده زياد نيست، بلکه کمبود خنده است.
البته بايستي صادقانه خنديد و شخصيت خود را نيز در نظر داشت.
خنده، آن گاه موثر و درمان بخش است که به موقع باشد و به شخصيت ديگران
آسيب نرساند. خندههاي بيمورد و تمسخرآميز، انسان را غافل ميکند و
پرده سياهي بر روي عوامل شاديآفرين ديگر ميکشد.
خنده چيست؟
در واقع خنده يک برنامه است که کل سيستم بدن را درگير ميکند. ممکن است
خنده در اثر گفتن يک مطلب خندهدار باشد که از عصب شنوايي ما شروع
ميشود، و يا ممکن است در اثر ديدن تصويرهاي خندهدار و کميک بوده و از
چشمهايمان شروع شود.
دانستن اين نکته ميتواند جالب باشد که پيدايش خنده پيش از به وجود آمدن
زبان و عميقاً با پيدايش ما ارتباط دارد.
تأثيرات لبخند و خنده
لبخند زدن و خنديدن، نشانه داشتن شخصيتي دست و دلباز، اجتماعي و خوشقلب
است. گر چه ما معمولاً خنديدن زياد را با سبک سري يکي ميدانيم ولي بايد
بدانيم که تغييراتي فراسوي سبک سري در جسم و بدن انسان به واسطه خنديدن و
لبخند زدن بهوجود ميآيد که تظاهرات عيني آن شادماني است که در اين حالت
تمام جسم تنظيم ميشود و ذهن شفاف ميگردد
تاریخچه اسم ایران
نام ایران برای ایرانی ها آشنا و خوشایند است.
اما از لحاظ تاریخی نام
«ایران» برای خارجی ها ناآشناست.
آن ها بیشتر ما را به نام پرشیا به خاطر می
آورند. تنها از سال 1935
میلادی است که بر طبق تقاضای دولت وقت، نام
سرزمینی که ما در آن زندگی می
کنیم به «ایران» تغییر اسم داده است
در واقع واژه «ایران» به جای واژه پرس ( به
لهجه فرانسوی)، پرشیا ( به
لهجه انگلیسی) که همگی از «پرسیس» یونانی
گرفته شده اند، آمده است.ایران
در یک کلام یعنی سرزمین آریایی ها، واژه ایران
به ایران باستان aryanam،
به فارسی باستان ariya ، به اوستایی airya و به
فارسی میانه eran تلفظ می
شود. واژه ERAN ترکیبی از ER و پسوند AN است و به
معنای منسوب به قوم ER
است. بنابراین اران و با تلفظی که ما امروز می
گوییم، ایران، یعنی محلی
منسوب به نژآد «ایر» یا محل آریاییان. از طرفی
به گفته بعضی از محققین
«ایر» در لغت به معنی فروتن و آزاده است و جمع
آن، ایران به معنی فروتنان
و آزادگان است.
در اوستا هم ایران نام سرزمینی است که مردمی
شریف، نجیب، نژاده و اصیل
در آن زندگی می کنند. اوستا در بخش وندیداد از
جایی به نام «ایرانویج»
نام می برد که مرکز اصلی ایرانی ها است.
ایرانویچ تغییر یافته واژه
«اییرینه وئجه» است. در سانسکریت واژه بیجه به
معنی تخم است و از این رو
خاورشناسان «اییرینه وئجه» را به معنی
«سرزمین تخمه و نژاد آریایی» گرفته
اند. در واقع نام سرزمینی است که ایرانیان
نخست به آن جا رفتند و از آن
جا تدریجاً پیش رفتند و سراسر ایران زمین را
گرفتند و بعدها همه ممالکی
که در تصرف آنان بود، ایران نامیده شد.
