ظاهرا اموري كه رنگ و بوى فرنگى داشته، نشان بر متمدن و به روز بودن و باكلاسى دانسته ايم و عدم پيروى از آن را نشان بر عقب ماندگى!
اما آيا نام جشن ملي اسفندگان (سپندارمذگان) روز گراميداشت عشق، زمين و زن به گوشتان خورده است؟
اجازه بدهید در ابتداي اين نوشتار بگويم که نه تنها به هیچ روی با ارزشهای فرهنگ غربی و ساير ملل مخالف نیستيم، برعکس بر این باورم که فرهنگ همه ی ملتها ارزش هایی دارد که شایسته ستایشاند و قطعا فرهنگ کشورهای غربی و حتی عربی هم از این گونه اند. اما این هرگز به این معنا نیست که ما به ارزشهای فرهنگی خودمان پشت پا بزنیم و نابخردانه شیفتهی فرهنگ دیگران شویم.
چند سالی است حوالی 25 بهمن ماه (14 فوریه) كه می شود هیاهو و هیجان را در خیابان ها و شهر می بینیم. مغازه های اجناس كادوئی لوكس و فانتزی غلغله می شود. همه جا اسم ولنتاين و كادوي روز عشق به گوش می خورد. ديگر از هر كسي كه در مورد ولنتاین سوال كنی می داند كه "در سده سوم میلادی که مطابق میشود با اوایل شاهنشاهی ساسانی در ایران، در روم باستان فرمانروایی بوده است بنام کلودیوس دوم. کلودیوس عقاید عجیبی داشته است از جمله اینکه سربازی خوب خواهد جنگید که مجرد باشد. از این رو ازدواج را برای سربازان امپراتوری روم قدغن میکند.
کلودیوس به قدری بیرحم وفرمانش به اندازهای قاطع بود که هیچ کس جرات کمک به ازدواج سربازان را نداشت. اما کشیشی به نام والنتیوس (والنتاین)، مخفیانه عقد سربازان رومی را با دختران محبوبشان جاری میکرد. کلودیوس دوم از این جریان خبردار میشود و دستور میدهد که والنتاین را به زندان بیندازند. والنتاین در زندان عاشق دختر زندانبان میشود. سرانجام کشیش به جرم جاری کردن عقد عشاق، با قلبی عاشق اعدام میشود. روزی كه قرار بود والنتاین كشته شود نامه ای برای تشكر از دختر زندانبان نوشت كه با جمله “Love from your valentine” خاتمه یافت.
در سال ۴۹۶ بعد از میلاد، پاپ جلاسیوس ۱۴ فوریه را به افتخار او روز ولنتاین نامید.
بنابراین او را به عنوان فدایی و شهید راه عشق میدانند و از آن زمان نهاد و نمادی میشود برای عشق!" (1)
ديگر كمتر كسى است كه اگر به دنبال بهانه اى براى ابراز عشق و علاقه به كسى مى گردد؛ در اين روز، با تهيه هدايا و كارت پستال هاى مخصوص اين روز كه كاملاً رنگ و بوى سرزمين و فرهنگ اصلى شان را دارند، خود را به قافله عاشقان روز ولنتاين، اين رسم آشناى بيگانه نرساند.
چند صباحى است كه در اين ديار با وجود داشتن روز عشق ايرانى با پشتوانه اى بسيار غنى تر و كهن تر از ولنتاين، براى ابراز عشق خود، رسمى از بيگانگان به عاريت گرفته شده است. گسترش مراسمى از اين قبيل كه چندان سنخيتى با فرهنگ جامعه ما ندارد و همچون ديگر رسم ها و مدهاى وارداتى، اغلب مردم (گاها حتي بدون اطلاع از ريشه و فلسفه آن،) تنها اجراكننده محض آن هستند، به عنوان يك مسأله اجتماعى - فرهنگى مطرح است. البته اين مسأله تنها خاص ولنتاين نيست و به قول معروف «تا بوده همين بوده!».
شايد ديگر "Thanks" را با لهجه غليظ آمريكايي و "Merci" را با لهجه غليظ فرانسوي بيشتر از سپاسگذاريم و "Hi" و "Hello" را بيشتر از درود و سلام و "Bye" و "Good Bye" را بيشتر از بدرود و خداحافظ و... به كار مي بريم و هميشه داشتن رنگ و بوى فرنگى امور مختلف زندگى مان را نشان بر متمدن و به روز بودن و باكلاسى دانسته ايم و عدم پيروى از آن را نشان بر عقب ماندگى! و آنقدر جذب آيين و رسوم و مناسبات زندگى غربيان شده ايم كه گاه در پى افراط در اين تقليد كوركورانه و ظاهرى، به نسخه اى به مراتب غربى تر از خود غربيان بدل شده ايم. در حالى كه نسبت به فراموشى آداب و رسوم و آيين هاى ملى و مذهبى خود هيچ واهمه اى نداريم.
شايد كمتر ايرانى از وجود روز عشق در ايران باستان و برگزارى جشنى براى بزرگداشت اين موهبت، آن هم نه با قدمت سه قرن پيش از ميلاد روميان، بلكه از بيست قرن پيش از ميلاد! اطلاع داشته باشد؛ شايد كمتر ايرانى بداند روز اسفند از ماه اسفند (پنجم اسفندماه) با نام «اسفندگان» يا «سپندارمذگان»، روز عشق ايرانيان است.(۲) يعنى چند روز بعد از روز ولنتاين و زمانى كه شهر پس از پشت سر گذاشتن چندين روز متفاوت، تقريباً به روال عادى برگشته است و مردم، بى خبر و بى تفاوت، فارغ از تب و تاب روز عشق فرنگى! آن را عادى تر از روزهاى ديگر سپرى مى كنند. نه ديگر از هداياى مخصوص ابراز عشق و محبت خبر است و نه تكاپوى مردم براى ابراز عشق مهرورزي و برگزاري جشن. غافل از اينكه اين روزها، همان روزى است كه احساس نياز به آن و جايش خالى اش، آنها را سخت مجذوب جشن ساير فرهنگ ها نموده است.
در ایران باستان علاوه بر اینكه ماه ها اسم داشتند، هریك از روزهای ماه نیز یك نام داشتند. بعنوان مثال روز اول "روز اهورا مزدا"، روز دوم، روز بهمن (سلامت، اندیشه) كه نخستین صفت خداوند است و ... و روز پنجم "سپندار مذ" بوده است.
واژه ی فارسی «اسفند» یا «سپندارمذ»، از واژه ی پهلوی «سپندارمد» و اوستایی «سپَ نتَ ه آرمَ ئیتی»، برگرفته شده است.
پنجمین روز اسفند (اسفند روز در ماه اسفند) در گاهشمار (تقويم) ايراني، "اسفندگان" (=اسپندار مذگان / اسفندارمذگان / اسفندارگان / سپندارگان / اسپندگان / اسفندگان) جشن زمین و گرامی داشت عشق است كه هر دو در كنار هم معنا پیدا می كردند. سپندار مذ لقب ملی زمین است. یعنی گستراننده، مقدس، فروتن. زمین نماد عشق است چون با فروتنی، تواضع و گذشت به همه عشق می ورزد. زشت و زیبا را به یك چشم می نگرد و همه را چون مادری در دامان پر مهر خود امان می دهد. به همین دلیل در فرهنگ باستان اسپندار مذگان را بعنوان نماد عشق می پنداشتند.
در هر ماه، یك بار، نام روز و ماه یكی می شده است كه در همان روز كه نامش با نام ماه مقارن می شد، جشنی ترتیب می دادند متناسب با نام آن روز و ماه. مثلا شانزدهمین روز هر ماه مهر نام داشت و كه در ماه مهر، "مهرگان" لقب می گرفت. همین طور روز پنجم هر ماه سپندار مذ یا اسفندار مذ نام داشت كه در ماه دوازدهم سال كه آن هم اسفندار مذ نام داشت، جشنی با همین عنوان می گرفتند. (3)
به علت اهمیت زمین و زن، روز پنجم هر ماه موسوم است به اسفندارمذ، آخرین ماه سال نیز به همین نام است که از ویژگی باروری و زایندگی زمین سرچشمه گرفته است. ایرانیان روز اسفندارمذ از ماه اسفند را جشنی به نام اسفندگان می گرفتند. یا به قولی جشن زن می گرفتند. و این است که ابوريحان بيروني در هزار سال پیش در اين باره مي گويد: «اسفندارمذ فرشته ی موکل بر زمین است و نیز بر زن های عفیف رستگار و شوهردوست و خیرخواه ... در زمان گذشته این ماه بویژه این روز عید زنان بوده است و در این عید مردان به زنان بخشش می نمودند و هنوز این رسم در اصفهان و دیگر شهرهای پهله (شهرهای ناحیه ی مرکز و غرب ایران) باقی مانده است.» (4)
در جای دیگر آورده است که در این روز زنان بر تخت پادشاهی می نشستند و فرمان می راندند، همه ی کارها نیز به دست مردان و پسران انجام می گرفت.
این جشن همراه با آداب رسوم و تشریفاتی ویژه برگزار می شد. نخستین جشنی که در این روز برگزار می شد جشن «مردگیران» یا «مژگیران» بوده است، به این معنا که زنان از مردان خود هدیه ای می گرفته اند. این جشن ویژه ی زنان و به مناسبت تجلیل و بزرگداشت از آنان برگزار می شود.
جشن اسفندگان، یادمانی بسیار کهن از اسطوره های زایش و باروری است. با توجه به منابع موجود دانسته می شود که اسفندگان در ایران باستان، نه روز زن به مفهوم مطلق و امروزی آن، بلکه روز گرامیداشت زمین بارور و همتای انسانی آن یعنی بانوان بوده است. به عبارت دیگر منظور از زن، همسر است و نه جنسیت آن.
ابوريحان بیرونی نیز در نقل آیین های جشن، از زن به عنوان همسر یاد می کند و جنسیت زن را در نظر ندارد. آیین هایی نیز که امروزه در بسیاری از نقاط دور و نزدیک میهن برگزار می شود، همگی در پیوند با روابط عاطفی و مهر آمیز همسران است و ارتباطی با جنسیت زنانه ندارد.
منابع موجود نشان می دهد که جشن اسفندگان، مانند بسیاری از دیگر جشن ها و آیین های ایرانی در انحصار هیچیک از اقوام یا ادیان ایرانی نیست و به تمامی از پدیده های طبیعت و روابط انسانی برگرفته شده و متعلق به همگی مردمان ایرانی با هر گرایش قومی یا دینی است.
این جشن هنوز هم با نام «اسفندی» در بسیاری از نواحی مرکزی ایران، همچون اقلید، کاشان و محلات برگزار می شود و زنان در این روز، برای خوشنودی ایزدبانوی پشتیبان باروری خود، آشی نیز می پزند که بنام همین جشن، «آش اسفندی» نامیده می شود. این آیین در روستاهای پیرامون کاشان، همچون «نَ شَ لج»، «اِستَ رک» و «نیاسر»، در نخستین روز اسفندماه برگزار می شود.
اطلاع داشتن از فرهنگ های سایر ملل بسيار عالي و والاست ولي نشناختن فرهنگ خود و مرعوب شدن در برابر فرهنگ هاي ديگر كاري ناپسند و نابجاست. در واقع ما نمي خواهيم همچون عربستان (ممنوعیت فروش گل رز در عربستان در آستانه روز ولنتاین عصر ايران / 24 بهمن 86) و يا كويت (مخالفت با برگزاری جشن های روز ولنتاین در كويت عصر ايران / 25 بهمن 86) به مقابله مستقيم برويم، بلكه از طريق آشنايي با فرهنگ ملي والاي خودمان و شناساندن و معرفي آن، جلوي هجمه نادرست فرهنگي را بگيريم.
بسيارى از صاحبنظران با قائل شدن كاركرد براى پديده هاى فرهنگى و اجتماعى مانند ولنتاين، بر اين باورند كه جشن ولنتاين پاسخى است به يك نياز: نياز به شادى و يكى از اصلى ترين دلايل رواج گسترده اين جشن را در جامعه محدود بودن روزها و مناسبت هاى شادى مى دانند. به عقيده داور شيخاوندى (جامعه شناس): «اگرچه اين رسم برگرفته از يك سنت اروپايى، آمريكايى است، اما در كشور ما به دليل اينكه روزهاى شاد بسيار كم است، جوانان روز ولنتاين را جشن مى گيرند» و به دنبال اين نياز، برگزارى ولنتاين و بزرگداشت مهر و محبت را ابتكار خود جوانان مى دانند.
در تأييد اين مسأله، دكتر سيدحسن حسينى، جامعه شناس و استاد دانشگاه نيز در مورد علت گرايش جوانان به چنين مراسمى، با اشاره به «قرار گرفتن در يك وضعيت جهانى» معتقد است: «اگر مراسم سرور محدود شود، نمى توان توقع داشت كه چنين جامعه اى به دنبال جشنها و اعياد ساير جوامع نرود». و اظهار مى دارد كه مطمئناً در آينده نزديك ، بسيارى از جشنهاى مسيحى (غربى) وارد جامعه ما مى شود.
به خاطر اينكه ما نه تنها چنين مراسمى را ايجاد نكرده ايم، بلكه مراسمى را كه براى ابراز شادمانى داشتيم، نيز ، محدود كرده ايم. اين موضوع نه تنها تبعات نامطلوب اجتماعى و افسردگى را به دنبال دارد، بلكه باعث مى شود عوامل سرورآور فرهنگهاى ديگر ، مثل مد و ... وارد جامعه شود.
محمدعلى الستى نيز مى گويد: «به دليل اينكه ما نتوانسته ايم عناصر فرهنگى خود را براى جوانان به روز و جذاب كنيم، جوانان به اين فرهنگها روى آورده اند.» وى تصريح مى كند: «ترويج الگوهاى بيگانه با ضرورتهاى كشور ما سازگار نيست ولى در صورتى كه فرهنگى جذابيت داشته و قابليت گسترش در كشورهاى ديگر را داشته باشد، رواج مى يابند؛ در غيراين صورت در كشور خود نيز به دست فراموشى سپرده مى شوند». اين جامعه شناس تأكيد مى كند:«اگر فرهنگى با روحيات نسل جوان سازگار باشد ، مورد اقبال قرار خواهد گرفت.
قدرخانى در مقاله اى دراين خصوص مى نويسد: «ايرانيان تنها مردمى هستند كه در تمام افسانه ها، اساطير و داستانهاى ملموس و غيرملموس دور يا نزديك، شادمان ترين مردم شناخته شده اند. ايرانيان قديم براى تولد هرماه و روز و هفته خود جشنى داشتند كه همه به يكديگر مهر مى ورزيدند. شايد به همين دليل ايران كشور آيين مهرورزى نام گرفته است». با اين همه مناسبت و بهانه براى شادبودن و مهرورزى، كه همگى نشان از فرهنگ، نحوه زندگى، خلق و خوى ، فلسفه حيات و كلاً جهان بينى ايرانيان باستان دارد، باز ، ولنتاين را براى شادبودن و عشق ورزى برمى گزينيم
اما در ایران، چرا ولنتاین این شانس را داشته است که طی چند سال گذشته خود را بر فرهنگ ما تحمیل کند؟ شاید نقش رسانه های گروهی داخلی و خارجی در این میان نادیده گرفته شود. اما حقیقت این است که اگر این رسانه ها به ویژه شبکه های ماهواره ای فارسی زبان خارج کشور و یا دوستان وبلاگ نویس، آن قدر که در مورد ولنتاین سخن می گویند و می نویسند، یک دهم آن هم در مورد مهرگان، تيرگان، اسفندگان و... سخن می گفتند امروز جوانان ایرانی که تشنه ی جشن و شادی هستند، این چنین به آیین های بیگانه دل نمی باختند.
در چنین شرایطی اگر مسئولان کشور صلاح می دیدند و اجازه می دادند تا جشن هاي باستاني و ملي ايران آزادانه در میان همه ی مردم کشور به ویژه جوانان فراگیر شود، ضمن این که یکی از سنت های زیبای ایرانی حفظ شده بود، زمینه برای نفوذ اندیشه ها و سنت های بیگانه به کشور فراهم نمی شد و ولنتاین به راحتی جای خالی جشن اسفندگان را در دل جوانان ما پر نمی کرد.
آرى، واقعيت فراموش شده هم همين است كه فرهنگ اصيل ايرانى فرهنگ شادزيستى، شادباشى، شادگويى و شادخورى است؛ و در يك كلام، فرهنگ جشن و شادمانى است. جشن هاى ۱۲گانه ، آيين هاى نوروزى، جشن سده، گاهنبارهاى، جشن تولد خورشيد (يلدا) و هزاران مراسم ديگر ، خود، مؤيد پيوند عميق و ديرينه فرهنگ اين مرز و بوم با جشن وشادى است. (5)
ملت ایران از جمله ملت هایی است كه زندگی اش با جشن و شادمانی پیوند فراوانی داشته است، به مناسبت های گوناگون جشن می گرفتند و با سرور و شادمانی روزگار می گذرانده اند. این جشن ها نشان دهنده فرهنگ، نحوه زندگی، خلق و خوی، فلسفه حیات و كلا جهان بینی ایرانیان باستان است. از آنجایی كه ما با فرهنگ باستانی خود ناآشناییم، شكوه و زیبایی این فرهنگ با ما بیگانه شده است. چه بهتر است خودمان و مسئولان با مطرح نمودن اين جشن ها و بيان فلسفه آنها، به گونه اي درست از فرهنگ مان حفاظت، و جلوي هجوم فرهنگي ساير فرهنگ هاي ناآشنا را بگيرند. در حالي كه ما خود فرهنگ قوي و پر باري داريم.
گردآورنده: عليرضا حسين نژاد
پي نوشت:
1) براي ولنتاين روايت ديگر نيز وجود دارد:
این روز از دوره امپراتوری یونانیان به شهرت رسید. در یونان باستان روز ۱۴ فوریه به روز جونز معروف بود. جونز پادشاه همه بت ها بود. او همچنین مشهور به خدای همه الهه ها و زنان و ازدواج معروف بود. در روز ۱۴ فوریه نیز جشن lupercalia برگزار می شد، در این روز دختران جوان نام خود را روی کاغذ نوشته در بطری هایی می گذاشتند و به آب می انداختند، در طرف دیگر رودخانه پسران جوان در انتظار می ایستادند و هر یک بطری را از آب می
2) نكته لازم به ذكر است كه اگر در اينترنت عبارت سپندارمذگان (اسفندگان) را جستجو كنيد، در جاهاي بسياري 29 بهمن روز سپندارمذگان مي دانند، آن هم بدليل رواج تقويمي به نام "سالنمای دینی زرتشتیان" كه تمامي ماه ها را 30 روزه فرض كرده و بعلاوه 5 روز كه در آخر سال قرار داده است، كه نتيجه آن شده كه جشن اسفندگان را 6 روز قبل تر (به علت محسوب نكردن ماه هاي 31 روزه) از 5 اسفند، و در 29 بهمن معرفي مي كنند. اما درباره ی اين پرسش كه روز اسفنگان 5 اسفند به تقويم امروزي است يا 29 بهمن، باید گفت که جشن ها و فاصله های میان آنها در متون کهن ایرانی دارای تعریف و اندازه های مشخصی است که به مانند دانه های یک زنجیر در پیوستگی کامل با یکدیگر هستند. تغییر جای یکی از آنها، موجب گسست کل این رشته خواهد شد.
چنانکه در منابع ایرانی آمده است، جشن سده پس از 40 روز از شب یلدا یا چله، و پس از 100 روز از اول آبان قرار دارد. همچنین جشن سده، پیش از 25 روز از جشن اسفندگان است.
این اندازه ها و فاصله های تعریف شده در متون و منابع کهن ایرانی، تنها با گاهشماری ایرانی با ماه های سی و یک روزه (هجری خورشیدی فعلی) که بزرگ ترین دستاورد دانش گاهشماری در جهان است، مطابق است؛ ولی با کتابچه ای نوساخته که در چند سال اخیر در ایران با نام "سالنمای دینی زرتشتیان چاپ می شود،" مطابقت پیدا نمی کند. چرا که در این کتابچه، فاصله ی 100 روزه از اول آبان تا جشن سده به 106 روز، فاصله ی 40 روزه ی شب یلدا تا جشن سده به 46 روز، و فاصله ی 25 روزه ی جشن سده تا اسفندگان به 19 روز رسیده است. این فاصله ها با هیچکدام از اسناد و منابع و تاریخ نامه های ایرانی هماهنگی ندارد. از این رو، زمان درست شب یلدا در شامگاه 30 آذر، جشن سده در 10 بهمن و جشن اسفندگان در 5 اسفند است، در همه ی گاهشماری های (تقويم) ایرانی. [به نقل از آقاي رضا مرادي غياث آبادي ، اختر باستان شناس در خبرگزاري ميراث فرهنگي]
3) وجود نام ۱۲ ماه سال در ميان اسامى روزهاى ماه مبناى جشن هاى دوازده گانه ايران باستان بود. بدين ترتيب كه يك روز همنام در هرماه وجود داشت و هرگاه آن روز فرا مى رسيد مردم جشن مى گرفتند. اين جشن ها عبارت بودند از : فروردينگان (۱۹ فروردين ماه)، ارديبهشتگان (۱۳ ارديبهشت ماه)، خوردادگان (۶ خردادماه) ،تيرگان (۱۳تيرماه )، امردادگان (۱۷ مردادماه)، شهريورگان (۳شهريورماه) ، مهرگان (۱۶مهرماه)، آبانگان (۱۰آبان ماه)، آذرگان (۹ آذر )، ديگانه (۸ ، ۱۵ و ۲۳ دى ماه) ، بهمنگان (۲ بهمن ماه) و سپندارمذگان (۵ اسفندماه) (ر.ك به آيين ها و جشن هاى كهن در ايران امروز ، تأليف دكتر روح الامينى )
4) ترجمه ی آثارالباقیه ابوریحان بیرونی - به قلم اکبر داناسرشت تهران 1352 رویه 302.
5) گاه انبارها هر يک به مدت پنج روز برگزار مي شدند و به ترتيب عبارت بودند از : 1- ميديوزرم، در نيمة بهار هنگام برداشت خرمن 2- ميديوشهم، در نيمة تابستان 3- پيتي شهم، در ماه شهريور 4- اياترم، در ماه مهر 5- ميديارم، در نيمة زمستان 6- همسپتمدم، در ماه اسفند 7- آخرين گاه انبار، روز آخر سال بود و به جشن نوروز متصل مي شد.
منابع:
1. سايت پژوهش هاي ايراني
2. پايگاه پژوهشی آريابوم
3. خبرگزاري ميراث فرهنگي
4. یتااهو، سایت اطلاع رسانی زرتشتیان
5. سايت سپندارمذگان
6. سايت آتشکده
7.روزنامه ايران، شماره 3393، 84/11/24
8. روزنامه اعتماد، شماره 1332، 85/11/26 و شماره 1346، 85/12/13
9. روزنامه اعتماد ملي، شماره 303، 85/11/28
10. روزنامه كارگزاران 30 بهمن 85
11. سايت تحليلي خبري عصر ايران
12. سايت آفتاب
13. سايت زنده رود / بخش فرهنگ و ادب
مورد عجیب بنجامین باتن
فرانک مجیدی: شاید یکی از بهانههایی که باعث میشود، فیلم تماشا کردن را دوست داشتهباشیم، فرار از روزمرگیهای زندگی باشد. پس چه باک اگر روایتی که به تماشایش مینشینیم، در عالم امکان و واقع نگنجد؟ هر چند ساختن افسانهوارهایی که به زمان و مکان نامعلومی در صدها سال پیش باز نمیگردد و در زمان معاصر جریان دارد، شجاعتی افزون میطلبد، ولی شاید یکی مثل “دیوید فینچر”، این دل را داشتهباشد که از ایدهی یک داستان کوتاه “اسکات فیتز جرالد” چنان خوشش آید که دست به ساخت “مورد عجیب بنجامین باتن” بزند.
پیرزنی در بیمارستانی در کارولینا در حال مرگ است و دخترش در لحظات آخر نزد اوست. طوفان کاترینا آغاز شده و اوضاع جوی نامساعد است. پیرزن میخواهد در لحظات آخر عمر رازی را برای دخترش بازگو کند. پس برای او داستان ساعتسازی را میگوید که نابینا بود و زندگی خانوادگی کوچکی با پسر و همسرش میگذراند؛ پسر به جنگ میرود و کشته میشود. در آن روزها شهرداری به او سفارش ساخت یک ساعت را دادهبود. او تمام وقتش را صرف ساخت آن ساعت میکند. در روز افتتاح تدی روزولت هم حضور داشت و همگان با تعجب می بینند که ساعت برعکس کار میکنند، ساعتساز میگوید خودش به عمد آن را اینطور ساخته،” شاید ساعت عقب برود، زمان به عقب برگردد، فرزندان ملت بازگردند و زندگی کنند، ازدواج کنند، بچهدار شوند و به مرگ طبیعی بمیرند، شاید پسر من هم برگردد!” پیرزن از دخترش میخواهد دفترچهای که در کیف دارد را برایش بخواند. در سال ۱۹۱۸، در میان شادی مردم از پیروزی جنگ جهانی اول در خانوادهی باتنها پسری به دنیا میآید که جادوی ساعت بر او اثر کرده، او نوزادی ۸۰ ساله است. مادر کودک میمیرد و توماس باتن( جیسون فلمینگ)، پدر کودک، او را زیر پلهی خانهای رها میکند که در آن زوج سیاهپوستی به افراد پیر جا میدهند. زن سیاهپوست که کویینی(تاراجی هنسون) نام دارد از شوهرش میخواهد که او را نگاه دارند و نامش را بنجامین میگذارد. بنجامین (برد پیت) کمکم بزرگ میشود ولی سنش به عقب باز میگردد، او آرزو دارد مثل تمام بچههای ۶،۷ ساله باشد ولی ظاهر او مانند پیرمردی ۷۵ ساله است. در همان روزها اتفاقی با پدرش که همواره دورادور به او سر میزد ملاقات میکند. او با دخترکی زیبا به نام دیزی آشنا میشود و با هم دوست میشوند. وقتی بنجامین ۱۷ ساله شد (با ظاهری۶۳ساله!) از خانه میرود و با کاپیتان مایک(جیرد هریس) به دریا میزند. آنها به روسیه میروند و او با زنی انگلیسی به نام الیزابت ابوت(تیلدا سوئینتون) آشنا میشود. همسر الیزابت جاسوس است. علیرغم شوهردار بودن البزابت، میان بنجامین و او رابطهای عاطفی شکل میگیرد. در یکی از روزها الیزابت او را بیخبر ترک میکند. دیزی(کیت بلانشت) در نیویورک بالرین میشود. او و بنجامین همیشه برای هم کارت پستال میفرستند. با پیام فرانک روزولت بنجامین و کاپیتان مایک هم وارد جنگ میشوند و با حملهی یک زیردریایی مایک کشته میشود. بنجامین به خانه بر میگردد و باز دیزی را ملاقات میکند و یاد روزهای خوش گذشته زنده میشود. اما حوادث دیگری هم میان دیزی و بنجامین رخ میدهد…

