تبليغاتX
همه جوره

Mobin_s2004@yahoo.com

Mobin_s2004@yahoo.com

 

5 تير / 25 ژوئن

Mobin_s2004@yahoo.com
5 تير ماه هجري خورشيدي
Mobin_s2004@yahoo.com
روزي كه امپراتور فراري روم به دست يك سرباز ايراني كشته شد

Flavius Claudius Julianus

26 ژوئن سال 363 ميلادي (روزي چون امروز) و در جريان جنگ دو امپراتوري روم و ايران، ژوليانFlavius Claudius Julianus (فلاويوس كلاوديوس ژوليانوس) امپراتور روم از دودمان كنستانتينيان كه در حال فرار از برابر ارتش توانمند ايران بود در منطقه سامرا (عراق امروز) هدف زوبين يك سرباز ايراني قرار گرفت، شديدا زخمي شد و چند ساعت بعد (27 ژوئن) درگذشت. وي آخرين امپراتور غير مسيحي روم بود و مسيحيان او را به لحاظ سختگيري نسبت به پيروان اين دين «خدانشناس» مي خواندند. ژوليان كه در تاريخ به ژوليان دوم معروف است (براي اشتباه نشدن با ديديوس ژوليانوس) در عين حال، خود از فلاسفه «نيوپليتونيسمNeoplatonism» بود و در «نوشتن» به وپژه داستان نگاري داراي مهارت و استعداد بود.
ژوليانوس بود كه در مارس 363 ميلادي جنگ با ايران را با عبور از رود فرات و تعرض به قلمرو امپراتوري ما آغاز كرده بود كه به شكست روميان و مرگ خود او منجر شد. ژوليانوس مي خواست كه از فرصت دور بودن شاپور دوم، شاه وقت ايران، از پايتخت استفاده كند و اراضي را كه كنستانتينوس دوم به ايران باخته بود پس بگيرد و براي خود تاريخ بسازد كه جان خويش را هم بر سر اين كار گذارد. ژوليان از اقامت شاپور دوم (ذوالاكتاف) شاه وقت در آسياي ميانه كه سرگرم فراري دادن «هون» ها به سمت اروپا بود سوء استفاده كرده و وارد قلمرو ايران شده بود.
مورخ ارتش روم نوشته است: ژوليانوس در رسانيدن خود به پايتخت ايران (شهر تيسفونCtesiphon ) به قدري شتاب داشت كه منتظر 30 هزار سرباز كمكي خود نشد كه در مسير حركت و به فاصله اي كم از تيسفون، با شصت هزار تن لژيونر با نيروهاي يك ژنرال ايراني (سپهبد) به همين شمار وارد جنگ شد و متوقف گرديد. امپراتور هنگامي كه شنيد شاپور دوم (ذوالاكتاف) به سوي تيسفون باز مي گردد با عجله عقب گرد كرد تا در منطقه كوهستان (كوههاي كردستان عراق امروز) منتظر نيروي كمكي شود كه واحدهاي ايران او را دنبال كردند و پيش از رسيدن به كوهستان از دو سوي مورد حمله قرار دادند كه زوبين خورد و تلاش اوريباسيوسOribasius جراح ارتش براي نجاتش به جايي نرسيد و سپيده دم در گذشت.
در پي كشته شدن ژوليان، ژنرالهاي رومي في المجلس «ژوويان» را به سمت امپراتور موقت انتخاب كردند كه وي چون توان و استعداد جنگيدن در نيروهاي رومي نديد به شاپور دوم پيشنهاد ترك مخاصمه و صلح داد كه به شرط پذيرفتن همه شرايط ايران قبول شد. ژوويان در قرارداد صلح، تعهدات بسيار سنگين بر عهده گرفت، يعني هرچه را كه فاتح (ايران) ديكته كرد نوشت و امضاء كرد و مابقي ارتش روم را نجات داد. طبق قرارداد صلح، ژوويان از پنج منطقه بزرگ در شرق مديترانه و هرگونه ادعاي روم در ارمنستان صرف نظر كرد و متعهد شد كه شخصا به مناطق پنجگانه مراجعه كند و به دست خود پرچم ايران را در آنجا برافرازد كه چنين كرد و اين عمل در تاريخ امپراتوري روم، قبول يك تحقير خوانده شده است.
شاپور دوم بنا بر منش ايرانيان (رعايت احترام متوفي و وصيت او)، اجازه داد كه جسد ژوليانوس را بدون كوچكترين بي احترامي از قلمرو ايران خارج سازند.
    سه داستان جالب از ژوليانوس دوم بجا مانده است كه «ويلمر كيو رايتWilmer Cave Wright» آنها را به انگليسي ترجمه و در سه جلد تحت عنوان كارهاي امپراتور ژوليان در سال 1923 در لندن به چاپ رسانده و به توزيع داده است كه تا كنون چند بار تجديد چاپ شده اند. ژوليان براي اين بتواند افكار انديشمندان يونان قديم را از دست اول (نه ترجمه آنها) مطالعه كند، زبان يوناني فرا گرفته بود.