در اوستا وقتی درباره ایرانویچ سخن می رود،
صحبت از جایی است بسیار سرد
و شاید به خاطر همین سرماست که ایرانی ها کوچ
کرده اند. در وندیداد آمده:
نخستین جا و سرزمین نیکویی که من، اهورامزدا
آفریدم، ایرانویچ بود که از
رود «ونگوهی داییتی» همان «وهرود» است و در
جای دیگر آمده که وهرود، رود
جیحون (اکسوس) است. نام ایرانویچ در اوستا و
کتب پهلوی بارها ذکر شده و
دانشمندان احتمال می دهند که مکان آن اطراف
خوارزم و جیحون باشد. در زمان
ساسانیان سرزمین ایران به نام ایرانشهر
(eran-star) و ایرانی به نام
ایرانشهری (eranstrik) معروف بودند.
اما آن چه که به نام فلات ایران می شناسیم،
منطقه وسیع و بلندتر از مکان
های پست اطراف است که در آسیای جنوب غربی شامل
قفقاز، ترکستان و
افغانستان و ایران کنونی بود و قبل از مهاجرت
آریاییان به این سرزمین،
اقوامی از نژادهای مختلف در آن می زیستند و
منطقه ای که امروز ایران نام
دارد جزو قسمتی از بخش غربی و تا حدی جنوبی آن
و در حدود 63 درصد تمام آن
است.
دانستنيهايي در مورد آب
شنیده ایم که می گویند هر کس روزی یک سیب بخورد، دیگر نیازی به دکتر پیدا نمیکند. اما 8 لیوان آب در روز چه نفعی برای ما دارد؟ صرفنظر از نفخ شکم، آب مزایای زیادی برای سلامتی ما دارد. هر سلول از بدن ما برای درست عمل کردن به آب نیاز دارد و هر عمل متابولیک در بدن نیز تشنه ی آن است.
تقریباً %55 تا %75 از حجم بدن از آب تشکیل شده است، و اگر آبی که در روز از طریق نفس کشیدن، عرق کردن و ادرار از دست می دهیم را حدود 8 لیوان فرض کنیم، ضروری است که بخواهیم این میزان را با خوردن آب دوباره جبران کنیم.
در این مقاله می خواهیم شما را 5 نکته درمورد آب آشنا کنیم تا شاید مشوقی باشد برای اینکه 8 لیوان آب در روز را با کمال میل بخورید!
1. کارایی مغز را بالا می برد
اگر یادتان نمی آید که در مقدمه ی این مقاله چه نوشته بود، احتمالاً مغزتان خشک شده است.
از آنجا که تقریباً %80 از بافت مغزی از آب تشکیل شده است، ضروری است که آب کافی به آن برسانید. آزمایشات بالینی نشان داده است که کمبود آب کارایی حافظه کوتاه مدت را پایین می آورد و به قدرت تمرکز آسیب می رساند.
منطق پشت این مسئله کاملاً واضح است: اگر آن ماده را از مغزتان کم کنید، گرفتار مشکلات عملکردی می شوید. این مثل راندن ماشین بدون بنزین است.
در مغز، آب مایعاتی را که پروتئین و آنزیم ها را حمل می کنند را رقیق می کند، و به رساندن این مواد به مقصد کمک می کند. وقتی آب بدن کم می شود، این مایعات برای رساندن بار خود کندتر می شوند و عملکرد مغز نیز آسیب می بیند.
همچنین آب باعث از بین بردن رادیکال های آزاد که باعث خرابی سلول ها در مغز میشود را از بین می برد.
2. از بسیاری از بیماری های خطرناک جلوگیری می کند
ورم مفاصل، سرطان و بیماری های قلبی، بیماری هایی خطرناک و جدی هستند که میلیون ها نفر را گرفتار می کنند، اما شما می توانید با خوردن آب از ابتلا به این بیماری ها پیشگیری کنید.
آب یکی از مهمترین عناصر در غضروف و نرمه استخوان و مایع زلالی، مایعی که در اطراف مفاصل وجود دارد که باعث چرب کردن محیط می شود، است. وقتی میزان کافی از آب در این ناحیه وجود داشته باشد، اصطکاک کمتری دراطراف مفاصل به وجود می آید و احتمال ابتلا به ورم مفاصل نیز کمتر می شود.