دیوید فینچر، خالق شاهکار “هفت” و فیلم خوب “باشگاه مشتزنی”، در سالهای اخیر به سراغ ساخت “زودیاک” رفت. فیلمی دربارهی یک داستان واقعی قاتلی زنجیرهای که هرگز به دام نیفتاد. این فیلم در قیاس با “هفت” بسیار ناامید کننده بود. پس از این افول بود که فینچر به امید بازگشت به روزهای اوجش با هنرپیشهی محبوبش، برد پیت، دست به خلق تصویری از ایدهی جسورانهی فیتز جرالد زد. فیلم راوی ایدهی عجیب زندگی وارونه میشود. چیزی که شاید به نظر اینقدر عجیب و احمقانه بیاید که خندهدار باشد، اما کنجکاوی دربارهی اینکه اگر چنین چیزی امکان داشت چطور میشد، بیننده را میخکوب میکند و با مسیر داستان پیش میبرد. داستانی که روایتگر بخشی از حوادث مهم تاریخی جهان است.

با این حال، این فیلم خالی از اشکال نیست. عشق میان الیزابت و بنجامین خیلی بیریشه و غیر ضروری تصویر شده. بنجامین که قرار بوده در جنگ شرکت کند، حتی برای حفظ ظاهر هم که شده، اسلحه به دست نمیگیرد. اصلاً انگار در سکانس جنگ شبانهی قایق و زیردریایی به زور در صحنه چپانده شده که فقط باشد! هر چند که این فیلم حاوی نکات تاریخی خوبی است، اما در مقام قیاس با فیلم “فارست گامپ” ( که بزودی پستی دربارهاش خواهم نوشت) از بسیاری از جریانات فکری و اجتماعی در آن سالها به سادگی عبور میکند و ناگفته رهایشان میکند. از اریک راث که سناریوی این فیلم و “فارست گامپ” را به رشتهی تحریر در آورده، انتظار بیشتری میرفت. اینکه بنجامین وقتی به دوران کودکی میرسد ناگهان دیزی را فراموش میکند و وقایع زندگیش را از یاد میبرد با چه منطقی رخ میدهد؟ به باور من، بر خلاف تصور خیلیها، حد و اندازهی بازی برد پیت اصلاً اسکاری نیست! صرف یک گریم سنگین نمیتواند باعث بهترین بازیگر مرد بودن، شود. بازی پیت خیلی خشک است، چه وقتی الیزابت را از دست میدهد، چه وقتی دیزی را دوباره میبیند وچه وقتی که میفهمد توماس باتن پدر اوست. هرچند صبوری برد پیت در تحمل آن گریم سنگین قابل تقدیر است ولی اگر میتوانست متناسب با آن گریم فوقالعاده بازی کند چقدر این فیلم بهتر میشد! از دید من، بازی کیت بلانشت بسیار چشمگیرتر از پیت از آب در آمده!
البته فیلم جاهای قشنگی دارد که امضای فینچر را میشود بر آنها دید. مثلاً جایی که بنجامین و پدرش به تماشای طلوع آفتاب بر دریا مینشینند یا جایی که روح کاپیتان مایک و بنجامین چون مرغی مگسخوار و زیبا تصویر میشود. گریمهای فیلم عالی است و صحنهآراییها با تناسب گذر سالها استادانه طراحی شدهاست. این تناسب و تغییر در موسیقی فیلم هم مشهود است. فیلم “مورد عجیب بنجامین باتن” بخاطر ایدهی خوبش و چیزهایی که میتواند یادآور فینچر باشد ارزش دیدهشدن را دارد. ” بعضی از مردم برای زندگی کنار رودخانه بدنیا میآیند، برخی برای کشته شدن با صاعقه، برخی برای شنیدن موسیقی، برخی برای شنا کردن، برخی برای ساخت دکمه، برخی برای شکسپیر بودن، برخی برای مادر بودن، و برخی برای رقصیدن!” این نریشن سکانس پایانی فیلم بود که بسیار زیبا و دلچسب به تصویر کشیده شدهبود! بله، همه برای چیزی زندگی میکنند اما فقط بنجامین باتن است که مثل بنجامین باتن زندگی میکند، برای موردی عجیب!
کلمات کلیدی : فیلم “مورد عجیب بنجامین باتن” فیلم “مورد عجیب بنجامین باتن” بنجامین باتن بنجامین باتن بنجامین باتن بنجامین باتن بنجامین باتن بنجامین باتن بنجامین باتن بنجامین باتن بنجامین باتن بنجامین باتن بنجامین باتن
همه چیز درباره ولنتاین

* ولنتاین یا همان روز عشاق هر ساله در سراسر جهان در 14 فوریه برابر با 25 بهمن جشن گرفته میشود.
* سمبلهای ولنتاین شامل موارد زیر میباشد:
1- شکل یک قلب ساده و یا تیر خورده: از آنجـایـی کـه قـلب مرکز
احساسات عمیق،اصیل و پر شور است. قلب تیر خورده آسیب پذیری عشق را نشان میدهد. هنگامی که شما از سوی معشوق خود طرد میشود. قلب تیر خورده نشانه پیوند و اتحاد زن و مرد نیز میباشد.
2- کیوپید(CUPID): کـه به شـکل یک کودک برهنه، فربه و بالدار ترسیم میگردد. این کودک شیطان با لبخندی موذیانه تـیـر و کمان نیز با خود حمل میکند. چنانچه یکی از تیرهای این کودک به قلب فردی اصابت کند وی فورا عاشق میشود. کـیوپید در واقع پسر ونوس الهه عشق و زیبایی در افسانه های روم باستان می بـاشد. معنی لغوی آن "آرزو " است. کوپید برخی اوقات آمور(AMOR) نیز نامیده میگردد. همتای کوپید در افسانه های یونانی اروس ((EROS نام دارد.
3- کبوتر،قمری و مرغ عشق: این پرندگان نماد وفاداری، پاکی و معصومیت هستند.
4- گل رز: گل سرخ شهبانوی گلهاست. نماد جنگ و صلح، عشق و گذشت.
5- تور: جنـس دستـمال خانم هـا را در گـذشـته تشـکـیـل میـداده است. در زمــانهای دیرین رسم برآن بوده که هرگاه دسـتـمال خـانمـی به زمیــن می افتاد مردی که متوجه آن میشده بلافاصله آن را از زمین برداشته و به زن میداد.
6- گره های عشق: از یک سری حلقه های در هم تنیده و بافته شـده تشکـیـل یـــافته اند. این حلقه ها آغاز و پایانی ندارند و نماد عشق جاودانی و پایدار است.
7- علامت"X":این علامت به معنی بوسه در کارت های تبریک و نامه های روز ولنتاین است.
8- روبان قرمز: این رسم به زمانهای قدیم بازمیگردد که شوالیه ها هنـگـامیکه عـازم جنـگ بودند نوار یا روسری از معشوقه خود دریافت کرده و آن را به یادگار با خود میبردند.
* سالیانه بیش از یک میلیارد کارت تبریک ولنتاین در سراسر جهان رد و بدل میگردد که 85 درصد آنها توسط زنان خریداری میشود.
* سالیانه 50 میلیون گل رز و میلیونها جعبه شکلات در سالروز ولنتاین هدیه داده میشود که اغلب آنها را مردان خریداری میکنند.
* هدایای روز ولنتاین شامل: گل رز و یا دسته گل کوچک، شکلات، کارت تبریک ولنتاین، عروسک، شمع، یک نامه عاشقانه، یک قطعه شعر عاشقانه و یا هدیه کوچک.
* برای جشن گرفتن این روز به یک کافی شاپ و یا برای صرف شام به یک رستوران دنج بروید.
* رنگهای روز ولنتاین شامل قرمز، سفید و صورتی است.
* در خصوص تاریخچه و مبداء ولنتاین اختلاف نظر وجود داشته تا جایی که ولنتاین با افسانه در آمیخته است.
* هویت ولنتاین مبهم است. در کل 3 روایت در رابطه با ولنتاین نقل گردیده که به آنها اشاره میکنیم.
* جشنواره ای به نام LUPERCALIA که 15 فوریه در رم باستان میان کافران متداول بوده است. لوپرکالیا جشن تطهیر و زمان خانه تکانی بوده است. در این جشن مشرکین از خدای LUPERCUS بخاطر محافظت از چوپانها و گله هایشان از گزند گرگها قدردانی میکردند. در این فستیوال بمنظور بزرگداشت FAUNUS خدای حاصلخیزی، باروری و جنگلها رومیان یک سگ و دو بز نر را قربانی کرده و از پوست آنها شلاق میساختند. مردان با این شلاقها به میان مردم رفته و به هر کسی که میرسیدند ضربه ای با شلاق به آنها میزدند. دختران داوطلبانه برای شلاق خوردن صف میکشیدند. آنها اعتقاد داشتند که شلاق خوردن با تازیانه های ساخته شده از پوست بز باروری آنها را تضمین میکند. همچنین در این جشن طی بزرگداشت الهه ای بنام JUNO FEBRUTA زنان مجرد نامه های عاشقانه مینوشتند و درون گلدانهایی می انداختند. (و یا تنها نام خود را روی برگه ای مینوشتند) مردان مجرد روم نیز هر کدام یکی از این یادداشتها را از درون گلدانها بیرون کشیده و مشتاقانه بدنبال دختر نویسنده نامه میرفتند. (نوعی دوست یابی) این آشنایی ها اغلب به ازدواج می انجامید. این رسم تا قرن هجدهم ادامه داشت اما از آن به بعد مردان رم ترجیح دادند پیش از آشنایی زن را ببینند!
* کلیسای کاتولیک حداقل 3 قدیس بنام VALENTINE و یا VALENTINUS شناسایی کرده که هر سه در روز 14 فوریه به شهادت رسیده اند.
* ولنتاین مقدس یک کشیش مسیحی بوده که در قرن سوم خدمت میکرده است. زمانی که امپراطور CLADIUS دوم بر روم حکمرانی میکرده. کلادیوس دریافت که مردان مجرد از آنجایی که همسر و خانواده ای ندارند (مردان متاهل حاضر به ترک همسر و خانواده خود نبودند) نسبت به مردان متاهل بیشتر به سربازی روی آورده و سربازان بهتر، کاراتر و جنگجو تری نیز میباشند. از همین رو ازدواج را برای مردان جوان غیر قانونی و ممنوع اعلام کرد. ولنتاین که این حکم را ناعادلانه و ظالمانه میپنداشت از فرمان کلادیوس سرباز زد. ولنتاین مخفیانه عشاق جوان را به عقد یکدیگر در می آورد. هنگامی که این عمل ولنتاین بر ملا گشت کلودیوس حکم اعدام وی را صادر کرد.
* خود ولنتاین نخستین فردی بود که برای اولین بار نامه ولنتاین را نگاشت. وی هنگامی که در زندان بسر میبرد دلداده دختر جوانی شد که دختر زندانبان وی بود. این دختر جوان زمانی که ولنتاین در بازداشت بسر میبرد به ملاقات وی می آمد. در انتهای این نامه ولنتاین چنین نوشته بود: "از طرف ولنتاین تو." این عبارت کماکان در نامه های روز ولنتاین استفاده میشود.
* ولنتاین در روز 14 فوریه اعدام شد. تقریبا در سال 269 پس از میلاد. به گرامیداشت وی کلیسایی در سال 350 پس از میلاد بنا گردید که پیکر وی نیز در آنجا دفن شده است. در واقع روز ولنتاین سالروز مرگ و خاک سپاری ولنتاین میباشد.
* پاپ اعظم GLASIUS فردی بود که روز 14 فوریه را، در سال 498 پس از میلاد، روز ولنتاین (ST. VALENTINE`S DAY) نام نهاد. در واقع وی این روز را جایگزین آیین کفرآمیز لوپرکالیا که مختص کافران بود کرد. وی در گلدانها عوض نام دختران اسامی مقدسین مسیحی را نهاد. و با این کار به لوپرکالیا تقدس بخشید. در این آیین مرد و زن هر دو یک نام قدیس را از گلدان بیرون میکشیدند که میبایست تا آخر سال خصوصیات اخلاقی آن قدیس را الگو قرار داده و در خود متجلی می ساختند.
* روایت دیگر: در دوران کلادیوس مسیحیت به شدت سرکوب میشد. ولنتاین نه تنها کشیش و مبلغ مسیحیت بود بلکه رهبر جنبش زیر زمینی مسیحیان نیز بود. اغلب کشیشها در این دوران زندانی و سپس اعدام گردیدند. ولنتاین پس از به زندان افتادن دختر نابینای زندانبان خود را شفا میدهد. کلادیوس پس از اینکه از این خبر مطلع میگردد به خشم آمده و دستور میدهد سر وی را از تنش جدا سازند.
* کهن ترین نامه و شعر ولنتاین توسط چارلز، دوک اورلئان نگاشته شد. وی زمانی که در سال 1415 و در قرن شانزدهم در زندان برج لندن در اسارت بسر میبرد این نامه را برای همسر خود نوشت.
* روایت دیگر حاکی از آن است که ولنتاین یک مسیحی بوده که عاشق کودکان بوده. اما از آنجایی که وی از پرستش خدایان سر باز میزده به زندان فرستاده میشود. اما کودکان که به وی علاقه مند بودند دلتنگ وی شده و برای وی پیامهای مهر آمیزی مینوشتند. این کودکان نامه ها را از لابه لای میله های زندان به درون سلول ولنتاین می انداختند. وی در سال 14 فوریه 269 پس از میلاد اعدام شد.
* برخی هم روز ولنتاین را به باور مردمان انگلیس و فرانسه قرون وسطی نسبت میدهند. آنها اعتقاد داشتند که پرندگان در روز 14 فوریه جفت خود را انتخاب میکنند.
* برگزاری جشن ولنتاین امروزی از دو کشور فرانسه و انگلیس آغاز گردیده است.
* ابتدا کارتهای تبریک ولنتاین را هر کس خودش تهیه میکرد اما از سال 1800 کارتهای تبریک ولنتاین تجاری به بازار عرضه گشت. البته این کارتها نیز دست نوشته و دارای نمادهای ولنتاین نقاشی شده بودند. سپس کارتهای تبریک چاپی جایگزین آنها گردید.
* در گذشته دور در ایتالیا و انگلیس رسم بر آن بود که زنان مجرد پیش از طلوع آفتاب روز ولنتاین از خواب برخاسته و لب پنجره اتاق خود می ایستادند تا مردی از مقابل پنجره آنان عبور کند. اعتقاد بر آن بود که با اولین مردی که در آن روز ببینند، ظرف یکسال ازدواج خواهند کرد. شکسپیر نیز در نمایشنامه هملت به این باور اشاره کرده است.
* در برخی کشورها رسم بر این است که مردان جوان روز ولنتاین لباس به زنان هدیه میدهند. چنانچه زن آن لباس را برای خود نگه دارد نشانه آنست که زن خواهان ازدواج با آن مرد است.
* در فرانسه پسران اسم معشوقه خود را روی آستین لباسشان می نوشتند تا به همه بگویند: ازحس من آگاه شوید.
* در زمانهای گذشته در ولز چنین مرسوم بود که در سالروز ولنتاین قاشقهای چوبی به یکدیگر هدیه بدهند. روی این قاشقهای چوبی معمولا نقش قلب و کلید و قفل کنده کاری شده بود. معنی این کنده کاریها چنین بود: "تو قلب مرا گشوده ای" یا "کلید دروازه قلب من دست توست."
* برخی باورهای آمیخته با خرافات نیز در رابطه با روز ولنتاین وجود دارد. اگر در این روز سینه سرخ از بالای سر دختری عبور کند او با یک ملوان ازدواج خواهد کرد و اگر گنجشک عبور کند همسرش مرد فقیری میشود اما بسیار خوشبخت خواهند شد و اگر آن پرنده سهره باشد آن دختر با مردی پولدار ازدواج خواهد کرد.
* کودکان انگلیسی در صدها سال پیش در این روز مانند بزرگترها لباس بتن میکردند و خانه به خانه به ترانه سرایی و آواز خوانی میپرداختند.
* اما در ژاپن روز ولنتاین به گونه ای دیگر مرسوم است. روز ولنتاین این دختران هستند که باید به مردان شکلات هدیه بدهند. زنان شاغل به اجبار باید به تمام همکاران مرد خود بویژه رییس خود شکلات هدیه بدهند. اما در روزی موسوم به "روز سفید"(WHITE DAY) که تاریخ آن 14 مارس میباشد مردان برای جبران محبت خانمها به آنها هدیه میدهند. البته اغلب فقط به دوستان دختر خود. هدیه مردان معمولا یک لباس زنانه سفید رنگ است.
* در چین هم افسانه ای وجود دارد که نمادی از عشق است و روز ولنتاین چینی ها محسوب میگردد. این روز هفتمین روز از هفتمین ماه در تقویم چینی است. این روز فستیوال دختران نیز نامیده میگردد. در این روز مردم چین به ستاره ها خیره میشوند. دختران نیز دعا میکنند تا کدبانوهای با کفایتی در آینده شوند و همچنین شوهر مناسبی نصیبشان گردد. پسران مجرد نیز دعا میکنند تا هر چه زودتر معشوق خود را بیابند.
* بنابراین روز ولنتاین از روم به فرانسه و انگلیس وسپس به آمریکا راه یافت و اکنون در تمام جهان جشن گرفته میشود .
بالاخره لپ تاپ چند لمسی DELL Latitude XT2 به بازار عرضه شد