 

نخستين باري كه روسها باكو را تصرف كردند

عناصر دو هنگ ارتش روسيه 26 ژوئن سال 1723 شهر باكو را تصرف كردند. تصرف باكو با استفاده از فرصتي كه جنگ داخلي ايرانيان و محاصره اصفهان توسط امير محمود قندهاري به دست داده بود صورت گرفت. روس ها هفت سال بعد، از ترس نادر شاه بدون جنگ باكو را ترك و سپس طبق قرارداد گنجه (منعقد در دهم مارس 1735) از همه قفقاز خارج شدند. روسها تا دوران جنگ اول ايران و روسيه ( سالهاي 1808 ـ 1813) به مدت هفتاد و چند سال قدم به قفقاز ايران نگذاشتند.
باكو در عهد باستان بغ كوه (كوه خدا) نام داشت كه به تدريج به باكو تبديل شد (مشابه نام «بغ داد» يا بغداد امروز). برخي هم در قديم آن را «بادكوب» مي خواندند. نخستين آتشكده باكو قدمتي برابر با آغاز ترويج آيين زرتشت در شمال غربي ايران دارد (شش تا هشت قرن پيش از ميلاد مسيح). كاخ شروانشاه (شيروان شاهان) از بناهاي تاريخي آن شهر نفت است كه نزديك به سه ميليون نفر را در خود جاي داده است.

کاخ شروانشاه در باکو مربوط به قرون وسطا

 

کناره گيري وثوق الدوله که ايران را تحت سرپرستي انگلستان قرار داد

وثوق الدوله

وثوق الدوله (ميرزا حسن خان) كه با امضاي قرار داد نهم اوت 1919 (مرداد 1298) با سرپرستي كامل انگلستان بر ايران موافقت كرده بود 26 ژوئن 1920 (تير 1299) استعفاي خود را از رئيس الوزرايي تسليم داشت.
اين كناره گيري به معناي پايان كار او نبود بلكه بعدا هم به مقام و منزلت رسيد و حتي از تهران نماينده مجلس شد!!!. همين انتخاب وثوق الدوله مثالي شده است كه در سطح جهان اصحاب نظر در گفتار و نوشتار خود به اجراي دقيق دمكراسي در مناطقي كه مردم آن با جزئيات دمكراسي آشنا نباشند و ارزش و قدر آن را ندانند ابراز ترديد كنند و آموزش و توجيه دمكراسي را مقدم بر اجراي آن بدانند.
مورخان، مقامات بعدي وثوق الدوله را دليلي بر ادامه نفوذ انگلستان در ايران دانسته اند که رضا شاه کوشيد پس از قدرت گرفتن هيتلر در آلمان، ايران را از نفوذ انگلستان برهاند که...