همچنین وقتی میزان کافی آب در سیستم ما باشد، گرچه باعث می شود مجبور شویم تند تند به دستشویی برویم، اما بدن از سموم پاک می شود. اگر این سموم کمتر در بدن ما باقی بمانند، احتمال ابتلا به سرطان نیز کاهش می یابد.
آب نه تنها کمک می کند تا سموم از بدن دفع شوند، نمک اضافی بدن را نیز دفع میکند. تحقیقات نشان داده است که وجود نمک زیاد در بدن باعث بالا رفتن فشار خون شده که این هم منجر به بروز بیماری های قلبی می شود.
3. به کاهش وزن کمک می کند
اگر گرسنه هستید، سعی کنید شکمتان را با آب پر کنید. آب حاوی هیچ میزان کالری یا چربی نیست و ثابت شده است که گرسنگی را نیز برطرف می کند.
همچنین یک لیوان آب متابولیسم بدن شما را نیز افزایش می دهد.
از آنجا که همه ی عملیات های بدن به آب نیاز دارند، بدیهی است که وقتی کم آب بخورید همه چیز در بدنتان کندتر پیش می رود. آب بیشتر باعث بالا بردن متابولیسم می شود که این هم به نوبه ی خود کالری سوزی می کند.
تحقیقات نشان داده است که پس از خوردن دو لیوان آب، 10 تا 40 دقیقه طول می کشد تا متابولیسم بدنتان شروع شود. و وقتی متابولیسم آغاز شد، شما %30 سریعتر کالری می سوزانید.
تحقیقات نشان داده است که اگر آب مصرفی خود تا 6 لیوان در روز بالا ببرید، 5.3 پوند در سال کم خواهید کرد.
4. کرم خوردگی دندان را برطرف می کند
می گویند که یک لبخند با آینه یک تومان هم خرج ندارد، اما میلیون ها تومان می ارزد. پس محافظت از دندان ها واجب می شود.
می دانیم که تامین آب مورد نیاز بدن، به تولید مایعات مختلف در بدن کمک می کند، مثل بزاق دهان که باعث از بین بردن کرم خوردگی دندان ها می شود.
پوسیدگی دندان از تولید اسید ایجاد می شود که مینای دندان را می خورد، اما بزاق دهان این اسید را خنثی می کند. همچنین حاوی مواد معدنی خاصی است که به بازسازی دندان ها کمک می کند.
اگر میزان کافی آب به بدنتان برسانید، و کمتر شکلات و آبنبات بخورید، مطمئن باشید که دندانهایی سالم خواهید داشت.
5. نوشیدن آب زیاد ضرر دارد
نوشیدن میزان معین آب در روز ضروری است اما نیازی به زیاد کردن این میزان نیست. کاری که باید بکنید جبران میزان آبی است که از دست می دهید.
یک فرد متوسط روزانه حدود 2 تا 3 لیوان آب از تنفس، و 1 لیوان دیگر از طریق عرق کردن از دست می دهد. اگر 3 تا 4 لیوان نیز به طور تقریبی از طریق ادرار دفع کند، بدن حدوداً به 8 لیوان در روز آب نیاز پیدا می کند.
شما باید همان میزان آبی که در روز از دست داده اید، را برای بدن دوباره تامین کنید نه بیشتر.
اگر بیشتر از میزان مورد نیاز آب به بدن برسانید، تعادل سدیم در بدن از بین می رود که منجر به مشکلات گوارشی، حملات ناگهانی و حتی بیهوشی می شود.
آب بخورید، سالم بمانید!
آب برای بدن شما ضروری است، و بدون آن فعالیت های بدن شما دچار مشکل می شود. پس اطمینان یابید که میزان کافی آب به بدنتان برسانید تا سلاامتی بدنتان تامین شود.