تا به حال شایعات زیادی در خصوص Tablet PC جدید شرکت DELL شنیده می شد، اما سرانجام امروز این شرکت لپ تاپ جدید خود را به طور رسمی معرفی و برای فروش عرضه کرد. پیشنهاد می کنم که قبل از خواندن هر گونه مطلب در خصوص DELL Latitude XT2 اول ویدئوی این محصول را ببینید و از تماشای کارایی های صفحه چند لمسی این لپ تاپ لذت ببرید.
Latitude XT2 با صفحه نمایش 12.1 اینچ، کیفیت تصویر 1280x800 پیکسل و یک باطری 6 سلولی تا 11 ساعت به کار خود ادامه می دهد. و مهمتر از آن اینکه تنها 2.5 سانتی متر قطر و 1.72 کیلوگرم وزن دارد. این لپ تاپ هم اکنون با قیمت 2399 دلار برای خرید در آمریکا عرضه شده است و هنوز از تاریخ عرضه آن در دیگر نقاط دنیا خبری منتشر نشده است.
منبع
مشخصات فنی:
- پردازنده 1.4 گیگاهرتزی اینتل Core 2 Due با چیپست Montevina
- کارت گرافیک GMA 4500MHD اینتل
- ویندوز ویستا Ultimate
- پشتیبانی از رم DDR3 تا 5 گیگابایت! (1*1GB و 1*4GB)
- هارد 120 گیگابایتی ساتا با سرعت 5400 دور در دقیقه و یا SSD با ظرفیت 128 گیگابایت
- شبکه بیسیم 802.11 a/g/n
- درایو نوری ساتا (دی وی دی رایتر)
- 2 پورت USB به همراه پورت eSATA و firewire
به عکاسی ماکرو علاقمند هستيد؟ ميکروسکوپ دوچشمی نيکون را ببينيد

شرکت نیکون ابزاري ارایه کرده که دوستاران عکاسي ماکرو را شدیدا خوشحال کرده. هر چقدر هم که لنز های فوق العاده براي عکاسی از اجسام کوچک داشته باشيد، باز هم به پاي این ميکروسکوپ دوچشمی نمي رسد.
اين گجت قابل حمل می تواند به دوربين های عکاسي DSLR نيکون متصل شده و عکس هایی با بزرگنمایی حداکثر 66 برابر بگیرد. اين ميکروسکوپ که Fabre Photo EX نام دارد با استفاده از يک باطري قلمی 10 ساعت کار می کند و داراي منبع نور LED سفيد است تا کار نور دهی سوژه را هم انجام دهد.
ميکروسکوپ نیکون در سه حالت بزرگنمایی 20 برابر، 45 برابر و 66 برابر، کار مي کند و از پانزده روز دیگر با قيمت حدود 1200 دلار به بازار ارایه خواهد شد.
البته ميکروسکوپ نیکون فقط برای عکاسي لذت بخش از حشرات زیبا نخواهد بود، بلکه انتخابي فوق العاده براي محققين در کارهاي پژوهشي هم محسوب می شود.
منبع و اطلاعات بیشتر

کارشناسان بریتانیایی نابغه کوچولو را همسطح «استیفن هاوکینگ» فیزیکدان مشهور می دانند و بر این باورند دختر شیرین زبان خیلی زود به سرشناس ترین چهره عرصه دانش کشورشان تبدیل خواهد شد.
جشنهای 2500 ساله شاهنشاهی از نگاه تصاویر
در مهر ماه 1350 ایران شاهد یكی از عظیمترین و پرهزینه ترین جشنهای تاریخ معاصر ایران و جهان بود . این جشن كه بنا بود در سال 1340 برگزار شود بارها به علت وضعیت بغرنج اقتصادی و مضیقه مالی دولت كه قادر به پرداخت هزینه های سنگین پیش بینی شده جشن نبود به تعویق افتاد . ولی از آن جا كه شاه همواره در رؤیای برگزاری پرشكوه بزرگداشت 2500 سال شاهنشاهی در ایران بود مصرانه در تلاش بود كه در تخت جمشید این جشن را برگزار كند .
شاه از برپایی این جشنها هدفهای چندی را دنبال می كرد. وی با اجرای این مراسم سعی داشت كه بر وجود نهاد سلطنت در ایران به مدت دو هزار و پانصد سال و تداوم این نهاد تا فرمانروایی خود تأكید كند و به ایرانیان بفهماند كه ایران كشور بزرگی شده است ، و او به عنوان پادشاه این كشور ، خود را " وارث و نگهبان یك تاج و تخت 2500 ساله " (1) می داند.وی همچنان در پی كسب وجهه بین المللی برای حكومت خود و تحكیم مشروعیت سلسله پهلوی بود تا بتواند در سایه آن ، اعتماد دولتمردان بیگانه را برای سرمایه گذاری بیشتر در ایران به دست آورد.خود بزرگ بینی و برتری جویی از دیگر انگیزه های شاه برای برگزاری جشن 2500 ساله می باشد . شاه ، در مقایسه با بسیاری از شخصیتهای مطرح جهان كه از وجهه مردمی برخوردار بودند ، در میان مردم ایران جایگاهی نداشت . وی هیچ امتیاز ویژه ای نداشت تا در برابر آن به خود ببالد . نه از نسب بهره ای داشت و نه از كمال . او برای جبران این سرخوردگی و نیز كسب اعتبار كاذب امیدوار بود كه با پیوند دادن حكومت خود به كورش و 2500 سال پادشاهی و احیای باستان گرایی یا نادیده گرفتن تأثیر انكار ناپذیر اسلام در تاریخ هزار و چهارصد ساله گذشته ایران ، خود را در برابر جهانیان به عنوان پادشاهی توانا و بی همتا قلمداد كند . شاه در ضیافت نخست وزیر سوئد در استكهلم در سال 1339 چنین می گوید : " ما سابقه 25 قرن استقلال و شاهنشاهی داریم ، و این سابقه ممتد به ما نیروی ملی خاصی داده است كه شكست ناپذیر است . " (2)
پیشنهاد جشنهای 2500 ساله بدوا از طرف شجاع الدین شفا ، مشاور فرهنگی دربار در سال 1337 مطرح شد . ولی در دو سال اول مقدمات برپایی این جشن ، وظیفه دبیر كل شورای جشنها را به عهده داشت ، و طرح تشكیل كمیته های خارجی برای شركت ممالك مختلف جهان در این جشنها تحت سرپرستی عالیه رؤسای كشورها و با شركت بزرگترین شخصیتهای سیاسی و فرهنگی آنها را در همان موقع تنظیم كرد و به مورد اجرا در آورد و و اولین كمیته كه بعدا سرمشق سایر كمیته ها قرار گرفت در سال 1960 در پاریس ایجاد شد . (3)
در اوایل دهه 1340 دولت علم ضمن رایزنی با اسرائیل از آنها می خواهد كه برای توسعه جهانگردی در ایران طرحی ارائه نمایند . آنها نیز با ارائه طرحهایی توصیه كردند كه برای شناساندن تسهیلات جهانگردی در ایران ، لازم است در كشورتان رویداد مهمی برپا كنید . خانم سینتیا هلمز همسر سفیر امریكا در خاطرات خود چنین می نویسد :
" در اوایل دهه 1960 اسدالله علم نخست وزیر برای توسعه جهانگردی در ایران از دولت اسرائیل درخواست كرد تا طرحی تنظیم نماید . تدی كولك (Teddy kollek ) ، رئیس اتحادیه توریستی دولت اسرائیل و شهردار بعدی اورشلیم به ریاست میسیون برنامه ریزی برگزیده شد . كولك توصیه كرد كه ضمن تأسیس هتلها ، جاده های جدید و وسائل نقلیه مدرن در تخت جمشید ، ایران باید واقعه مهمی بر پا كند تا خارجیان را به این تسهیلات جهانگردی جدید جلب كند .
بعدها اعتراف كرد كه هرگز تصور نمی كرده اسراف كاری كه در جشنهای بیست و پنجمین قرن بنیانگذاری امپراتوری ایران پیش آمد همان است كه او توصیه كرد . (4)
همان گونه كه جشن تاجگذاری محمدرضا در سال 1346 با الگو گرفتن از تاجگذاری پادشاهان كشورهای پادشاهی مانند انگلستان ، سوئد ، هلند و غیره به انجام رسید . (5) در این جشن نیز از راهنمایی و مشورت بریتانیا بهره گرفته شد . پیتر رمسباتهم سفیر بریتانیا در نامه ای محرمانه به تاریخ 28 اوت 1971 به هرمز قریب چنین می نویسد :
" زمانی كه در 21 ژوئیه با شما ملاقات كردم غیررسمی از من درخواست نمودید تا در صورت امكان نظرات اداره تشریفات خود را در لندن درباره اولویت مهمانان و مدعوین جشنهای یادبود 2500 ساله شاهنشاهی جویا شوم . در پی مذاكرات ما ، آقای عیسی مالك لیستی از مهمانان را به من داد و من نیز آن را به اداره تشریفات فرستادم . هم اكنون اخباری از لندن به دست من رسیده است . البته ایشان از من خواسته اند این نكته را متذكر شوم [كه] هر پیشنهادی از جانب آنها باید كاملا غیررسمی تلقی شود چون مایل نیستند در مسأله ای كه فقط دولت ایران در تصمیم گیری اش ذیصلاح است هیچ گونه مسؤولیتی داشته باشند . بنابراین ایشان سعی نكرده اند كه لیست اولویتی از فهرست كامل مهمانان ارائه دهند . لیكن ، با توجه به تاریخ به سلطنت رسیدن و كسب مقام آنها ، اصول كلی و مشخص را ارائه كرده اند و امیدوارند كه در تهیه یك دستورالعمل كلی برای مشخص نمودن حق تقدم مدعوین شما را یاری نمایند . "
بالاخره محمدرضا به رؤیای خود جامه عمل پوشاند و در تخت جمشید شهرك مدرنی بنا كرد كه همه چیز آن ، از ساختمان گرفته تا مبلمان و سایر وسایل ، غیرایرانی بود . در این جشن بیست پادشاه و امیرعرب ، پنج ملكه ، بیست و یك شاهزاده ، شانزده رئیس جمهور ، سه نخست وزیر ، چهار معاون رئیس جمهور و دو وزیر خارجه از 69 كشور شركت كردند . از جمله مدعوین نیكلای پادگورنی ، صدر هیأت رئیسه شورای عالی اتحاد جماهیر شوروی ، مارشال تیتو ، از یوگسلاوی ، یحیی خان ، از پاكستان ؛ و . و . گیری ، از هندوستان ؛ ملك حسین پادشاه اردن ؛ و امپراتور هیلاسلاسی ، از اتیوپی بودند . گذشته از مقامات مزبور ، دهها تن از شخصیتهای علمی ، هنری ، فرهنگی و نمایندگان رسانه های خبری ایران و جهان در جشنی كه یك هفته طول كشید حضور یافته بودند . (6)
هنگامی سران كشورهای جهان پا به این سرزمین نهادند تا در بزرگداشت شاهنشاهی سهیم باشند كه در جای جای این سرزمین عده قابل توجهی از فقر و ناداری در آلونكهایی كه در حاشیه تهران ساخته بودند زندگی می كردند .
بهره ای كه این آلونك نشینها از این جشن داشتند خانه بدوشی مضاعف آنان بود زیرا ناچار بودند برای این كه در منظر دید میهمانان قرار نگیرند به محل دیگری نقل مكان كنند . عبدالرضا انصاری قائم مقام رئیس شورای مركزی جشن در نامه ای به نیك پی شهردار تهران در این باره چنین می نویسد :" فتوكپی نامه شماه 3509/001 مورخ 8/6/1350 كمیته تأمینی و انتظامی جشن شاهنشاهی در خصوص آلونك نشینهایی كه در مسیر جاده كن اتوبان كرج – پارك وی سكونت دارند و از نظر وضع ظاهری در منظر دید مهمانان عالیقدر بسیار نامطلوب خواهد بود . جهت استحضار و اقدام لازم به پیوست ایفاد می گردد . "
این جشن نامیمون علاوه بر این كه اعتبارات عمرانی را می بلعد ، قسمتی از بودجه دولت را به خود اختصاص می دهد ، درآمدهای ارزی را حیف و میل می كند ، مستقیما مشكلات فراوانی نیز برای اقشار مختلف جامعه به وجود می آورد . سناتور بوشهری در كمیسیون برنامه و تشریفات از وزارت آبادانی و مسكن می خواهد كه مهندسان و مقاطعه كاران را ملزم نمایند كه مقبره كورش و باغچه بندی اطراف آن را با هزینه خودشان مرمت نمایند .
عمده فعالیتهای تداركاتی این جشن به خارجیان سپرده شد . یكصد هواپیمای باربری ارتش و تعداد زیادی كامیون و تریلر در مدت 9 ماه كلیه اثاثیه اقامتگاه سران را به شیراز منتقل و از شیراز به وسیله كامیونهای ارتشی به تخت جمشید حمل كردند . لباسهای خانواده سلطنتی ، (7) مدالهای یادبود ، (8) لباسها و وسایل گاردهای مراسم و غیره همگی در فرانسه تهیه و به ایران ارسال می شدند.
رستوران ماكسیم عهده دار پذیرایی از میهمانان جشن به وسیله انواع غذاهای فرنگی و مشروبات مختلف با 131 نفر كادر مجرب بود ، (9) و شاید از غذای ایرانی كه در این جشن دیده می شد فقط بتوان از خاویار نام برد .
مؤسسه ژانسن عهده دار برپایی چادرهای سران می شود . قبل از آن كه فكر و پروژه چادرهای سران مطرح باشد همه امكانات و تلاشها مصروف آن بود تا هتل تخت جمشید آماده و بازسازی شود و به عنوان اقامتگاه سران مورد استفاده قرار گیرد ولی در نیمه اول سال 1349 طرح احداث چادرهای مخصوص سران مطرح شد . امیرهوشنگ متقی در گزارشی به علم با تلاش برای جا انداختن پروژه چادرها اعتراف می كند كه بدون احداث چادرهای سران نیز امكان برگزاری مراسم جشن وجود دارد : " نمی خواهم كه بگویم برنامه جشن در هتل تخت جمشید عملی نیست زیرا اگر تنها راه حل همین باشد مطمئن باشید تا پای جان با سایر همكارانم برنامه را به بهترین وجه انجام خواهیم داد.
برای برپایی چادرها با مؤسسه ژانسن فرانسوی قراردادی امضا می شود و این مؤسسه برپایی یك چادر مخصوص پذیرایی از میهمانان شاه با گنجایش 650 نفر به مساحت 2500 متر مربع و 50 چادر اختصاصی محل اقامت سران كشورها ، چادر خانواده سلطنتی ، چادر باشگاه ، چادر آرایشگاه ، چادر شب نشیژنی شرقی و غیره را به عهده گرفت و در حدود هفت میلیون دلار بابت مخارج نصب چادرها از ایران دریافت داشت . (10)
همسر سفیر آمریكا ، خانم هلمز ، این جشن و چادرهای سران را چنین توصیف می كند :
" در محوطه ای به مساحت یكصد و شصت آكر [هر آكر یا جریب فرنگی = بیش از 4000 متر مربع ] حدود هفتاد چادر برپا شده بود كه توسط ژانسن پاریس به گونه ای مجلل با كریستال ، چینی و پارچه های كتان فرانسوی تزئین شده بود ، و در آن چلچراغهای پر تلألؤ با ابریشم و مخمل قرمز آویزان شده بود . پانصد نفر میهمان از شصت و نه كشور ، شامل نه پادشاه ، پنج ملكه ، شانزده رئیس جمهوری ، و سه نخست وزیر در جشنهای سه روزه دربار حضور داشتند ... لانون برای خانواده ، سلطنتی یونیفورم جدیدی طراحی كرده بود كه با نخی از طلا به طول تقریبی یك مایل دوخته شده بود . آشپزهای ماكسیم شام با شكوهی تهیه كرده بودند كه شامل پاته دم خرچنگ ، طاووس بریان شده و شكم پر ، * شامپاین و شراب كهنه و گران قیمت فرانسوی بود . فقط خاویاری كه برای پر كردن تخم بلدرچین مورد استفاده قرار گرفته بود ایرانی بود . " (11)
پس از خاتمه جشن ، تأسیسات چادرهای سران به سازمان جلب سیاحان واگذار گردید تا مورد بهره برداری توریستی قرار بگیرد ولی مبالغ به دست آمده از این طریق جوابگوی هزینه های هنگفت تعمیرات و نگهداری تأسیسات چادرها نبود و در نهایت بار هزینه های نگهداری آن را می باید دولت متقبل می شد . (12)
پی نوشت :
1. برنامه كامل جشنهای دو هزار و پانصدمین سال كورش كبیر و بنیاد شاهنشاهی ایران ، نشریه دبیرخانه شورای مركزی جشنهای شاهنشاهی ایران ، اردیبهشت ماه 1340 ، ص 6 ، مصاحبه شده با نمایندگان رادیو تلویزیون فرانسه . تهران 23 بهمن 1337.
2. برنامه كامل جشنهای دو هزار و پانصدمین سال كورش كبیر و بنیاد شاهنشاهی ایران ، نشریه دبیرخانه شورای مركزی جشنهای شاهنشاهی ایران اردیبهشت ماه 1340 ص 9.
3. نامه شجاع الدین شفا به وزیر دربار.
4. سینتیا هلمز . خاطرات همسر سفیر . ترجمه اسماعیل زند . تهران ، نشر البرز ، 1370 ، ص 79.
5. مركز اسناد مؤسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران .
6. غلامرضا نجاتی ، تاریخ سیاسی بیست و پنج ساله ایران – از كودتا تا انقلاب – تهران ، مؤسسه خدمات رسا ، 1371 ، ص 348 و 349 .
7. اسدالله علم دستور می دهد بهای لباسهایی را كه شمس پهلوی به مناسبت جشن 2500 ساله به فروشگاه لانون در پاریس سفارش داده بود از محل موجودی جشن پرداخت نمایند . و همچنین بانك مركزی موظف می شود یك نیم تاجح برلیان و یك جفت گوشواره مروارید و برلیان و یك گردبند از بودجه جشن برای منیژه جهانبانی همسر غلامرضا پهلوی و پری سیمازند همسر عبدالرضا پهلوی بسازد . ( اسناد شماره 39 ، 40 ، 41 و 42 از مجموعه اسناد ارائه شده در همین مقاله ) .
8. ساخت 20 هزار مدال یادبود به مؤسسه آرتوس براتران فرانسوی سفارش داده شد . ( سند شماره 45 از مجموعه اسناد ارائه شده در همین مقاله ) .
9. مركز اسناد مؤسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران .
10. سند شماره 36 از مجموعه اسناد ارائه شده در همین مقاله .
11. مركز اسناد مؤسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران.
12. شكست شاهانه ( روانشناسی شخصیت شاه ) . همان ، ص 125 و 126 به نقل از :
Cynthia Helrus , An Ambassador's Wife in Iran (Newyork: Dodd , Mead , 1981) P.69.
* شكم طاووس با Foisaras پر كرده كه تركیبی از دل و جگر غاز و انواع سسهای گران قیمت است.
*******************************************************************
نقش رژیم صهیونیستی در جشنهای 2500 ساله شاهنشاهی
محمدرضا پهلوی با برگزاری مراسم تاجگذاری و سپس جشن هنر شیراز و جشنهای 2500 ساله شاهنشاهی و نهایتاً تغییر تاریخ رسمی كشور از هجری شمسی به شاهنشاهی، عمق عناد خویش با اعتقادات مردم ایران را نشان داد.