Mobin_s2004@yahoo.com
25 ژوئن ميلادي
Mobin_s2004@yahoo.com
ثبت اختراع دوچرخه و نگاهي كوتاه به تاريخچه آن

26 ژوئن 1819 اختراع دوچرخه به ثبت رسيد. به درستي معلوم نيست كه در چه تاريخ و به دست چه فردي، نخستين دوچرخه ساخته شده است. طبق تحقيق برخي از مورخان، نخستين دوچرخه در سال 1790 در فرانسه ساخته شده بود. اسناد دقيق، از ساخت دوچرخه كاملتر و بازرگاني شدن اين صنعت (توليد انبوه) در سال 1817 در آلمان و توسط «كارل دريس Karl Drais» حكايت مي كند.
     دوچرخه هاي اوليه داراي زنجير و خودرو نبودند. زنجير دوچرخه (انتقال نيروي ركاب زن به چرخ) در سال 1885 ساخته شد و حركت با دوچرخه را آسان و بدون زحمت ساخت.
     پيش از عمومي شدن استفاده از اتومبيل، دوچرخه به صورت سه و يا چهار چرخه،
    دو نفره و سه نفره هم ساخته مي شد كه دوچرخه سوار مي توانست همسرش را همانند نشستن در اتومبيل (نه روي زين و ترك بند) با خود ببرد و سواري دهد.
    طبق برآورد رسمي، درسال 2005، جهان داراي بيش از يك ميليارد دوچرخه بوده است. پيش بيني شده است كه با گران شدن بهاي بنزين و نيز به خاطر حفظ تندرستي (لزوم ورزش روزانه)، استفاده از دوچرخه بارديگر افزايش يابد.
     طبق يك ميثاق بين المللي، از سال 1968 دوچرخه در عداد وسائط نقليه كه در رديف «خودرو» هستند در آمده و راكب دوچرخه عنوان «راننده» يافته و لذا بايد همه مقررات راهنمايي و رانندگي را رعايت كند. به علاوه، اتومبيلرانان بايد به حق دوچرخه سوار در معابر احترام بگذارند و ضمن حركت، حق تقدم و فاصله قانوني را با دوچرخه رعايت كنند.
عكس زير يك دوچرخه چند چرخه دو نفره را در سال 1886 نشان مي دهد:

 

انقلاب عراقي ها برضد سلطه انگلستان

انگلستان پس از خارج ساختن عراق از دست عثماني در پايان جنگ جهاني اول، نقشه ديگري براي آن كه در زمان عثماني شامل 3 ايالت بود داشت. تا زمان نادرشاه، عراق عمدتاً توسط ايران اداره مي شد.
    شيعيان عراق كه اكثريت مردم اين كشور را تشكيل مي دهند با تقشه انگلستان مخالف بودند. مخالفت شيعيان عراق در اواخر ژوئن سال 1920 (در چنين روزهايي) به انقلاب آنان انجاميد و نيروهاي انگليسي فرزند آيت الله شيرازي را كه پس از وفات آيت الله يزدي در سال 1919 رهبري شيعيان عراق را به دست داشت و مرجع تقليد آنان بود دستگير كردند كه آيت الله برضد انگلستان و نقشه استعماري آن دولت فتوا صادر كرد و روا داشت كه انقلاب به صورت مسلحانه در آيد.
    دستگيري عده اي در كربلا و نجف آتش انقلاب را به سراسر عراق گسترش داد و صدها سرباز انگليسي كشته شدند. انگلستان در پايان ژوئيه (ماه بعد) كه شكست خود را حتمي ديد، با دادن استقلال تدريجي به عراق موافقت كرد.
    در اين ميان كردها هم از شكست پادگانهاي انگليسي در عراق مركزي و جنوبي استفاده كردند و بسياري از شهرهاي كردنشين را از دست انگليسي ها خارج ساختند و ... .

برخي ديگر از رويدادهاي 26 ژوئن

1787:   در آستانه انقلاب فرانسه، يك برده سياهپوست به نام اتوبا كوگوآنو كه به همراه ارباب انگليسي خود از قاره آمريكا به لندن منتقل شده و در اينجا از بردگي به نوكري تغيير وضعيت داده بود كتابي درباره زشتي تجارت برده و خشونت و بي رحمي نسبت به آنان منتشر ساخت كه اروپا را به لرزه درآورد و اشك بسياري را جاري ساخت.