این پیام که چندروزیست به دست فرهنگ دوستان رد و بدل می شود نوشته ای کوتاه و قابل ستایشی است:
ایمیل ارسالی
• در تصاویر حكاكی شده بر سنگهای تخت جمشید هیچكس عصبانی نیست.
• هیچكس سوار بر اسب نیست. هیچكس را در حال تعظیم نمیبینید.
• هیچكس سر افكنده و شكست خورده نیست.
• هیچ قومی بر قوم دیگر برتر نیست و هیچ تصویر خشنی در آن وجود ندارد.
• از افتخارهای ایرانیان این است كه هیچگاه برده داری در ایران مرسوم نبوده است در بین صدها پیكره تراشیده شده بر سنگهای تخت جمشید حتی یك تصویر برهنه و عریان وجود ندارد
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
دنیا واقعا چه شکلی است؟!
در این نقشهها به جای اینکه وسعت یک کشور بر اساس وسعت جغرافیایی و مساحت نشان داده شود ، بر حسب نسبتهای آماری به نمایش گذاشته میشود. به این کار اصطلاحا cartogram گفته میشود. این نقشهها با همکاری دانشگاه میشیگان و شفیلد درست شدهاند :
.jpg)




.jpg)
.jpg)
ناگفته هاي تاريخ ايران زمين
آيا ميدانید : اولين مردماني كه سيستم اگو يافاضلاب را جهت تخليه آب شهري به بيرون ازشهر اختراع كرد ايرانيان بودند
آيا ميدانيد : اولين مردماني كه اسب را به جهان هديه كردند ايرانيان بودند
آيا ميدانيد : اولين مردماني كه حيوانات خانگي را تربيت كردند و جهت بهره مندي از آنان استفادهكردند ايرانيان بودند
آيا ميدانيد : اولين مردماني كه مس را كشف كرد ايرانيان بودند
آيا ميدانيد : اولين مردماني كه آتش را درجهان كشف كردند ايرانيان بودند
آيا ميدانيد : اولين مردماني كه ذوب فلزاترا آغاز كردند ايرانيان بودند در شهر سيلك در اطراف ناشاك
آيا ميدانيد : اولين مردماني كه كشاورزي راجهت كاشت و برداشت كشف كردند ايرانيانبودند
آيا ميدانيد : اولين مردماني كه نخ را كشف كردند و موفق به ريسيدن آن شدند ايرانيانبودند
آيا ميدانيد : اولين مردماني كه سكه را درجهان ضرب كردند ايرانيان بودند
آيا ميدانيد : اولين مردماني كه عطر را براي خوشبو شدن بدن ساختند ايرانيان بودند
آيا ميدانيد : اولين مردماني كه كشتي يازورق را ساختند به فرمان يكي از پادشاهان زن ايراني بوده است
آيا ميدانيد : اولين ارتش سواره در دنيا توسط سام ايراني اختراع شد با 115 سرباز
آياميدانيد : اولين مردماني كه حروف الفبا راساختند در 7000 سال پيش در جنوب ايران ،ايرانيان دندوب
آيا ميدانيد : اولين مردماني كه شيشه را كشف كردند و از آن براي منازل استفاده كردند ايراينان بودند
آيا ميدانيد : اولين مردماني كه زغال سنگ راكشف كردند ايرانيان بودند
آيا ميدانيد : اولين مردماني كه مقياس سنجش اجسام را كشف كرد ايرانيان بودند
آيا ميدانيد : اولين مردماني كه به كرويت زمين پي بردند ايرانيان بودند
آيا ميدانيد : اولين مردماني كه پا به قاره آمريكا گذاشتند ايراينان و ارتش داريوش بوده است وكريستف كلب و واسكودوگاما بر اثر خواندن كتابهاي ايراني كه در كتابخانه واتيكان بوده به فكر قاره پيمايي افتاده اند
آيا ميدانيد : كلمه شاهراه از راهي كه كورش بين سارد پايتخت كارون و پاسارگاد احداث كرد گرفته شده
آيا ميدانيد : ابوريحان بيروني به چرخش زمين پي برده بود واين گاليله نبوده است كه نخستين بار به چرخش زمين اشاره كرده است .