در این جشن، 20 پادشاه و امیر عرب، 5 ملكه، 21 شاهزاده، 16 رئیس جمهور، 3 نخستوزیر، 4 معاون رئیس جمهور و 2 وزیر خارجه از 69 كشور شركت كردند. مراسم جشن در نهایت گشادهدستی و اسراف انجام گرفت و هزینه آن بیش از 200 میلیون دلار برآورد شد. اسرائیلیها مبنای تبلیغات خود را برای نفوذ بیشتر در ایران بر زنده نگهداشتن نام كوروش متمركز كرده و دستگاه رژیم شاه هم هدف برگزاری جشنها را زنده كردن افتخارات ایران كه مبدأ اصلی آن را كوروش میدانستند، مطرح كرده بود. بنابراین، نقطه مشترك رژیم ایران و اسرائیل در زنده نگهداشتن نام و یاد كوروش تلاقی یافت و هر دو رژیم از آن به عنوان وسیلهای برای مبارزه با فرهنگ اسلامی استفاده كردند. بر همین اساس، كنگره بینالمللی یهود، كمیتهای را در اورشلیم برای اداره فعالیت جهانی یهود به منظور یادبود و بزرگداشت دو هزار و پانصدمین سال تأسیس شاهنشاهی ایران به دست كوروش تشكیل داد كه رئوس برنامه كار این كمیته عبارت بود از:
1ـ تشكیل كنفرانسهایی در كشورهای مختلف جهان به مناسبت برگزاری یادبود.
2ـ تدوین تاریخ مربوط به كوروش براساس منابع و مآخذ یهود از جمله تورات.
3ـ تدوین برنامه خاصی برای تدریس در مدارس یهود.
4ـ نامگذاری خیابانها و میدانها و مؤسسات اجتماعی در پایتختها و شهرهای مختلف جهان به نام كوروش.
5ـ فعالیتهای مطبوعاتی بینالمللی درباره آن یادبود.
6ـ نامگذاری 2 جنگل مصنوعی به اسامی كوروش كبیر و محمدرضا شاه در اسرائیل ( توضیح این كه نامگذاری جنگل در اسرائیل بزرگترین علامت احترام است).
7ـ تخصیص بورسهایی به نام كوروش كبیر در اسرائیل برای مطالعات و تحقیقات فرهنگی.
نقش اسرائیل
درباره نقش اسرائیلیها در جشنهای 2500 ساله، روزنامه هاآرتص چاپ اسرائیل بر این باور است كه فكر اولیه برگزاری جشن از سوی كارشناسان اسرائیلی طرح شده بود.
كارشناسان اسرائیلی بودند كه برای نخستین بار فكر برگزاری جشن را به مناسبت گذشت 2500 سال از تأسیس شاهنشاهی مطرح كردند. هدفهای این جشنها به ویژه اسلامزدایی در ایران بود. 2
البته باید گفت كه این ادعا بر مبنای شواهدی انكار ناپذیر استوار بود: تدی كولك ـ مدیر كل نخستوزیری و رئیس اتحادیه توریستی دولت اسرائیل، به ریاست هیأت اسرائیلی برنامهریزی برگزیده شده بود. وی به همراه 2 نفر دیگر بنا به دعوت اسدالله علم ـ نخست وزیر ـ روز 4 مرداد 1341 به تهران عزیمت كردند و پس از 10 روز توقف در ایران و چند بار ملاقات و مذاكره با علم، روز 14 مرداد به اسرائیل بازگشتند. در این سفر، كولك با گردانندگان جشنهای 2500 ساله نیز همكاری زیادی داشت. 3 وی در اورشلیم مدعی شده بود كه تز اصلی برگزاری این جشنها را او در اختیار علم قرار داده است. 4
«تدی كولك» كه بعداً شهردار اورشلیم شد، در پاسخ به درخواست علم توصیه كرد كه ضمن تأسیس هتلها، جاده های جدید و وسایل نقلیه مدرن در تختجمشید، ایران باید واقعه مهمی برپا كند تا خارجیان را به این تسهیلات جهانگردی جلب كند. «كولك» بعدها اعتراف كرد كه هرگز تصور نمیكرد اسرافكاری كه در جشنهای بیست و پنجمن قرن بنیانگذاری امپراتوری ایران پیش آمد همان است كه او توصیه كرد.» 5
هر چند بر خلاف تصور كولك ایده برگزاری جشنهای 2500 ساله حدود چهار ـ پنج سال قبل از توصیه وی توسط دیگران طرحریزی شده بود، اما طرحهای عملی و راهنماییهای وی به علم، كه بعدها به ریاست برگزاری این جشنها را بر عهده گرفت، بدون تردید در كیفیت برگزاری این جشنها اثر بخش بوده است.
نُت آهنگ جشن
نُت آهنگ كوروش مخصوص جشن دو هزار و پانصدمین سال پادشاهی كوروش توسط عزرا كیا ـ آهنگساز مشهور اسرائیلی ـ ساخته شده است. كیا ـمدیر كل اداری وزارت امور خارجه ـ طی نامهای از ابراهیم تیموری ـ سفیر ایران در اسرائیل ـ خواسته بود كه نت آهنگ كوروش را به ایران ارسال كند. در پاسخ، دكتر ابراهیم تیموری طی نامه شماره 235، مورخه 10/12/1340 به وزارت امور خارجه مینویسد:
سازنده آهنگ مزبور اظهار میدارد این آهنگ را كه با مراجعه به اسناد تاریخی و با زحمت بسیار برای جشن دو هزار و پانصدمین سال پادشاهی كوروش تهیه و در اینجا به ثبت رسانده است، مایل نیست قبل از موقع آن را منتشر سازد. ولی معهذا حاضر است اگر دعوتی از او و اركستر شصت نفری او بشود، با كمال میل به تهران مسافرت كرده و آن را برای ایرانیان نیز اجرا نمایند. 6
مطبوعات صهیونیست
روزنامههای اسرائیلی طی دهه 40 مطالب و مقالات متعددی درباره جشن های 2500 ساله كه قرار بود برگزار شود، نوشته و تبلیغات فراوانی را در این راستا به عمل آوردند. نشریه هپوعل هتصاعیر مورخ 15/12/1964 در مطلبی نوشت:
بنابراین جشنهای شاهنشاهی ایران [2500 ساله] نه تنها از طرف تمامی كشورهای جهان، بلكه به خصوص از طرف یهودیان مورد توجه قرار خواهد گرفت. ملت یهود در موطن خود، احساسات ستایشآمیز خود را نسبت به انسانی كه یكی از بزرگترین شخصیتهای عالم انسانی است [كوروش] تقدیم خواهد كرد. 7
فیلم زندگی كوروش
همچنین جواد بوشهری طی نامهای به تارخ 5/4/1345 از سازمان بینالمللی یهودیان جهان كه مركز آن در نیویورك بود، تقاضا كرد ضمن شركت در جشنها، فیلمی از زندگی كوروش تولید كنند:
... به نظر اینجانب مشاركت در این امر با تولید فیلمی از زندگی كوروش كبیر به مانند فیلمهای عظیم تاریخی از نوع «دهفرمان موسی» و غیره اهمیت وافری خواهد داشت... 8
كشورهای عرب
كشورهای عربی مایل بودند قبل از آنكه برای حضور در جشنهای 2500 ساله به دعوت ایران پاسخ مثبت دهند، از این مسأله آگاهی یابند كه آیا اسرائیل هم در این جشن شركت خواهد كرد؟
شاه به دلیل نیاز به حضور كشورهای عربی ترجیح داد از اسرائیل دعوت نكند؛ زیرا در صورت حضور اسرائیل، احتمال تحریم كشورهای عربی در جشنها داده میشد. بنابراین شاه مایل نبود كه به خاطر اسرائیل جشنهای رؤیایی خود را با چالشهای وسیع مواجه كند. نكته قابل توجه در این ارتباط، واكنش شدید مطبوعات اسرائیل در برابر عدم دعوت از اسرائیل در جشنها بود؛ به طوری كه حتی از شاه به عنوان فردی بیرحم و از كوروش به عنوان كسی كه مدیون یهودیهاست، یاد كردند.در این ارتباط در كتاب ایران و تحولات فلسطین چنین آمده است:
وقتی در سال 1350 جشنهای 2500 ساله برگزار شد و كسی از اسرائیل جهت شركت در این جشنها دعوت نشد، واكنشهای منفی در مطبوعات اسرائیل به وجود آمد. میشل سالومون در هاآرتص مورخ 1350 نوشت: «این تمایل به بزرگی بر اثر تحقیرهایی كه در جوانی شاه به وی وارد آمده، قوت گرفته بوده است...»
وی همچنین در هاآرتص مورخ 21/8/1350 مینویسد:
اغلب خبرنگاران و دیپلماتهایی كه در جشنهای تخت جمشید شركت داشتند، از عدم شركت اسرائیل در آن اظهار تعجب میكردند؛ زیرا هر چه باشد نام كوروش بیشتر به خاطر كتاب مقدس و اعلامیهای كه به نفع یهودیان صادر كرد، مشهور شده...
پینویسها:
1ـ علیاكبر ولایتی ، ایران و تحولات فلسطین، تهران، انتشارات وزارت امور خارجه، 1380، صص 7ـ 146.
2ـ جهان زیر سلطه صهیونیزم، تهران، انتشارات سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، 1361، ص 52.
3ـ علی اكبر ولایت، همان، 1380، صص 7ـ 127.
4ـ همان، صص 5ـ 144.
5ـ مردی برای تمام فصول، مظفر شاهدی، مؤسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی، ص 663.
6ـ بزم اهریمن، ج 1، تهران، مركز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات، 1377، ص 284.
7ـ علیاكبرولایتی، همان،1380، ص 145.
8ـ بزم اهریمن، همان، ص 29.
منبع:موسسه مطالعات و پژوهشهای سیاس
*******************************************************************
تصاویری منتشر نشده از جشنهای 2500 ساله شاه

بقیه عکسها در
ادامه مطلب...
را میبوسیدند. هايده فراگيری موسيقی و آوازخوانی را نزد استاد علی تجويدی آغاز کرد
گويی نام می تواند تعيين کننده کيفيت صدای او بشود! هايده از سال 1345 فراگيری موسيقی و آوازخوانی را نزد موسيقيدان معروف علی تجويدی آغاز کرد. تجويدی در ميان آهنگسازان ايرانی، معروف شده است به کاشف صداهای ناب! البته صدا ها را کشف کرده، پرورش داده، معرفی کرده، ولی چند صباحی نگذشته که آن ها را از دست داده است. يا خودشان به راه ديگر، غالبا راه کاباره، رفته اند و يا رنود آنها را از او به غنيمت گرفته اند. هايده به گمان از آخرين کشفيات درخشان تجويدی باشد. شانسی که هايده آورده، اين بوده که تجويدی آهنگ تازه ای را در مخالف سه گاه و در پيوند با شعری برانگيزاننده از رهی معيری آماده اجرا داشته است. اين ترانه با زير و بالاهايی که دارد، معرف دقيقی برای صدای گسترده و پر توان هايده شده و صدای هايده نيز متقابلا ترانه تجويدی - معيری را تاثير بيشتر بخشيده است.
متن اين ترانه که آزاده نام دارد، آخرين کار موسيقائی رهی معيری است که در تب بيماری آن را سروده و کمتر در يک سال پس از آن، در آبان ماه سال 1347 درگذشت. ترانه آزاده با صدای هايده، آهنگ از علی تجويدی با شعر رهی معيری.
هايده، سر انجام، در سال 1368 در شهر سانفرانسيسکو، به سکته قلبی درگذشت. تجويدی خود در يک گفتگوی راديويی در شرح ساخت و پرداخت آزاده گفته است که رهی پس از آن که نيمی از ترانه را ساخنه، بيمار شده و بر اساس حالاتی که به خاطر آن کسالت در وجودش بوده، بقيه را با سوز و حال بيشتری تمام کرده است.
ترانه نشان می دهد که رهی، در بستر مرگ به تنها چيزی که برايش باقی مانده بود، می نازيده است به آزادگی:
يارب چو من افتاده ای کو؟ / افتاده آزاده ای کو؟/
تا رفته از جانم برون، سودای هستی/ آزاده ام، آزاده از غوغای هستی/
گلبانگ مستی آفرين/ هم چون رهی سر دادهام من/
مرغ شباهنگم ولی/ در دام غم افتاده ام من/
خندان لب و خونين مگير/ مانند جام بادهام/ آزاده ام من!...
استاد تجويدی در گفتگويی گفت: آزاده را هيچ خواننده ديگری نمی توانست چون هايده با چنين وسعت صدايی بخواند ... هايده با خواندن اين ترانه و چند ترانه ديگر که من به او دادم، توانست تحولی در ترانه خوانی و آواز خوانی ايجاد کند و تاثيرات تازه ای در موسيقی سنتی به وجود بياورد...
هايده، اگر چه در سال های پيش از انقلاب همچنان روی صحنه ماند ولی بيشترين زمان و توان خود را در خدمت بازار قرار داد که بيشتر به سود و زيان می انديشد تا به ارزش ها. تجويدی که زمانی به شکوه گفته بود که هر صدائی را که کشف می کند و می پروراند، بعدها بهره اش را به کاباره می برد. در عين حال گناه اين انحراف را پيش از آن که بر گردن خواننده ها بگذارد، از چشم جامعه می بيند: جامعه بود که اين ها را به سوی کاباره می کشانيد... من در شوراهای موسيقی می گفتم که حقوق اين ها را زياد کنيد تا احتياج به رفتن به کاباره نداشته باشند... ولی نکردند اين کار را... حقوق بسيار کمی مثلا 500 تومان به خواننده می دادند، در حالی که همين خواننده وقتی به کاباره می رفت شبی ده هزار تومان می گرفت... گناهی نداشتند... زندگی غير از اين را اجازه نمی داد...صدای هايده و برخی از ترانه های غميادانه او در سال های غربت، تسکينی در خور برای مهاجران و تبعيديان دلشکسته بوده است. هايده، پس از آزاده، چند ترانه ديگر نيز از تجويدی خواند و بعد سر و کارش به کاباره افتاد، از او جدا شد و به موسيقی به اصطلاح مردمی، نزديکتر شد. محمد حيدری، جهانبخش پارزکی، صادق نوجوکی و انوشيروان روحانی آهنگسازان ديگری بودند که صدای رسای هايده را در اجرای ترانه های خود به کار گرفتند. همان قدر که اين ها در راه مردمی شدن به هايده ياری رسانيدند، او نيز با صدای پر جاذبه خود سبب سکه شدن کار آن ها شد!
پس از انقلاب کار را ديگر يکسره کرد. مهاجران مخاطب موسيقی آن قدر خسته و شکسته بودند که ديگر به ارزش ها نمی انديشند و تنها تفريح و سرگرمی می خواستند. سرمايه نيز در جايی به کار می افتاد که مخاطب انبوه داشته باشد. بر بستری چنين تنيده از تفريح و تجارت موسيقی معروف به لس آنجلسی به دنيا آمد و بيشتر خوانندگان مهاجر از جمله هايده را نيز به خدمت خود درآورد.
اين حرف، بدان معنا نيست که در ترانه های غربتی هايده هيچ گوشه با ارزش دلنوازی وجود ندارد. در وهله اول بايد به جنس صدای ناب و کمياب او انديشيد که در همه بازمانده هايش يکسان مانده است، در اين دنيای بی صدائی و بد صدائی خود، نفس ارزش است!
هايده در اين هشت نه سالی که در مهاجرت به سر برد، دست کم توانست بخواند. اگر در ايران مانده بود سرنوشتی بهتر از پريسا و هنگامه اخوان پيدا نمی کرد که هنوز که هنوز است نمی توانند، آزادانه - و برای همگان - بخوانند، با آن که به دامنشان، پيرايه ابتذال نبسته اند! صدای هايده و برخی از ترانه های غميادانه او در سال های غربت، تسکينی در خور برای مهاجران و تبعيديان دلشکسته بوده است. هايده، سر انجام، در سال 1368 در شهر سانفرانسيسکو، به سکته قلبی درگذشت و در گورستان وست وود لس آنجلس به خاک سپرده شد.
بر گرفته از گروه ترانه ها
عجایب هفتگانه
عجایب
هفتگانه به هفت اثر برتر معماری و مجسمه سازی عصر باستان گفته می شود. این
اثرها برای اولین بار توسط یک یونانی الاصل در قرن دوم پیش از میلاد در یک
کتاب ثبت شده هست ولی در این مدت این لیست تغییراتی نیز داشته، شاید فکر
کنیم چرا تخت جمشید و تاج محل در این لیست قرار ندارند؟! بله! این آثار
شاید جزو ارزشمنترین آثار باشند ولی در این لیست نیستند.
فکر می کنید برای چه عدد هفت برای این اثر ها انتخاب شده؟! عدد هفت یک عدد
مقدسی می باشد، این عدد در تمامی فهرستها دیده می شود و این نشانه از مقدس
و مهم بودن آن دارد مانند: هفت روز هفته، هفت هنر،…
فهرست نهایی عجایب هفت گانه در قرون وسطا تکمیل شد. این فهرست شامل چشمگیرترین بناهای تاریخی جهان باستان بود که از بعضی، شواهد بسیار اندکی در دست بود و تعدادی نیز اصلاً باقی نمانده بودند. آثار کنده کاری هنرمند هلندی مارتن ون هیمسکرک (Marten Van Heemskerck) و کتاب تاریخ معماری یوهان فیشر ارلاخ (Johann Fischer von Erlach) از قدیمیترین منابعی هستند که در آن به این فهرست عجایب هفت گانه اشاره شدهاست.
فهرستی که در روزگار باستان تعیین شده و مورد تایید می باشد به این شرح می باشد:
- اهرام مصر، در مصر
- باغهاي معلق بابل، در عراق
- مجسمه زئوس، در المپيا
- معبد آرتميس، در افسوس
- مقبره ماسولوس، در هاليكارناسوس
- مجسمه عظيم رودس، در يونان
- برج دريايي اسكندريه، به در جزيره فاروس
خوب شاید شنیدن توضیحاتی در مورد هر کدام از این عجایب برای ما جذاب باشد.
هرم خوفو:
«هرم خوفو» بزرگ ترين هرم در بين اهرام مصراست. اين بنا كه قديم
ترين و بزرگ ترين بنا در بينعجايب هفتگانه ميباشد، تنها بنايي
است كه درحال حاضر وجود دارد.
«هرم خوفو» در 2600 سال قبل از ميلاد ساخته شده است. اين هرم بلند
ترين بناي ساخته دست بشر تا سال 1889 مي باشد; از اين رو اين هرم
جزو عجايب هفتگانه قرار گرفته است. بيشترسنگ هاي تشكيل دهنده اين
بنا، سنگ هاي عظيمي است كه امروز تنها با تريلرهاي بسياربزرگ قابل
حمل است. ارتفاع فعلي اين هرم138 متر است.
پندار بر اینست که این هرم آرامگاه فرعون خوفو از دودمان چهارم بوده است.
از اینرو به این هرم، هرم خوفو هم گفته میشود. این هرم در شهر قاهره مصر
واقع شده است و قدمت آن به ۲۹۰۰ ق.م. میرسد. ساخت آن توسط ۱۰۰٫۰۰۰ نفر
کارگر در مدت ۲۰ سال به اتمام رسیده است.