1898:   ويلي مسراشميت Messerschmidt طراح آلماني هواپيما در اين روز به دنيا آمد. وي كه سازنده جنگنده هاي مسراشميت بود در سال 1978 درگذشت.

1907:   (25 ژوئن) پروفسور «هانس جنسن» فيزيكدان اتمي آلمان در هامبورگ به دنيا آمد و در سال 1963 برنده جايزه نوبل در اين رشته شد.

1934:   پروفسور آلماني «هنريك فوكه» هواپيماي عمود پروازي را كه ساخته بود به نام اف. دبليو ـ 61 در برلن به پرواز درآورد. اين وسيله پرواز تركيبي از هواپيما و هلي كوپتر بود كه بوسيله بال گرد، عمودي بلند مي شد و فرود مي آمد و با ملخ هواپيما افقي پرواز مي كرد (درست شبيه هواپيمايي كه اخيرا آمريكا براي سپاه تفنگداران خود ساخته است).

1940:   دولت مسكو از دولت روماني خواست كه دو منطقه بسارابياBessarabia و Bukovina بوكووينا را به آن دولت پس بدهد. اين دو منطقه را امپراتوري روسيه نزديك به دو قرن پيش از عثماني گرفته بود. پيمان عدم تجاوز ميان برلين و مسكو (معروف به قرارداد مولوتف ـ فن ريبنتروپ) اجازه بازگرداندن اين دو سرزمين را به دولت مسكو داده بود. اين دو سرزمين كه بعدا ضميمه شوروي شدند، پس از فروپاشي اين اتحاديه (به اظهار بسياري از اصحاب نظر، براثر خيانت داخلي) اينك در جمهوريهاي مولدوا و اوكراين واقع شده اند.

1945:   منشور ملل متحد كه بر پايه آن سازمان ملل تاسيس شده است در نشست سانفرانسيسكو امضاء شد. مبتكر اين منشور و سازمان فاتحان آلمان بودند كه مي خواستند از اين طريق هم كنترل جهاني داشته باشند و اين كنترل با وجود هفت دهه اعتراض و انتقاد ادامه دارد. اين سازمان كمكي به بشريت و تامين حقوق و آزادي هاي انسان نكرده، و نتوانسته است كه از جنگ و كودتا و ... جلوگيري كند.

1960:   انگلستان به «سومالي لند» واقع در قسمت شمالي سومالي بزرگتر كه قبلا همانند گوسفند قرباني ميان ايتاليا، فرانسه و انگلستان قسمت شده بود استقلال داد ولي اين استقلال تنها پنج روز دوام داشت. سرزمين سومالي (شاخ آفريقا) به علت برخوردار بودن از يك موقع استراتژيك ممتاز سالهاست كه دچار تفرقه و بي نظمي و بي حكومتي است.

حمد بن خليفه

1995:   پرنس حمد بن خليفه آل ثاني نخست وزير و فرمانده ارتش قطر برضد پدر خود «خليفه بن حمد آل ثاني» كودتا كرد و برجاي او نشست. اين كودتا بدون خونريزي و تلفات بود. حمد امير تازه كه متولد 1952 و فارع التحصيل آكادمي نظامي انگلستان است در زمان حكومت پدر، در عين حال يك ژنرال بود. «حمد» ادامه دهنده سلطنت خاندان آل ثاني است كه از دو قرن پيش بر قطر حكومت مي كند. مرور زمان نشان داده است كه سياست هاي «حمد» معتدل و دورانديشانه بوده است.




نوشته شده در تاريخ پنجشنبه ششم تیر 1387 توسط 
   درباره وبلاگ

   آرشيو مطالب

   آخرين مطالب

   موضوعات

   پيوند ها

   پيوندهاي روزانه