آيا ميدانيد : كورش بزرگ در شوروي سابق شهري ساخت به نام كورپوليس كه خجند امروزي نامدارد
آيا ميدانيد : كورش بزرگ پس از فتح بابل به معبد مردوك رفت و براي اداي احترام به بابلي ها به خداي آنان ستايش كرد و در همان معبد كه بيش از 1000 متر بلندي داشت براي اثبات حسن نيت خود به آنان تاج گذاري كرد
آيا ميدانيد : اولين هنرستان فني و حرفه اي در ايران توسط كورش بزرگ در شوش جهت تعليم فن و هنر ساخته شد
آيا ميدانيد : ديوار چين با بهره گيري ازديواري كه كورش در شمال ايران در سال 544 قبل از ميلاد ساخت ، ساخته شد
آيا ميدانيد : اولين سيستم استخدام دولتي به صورت لشگري و كشوري به مدت 40 سال خدمت و سپس بازنشستگي و گرفتن مستمري دائم را كورش كبير در ايران پايه گذاري كرد
آيا ميدانيد : كمبوجبه فرزند كورش بدليل كشته شدن 12 ايراني در مصر و به جاي عذر خواهي فرعون مصر از ايرانيان به دشنام دادن و تمسخرپرداخته بود و به همين دليل كمبوجيه با 250هزار سرباز ايراني در روز 42 از آغاز بهار 525 قبل از ميلاد به مصرحمله كرد و كل مصر را تصرف كرد و بدليل آمدن قحطي در مصر مقداري بسيار زيادي غله واردمصر كرد . اكنون در مصر يك نقاشي ديواري وجودداردكه كمبوجيه را در حال احترام به خدايان مصرنشان ميدهد . و به هيچ وجه دين ايران را به آنان تحميل نكرد و بي احترامي به آنان ننمود
آيا ميدانيد : داريوش بزرگ طرح تعلميات عمومي و سوادآموزي را اجباري و به صورت كاملا رايگان بنيان گذاشت كه به موجب آن همه مردم ميبايست خواندن و نوشتن بداند كه به همين مناسبت خطآرامي يا فنيقي را جايگذين خط ميخي كرد كه
بعدها خط پهلوي نام گرفت . ( داريوش به حق متعلق به زمان خود نبود و 2000 سال جلو تر از خود ميانديشيد )
519 قبل از ميلاد نقشه ساخت پرسپوليس را –
آيا ميدانيد : داريوش بزرگ در پايئز وزمستان 518طراحي كرد و با الهام گرفتن از اهرام مصرنقشه آن را با كمك چندين تن از معماران مصري بروي كاغد دروآ
آيا ميدانيد : داريوش بزرگ بعد از تصرف بابل25 هزار يهودي برده را كه در آن شهر بر زيريوق بردگي شاه بابل بود آزاد كرد
آيا ميدانيد : داريوش در سال دهم پادشاه خود شاهراي بزرگ كورش را به اتمام رساند و جاده سراسري آسيا را احداث كرد كه از خراسان به مغرب چين ميرفت كه بعدها جاده ابريشم نامگرفت
آيا ميدانيد : اولين بار پرسپوليس به دستورداريوش بزرگ به صورت ماكت ساخته شد تا ازبزرگترين كاخ آسيا شبيه سازي شده باشد كه فقط ماكت كاخ پرسپوليس 3 سال طول كشيد و كل ساخت كاخ ۶۵سال به طول انجاميد
آيا ميدانيد : داريوش بزرگ براي ساخت كاخ پرسپوليس كه نمايشگاه هنر آسيا بوده 25 هزاركارگر بهصورت 10 ساعت در تابستان و 8 ساعت در زمستان به كار گماشته بود و به هر استادكار هر 5 روزيكباريك سكه طلا ( داريك ) مي داده و به هر خانواده از كارگران به غير از مزد آنها روزانه 250 گرم گوشتهمراه با روغن – كره – عسل و پنير ميداده است و هر 10 روز يكبار استراحت داشتند