رودس يوناني:
مجسمه عظيم الجثه رودس در يونان يكي ديگر ازعجايب زيبايي جهان
بشمار ميرود. ارتفاع اين مجسمه، يك شاهكار برجسته معماري بود كه
برروي جزيره رودس در حدود 280 سال قبل از ميلاد ساخته شده بود.
هيچ كس نميداند اين مجسمه شبيه چه كسي بوده يا در كجا قرار
داشته است. به گفته كارشناسان فرهنگي، احتمالا اين مجسمه در
نزديكي در ورودي لنگرگاهي بنا شده بوده و پاهاي مجسمه در دو طرف
قرار داشته است; به طوري كه كشتي ها از ميان پاهاي آن عبور
ميكرده اند. باستان شناسان اين مجسمه را جزو عجايب هفتگانه جهان
قرار دادهاند.
غول رودس نام تندیسی است از هلیوس (Helios) ‐ خدای خورشید ‐ که بقولی در
ورودی بندر شهر رودس در یونان، قرار داشته است و به همین دلیل به غول رودس
معروف گشتهاست. این تندیس، علی رغم اینکه پس از ساخته شدن تنها ۵۶ سال
پابرجا بود، از سوی غربیان به عنوان یکی از عجایب هفتگانه جهان اعلام شده
است. بنا به گفته تاریخنگاران این تندیس عظیم حتا در زمانی که بر روی زمین
افتاده بود هم بسیار شگفت انگیز بود. این غول تنها یک تندیس عظیم نبود
بلکه نماد اتحاد مردم رودس به شمار میرفت.

آرتميس ترك:
معبد آرتميس در «افوسوس» تركيه مي باشد. اينبنا با داشتن 100 ستون
مرمري زيبا كه ارتفاع هر كدام از آنها به 15 متر مي رسيد، يكي از
عجايب هفتگانه به حساب مي آيد. اين معبد، فضايي را احاطه مي كرد
كه تقريبا چند برابر وسعت آكروپليس در آتن بود. در اين معبد، حوادث
زيادي اتفاق افتاده است. اين بنا در 600 سال پيش از ميلاد ساخته و
در 550 سال پس از ميلاد در آتش سوخت; سپس مجددا به صورت زيباتر
وعظيم تر باز سازي شد. اين بنا بار ديگر براي دومين بار دچار حريق
شد.
ین بنا در سال ۵۵۰ قبل از میلاد در زمان فرمانروایی هخامنشیان بر ترکیه کنونی ساخته شدهاست.
این معبد هماکنون در نزدیکی شهر سلجوق و بناهای تاریخی افسوس قرار دارد.

زئوس يوناني:
مجسمه زئوس در المپياي يونان است و يكي ازعظيم ترين مجسمه هاي
جهان به شمار مي رود. اين اثر در450 سال قبل از ميلاد توسط مجسمه
ساز معروفي به نام «فيدياس» ساخته شد. ارتفاع مجسمه «زئوس» در
حدود 12 متر است. «فيدياس» با ساخت اين مجسمه بلند ميخواست اقتدار
و نيرومندي زئوس را نشان دهد. مجسمه زئوس در معبد زئوس، 64 متر طول
و 72 ستون به سبك معماري قديم يوناني دارد. مجسمه زئوس در حدود
850 سال در اين معبد قرار داشت. تاهنگامي كه يوناني ها آن را به
استانبول منتقل كردند. البته بعد از مدتي به آتش كشيده شد و ازبين
رفت. عظمت و زيبايي اين مجسمه سبب شد كه در فهرست عجايب هفتگانه
قرار گيرد.
تقریباً سه هزار سال پیش، «المپیا»، مرکز مذهبی در جنوب غربی یونان بود.
یونانیان باستان زئوس پادشاه خدایان را می پرستیدند و در زمانهای مشخص به
افتخار او جشنهایی بر پا میکردند. در این جشنها مسابقات ورزشی هم انجام
میشد. از نظر ساکنان دنیای قدیم این بازیها خیلی مهم بودند، چندان که در
زمان برگزاری مسابقات، جشنها متوقف میشد تا شرکت کنندگان و تماشاگران به
آسانی خود را به محل مسابقات برسانند.
بدن این مجسمه را از عاج فیل و ردا و موها و ریشش را از طلا ساخته بودند.
این اثر ارتفاعش چنان بود که با سقف معبد زئوس برخورد میکرد. سنگفرش آن
نیز با مجسمههای بی نظیری تزیین گشته بود.

باغ هاي بابل:
باغ هاي معلق بابل در عراق يكي از بحث برانگيزترين عجايب
هفتگانه و بينظيرترين معماريهاي جهان به شمار ميرود. البته
عدهاي از باستان شناسان هنوز در وجود داشتن آن شك دارند. بعد از
بدست آمدن اسناد اصلي وخرابههاي برجا مانده از آن زمان، وجود
داشتنآن ثابت شد. در اين ميان سوالي مطرح است ك هاين باغهاي
معلق چرا ساخته شدند؟ در پاسخ به اين سوال بايد افزود كه شاه
«نبوكد» اين بناي عجيب را براي خوشحال كردن همسرش در 6 قرن قبل
از ميلاد ساخت. عده اي از تاريخ نگاران ميگويند: ملكه آشوري اين
باغ را براي تفريح وسرگرمي خود ساخته است.
در حقیقت در هیچ یک از نوشته های بابلی در مورد وجود این باغ مطلبی ذکر
نشده است. در طول قرنها این منطقه با باغهای نینوا درآمیخته ولی در حکاکی
های موجود در آن نواحی روش های انتقال آب رودخانه فرات به ارتفاعی که برای
این باغها احتیاج بوده است آورده شده است. این باغها برای خوشحال کردن
همسر بخت النصر که بیمار بوده است ساخته شده اند. آمیتیس دختر شاه ماد با
بختالنصر ازدواج کرد تا میان دو قوم صلح پایدار برقرار گردد. سرزمین ماد
که آمیتیس از آن می امد سرزمینی سرسبز و کوهستانی و پوشیده از گیاهان و
درختان مختلف بود ولی سرزمین بابل در منطقه ای مسطح و فلاتی خشک قرار
گرفته بود. یکی از دلایل بیماری آمیتیس هم دوری او از سرزمین خوش آب و
هوای خود بود بنابراین بختالنصر تصمیم گرفت باغهای معلق بابل را در
ارتفاع برای همسر خود بسازد. کلمه معلق که برای این باغها استفاده می شود
در حقیقت به این معنی نیست که باغها بوسیله طناب یا ریسمان به یکدیگر متصل
بوده اند بلکه احتمالاً ترجمه اشتباه کلمه ای یونانی به معنای تراس یا
بالکن بوده است. استرابو در قرن اول قبل از میلاد می نویسد: تراسها در
طبقاتی روی یکدیگر واقع شده بودند و هرکدام دارای ستونهای سنگی مکعب شکل
توخالی بوده اند که توسط گیاهان پوشیده شده بود. تحقیقات بیشتر در منطقه
بابل منجر به یافتن پایه های این ستون ها شده است.

ملكه هاليكارناسوس:
ارتفاع اين مقبره مرمري به اندازه يك ساختمان 14 طبقه بود. ملكه
«آرتميسيا» فرمان ساخت اين مقبره را در هاليكار ناسوس براي همسرش
در 353 سال قبل از ميلاد صادر كرد. ملكه اين بنا را براي قدرداني از
همسرش ساخت و به اين منظوربهترين هنرمندان و مجسمه سازان آن
زمان راگرد آورد. ملكه آرتميسيا دو سال پس از همسرشدرگذشت. جالب
است كه بدانيد، شاه ماسولوسهم همسر آرتميسيا بود و هم برادرش. اين
بنا درحدود 17 قرن پا بر جا بود و در 1400 سال پساز ميلاد، در اثر
زلزله فرو ريخت.

فانوس اسكندريه:
فانوس اسكندريه يكي از بزرگ ترين شاهكارهاي روزگار باستان ميباشد.
ارتفاع آن بنا حداقل به اندازه يك ساختمان 40 طبقه امروزي بود
وبراي 16 قرن پا برجا بود.
برخلاف 6 عجايب ديگر، فانوس اسكندريه استفادههاي عملي بسيار داشت.
اين بنا به كشتي هاي دريانوردي كمك ميكرد كه اسكله ها را به
راحتي پيدا كنند و با ايمني كامل داخل آن شوند. اين اسكلت براي
1600 سال باقي ماند وارتفاع آن 180 متر و بلندترين ساختمان دنيابود،
اما با ساخت «برج ايفل» در سال 1889، «ايفل» بلندترين برج دنيا
نام گرفت.
این برج در جزیره کوچک فارو بنا شده بود و از همین جاست که کلمه فار به
معنای چراغ دریایی را برای این نوع ساختمانها و منارههایی که چراغ دریایی
بر فراز آن است به کار میبرند. برج دریایی اسکندریه در زمان سلطنت جانشین
اسکندر، یعنی “بطلمیوس دوم” (247 – 304) قبل از میلاد به وسیله معماری به
نام “سوسترات” ساخته شد. آنچه تاریخ درباره ارتفاع برج ذکر کرده است باور
کردنی نیست. یونانیها میگویند در حدود 272 متر ارتفاع داشته، این برج
روی پایهای چهارگوش که 69 متر ارتفاع آن بوده از دیواری 8 ضلعی و 38 متری
بالا رفته است که برج 9 متری دیگری روی آن بنا شده است که بر فراز برج
اخیر فانوس دریایی پرتوافکن بود. فانوس دریایی اسکندریه برفراز برج عظیم
آن روشن بوده و این برج تا قرن 12 جایگاه فانوس دریایی بوده است. در سال
1375 میلادی بر اثر زلزله شدیدی که در اسکندریه و سایر نقاط اطراف آن روی
داد، برج دریایی اسکندریه زیر و رو شد و ازخرابههای آن هم چیزی به دست
نیامد.
سیلوستر استالونه S.Stalone
بیل گیتسBill Gates
ویلیام واتکینز William D. Watkins
جنیفر انیستون Jennifer Aniston
فیدل کاسترو Fidel Castro
برای دیدن جزئیات روی ادامه مطلب کلیک کنید
ادامه مطلب...
كراك(Crack) و راه های شناخت
این افیون مخرب چیست؟
كراك (Crack) ماده ایست محرك كه از تصفیه كوكائین به دست میاد و به اشكال مختلف مصرف میشود اما کراکی که در ایران وجود دارد از مشتقات هروئین است! البته در صورتی که بصورت علمی تولید شود! كراك مادهای بیبوست، و مصرف آن خیلی راحت تر از تریاك و یا هروئین است.

اثرات مخرب مصرف كراك :
اعتیاد به كراك باعث از بین رفتن درد، استرس، اضطراب و احساس سرخوشى و همینطور تحرك زیاد میشود؛ افرادی كه به این ماده اعتیاد پیدا میكنند بعد از مدتی اثرات كراك در آنها همچنین اثرات دیگری كه مصرف بلند مدت این ماده بجا میگذارد اینهاست:
از بین رفتن اشتها، كاهش شدید وزن، شكنندگى پوست، پیرى زودرس، افزایش فشار خون و ترشح هیستامین كه باعث خارش در فرد میشه، كراك شدیدا باعث خواب آلودگی یا به قول معروف "چرت" میشود؛ مصرف این ماده اگر بصورت كوتاه مدت ولی مداوم باشد اثرات مخرب جبران ناپذیری روی بدن فرد مصرف كننده میگذارد مثل : عفونت اعضای داخلی بدن، پوسیدگی دندانها، سرطان حنجره و ریه و نابودی كبد.
بطور كلی تمام اجزائیكه تحت تاثیر مستقیم كراك هستند ذره ذره نابود شده و می پوسند ؛ در بعضی افراد معتاد به كراك، عفونت به حدی است كه اجزای بدنشان از هم جدا می شود و گوشت بدن دچار عفونت می گردد و به قول معروف "كرم" میزند؛ حتما شنیده اید بعضی از معتادین به كراك وقتی میمیرند آنها را غسل نمیدهند چون هنگام شستشو اجزای بدنشان از هم جدا میشود ؛ نمیدانم این مساله تا چه حد درست است اما شنیده ام مصرف چهار روز كراك باعث مىشود كه تاثیراتش به مدت چند سال در بدن باقى بماند و موجب اختلالات حركتی و تضعیف حس بینایى و لامسه بشود.

اثرات كوتاه مدت مصرف کراک :
معمولا بعد از مصرف كراك، احساس افزایش انرژی و سرخوشی زیاد به انسان دست میدهد، ضربان قلب بالا میرود، درجه حرارت بدن زیاد میشود، فشار خون افزایش پیدا میكند، همینطور رنگ پریدگی، كاهش شدید اشتها و لرزش به خصوص در دست ها بوجود میاید، اما این ماده تاثیر خیلی بدی روی چشمها دارد تا جائیكه در بعضی موارد به انحراف مردمك یا "لوچی كاذب" منجر میشود.
اثرات دراز مدت مصرف کراک :
كاهش شدید وزن بدن، یبوست، بی خوابی شبانه، ضعف جنسی، رنگ پریدگی، تعریق شدید، سردرد، لرزش دست ها، پریدن عضلات، آب ریزش دائمی بینی، اضطراب و بیقراری شدید، گیجی، رفتار تهاجمی، افسردگی و حتی تمایل به خودكشی از اثرات بلند مدت مصرف این ماده است.

تاثیر مصرف كراك روی فرد :
توجه داشته باشید كه مصرف حتی یک بار کراک اعتیاد آور است!
کراک بر خلاف هروئین، تریاک، حشیش و� بدون بو می باشد و مصرف آن خیلی ساده است و به وسایل زیادی نیاز ندارد و در طی چند دقیقه قابل مصرف است! بنابر این جاسازی آن خیلی ساده است و پیدا كردن آن برای خانوادهها چندان راحت نیست؛ چیزی شبیه یه تکه گچ از دیوار کنده شده كه توجه هیچکس را بخود جلب نمیكند!
نشانه های فرد معتاد به کراک :
بعد از تمام شدن آثار نشئگی اثرات زیر ظاهر میشود :
نگرانی و بیقراری شدید برای تهیه دوباره كراك، سر درد وافسردگی شدید، از بین رفتن شدید انرژی بدنی و بی اشتهایی، داشتن حس نفرت نسبت به خود
عوارض اجتماعی مصرف کراک :
معمولا افراد معتاد (به هر نوع ماده مخدر)، مواد را از راههای خلاف تهیه میكنند اما دراین مورد (مصرف كراك) فرد به دلیل توهمات زیاد و حالت هذیانی، حتی دست به كارهایی مثل دزدی و گدایی میزند و بكلی گذشته اش را فراموش میكند در حالی كه ممكن است فردی بسیار آبرومند و متشخص بوده باشد !!!
آخرین تلویزیون براویای
سونی
طراحی شده برای حمام

سونی یک تلویزیون جدید را به خط
تولید براویا اضافه کرد. آخرین ورژن اضافه شده یک
LCD شصت اینچ نیست! بلکه یک تلویزیون قابل حمل 4
اینچ ضدآب است که برای استفاده در حمام طراحی شده
است. تلویزیون براویای XDV-W600 بطور کامل ضد آب
است و تا عمق یک متری تقریبا به مدت 30 دقیقه بدون
آسیب باقی می ماند و به کار ادامه می دهد. البته
نگران برق گرفتگی هم نباشید! این گجت قابل حمل با
باطری داخلی قابل شارژ می تواند تا 23 ساعت به پخش
برنامه ادامه دهد. و مهمتر اینکه با حافظه داخلی 2
گیگابایتی آن می توانید برنامه های مورد علاقه تان
را ضبط کنید. همچنین گیرنده اف ام آن هم بسیار
جالب و کاربردی به نظر می رسد.
ولی برای همه
افرادی که خواهان استفاده از این تلویزیون هستند
بسیار متاسفم، زیرا این دستگاه بدلیل اینکه فقط
توانایی دریافت برنامه های شبکه رادیو تلویزیونی
1seg را دارد، در خارج از ژاپن قابل استفاده نیست.
منبع
کلاه iLogic، کلاهی با هدفون داخلي

این کلاه شما را از انواع هدفون ها بی نیاز می سازد و همچنین ضمن گرم نگه داشتن سرتان، اگر تصمیم دارید یک کلاه ساده و مد روز بخرید می تواند مفید باشد. اسپیکرهای داخلی این کلاه که با لایه ای از پشم گوسفند (از جنس خود کلاه) پوشیده شده اند، کاملا بر روی گوش قرار می گیرند. خب حالا کافی است که آن را بر روی سرتان بگذارید و به iPod و یا PMP تان متصلش کنید. از این به بعد سر و کله زدن با هدفون ها و به دنبال آنها گشتن را فراموش کنید. البته هنوز هم دیگران قادر به شنیدن آنچه که شما گوش می دهید نیستند. سیم 98 سانتی متری آن هم علاوه بر قابلیت جمع شدن در زیر آستر کلاه، به شما این امکان را می دهد که دستگاه پخش موسیقیتان را در هر کدام از جیبهایتان که دوست دارید قرار دهید. البته هرگاه که کلاهتان کثیف شد اسپیکر ها را از آن خارج کنید و به راحتی آن را بشویید.
منبع

Omid Kordestani / Founder Google
امید کردستانی / نایب رئیس و مدیر تبلیغات کمپانی عظیم گوگل !!

Anousheh Ansari CEO Telecom technologies
آنوشه انصاری / فضا نورد و مدیرکمپانی سی ای او !!

Pierre Omidyar / Founder eBay
پیر امیدیار / بنیانگذار سایت Ebay بزرگترین فروشگاه اینترنتی جهان !!

Simin Behbahani ? Nobel prize Nominee 1997
سمین بهبهانی / نامزد دریافت جایزه ی نوبل در سال 1997 میلادی

Fazad Nazem - yahoo CTO
فرزاد ناظم / عضو هیئت علمی شرکت یاهوو !!

Firouz Nderi- JPL research center deputy in NASA
فیروز نادری / محقق مرکز فضایی ناسا آمریکا !!!

Shirin Ebadi Nobel peace prize winner 2003
شیرین عبادی / برنده ی جایزه ی صلح نوبل در سال 2003 و یکی از برجسته ترین وکلای جهان

Aravane Reza / Iranian-French tennis player
آراوانه رضا / بازیکن ایرانی - فرانسوی در سطح برتر تنیس دنیا !!

Maz Jobrani / Iranian-US comedian
مازیار جبرانی / کمدین مشهور ایرانی - آمریکایی

Abbas Kiyarostami / winner Cann festival Grand Palm
عباس کیارستمی / برنده ی جایزه ی برترین فیلم فستیوال کن !!