آيا ميدانيد : داريوش بزرگ در هر سال برايساخت كاخ به كارگران بيش از نيم ميليون طلامی زدداده است كه به گفته مورخان گران ترين كاخ دنيا محسوب ميشده . اين در حالي است كه درهمان زماندر مصر كارگران به بيگاري مشغول بوده اند بدون پرداخت مزد كه با شلاق همراه بوده است
آيا ميدانيد : تقويم كنوني ( ماه 30 روز ) بهدستور داريوش پايه گذاري شد و او هياتي رابراي اصلاح تقويم ايران به رياست دانشمند بابلي “دني تون” بسيج كرده بود . بر طبق تقويم جديدداريوش روز اول و پانزدهم ماه تعطيل بوده و در طول سال
داراي 5 عيد مذهبي و 31 روز تعطيلي رسمي كه يكي از آنهانوروز و ديگري سوگ سياوش بوده است
آيا ميدانيد : داريوش بزرگ پادگان و نظام وظيفه را در ايران پايه گذاري كرد و به مناسبت آن تمامجوانان چه فرزند شاه و چه فرزند وزير بايدبه خدمت بروند و تعليمات نظامي ببينند تا بتوانند ازسرزمين پارس دفاع كنند
آيا ميدانيد : كمبوجيه فرزند كورش بزرگ يكي از ستخت گير ترين پادشاهان تاريخ ايران درراه اجراي عدالت و قانون بوده است . يك نمونه بارز آنكه مورخين بارها از آن ياد كرده اند ريشه كن كردن رشوه گيري در دولت شاهنشاهي او بود . وي شخصي را كه از مقامات دولتي ايران بود و خبر رسيدازمردم رشوه گرفته است را پوست بدنش را كند آنرا پر از كاه كرد و در دروازه اصلي شهرآويزان كرد و پسر همان شخص را به جاي پدر نشاند و به او گفت كه هر زمان شيطان خواست كه تو را فريب دهد عاقبت رشوه گيري پدرت را ببين و از اين كار دوري كن .
آيا ميدانيد : كلمه تخت جمشيد واقعي نيست وتنها يك نام براي محفوظ ماندن كاخهايداريوش بزرگ است تا از دست ويرانگر سپاه اسلام به دوربماند . تخت جمشيد در لغت به معني محلتاجگذري و تختشاهنشاهي جمشيد شاه پيشدادي كه به مقاموالايي مهر ايزدي رسيده بود و در نزد جهان آن روزگار در6000 سال پيش ارزش و مقام بزرگي داشته است . به همين دليل كاخ هاي داريوش بزرگ نام حقيقي اش شهر پارسه است و يوناني ها آن راپرسپوليس ناميدند به معني پرس = پارسه - پارس
+ پوليس =شهر و در كل به معني شهر پارسه ناميدند و تخت جمشيد تنها يك نام رويايي است كه پس از وروداسلام
به ايران روي آن گذاشته شد تا سپاه ويرانگراسلام آنرا مورد هجوم قرار ندهد . همانطوركه آرامگاهكورش بزرگ را ايرانيان تغيير نام دادند ونام مقبره مادر سليمان را روي آن گذاشتند .يا نمونه ديگرتخت سليمان كه هيچ مفهوم تاريخي ندارد و در
اصل آتشكده آذرگشنسب نام داشته و تنها براي محفوظ ماندن اين مكانها از دست اعراب بدوي وشتر سوار مردم باهوش ايران نام اين مكانهاي ارزشمند را تغييردادند
آِيا ميدانيد : فيلسوف ايراني زرتشتي "ابن المقفع" توسط مسلمانان حاكم بر ايران تكه تكه شد . ابن المقفع نامش پيش از اينكه به ظاهر مسلمان شده باشدروزبه بوده است . ولي از شدت خفقان و فشارمذهبي اسلامي در آن دوران خود را به ظاهر مسلمان مي نامد ولي در باطن زرتشتي اصيل بود . نام پدرش دادويه بود و از شهر اردشير خوره ( فيروزآباد كنوني ) بود . وي دانشمندي بزرگ بود كه كتابهاي كليله و دمنه - سيرت انوشيروان - خداي نامه - كتب ارسطو و . . . را به عربي و فارسي ترجمه نمود .