Niki Karimi / Movie director

Nazanin Afshin-jam Miss World (Canada )2003
نازنین افشین جم / دختر شایسته ی جهان در سال 2003

Nadia Bjorn/ Persian soap opera star
نادیا بیورن / ستاره ی ایرانی مشهور اپرای جهان
اگر خمیده راه بروید iPosture عصبانی خواهد شد! چون شما را دوست دارد


احتمالا مادر شما هم همیشه می گوید که از این خمیده نشستن ها یک روزی پشیمان خواهید شد. البته بعد از گذشت چند سال از زندگی تان بالاخره در می یابید که این پیشنهاد عاقلانه تا چه حد درست بوده است! هرچند که دیگر شانسی برای اصلاح وضعیت ایجاد شده نخواهید داشت. iPosture یک ابزار تصحیح وضعیت بدنی است که به شکل گردنبند پوشیده می شود و توسط نانو سنسور موجود در آن، اگر بدن شما بیش از یک دقیقه در حالت خمیده ای به میزان 3 درجه یا بیشتر قرار گیرد با اخطار صوتی به شما اطلاع می دهد.خب اگر دیدید این ابزار خیلی مزاحم شماست، آن را خاموش کنید و یا بر روی دیوار نصب کنید! این همراه ادامه زندگی را می توانید به زودی به قیمت 100 دلار تهیه نمایید.
طاق بستان در 9 كيلومتري شهرستان كرمانشاه واقع شده است و در اين محل آثاري از دوره ساسانيان برجاي مانده است كه مشتمل است بر يك طاق بزرگ كه مجلس تاجگذاري خسروپرويز و مناظري از شكار گوزن و گراز را در نهايت مهارت حجاري كرده اند و يك صفحه حجاري در بيرون غار در محوله طاق بستان كه صحنه اي از تاجگذاري اردشير دوم است. معبد آناهيتا واقع در شهرستان كنگاور از دوره سلوكيه ها و قلعه سرماچ واقع در دهكده سرماچ از توابع هرسين ميباشد. در اين محل بقاياي قلعه اي ميباشد كه ويرانه هاي آن حاكي از عظمت قلعه در روزگاران گذشته است. مسجد جامع متعلق به دوره زنديه ، مسجد دولتشاه متعلق به قرن سيزدهم هجري و مسجد عمادالدوله كه يكي از باشكوه ترين مساجد كرمانشاه است و تاريخ بناي آن سال 1285 ه.ق ميباشد از ديگر آثار باستاني اين شهر محسوب ميشوند. كرمانشاه مردماني ميهمان نواز ، خونگرم و سلحشور دارد. يكي از معروف ترين غذاهاي اين شهر خورشت خلال ميباشد كه با خلال بادام درست ميشود. پارچه هاي زيبا و رنگارنگ كردي كه از آن لباسهاي محلي زيبايي درست ميكنند به همراه رقص زيباي آن سرزمين وصف نشدنيست./
مواد غذایی ضد سرطان

مـمـکن اسـت قـبلاً هم این حرف ها را شنیده باشید...... گـل کـلــم بخورید، بـرای سلامتیتان خوب است..... کـامـلاً صـحیح است. خوردن هر چه بیشتر گل کلم، مرکبات، پیاز و سویا از ابـتلای شما به سرطان جلوگیری می کند. البته فـقـط به دلیل وجود مواد مغذی آن نیست. بیشتر به خاطر بعضی مواد شیمیایی تشکیل دهنده ی آن است.
آنـهـا گـیاهان شیمیایی نامیده می شوند که مقدار زیادی از آنها در غذاهای گیاهی یافت می شوند. به عنوان مثال ایندول در گل کلم و گنستین سـویـا از ایـن قــبــیـل اســت. در طــی 20 سـال گـذشتـه، دانـــشمندان در سر تا سر جهان دریافته اند که افرادی که مـقـدار زیـادی سبــزیجات و میوه مصرفمی کنند، احتمال ابتلایشان به سرطان کمتر است. دلیلش را ما نیز هنوز نمی دانیم.
هنوز نمی توانیم اثبات کنیم که میوه ها و سبزیجات کاملاً باعث جلوگیری از سرطان می شوند، اما اطمینان داریم که نقش مهمی در این زمینه دارند. اگر به حیوانات قبل از اینکه در معرض مواد یا عوامل سرطان زا قرار بگیرند، میوه و سبزیجات داده شود، خیلی کمتر به آن مبتلا می شوند. اما در مورد انسان ها چنین مدرکی نداریم و نمیتوانیم چنین نتیجه ای را با اطمینان اعلام کنیم.
کدام غذاهای گیاهی بهترین ضد سرطان ها هستند؟ در زیر به بعضی از این مواد شیمیایی ضد سرطانی که تحقیقات بیشتری رویشان انجام شده است اشاره می کنیم:
سیر، پیاز، تره فرنگی و موسیر می توانند راحت تر مواد سرطان زا را دفع کنند.
سبزیجات چلیپایی مانند گل کلم، جوانه ی بروکسل، کلم و شلغم از آسیب دیدن سلول ها توسط عوامل سرطان زا جلوگیری می کنند.
سویا نیز از پیشرفت تومر های سرطانی جلوگیری می کند.
مرکبات، انگور و سایر میوه ها هم عوامل سرطان زای پنهان را از بدن تصفیه می کنند.
حبوبات نیز از آسیب دیدن سلول ها جلوگیری می کند.
این مواد در چه حالتی مفید تر هستند؟ پخته شده یا خام؟ این مسئله با توجه به مواد شیمیایی درون آنها اصلاً مهم نیست. حتی کنسرو شده و منجمد و به صورت آبگیری شده آنها نیز مطلوب است. هر چند سبزیجات خام و بخار پز شده خواص مغذی بیشتری دارند.
آیا این مواد شیمیایی به شکل قرص هم وجود دارند؟ هنوز خیر، اما ممکن است در 10 سال آینده انجام شود. البته گذاشتن چند ترکیب در یک قرص نمی توانند نمی توانند به اندازه ی مواد غذایی گیاهی برای شما فایده برسانند. بهترین کاری که می توانیید بکنید این است که این مواد شیمیایی را با خوردن هر روزه انواع مختلفی از غذاهای گیاهی جذب کنید. از امروز شروع کنید. به امید سلامتی شما!
فيلم «مجموعه دروغ ها» با بازي
گلشيفته فراهاني، لئوناردو دي کاپريو و راسل کرو
|
به اميد يه لباس تازهتر |
|
|
ايران- منصوره مصطفي زاده:
«دو سالانه طراحي پارچه و لباس» شايد اسمش تا حدي شبيه جشنواره زنان سرزمين من باشد ولي مرتبتر و باكلاستر است. اين دوسالانه كه از هفته پيش در موزه هنرهاي معاصر برپا شده، شايد بتواند سليقههاي متفاوت و سختپسند را هم ارضا كند. ما اين جا لباس خاصي را پيشنهاد نميدهيم، فقط ميخواهيم تنوع را ببينيد و خودتان قضاوت كنيد. چادر
هم اگرچه خیلی عجیب و غریب به نظر میرسد اما چادری است که برای کاربرد خاصی طراحی شده. آستینهای کشدار چادر برای این است که در موقع کار، آستینهای گشاد آن توی دست و پا نباشند. خاص
هم به نظر میآید به درد خودسوزي بخورد! پشت این لباس که در بخش خلاقیت طراحی لباس شرکت کرده، یک ورقه فلزی چسبانده شده و چند شمع به آن وصل شده که میتوان آنها را روشن کرد! با این لباس اصلا نمیشود حرکت کرد چون ممکن است به قیمت شعلهور شدنش تمام شود! مردانه
تیشرتها جوانانهترین بخش طراحی لباس برای آقایان هستند. بعد از آن طرحی که «نیما بهنود» در آمریکا ارائه داد (طرح مهر میرزا کوچکخان روی تیشرتها)، اینطور طرحها حسابی گل کرد. حالا انواع خطاطی را میشود روی تیشرتها دید، مثل شكل2شكل1 اما نوشته خاصي ندارد و بيشتر از طرحهاي ساده در جلوي سينه و سرآستينها استفاده كرده كه اتفاقا خوب هم از آب در آمده است. مجلسي
این عکس، یک لباس مجلسی است که ضمنا پوشیده هم هست. خوبیاش این است که با باز کردن یقه لباس زیری و برداشتن آستینهایی که ساق دست را پوشاندهاند، ميتوانيد در مجالس زنانه آن را بپوشيد؛ ضمن اینکه به خاطر نوع خاص چینها و شکل هفت و هشتی لبه دامن، لباس بیشتر از آن چيزي كه هست، چینچینی و پفدار به نظر میرسد. هماهنگي شکل1 ترکیب بسیار سادهای از رنگهای سیاه و سفید است. این2 رنگ هر دو به شدت خنثی هستند و ممکن است آدم را بیش از حد بیروح نشان دهند؛ البته تركيبش دركنار هم معمولا خوب از آب در ميآيد.
در ترکیب رنگها سلیقه حرف اول را میزند. همیشه هم رنگهای همخانواده یا مکمل نیستند که با هم جور میشوند؛ در شکل3 رنگ فیروزهای که هیچ ربطی به رنگهاي قهوهای و کرم ندارد، خیلی خوب روی لباس نشسته. اسپرت
مدل جلیقهای که روی مانتو آمده، شبیه به کفش کتانی است و پوشیدنش با یک کتانی- که رنگش با جلیقه یا مانتو هماهنگ باشد - تیپ ورزشی را تکمیل میکند. سنتي
اين شکلهاچند مدل از لباسهای سنتی ایران را نشان میدهند. شکل1، لباس مردم قاسمآباد شمال است. شکل4هم کمی تا قسمتی شبیه لباس مردم کلات نادری است که البته خیلی سادهتر و سبکتر از اصل آن است. یک لباس ابریشمی دستباف محلی کلات، بین ۱ تا ۲ میلیون برای خریدارش آب میخورد که نشاندهنده زحمتی است که پای دوختش رفته.
شکل2، نوعی شلیته را نشان میدهد که در لباسهای محلی خیلی از مناطق ایران دیده میشود. شلیته بلند است و روی دامن میآید و البته به خاطر چاکهای دو طرف آن، جلوی حرکت را هم نمیگیرد.
شکل3هم یکجور استفاده از دامنهای چیندار است که بیشتر در لباس دخترهای ترک دیده میشود. ساده
سادهترین راهی که به نظر میرسد و خیلی هم استفاده میشود، دوختن نوار یا حاشیه دور لبههای آستین، یقه و تنه مانتو است که نمونهاش را در شکل1میبینید. اگر همین حاشیه یا تکهدوزی اضافه شده را از پارچههای سنتی انتخاب کنید، دوز سنتی بودن مانتو را بالا میبرد مثل شکل3.
در بعضی از همین مانتوها، طراحان به جای اینکه زحمت دوخت و استفاده از پارچه اضافه را به خودشان بدهند، با چاپ نقش و نگار یا گلدوزی روی بعضی از قسمتهای مانتو، آن را زیباتر میکنند. این بلا را خودتان هم میتوانید سر مانتوهای سادهتان بیاورید. برای اینکه یک مانتوی ساده را کمی جذابتر کنید، همیشه هم نیاز به تغییر دادن خود مانتو نیست؛ با وسایل تزئیني هم میشود این کار را کرد. گاهي آویزهای بزرگ مسی و نقرهای، هم جای خالی تزئینات لباس را پر کرده و هم کلی ژیگولتان میکنند.
شكل 2 هم در اصل یک مانتوی ساده است که قسمت جلوی آن با یک لایه اضافه دوخته شده و حالت 2 تکه پیدا کرده. اینطوری در حالی که مانتو یک لایه بیشتر نیست، به نظر میآید یک مانتو و یک ژیله بلند به تن کردهاید. ما از کجا، مد از کجا؟ خانم مقدمي ميگويد: «در فرانسه اصلا چيزي تحتعنوان پارچهفروشي وجود خارجي ندارد! کسي پارچه نميخرد. پارچه خريدن و لباس به خياط دادن، مال آدمهاي خيلي پولدار است. اين در حالي است که ما اينجا براي پارچه پردهاي و لباسي و ملحفهاي ـ هر کدام ـ يک راسته جداگانه داريم. در فرانسه همه لباس آماده ميخرند». دليلش چيز خيلي عجيبي نيست. در خيلي از کشورها تنوع لباسهاي آماده به حدي است که امکان انتخاب را براي خريدار فراهم ميکند. در حالي که اينجا کافي است گشتي در بازار مانتو بزنيد تا از ديدن مانتوهاي يکجور و يکرنگ اعصابتان خط خطي شود. اما تمام مسئله هم اين نيست. آقاي جهانگيري که سالها در کار بازاريابي طرحهاي لباس بوده، اوضاع طراحي لباس در ايران را اينطوري توصيف ميکند: «در ايران بين صنعت و طراحان مد فاصله زيادي وجود دارد. فکر ميکنيد چرا اين لباسهايي را که در اينجور نمايشگاهها ميبينيد، در بازار نميبينيد؟ چون يک لباس بايد صرفه اقتصادي داشته باشد تا به مرحله توليد برسد. توليد10هزار تا لباس هم صرفه اقتصادي ندارد. توليدکننده بايد مطمئن باشد که اين لباس 100هزار تا ميفروشد تا برايش توليد آن لباس صرف کند وگرنه ريسک نميکند. حالا چرا توليدکننده سليقهاش را عوض نميکند؟ چون سالهاست همين مانتوي مشکي ساده را توليد کرده و ديده چند ميليون ميفروشد. خب، براي چي بيايد طرح جديدي توليد کند که نميداند فروش ميرود يا نه؟». از طرف ديگر، کار تحقيقي روي مد در ايران، لوسبازي به حساب ميآيد. کسي از خريدار سؤال نميکند که چه چيزي دوست دارد و چه چيزي ميخواهد بپوشد. توليدکننده توليد ميکند و خريدار هم مجبور است به همانها تن بدهد. طراحان هم کاري بيشتر از اين نميکنند. طراح لباس مينشيند در دفتر کارش و پشت درهاي بسته طرح ميدهد. نتيجهاش هم ميشود طرحي که خودش دوست داشته، نه طرحي که مشتري دوست دارد. اينطوري است که توليدکننده هم همانها را توليد ميکند و سليقه جامعه را خودش تعيين ميکند. در فرانسه و ساير کشورهاي ديگري که مد تبديل به يک صنعت درآمدزا شده، چندين دهه است که اين سيستم تحميل سليقه صنعت به مردم ورافتاده و صنعت مد خودش را با سليقه مردم هماهنگ ميکند؛ يعني مطالعه ميکنند که مردم چه چيزي را دوست دارند و همان را توليد ميکنند، در حالي که سيکل ناقص طراحي و توليد در کشور ما اينطوري پيش ميرود؛ طراحي نادرست، توليد نادرست، خريد نادرست و بالاخره نارضايتي؛ مشتري يعني ما! |
زيره كرمانى

گياهى كه خاصيت فوق العاده دارويى و غذايى دارد
و موثرترين وسيله براى دفع نفخ شكم است
زيره سياه يا زيره كرمانى گياهى است كه ريشه آن هم معطر و شيرين است . ساقه هاى آن كلفت و به شكل پاى غاز است كه در ابتدا راست است و بعد شاخه شاخه مى شود و تا پنجاه سانتيمتر ارتفاع پيدا مى كند.
گلهاى زيره سفيد و يا سرخ رنگ است كه ميوه آن به شكل زيره از آن پيدا مى شود و خيلى معطر است . اگر دانه زيره را در دست بگيريد و به آن نگاه كنيد خواهيد ديد كه داراى پنج خط كناره نازك است .
نام زيره در زبانهاى اروپايى از اسم فارسى قديمى آن گرفته شده است زيرا در ايران باستان به زيره (كرويا) مى گفته اند.
تاريخچه زيره
زيره از ادويه اى است كه انسانهاى ماقبل تاريخ آن را مصرف مى كرده اند. دليل اين ادعا اين است كه زيره را در خانه هاى درياچه اى كه مردم ماقبل تاريخ در آن سكونت داشته اند پيدا كرده اند. يونانيها و روميان از خواص آن بى اطلاع بوده اند ولى آن را مصرف مى كرده اند. ابن بيطار طبيب عرب آن را مى شناخته و مصرف آن را براى دفع نفخ شكم تجويز مى كرده است .
سنت هيلاگارد خواص و مزاياى زيادى براى زيره تشخيص داده و عقيده داشته است كه زيره نفخ شكم را برطرف كرده و خروج ادرار را زياد مى كند. كرمهاى روده را دفع كرده و معده را تقويت مى كند و تب را از بدن دور مى سازد.
در انگلستان زيره شهرت زيادى دارد چنانكه شكسپير در يكى از داستان هايش ، پهلوان داستان را دعوت مى كند كه سيب درختى را با زيره بخورد تا از نفخ شكم خلاص يابد.
خواص درمانى زيره
از زمانهاى بسيار قديم ، زيره جزو چهار تخم گرم وارد تركيبات دارويى براى درمان بيماريها شده است . زيرا تخم زيره داراى خواص تقويت كننده ، هضم كننده ، كرمكش ، ضد ثقل ، ضد نفخ و ضد قولنج كودكان و ضد تب و عارضه ((بلعيدن هوا)) بوده است و بهترين طريقه استعمال آن ، دم كردن آن است كه تخم زيره را در آب جوش دم كرده مى نوشند. و مقدار مصرف آن هم يك قاشق قهوه خورى در يك فنجان آب جوش بوده است كه بعد از هر غذا مصرف مى شود و يا اينكه عرق آن را مى گرفته اند و مصرف مى كرده اند، عرق زيره در هندوستان و پاكستان كنونى مصرف زيادى دارد.(5)
خواص غذايى زيره
روميان باستان زيره را مثل يك سبزى مى خوردند و مخصوصا ريشه آن را چون شيرين بود مثل هويج مصرف مى كردند و دانه زيره را كه بسيار معطر بود در سوسهاى معروف آپسيوس مصرف مى كردند.
ژول سزار امپراتور روم عقيده داشت كه ريشه هاى زيره سربازان والريس را از مرگ در اثر گرسنگى نجات بخشيد.
كشورهاى شمال اروپا هم از زمانهاى بسيار طولانى زيره را مى كاشته اند و آن را مثل سبزى مصرف مى كرده اند، ريشه آن را مثل هويج مى خورده اند و برگهاى تازه آن را در سالاد مصرف مى كرده اند.
دانه هاى زيره را مثل ادويه در كشورهاى شمال اروپا و اروپاى مركزى در سوپ ، راگو و كلم شور (شو كروت ) مصرف مى كرده اند. در آلمان و هلند پنير مخصوصى از زيره مى ساختند كه هنوز شهرت قديمى خود را حفظ كرده است . زيره را در آلمان ، مجارستان و قفقاز به نان مى زنند و نانهاى قندى و شيرينى هاى سنتى مخصوصى در اين كشورها از زيره تهيه مى كنند.
در انگلستان يكى از آداب آشپزى معروف اكسفورد اين است چند دانه تخم زيره در سيب درختى فرو كنند و آن را در كوره بپزند و به عنوان دسر مصرف نمايند.
در فرانسه نُقل مخصوصى از زيره درست مى كنند كه ساليان دراز به اين طرف اين نقل معروفيت زيادى دارد.
دفتر اصلي گروه امبیسی در لندن قرار دارد ولي از شهرک رسانه ای دبی در کشور امارات متحده عربی برنامه هاي خود را پخش مي كند.
این شرکت دارای چندین شبکه رادیویی و تلویزیونی است. این شبکهها عبارت اند از:
امبیسی ۱، فیلم و سریال به زبان عربی
امبیسی ۲، اولین شبکه ۲۴ ساعته رایگان فیلم سینمایی
امبیسی ۳، شبکه کودکان
امبیسی ۴، سریال و شوهای آمريکایی
امبیسی اکشن، شبکه ۲۴ ساعته فیلمهای اکشن
امبیسی پرشیا، ویژهٔ فارسی زبانان
العربیه، شبکه خبری
امبیسی افام، پایگاه رادیویی امبیسی