مورخين گفته اند روزي او از كنار درب مهر (آتشكده اي ) عبور ميكرد و به زبان بلند شعريخواند : اي خانه مهرگر شدم از تو برون - با چشمي اشكبار و قلبي پرخون - سوگند به خاك درت اي درگه مهر - تن بردم ودل نهادم آنجا به درون . اين شعر وي را عده اي شنيدند و به خليفه تازي حاكم بر ايران خبرش را رساندند و وي دستور داد كه او را تكه تكه كنند به اين صورت كه نخست دست اش را بريدند وسپس پاهايش را بريدند آنگاه دستهاي و پاهاي بريده را در جلوي ديدگان ابن المقفع در آتش انداختند و سوزاندند و سپس بدنش را با خنجري پاره پاره كردند . اين بزرگ مرد ايران در سال 143 هجري درسن 36 تكه تكه شد ولي خاطره اش هميشه جاويد است .
آيا ميدانيد : مردم استخر در استان فارس سالها با سپاه اسلام نبرد كردند . به طوريكه عبدالله بن عامر فرمانده لشگر اسلام سوگند خورد چنانكه استخر گشوده شود چنان از ايرانيان بكشم كه خونشان روان شود ! ( فارس نامه ابن بلخي صفحه 135
آيا ميدانيد : محمد ابن زكرياي رازي دانشمند فيلسوف قرن سوم پس از به تنگ آمدن از قوانين اسلامي به صورت كاملا علني انسانها را ازپيامبري محمد بي نياز دانست . وي ميگويد : "عقل بزرگترين موهبت خداوند است و به مدد آن مي توانيم دراين دنيا و آن دنيا سعادتمند شويم و به راهنمايي خرداز وجود انبيا مستغني هستيم
۲ـآیا میدانستی ۲۴۰ سال وقت لازمه که یک کیسه پلاستیکی توی طبیعت تجزیه بشه؟
۳ـآیا میدانستی که انسان در طول زندگی ۱۸ کیلو پوست میندازه؟
۴ـآیا میدانستی که شهر مکزیک سالی ۲۵ سانتی متر نشست میکنه؟
۵ـآیا میدانستی که ۸۵۲ میلیون نفر در دنیا از سو تغذیه رنج میبرن؟





شهيد آيت الله صدوق كه به حق شيخ الشهداء وسومين شهيد محراب ناميده شده است ، نماينده امام خـمـيـنى (ره ) در استان وامام جمعه يزد بود. در آخرين نماز جمعه اش كه مصادف با دهم ماه مبارك رمـضـان 1402 مـطـابـق با يازدهم تيرماه 1361 بود، بعد از اداى فريضه جمعه در حالى كه جـايـگـاه را تـرك مـى كـرد، منافقى قسى القلب به ايشان نزديك شد وبا به آغوش كشيدن آن پـيـر زاهد ومنفجر كردن نارجكى كه در دست داشت ، آيت الله صدوقى را به شهادت رساند واين همان معراج سريع به سوى الله بود كه آرزويش را داشت . وبارها از خدا خواسته بود اين عالم شهيد از ياران صديق وباوفاى امام خمينى (ره ) وياور مردم محروم بود وخود را از مردم جدا نمى دانست .