گروه چند رسانهای «امبیسی» که از سال ۱۹۹۱ میلادی در عربستان سعودی فعالیت خود را آغاز کرد، در سال 2002 دوبی را به عنوان مرکز جدید خود برگزید. مرکز این شبکه در اوایل دهه نود میلادی در لندن قرار داشت. این مرکز جدید با مديريت «وليد بن ابراهيم» فعاليت خود را در دبی آغاز کرد و مدعی است که ۷۵ ميليون بيننده دائم دارد. يکی از تجارب موفق اين گروه شبکه خبری عرب زبان «العربيه» است که از سال ۲۰۰۳ به روی آنتن ها آمد و از همان زمان رقابتی تنگاتنگ با تلویزيون الجزيره قطر در زمینه پوشش مستقيم تصويری اخبار خاور ميانه، به ويژه عراق دارد .
قبل از افتتاح امبیسی پرشیا، اين گروه، شبکه MBC Action (امبیسی اکشن) را به زبان انگليسی راه اندازی کرد که از سال ۲۰۰۷ پخش آن آغاز شده و به گفته روابط عمومی اين شبکه، در جذب بيش از ۷۰ درصد از بينندگان بين ۱۴ تا ۲۵ سال عرب موفق بوده است.
تبلیغات امبیسی به زبان فارسی با عنوان امبیسی پرشیا، از هفتم فروردین ماه سال جاری در حاشیه كنسرت خوانندگان لس آنجلسی و در قالب یك تابلوی بزرگ كه رو به روی ساختمان این كانال در مدیا سیتی دبی نصب شده بود، آغاز شد.
هیچ كس انتظار نداشت كه بعد از آخرین محصول MBC یعنی ایجاد شبكه ماهواره ای ACTION MBC اینك نوبت به راه اندازی تلویزیونی فارسی زبان از سوی این شركت تلویزیونی برسد. اما ظاهرا بازار گرم تبلیغات ایرانیان برای كانالهای اینترنتی حتی كمپانی MBC را نیز به فكر تاسیس تلویزیونی فارسی زبان انداخت.
گرچه كانالهای MBC , 2 ,MBC MBC3 , MBC4 و ActionMBC بخش وسیعی از ایرانیان را از طریق ماهواره های نایلست و عربست (بدر) و همچنین از طریق زمینی در نواحی جنوبی ایران ، خصوصا جزیره كیش به خود جذب كرده است، اما كانال فارسی زبان این شبكه موسوم به PERSIA MBC ایرانیان را به تماشای كانالهای MBC مصمم تر خواهد كرد.
مجموعه کانالهای امبیسی در عربست و نيلست توسط شرکت سما کام بر روی ماهواره فرستاده شده است. کانال mbc1 بیشتر برنامههايي از فیلم وسریال و اخبار و برنامه های تفریحی وسرگرمی گرفته تا برنامه های آموزشی و ترکیبی را پخش ميكند كه بیشتر این برنامه ها به زبان عربی و برای بینندگان عرب زبان تعبییه شده است. کانال امبیسی اکشن همراه امبیسی دو فیلمهای سينمايي را به زبان انگلیسی و به صورت زیر نویس عربی پخش میکند. از لحاظ كيفيت اين شبكهها کانالهای باکیفیتی هستند كه از سطح مخاطب بالايي در ايران بر خوردارند.
گفته ميشود امبیسی پرشیا سیاستهای «امبیسی ۲» را ادامه خواهد داد با اين تفاوت که فيلم ها به جای زير نويس، به زبان فارسی دوبله خواهند شد. لازم به ذكر است امبیسی2 حساسيتهاي زيادي به آنچه سياستهاي پخش كشورهاي مسلمان است را ندارد.
خب اينم از فرکانسهاي کانال MBC PERSIA
در ماهواره بدر یا عرب ست:
فرکانس: 11919 / H / 27500
در ماهواره نايلست:
فرکانس: 12341 / V / 27500
دو لينک مرتبط
- سايت باشگاه هواداران «امبیسی پرشیا»: mbc-persia.com/ farsi
- براي مشاهده ليست برنامه هفتگي «امبیسی پرشیا» روي اين لينک کليک کنيد.
خودرو R8شرکت Audi به تکنولوژی
دیود های کوچک نورانی مجهز شد

مثل اینکه شرکت های سازنده خودرو فقط در نوع مدل ها با هم در رقابت نیستند. امروز خبر دار شدیم که شرکتAudi توانست خودرو R8 خود را به تکنولوژی لامپ ها LED مجهز کند. هر یک از چراغ های این خودرو مجهز به 24 عدد لامپ کوچک LED می باشد که می تواند ترکیب مناسبی از نور با ویژگی هایی که عرض خواهیم کرد ایجاد کند . قبل از این چند خودرو سواری مسابقه ای برای تزئین از این تکنولوژی استفاده می کردند اما بسیار محدود تر از R8 فعلی.
فکر می کنم آنچه شرکت Audi را بر آن داشت تا در عرصه ساخت لامپ های متفاوت مانوور دهد قابلیت های خوبی که در بخش راندمان کاری و هزینه مقرون به صرفه تر این لامپ هاست.LEDمخفف(Light Emitting Diodes) میباشد که می تواند بدون استفاده از فیلمنتی که لامپ های هالوژن و یا گاز پلاسمایی که لامپ های HID از آن استفاده می کنند از خود نور ساتع کند. در واقع این لامپ های کوچک نورانی به دلیل آنکه از جنس نیمه هادی ها هستند می توانند در اثر حرکت الکترو نها و حفره ها نور را گسیل دهند.با این حرکت تعادل بار های الکتریکی موجود در میدان الکتریکی را بر هم زده و می توانند منشا ایجاد نور و جرقه باشند. ساختار و ابعاد فیزیکی چراغ های نیمه هادی بسیار زیباتر و کوچک تر از لامپ های هالوژن خواهد بود.
این نکته در ظرافت و زیبا سازی پیکره یک خودرو بسیار حائز اهمیت خواهد بود. کنتراست نوری که از طریق یک چیپ نیمه هادی ایجاد میشود بسیار کارا تر و ظریفتر و قابل تنظیم تر در رنج های متفاوت نوری ست. از همه چالب تر آنکه صدمات و آسیب های احتمالی نور حاصل از چیپ های نیمه هادی نسبت به چشم انسان بسیار کمتر و قابل جبرانتراز لامپ های مورد استفاده فعلیست.بی شک شرکت سازنده برای تجهیز خودرو به این تکنولوژی متحمل هزینه ای نه چندان کم شده است. اما با این پیشرفت حرکت و گام برداشتن در عرصه تولید محصولات کارا تر در بخش راندمان هموار تر خواهد شد.
زعفران

گياه معطرى كه هم در ((دوا)) و هم در ((غذا)) مصرف مى شود
زعفران به حالت وحشى در يونان و ايتاليا پيدا مى شود كه نام آن را ايران و كشمير مى گويند و گياهى است كه از آن زعفران به دست مى آيد و زعفران ادويه اى است كه در غذا و دوا استعمال مى كنند.
اين گياه معطر گرچه گهواره اصلى پرورش آن در مشرق زمين بوده است و از آنجا به اروپا آمده است ولى كشت آن در اسپانيا به قدرى رواج دارد كه اكنون اين گياه معطر جزو گياهان بومى اين سرزمين است .
در سال 960 ميلادى يعنى بيش از هزار سال پيش زعفران از آسياى صغير به وسيله اعراب به اسپانيا برده و كشت شد.
در جنگهاى صليبى ، صليبيون آنها را با خود به اروپا آورده و تقريبا در تمام كشورهاى اروپا آن را پخش و كاشتند. كشت زعفران به وسيله پياز آن به عمل مى آيد و هر پياز يكبار گل مى كند و از آن گل كاكلى پيدا مى شود كه همان زعفران است . بطور متوسط از صد هزار گل زعفران پنج كيلو كاكل زعفران به دست مى آيد كه وقتى آن را خشك كنند وزن آن به يك كيلو تقليل پيدا مى كند به همين جهت است كه كشت زعفران زحمت فراوان در بر دارد و محصول آن هم زياد نيست و هميشه و در همه جا زعفران گران است . در ايران ، قائنات سرزمين اصلى پرورش زعفران است و تقريبا همه زعفران مرغوب ايران از اين محل به دست مى آيد.
تاريخچه زعفران
زعفران گياهى شگفت انگيز، زيبا و معطر است و اين صفات موجب شده است توجه قديميها را به خود جلب كند و تاريخى كهن و قديمى از خود به يادگار بگذارد.
مصريان قديم آن را مى شناختند و در باغهاى معروف لوكسور آنرا به عمل مى آوردند.
عربها به آن نام (كاركوم ) داده و با كشت آن در اسرائيل باغ سليمان را زيبا و تماشايى كرده بودند. زعفران محصول ممتازى بود كه قديميها به آن اهميت فراوان داده و با آن تجارت بزرگى مى كردند.
تجارت زعفران در قديم الايام در انحصار فينيقيها بود. در قرون هفدهم و هجدهم ميلادى خواص دارويى زعفران در بين مردم شناخته شد. چون قديميها آن را استعمال مى كردند و داروهايى از آن ترتيب مى دادند كه در فرهنگ دارويى آن زمان به نامهاى مخصوصى مثل اكسير طول عمر نام دارد.
امروز ثابت شده كه زعفران ضد تشنج است و بذاق دهان و غده هاى هاضمه را زياد كرده و در انبساط و انقباض عضلات معده اثر نيكويى دارد.
زعفران در طباخى
از زمانهاى بسيار قديم زعفران جزو ادويه اى بوده است كه در انواع پتاژ، رگو، شيرينى و ليكور مصرف مى كرده اند. با زعفران به كره و پنير رنگ دلپسند و مطبوعى مى دهند.
در اسپانيا نانهاى قندى ، مربا و نان و پلو مخصوصى از زعفران درست مى كنند كه آن پلو به نام پائلا خوانده مى شود و از غذاهاى بومى اسپانيايى است كه جهانگردان به آن علاقه فراوان دارند.
يكى از تركيبات ادويه كارى زعفران است كه با سوس كارى غذاهاى خوشمزه اى را تهيه مى كنند. صد سال پيش شليمر در كتاب خود راجع به زعفران اينطور مى نويسد:
((زعفران كه در ايران مصرف مى شود قسمتى در ايالت باكو در روسيه و قسمت ديگر آن در قائنات به عمل مى آيد. من هيچ اثرى از كشت زعفران در رود زاپار كه منطقه اى كوهستانى و در سه فرسنگى همدان است نديدم و حال آنكه زكرياى رازى از كشت زعفران در اين ناحيه شرح مفصلى نوشته است و همچنين اثرى از زراعت زعفران در (دربنده ) در راه شيراز و بندرعباس نديدم نوشته است دوپره در سفرى كه به ايران كرده كه در كوهها دربنده زعفران بطور خودرو مى رويد و بزهاى كوهى آن را مى خورند و در اثر آن در شكمشان فادزهر پيدا مى شود كه براى دفع سموم اثر دارد.
شليمر عقيده دارد كه فادزهر بزهاى كوهى ارتباطى به زعفران ندارد و تقريبا تمام بزهاى كوهى داراى فادزهر هستند و حال آنكه زعفران نخورده اند.
شب آرزوها

این ماه از ارزش و شرافت بسیار بالایی برخوردار است و یکی از اسباب شرافت آن این است که یکی از ماه های حرام است و یکی از زمانهای ویژه دعا ، و در روزگار جاهلیت نیز به همین ویژگیها معروف و شناخته بوده است و مردم آن روزگار انتظار می کشیده اند این ماه فرا رسد تا برای برآمدن نیازهای خویش دعا کنند ، در این باره حکایت شگفتی نیز هست که سیدبن طاووس بخشی از آن را درکتاب اقبال آورده است .
برپایه برخی از روایات ، این ماه ، ماه حضرت امیرالمومنین (ع) است ، همانگونه که ماه شعبان ماه حضرت رسول (ص) و ماه رمضان ، ماه خداست ، و نخستین شب آن از شبهای چهارگانه ای است که درباره احیا و شب زنده داری آنها سفارش فراوان شده است . و روز نیمه ، آنگونه که در روایات آمده زمان انجام اعمال استفتاح است ، و روز بیست و هفتم آن روز بعثت حضرت رسول است ، روزی است که رحمت رحیمیه خدواند در آن به گونه ای آشکار شده و ظهور پذیرفته که از آغاز آفرینش تاکنون ، در هیچ روز دیگری چنین ظهوری نداشته است ، روزی که از نظر شرافت باطنی از هر روز دیگری شریفتر و ارجمندتر است ، و خلاصه فضایل این ماه بیش از آن است که بتوان آنها را دریافت .
از مهمترین اعمال و مراقبات این ماه از آغاز تا پایان ، پیش چشم داشتن حدیث فرشتۀ «داعی » است : از پیامبر (ص) گزارش شده : « خدای را در آسمان هفتم فرشته ای است به نام « داعی » هرگاه ماه رجب فرا رسد در همه شبهای آن از آغاز تا با مداد ، این فرشته چنین ندا می دهد : ذاکران ! مطیعان ! مستغفران ! توبه جویان ! مژده ، مژد ، بشارت ،بشارت خداوند می فرماید : من همنشین آنم که با من همنشین شود ، من مطیع آنم که مطیع من باشد ، من بخشندۀ آنم که از من بخشش خواهد ، ماه ماه من است و بنده بندۀ من است و رحمت رحمت من است هر که مرا در این ماه بخواند پاسخش می دهم و هر که از من چیزی بخواهد ، خواسته اش برآورده می سازم ، هر که از من راه بخواهد ، هدایتش می کنم ، این ماه را رشته پیوند میان خود و بندگانم ساخته ام ، هر که بدان دست یازد به من رسد .»
● لیلهٔ الرغائب
اگر نخستین شب رجب ، شب جمعه نیز باشد ، سزاوار است که اعمال « لیله الرغائب » نیز در آن شب به جا آورده شود ، از پیامبر (ص) روایت شده که فرمود : « از نخستین شب جمعه رجب غافل نمانید ، این شب را فرشتگان « لیله الرغائب » نامیده اند ، در این شب آنگاه که یک سوم از شب بگذرد ، فرشتگان همه در کعبه و اطراف آن گرد می آیند ، خداوند بدانان می فرماید : فرشتگان من هر چه می خواهید از من بخواهید ، می گویند : خدایا خواسته ما این است که بر روزه داران رجب ببخشایی ، خداوند می فرماید : بخشودم، سپس پیامبر فرمود: هر کس نخستین نیمه رجب را روزه دارد ، و در فاصله آغاز شب تا گذشتن یک سوم از آن ، دوازده رکعت نماز ، دورکعت دو رکعت به جای آرد و در هرکعت یک بار حمد ، سه بار انا انزلناه و دوازده بارقل هو الله را بخواند و در پایان هفتاد بار با گفتن « اللهم صل علی محمد النبی الامی و علی آله » برمن و آل من درود فرستد ، سپس به سجده رود و بگوید : « سبوح قدوس رب الملائکه و الروح» سپس سر از سجده بردارد و بگوید : « رب اغفر و ارحم و تجاوز عما تعلم انک انت العلی الاعظم » و دوباره سجده ای چون سجده نخست به جای آرد ، پس حاجت خویش از خدا بخواهد، به خواست خدا حاجتش برآورده می شود ، سپس فرمود: « سوگند به آنکه جانم در دست اوست هیچکس این نماز را جای نمی آورد مگر اینکه گناهانش بخشوده می شود ، هر چند گناهانش به انبوهی کفهای دریاها، ریگهای بیابانها ، هموزن کوهها و به شمارۀ برگهای درختان باشد ، در قیامت نیز شفاعت او درباره هفتصد نفر از خویشان و بستگان دوزخی اش پذیرفته می شود و در شب اول قبر پاداش این نماز در زیباترین چهره و اندام تمثل و تجسم می باید ، خوشروی و خوشگوی ، و خوشبوی و خوشخوی ، و خرم و خندان و مژده بر لب نزد او می رود و او را به رهایی از هر غم و اندوهی بشارت می بخشد ، می پرسد تو کیستی چنین دل انگیز و عطر آمیز ؟ پاسخ می شنود: عزیز من ! دوست من ! من پاداش آن نمازم که در فلان شب ، فلان ماه ، فلان سال ، در فلان جای به جای آوردی ، اینک نزد تو آمده ام تا حقت را بپردازم ، ترست را فرو ریزم و در این وحشت و تنهایی همنشین و همدمت باشم ، پس از نفخ صور نیز در عرصه سوزان قیامت در سایه ات گیرم ، آری با توام و هرگز خیر وخوبی من از تو دور نخواهد ماند.
کاكائو و شکلات

بسيارند كسانى كه نمى دانند كاكائو ميوه درختى است و آن درخت در مكزيك و امريكاى مركزى مى رويد. درخت كاكائو چهار تا ده متر ارتفاع دارد. شاخه هاى آن از برگهاى متناوب و ساده پوشيده شده است . گلهاى آن ريز و در تمام فصول سال بر درخت ظاهر مى شود.
ميوه آن به شكل خيار و رنگ ظاهر آن زرد مايل به قرمز است و درون آن داراى دانه هايى به شكل باقلا است كه همان دانه ها را مى سايند و گرد مى كنند و به شكل پودر درمى آورند كه تقريبا همه ما آن را ديده ايم . درخت كاكائو درختى ظريف است كه احتياج به حرارت ، رطوبت ، سايه ، خاك نرم و عميق و سرشار از پتاس دارد. از باد وحشت دارد به همين علت است كه اغلب درختان كاكائو را در كنار رودخانه و دور از باد مى كارند و در اطراف آن درخت ليموى ترش يا موز مى كارند تا به منزله پناهگاهى از باد و آفتاب باشد.
درخت كاكائو از دو يا سه سالگى گل مى دهد و از چهار يا پنج سالگى ميوه مى دهد. يك درخت كاكائو هر سال 20 تا 60 ميوه مى دهد كه از يك تا سه كيلو كاكائوى تجارتى دارد.
تاريخ كاكائو
از كاكائو خوراكى معروف به نام شکلات درست مى كنند كه مصرف آن در قرن بيستم در سراسر دنيا رواج يافته است .
يكى از فاتحان اسپانيولى به نام ((نونان كورتز)) كه در سال 1525 ميلادى در مكزيك در تعقيب هنديان سرخ پوست بود ناگهان در آنجا به كاكائو برخورد و آن را كشف كرد و با كشتى سريع السير خود به نام كاراول آن را به اسپانيا آورد و به كشيشان صومعه اى داد و به آنها گفت كه سرخ پوستان هندى مكزيك ، اين دانه ها را مى كوبند و از آن نوعى سوپ درست مى كنند كه مثل غذا مى خورند، يا با شكر مخلوط مى كنند و به عنوان شيرينى مى خورند. روغن آن را براى سوختگى پوست مصرف مى كنند و زنان زيباى مكزيكى آن را به عنوان كرم زيبايى به خود مى مالند. كشيشان صومعه دانه هاى كاكائو را با شكر كوبيدند و از مخلوط آن شکلات فعلى به وجود آمد كه رفته رفته در تمام اروپا مصرف آن رواج يافت ، چنانكه در قرن هفدهم تمام دربارهاى سلطنتى اروپا با كاكائو و شکلات مهمانان را پذيرايى مى كردند.
كاكائو و شکلات چه خواصى دارند؟
شکلات براى بعضيها غذايى عالى و ايده ال و براى بعضى ديگر غذايى مسموم است ولى حقيقت غير از اين است كاكائو و يا شکلات داراى مواد چربى و پر كالرى است و اگر آن را بعد از غذا بخورند مخصوصا اگر غذاها سنگين و پرچربى باشند دستگاه هاضمه را به زحمت مى اندازد ولى كسانى كه در جاهاى سردسير هستند و غذاى ساده اى مى خورند و شکلات و كاكائو را به خوبى هضم و تحمل مى كنند و عوارض ناگوارى از مصرف آن در خود نمى بينند. شکلاتى كه شما هم خورده ايد مخلوطى است از آرد كاكائو و شكر با حجم كمى كه دارد غذايى كامل است و شانزده گرم آن براى يك ليوان شير كافى است ؛ زيرا صد گرم شکلات داراى پانصد كالرى حرارت است . شکلات به علت چربى زيادى كه دارد هضم آن مشكل است و چون قابض است توليد يبوست مى كند. كسانى كه ورم مفاصل و رماتيسم دارند و يا از نظر كليه ها و كبد عليل هستند نبايد آن را بخورند. دانه كاكائو داراى پنجاه درصد چربى است . كره كاكائو سفت است ؛ رنگ آن سفيد مايل به زردى است ، براق و با بوى شکلاتى است كه طب آن را براى تهيه شياف به كار مى برند. براى خانمها از آن ماتيك ، كرم و محصولات زيبايى مى سازند، در صنايع عطرسازى هم آن را مصرف مى كنند.
اخيرا كشف كرده اند كه شکلات سرشار از كلسيم و فسفات دوشو است . هم چنين داراى ويتامين ((د)) مى باشد كه اين ويتامين براى تهيه كلسيم استخوانها نقش مهمى به عهده دارند. بنابراين شکلات غذايى است كه ضد سستى استخوانها مى باشد و مى توان به بچه ها داد به شرطى كه از مقدار معينى تجاوز نكند.
كاكائو داراى دو درصد ((نئوبرومين )) و ((كافئين )) است كه مصرف آن براى تقويت اعصاب كسانى كه كارهاى فكرى مى كنند مفيد است و در عين حال داراى اوكسالات دوكلسيم است كه اين ماده ، شکلات را براى كسانى كه نقرس دارند يا چاق هستند و يا امراض كبدى و يا رماتيسم دارند زيانبخش كرده است .
مصرف كاكائو و شکلات براى چه كسانى تجويز مى شود؟
ورزشكاران . كسانى كه كارهاى سخت بدنى مى كنند و احتياج به غذايى دارند كه با حجم كم ، كالرى زيادى داشته باشد. كسانى كه كارهاى فكرى دارند (به شرطى كه كبد آنها سالم باشد و به مقدار خيلى كم مصرف نمايند.)
كودكان از سه سالگى به بعد (به شرطى كه هر روز از 25 گرم تجاوز نكند و آن هم بايد حالت آنها را بررسى كرد كه اگر عكس العمل بدى در آنها ظاهر نمى شود) مصرف نمايند.
كسانى كه به بيمارى قند مبتلا هستند تقويت شوند، اگر دستگاه هاضمه آنها به خوبى كار مى كند مى توانند به اعتدال آن را مصرف كنند.
كاكائو و شکلات را چه كسانى نبايد بخورند؟
كسانى كه به بيمارى قند مبتلا هستند زيرا شکلات داراى مقدار زيادى مواد قندى است .
در حال حاضر شکلات هاى مخصوصى براى اشخاص مبتلا به ديابتيك مى سازند كه مقدار قند آن كاهش يافته است .
كسانى كه عوارض كبدى دارند و از آن ناراحت هستند نبايد كاكائو و شکلات بخورند.
بطور كلى نبايد در پايان غذا، شکلات را به عنوان دسر خورد. زيرا داراى مقدار زيادى چربى است كه هضم غذا را مشكل مى كند.
كسانى كه شکلات گردو يا بادام و يا پسته را شکلات ساده تر ترجيح مى دهند و عقيده دارند زودتر هضم مى شود اشتباه مى كنند زيرا شکلات مايع يعنى آميخته با شير و يا آب زودتر از شکلات سفت و مخلوط به بادام و پسته هضم مى شود.
بطور كلى شکلات و كاكائو را بايد در فاصله غذا خورد و هر كس هم بايد طبيعت خود را امتحان كند و ببيند شکلات و كاكائو با مزاج او سازگار است يا نه ؟
نوشابه مطبوع براى تقويت استخوانها
اگر پوست هسته كاكائو را دم كنند نوشابه مطبوعى از آن به دست مى آيد كه بوى شکلات دارد ولى داراى مقدار زيادى ويتامين است و بعلاوه براى تقويت استخوانها مفيد است ، مخصوصا كسانى كه دارى نرمى استخوان (راشيتيسم ) هستند اين جوشانده را مصرف مى كنند.
مقدار پوست هسته كاكائو براى تهيه اين جوشانده يك قاشق سوپ خورى در يك پنجم ليتر آب است كه بايد پنج دقيقه آن را جوشانيده و ده دقيقه دم كرد و مصرف نمود.
از كاكائو، كارامل ، كرم و بستنى هم درست مى كنند كه مصرف آن براى اشخاصى كه شکلات تجويز شده مجاز است . كاكائو و شکلات در مقابل هوا و يا طول زمان فاسد مى شود. بايد توجه كنيد كه هميشه تازه آن را مصرف كنيد. علامت شکلات خوب اين است كه بايد نرم و براق باشد. وقتى آن را مى شكنيد داخل آن سوراخ ، سوراخ و ناهماهنگ نباشد. بوى آن بايد مطبوع باشد. در آب كاملا حل شود و فضولاتى از خود باقى نگذارد.
كشورهايى كه زياد شکلات مصرف مى كنند:
1- بلژيكيها به طور متوسط هفت كيلو در سال .
2- انگليسيها شش كيلو در سال .
3- هلنديها و آلمانيها پنج كيلو در سال .
کره

كمبود ويتامينهاى «آ» و «د» بدن را با مصرف كره تاءمين كنيد.
تاريخچه كره
قرنها است انسان كشف كرده است ، با زدن سرشير ماده اى محكم و خوشمزه به دست مى آيد كه وقتى نزديك آتش شود زود آب مى شود و عطرى به غذا مى دهد. اين ماده كره است . تكنولوژى جديد براى ساختن ، ماشينهاى مخصوصى اختراع كرده است كه به طور خود كار كره ساخته شده و قالب مى شود و در كاغذهاى مخصوص حفظ مى گردد.
با اكتشافات جديد ارتباطى ، صنعت لبنيات سازى هم ترقى كرده ، و اكنون كره اى كه در استراليا ساخته مى شود به انگلستان آمده و مصرف مى شود. در كشور ما ايران هم در حال حاضر مصرف كره همگانى شده و تقريبا همه صبحانه خود را با نان و كره و مربا مى خورند.
ارزش غذايى كره
كره غذايى ممتاز است كه ارزش كالرى آن قابل توجه است . صدگرم كره 750 كالرى حرارت توليد مى كند. كره خام شاه روغن مواد چربى حيوانى است .
در بعضى از كشورها در قانون مواد غذايى آنها براى كره مشخصاتى تعيين كرده اند از جمله در فرانسه چيزى بايد به نام كره ناميده شود كه از زدن خامه تازه يا از شير به دست آيد و 82 درصد آن مواد چربى خالص باشد (كه گلبولهاى چرب كرم شير است ) و در 18 درصد بقيه آن نبايد بيش از شانزده درصد آب باشد. كره تازه به فراوانى دو ويتامين اصلى دارد كه يكى ويتامين «» و ديگرى ويتامين «د» است . ويتامين «» رل بزرگى را در رشد بدن بازى مى كند و ويتامين «د» نقش مهمى در مبارزه با نرمى استخوان «راشيتيسم » به عهده دارد.
مقدار ويتامينهاى كره بستگى به طرز تغذيه دامها دارد، به عنوان مثال شير ماده گاوهايى كه با يونجه سبز و مخصوصا شبدر تغذيه شده اند دو برابر بيش از ماده گاوهاى ديگر است ، درصد گرم شير اين گاوها تا 5 هزار واحد ويتامين وجود دارد، حال آنكه شير حيواناتى كه با علف خشك يا نواله تغذيه شده اند نصف اين مقدار ويتامين دارد. به همين جهت است كره اى كه در تابستان به دست مى آيد بيش از كره زمستان ويتامين دارد.
بعضى از كارخانه هاى كره سازى كره شير تابستان را در بيست و پنج درجه برودت براى ايام زمستان نگه مى دارند تا كره اى كه در زمستان تهيه مى كنند داراى حداكثر ويتامين باشد.
مصرف كره خام به چه كسانى تجويز مى شود؟
هر كس از سلامت عادى برخوردار باشد بايد هر روز حداقل بيست گرم كره خام مصرف كند حتى كسانى كه نارسايى كبد دارند و يا از حيث روده ها عليل هستند بايد كره خام بخورند. كره را وقتى بپزند و به صورت روغن در آورند چون ويتامينهاى آن در اثر حرارت مى سوزد و از بين مى رود هضم آن ثقيل مى شود.
كره براى اين اشخاص توصيه نمى شود و نبايد مصرف نمايند
1- كسانى كه چاق هستند و رژيمهاى خيلى سخت لاغرى را گرفته اند.
2- كسانى كه ميزان چربى خون آنها (كولسترول ) بالا است زيرا كره اسيدهاى چربى اشباع شده را كه مولد كولسترول هستند به وجود مى آورد.
مصرف كره براى اين اشخاص لازم است ؟
1- بچه ها كه بايد رشد بكنند. 2- مادران آينده . 3- كسانى كه كارهاى بدنى مى كنند.3- كسانى كه در نواحى سردسير زندگى مى كنند.
كره وقتى داغ مى شود ثقيل الهضم مى شود زيرا مواد چربى كره تبديل به آكرولئين مى شود.
كره را چگونه بايد حفظ كرد؟
كره را بايد دور از نور و روشنايى نگهدارى كرد زيرا نور و روشنايى آن را خراب مى كند. پس بايد آن را بسته بندى كرد و در كاغذهاى سولفوريزه يا آلومينيومى حفظ كرد. ظروف مسى يا آهنى براى كره خطرناك است و نبايد كره را در ظروف مسى يا آهنى ريخت .
كره در مقابل هوا تند مى شود و علت تندى كره اسيدبوتيريك است كه در آن پيدا مى شود و اين اسيد سم است . حيوانات آزمايشگاهى را با كره اى كه در مقابل هوا گذاشته اند و تند شده است تغذيه كرده اند و ديده اند خيلى زود دچار كمبود ويتامين «ب » شده اند. به همين علت است كه توصيه مى شود به بچه ها كره تند ندهند. كره را در يخچال از درجه صفر تا 10 مى توان حفظ كرد. كره را آب مى كنند و از آن روغن خوراكى تهيه مى كنند كه مدتى طولانى بماند ولى چون روى آتش جوشيده است بسيارى از مواد زنده و حياتى خود را از دست داده است .
با یک عدد بطری آب دوش بگیرید
تا حالا با یک بطری آب دوش گرفته اید؟! نمی دانم که چه کسی قادر است تنها با یک بطری آب دوش بگیرید که باعث شده تا یکی به فکر ساخت این سر دوش خوشکل بیفتد. این گجت کوچک و جالبی را که در تصویر مشاهده می کنید یک سر دوش کوچک و قابل حمل است که به راحتی می توانید آن را در دهانه یک بطری آب بپیچانید تا بتوانید از آب آن برای دوش گرفتن استفاده کنید. جالب تر از این سر دوش به نظر من عکسیست که برای معرفی محصول در نظر گرفته شده است. یاد آدم های کم شانس می افتم که لب در یا هم اگر رفتند با خود یک بطری آب می برند! منبع
![]()
شنا کردن یک ساچمه سرامیکی
در یک استکان چای

تا حالا چای و یا نوشیدنی های خود را با قاشق های کوچک و زیبای چای خوری هم میزدیم و از ته نشین شدنش جلو گیری می کردیم. اما حالا دیگر می توانیم به کمک یک ساچمه زیبای سرامیکی کوچک که در کف لیوانمان سر می خورد چای خود را هم بزنیم. این استکانی را که در تصویر مشاهده میکنید یکی دیگر از ابداعاتیست که می تواند تا حدی زندگی را برایمان از یکنواختی در آورد. البته تفکر چندان جدیدی نیست. سالیان سال است که ساچمه ها در قوطی های آبمیوه , شیر , دوغ در حال شنا کردن هستند ولی تا کنون در یک استکان چای شنا نکرده بودند. اگر اهل نوشیدن چای هستید و به دنبال یک تنوع می گردید می توانید از این طرح ایده بگیرید . یا بخریدش و یا خودتان یک ساچمه سرامیکی پیدا کنید و متفاوت تر از همیشه چای بنوشید!
منبع
روغن زيتون

ملكه روغنهاى مايع نباتى است
تاريخچه روغن زيتون
از زمانهاى بسيار قديم انسان مى دانست كه اگر ميوه زيتون را فشار دهد روغن مايعى از آن خارج مى شود كه مزه و طعم مطبوعى دارد. كشورهايى كه درخت زيتون در آن جا به عمل مى آيد مخصوصا كشورهاى حوزه مديترانه روغن زيتون را به فراوانى در دسترس خود دارند و از آن مصرف مى كنند و به اين ماده روغنى ((ملكه روغنهاى نباتى مايع ))لقب داده اند.
قبل از كشف دنياى جديد به وسيله كريستوف كلمب و فتح مستعمرات كه باعث شناسايى بادام زمينى و روغن آن (آراشيد) شد - كشورهاى اروپايى غربى از گردو، منداب و ميخك روغن مى گرفتند و به مصارف غذايى مى رسانيدند. از قرون وسطى تا اواخر قرن چهاردهم كشت منداب كه به فرانسه به آن كولزا مى گويند و هم چنين شلغم و ميخك بيش از سيصد هزار هكتار از زمينهاى فرانسه را زير كشت گرفته بود و صنعت روغنگيرى از اين محصولات رونق بسيار داشت . در سال 1939 كشت اين محصولات به يك دهم تقليل يافت . در زمان جنگ روغنگيرى از اين فرآورده ها دوباره شروع شد و روغن تخم گل آفتاب گردان هم به آن اضافه گرديد ولى در حال حاضر بيش از هر روغن نباتى مايع در فرانسه روغن مايع بادام زمينى (آراشيد) زياد شده است .
اكنون در فرانسه هر سال دويست و هشتاد هزار تن روغن آراشيد (بادام زمينى ) و پانزده هزار تن روغن زيتون مصرف مى شود.
ارزش غذايى روغن زيتون
روغنهاى نباتى مايع برعكس روغنهاى سفت نباتى براى تغذيه بهتر و ارزش غذايى آن بيشتر است و از همه مهمتر اينكه زودتر هضم مى شود.
روغنهاى مايع نباتى از نظر كالرى بسيار غنى هستند چنانكه صدگرم روغن زيتون هزار كالرى حرارت توليد مى كند. روغن مايع نباتى اگر صددرصد چربى داشته باشد املاح معدنى و ويتامين نخواهد داشت .
روغنهاى مايع نباتى خام بطور خفيف لينت دهنده هستند و از طرف ديگر ترشحات كيسه صفرا را آسان مى سازند و توليد صفرا را زياد مى كنند.
روغنهاى مايع نباتى اگر بطور خام مصرف شوند همه هضم آن را مى توانند تحمل كنند حتى اشخاصى كه نارسايى كبدى دارند.
درخت زيتون را وقتى بكارند ميوه آن دويست تا صدوپنجاه برابر درشت تر از ميوه زيتون درختانى است كه به طور وحشى مى رويند.
روغن زيتون املاح معدنى زيادى مانند فوسفور، گوگرد، پوتاسيوم ، منيزيوم ، كلسيم ، كلر، آهن ، مس ، منگنز، كاروتن و ويتامينهاى ((آ)) و ((ث )) دارد.
روغن زيتون مايع خام را چه اشخاصى مى توانند مصرف كنند؟
روغن زيتون مايع خام را همه مى توانند مصرف كنند.
به كسانى كه نارسايى كبد دارند توصيه مى شود كه براى رفع ورم كبدشان صبح ناشتا يك قاشق سوپخورى روغن زيتون خام بخورند.
چه روغن زيتونى مرغوب است ؟
روغن مايع زيتون بايد از ميوه زيتون تهيه شود و با هيچ روغن مايع ديگرى مخلوط نشده باشد و كاملا زيتون خالص باشد تا بتوان اسم روغن زيتون را بر آن گذاشت .
بهترين روغن زيتون از فشار اول آن به دست مى آيد كه به آن روغن بكر مى گويند.
براى به دست آوردن روغن بكر زيتون ، ميوه هاى زيتون را در ماشينهاى مخصوص له مى كنند و به صورت خمير در مى آورند و با پرسهاى هيدروليك روى آن فشار وارد مى آورده اند و به اين ترتيب هفتاد درصد روغنى را كه در ميوه زيتون است خارج مى كنند. اين روغن زيتون بكر زيتون است . بعدا به تفاله هاى خمير ميوه زيتون آب جوش مى افزايند و آن را تحت فشارهاى شديد قرار مى دهند كه سى درصد بقيه مواد روغنى آن خارج مى شود. اين دو روغن فشار اول با فشار دوم مخلوط مى كنند و به نام روغن زيتون خالص در بازار مى فروشند. روغن زيتون بكر براى رفع يبوست و امراض كبدى بسيار مفيد است .
موريس مسگه در كتاب خود به مبتلايان يبوست و امراض كبدى توصيه مى كند هر روز صبح ناشتا يك قاشق سوپخورى روغن زيتون بكر مصرف كنند تا عوارض يبوست و امراض كبدى در آنها برطرف گردد.
مصارف خارجى زيتون
- ميوه زيتون رسيده را مى كوبند و به صورت ضماد روى دمل و آبسه مى گذارند خيلى زود آن را مى رساند.
- بچه هايى كه كم خون هستند يا استخوانشان نرم است روغن زيتون را به بدن آنها مى مالند و حمام آفتاب مى دهند.
- روغن زيتون را به لثه هاى دندان مى مالند و با انگشت ماساژ مى دهند تا از پيوره جلوگيرى كند.
- روغن زيتون را با سير كوبيده مخلوط مى سازند و از آن مرهمى درست مى كنند كه آن را در جاهاى دردناك رماتيسم ، درد اعصاب و درد مفاصل مى گذارند تا آن را درمان كند.
- وقتى بخواهند از ريزش موى سر جلوگيرى كنند ده شب سر را با روغن زيتون چرب مى كنند، و دستمالى بر آن مى بندند. مى خوابند و صبح آن را با شامپوى زرده تخم مرغ مى شويند.
- براى معالجه نقرس ، پنج بابونه را در چهل گرم روغن زيتون مى خيسانند و آن را در بن مارى گرم مى كنند و يا در آفتاب مى گذارند تا شيره گل بابونه در روغن زيتون وارد شود. بعد آن را با فشار صاف مى كنند و روى جاهاى دردناك بيمارى نقرس مى مالند.
- براى معالجه يبوست هاى تشنج آور دويست تا چهارصد گرم روغن زيتون را با يك ليتر آب گرم مخلوط كرده و تنقيه مى كنند.
مناطق زيتون كارى ايران
در حال حاضر تعداد درختان زيتون ايران در حدود 132 ميليون درخت است كه سطحى كه زير كشت آن قرار گرفته است در حدود 2650 هكتار است حد متوسط عمل كرد يك تن و نيم در هر هكتار و جمع كل توليد زيتون 400 تن و مقدار توليد روغن زيتون ساليانه 400 تن مى باشد.
ولى در برنامه پنجم علاوه بر اصلاح باغات زيتون در رودبار، بهشهر، گرگان ، گنبد كاوس در شمال و در استان فارس هم 10000 هكتار زمين زيتون كارى خواهد شد.
رودبار و طارم به سه هزار هكتار باغ و يك ميليون درخت زيتون يكى از مهمترين مناطق تهيه و توليد زيتون ايران است .
Breast of Burden : St Mary's Cathedral
In brief:
Saint Mary's Cathedral in San Francisco was designed by architect Pier Luigi Nervi in 1971 and built amid an atmosphere of controversy. The building has been described by many as resembling an overgrown washing machine agitator, and several San Franciscans have taken to calling it "Our Lady of Maytag" for this resemblance. Others find the swooping pyramid shape refreshingly modern for sacred Catholic architecture.
Technical:
The Cathedral of Saint Mary of the Assumption, known familiarly as St. Mary's Cathedral, in San Francisco has become a landmark that annually draws thousands of people to this sacred structure, which combines the rich traditions of the Catholic faith with modern technology.
The cathedral's striking design flows from the geometric principle of the hyperbolic paraboloid, in which the structure curves upward in graceful lines from the four comers meeting in a cross. Measuring 255 feet square, the cathedral soars to 190 feet high and is crowned with a 55 foot golden cross.
Four corner pylons, each one designed to withstand ten million pounds of pressure, support the cupola, which rises 19 stories above the floor. The pylons measure just 24 feet in circumference at their narrowest point and extend 90 feet down into bedrock. The inner surface of the cupola is made up of 1680 pre-cast triangular coffers of 128 different sizes, designed to distribute the weight of the cupola. At each comer of the cathedral, vast windows look out upon spectacular views of San Francisco, the City of Saint Francis of Assisi. The cathedral's red brick floor recalls early Mission architecture, and the rich heritage of the local church.
Above the altar is a kinetic sculpture by Richard Lippold. Alive with reflected light, the 14 tiers of triangular aluminum rods symbolize the channel of love and grace from God to His people, and their prayers and praise rising to him. The sculpture, suspended by gold wires, is 15 stories high and weighs one ton.
The 'boob' story:
Urban legend also has it that the Catholic Church sued the architect over the appearance of the breast, claiming that the appearance of a naked breast on the side of a cathedral somehow mocks the Church, which is reputed for being uptight about sexuality.
…
On the issue of the Catholic Church's lawsuit, extensive research shows no evidence that the church ever filed suit against Nervi or even threatened to. The rumor could have started by the "telephone game" effect after individuals associated with the church or the Archdiocese made private commentary on the shape, but even this is idle speculation
Island of Memory by Britton Chambers
Britton Chambers, an architecture student at the University of Minnesota, has designed a memorial centre to commemorate the suffering of slaves in 18th and 19th century America.
The project is titled Island of Memory: Memorial to the Dehumanization and Murder of African Slaves within the United States of America. Chambers proposes building the memorial on Shutes Folly Island, South Carolina.
Slavery is an issue that pertains to all of humanity and its importance far outweighs any cultural or social difference. African Americans share a different understanding of our history, however slavery is a part of our global history as human beings. It can and should be addressed by all people.



























